مشکل اساسی زمانی بروز پیدا میکند که آن چیزهایی که میتوان آزمون گرفت و به آنها امتیاز داد، اغلب دقیقا همه چیزهایی نیستند که اهمیت دارند. با آزمون کنکور میتوان میزان توانایی دانشآموز در پاسخ دادن درست و سریع به پرسشهای چهارگزینهای را سنجید؛ اما با این روش نمیتوان میزان تفکر انتقادی، جستوجوگری یا رشد و تکامل شخصی و شخصیتی داوطلبان را بهآسانی اندازه گرفت. چنین عواملی در رشتههای علوم انسانی که انواع نظریهها و دیدگاهها و نگاه جامع و چندبعدی داشتن نسبت به مسائل و پذیرای افکار نو بودن اهمیت دارد، بسیار مهم است. تلاش برای افزایشدادن یک عدد بهآسانی قابل سنجش که در نمره آزمون خلاصه میشود، همیشه کمک نمیکند تا به آنچه واقعا تلاش میکنیم دست یابیم، برسیم.
خانوادههای این دانشآموزان نیز هر یک با صرف دهها و حتی صدها میلیون تومان در قالب شهریه و کلاسهای آمادگی کنکور، به تبدیل محیط دانشگاهی و عملی به جامعه همسانگرا و همسانوار کمک میکنند. پس خانهتکانی اساسی در شیوه آموزش و تحصیل همگانی با هدف تربیت و تجهیز نسل جدید برای ورود به بازار کار در دنیای متحول و متفاوت کنونی از اولویتهای اصلی است؛ نسل جدیدی که با نرخ کاهشی در حال افزایش است و متاسفانه تعداد روبه افزایشی از آنها با ناامیدی از فضای عمومی قصد مهاجرت دارند. اگر به قویشدن اقتصاد کشور و امکان هماوردی و عقبنماندن از قدرتهای رقیب خود در منطقه تمایل داریم، اصلاح نظام آموزشی و تربیت نسل جدید متناسب با مقتضیات روز از ضروریات است.
منبع : روزنامه دنیای اقتصاد

نظر خود را بنویسید