آمریکا به دستور جو بایدن با سرعت حجم بالایی از تسلیحات نظامی را برای اوکراین ارسال کردهاست. این کشور قصد دارد نقشی که در جنگ جهانی دوم داشت را باز هم ایفا کند: زرادخانه دموکراسی. با این تفاوت که انبارهای نظامی در حال خالی شدن هستند و ظرفیت تولید اصلا با آن زمان قابل مقایسه نیست.
ترجمه: نسیم بنایی، آینده نگر/ اکونومیست
زمانی که در جنگ جهانی دوم، لندن زیر بمباران عملیات بلیتزِ آلمانیها قرار داشت، روزولت، رییس جمهوری آمریکا، اعلام کرد «آمریکا باید زرادخانه بزرگ دموکراسی» باشد تا هم از خود دفاع کند هم با نازیها بجنگد. زمانی که ژاپن به پرل هاربر حمله کرد، کارخانههای آمریکایی وارد حالت تولید تماموقت جنگی شدند. صنعت خودروسازی دیتروید، با کارخانههایی نظیر الدزموبیل، کادیلا، کرایسلر و فورد، مشغول ساختن ادوات جنگی شد.
حالا که در اوکراین جنگ به راه افتادهاست، جو بایدن قصد دارد خود را مانند روزولت دنیای امروز جلوه دهد. آمریکا قصد مبارزه مستقیم را ندارد، بلکه میخواهد به اوکراین در مسیر «پیروز شدن» کمک کند. او در روز 28 آوریل از کنگره درخواست 33 میلیارد دلار دیگر برای رسیدگی به این بحران کند، در حالیکه در اوایل سال چیزی در حدود 13.6 میلیارد دلار دریافت کردهبود. این درخواست جدید شامل 20 میلیارد دلار کمک نظامی به اوکراین و متحدان اروپایی میشود. به گفته بایدن «هزینه این جنگ کم نخواهد بود، اما اگر جلوی آن را نگیریم علاقه دیگران به ایجاد خشونت، هزینه بیشتری در بر خواهد داشت.»
آیا صنایع نظامی آمریکا توانایی پاسخگویی به این تقاضا را دارند؟ این صنعت باید هم پاسخگوی نیازهای اوکراین باشد، هم متحدان اروپایی که با سرعت به دنبال مسلحسازی خود هستند، هم باید به فکر خود آمریکا باشد. توماس مانکن، تحلیلگر مرکز ارزیابیهای بودجه و استراتژی، درباره این مسئله چنین میگوید: «یکی از داستانهای دلگرمکننده درباره این جنگ این است که توانستیم حجم زیادی از مهمات در اختیار اوکراینیها قرار دهیم. اما پرسش اصلی این است: چه کسی ایالات متحده آمریکا را تامین میکند؟ هیچکس.»
کدام زرادخانه؟
آمریکا با فاصله بزرگترین تامینکننده تسلیحات اوکراین بودهاست. از سال 2018 به این سو، آمریکا تقریبا 7 هزار موشک ضد تانک جَولین به اوکراین فروخته یا اهدا کردهاست. آمریکا جدای از این بیش از 14 هزار سامانه ضدزرهی، 1400 موشک ضدهواپیمای استینگر و تعداد زیادی هلیکوپتر، نفربر و تیربار به اوکراین دادهاست. جدای از این مسئله، آمریکا از تمام متحدان خود خواستهاست که در مسیر مسلحسازی اوکراین، همکاری کنند.
حجم زیادی از این سلاحها از انبارها به دست آمدهاند. کارخانههای شاید نتوانند به سرعت، حجم تولید خود را افزایش دهند. برای مثال در مورد موشک جولین، آمریکا جزئیات انبارداری خود را اعلام نکردهاست، اما با توجه به اسناد بودجهای، ارتش این کشور از سال 1996، تقریبا 34 هزار و 500 موشک جولین خریداری کردهاست. گفته میشود که چیزی بین 12500 تا 17500 موشک از این تعداد، به منظور آموزش و آزمایش استفاده شدهاند. یعنی تا پایان سال 2021، چیزی در حدود 17 تا 22 هزار موشک در انبارها باقی ماندهاند. بنابراین 7 هزار موشک جولینی که به اوکراین داده شدهاست، تقریبا بیش از یکسوم انبار آمریکا بوده. البته نباید فراموش کرد که در این محاسبات، 2400 موشک خریداری شده توسط نیروی دریایی آمریکا و 5 هزار موشکی که در عراق و افغانستان استفاده شدهاند، گنجانده نشدهاست.
این مسئله در مورد باقی انواع سلاح هم صادق است. با اینحال تصمیم اخیر مبنی بر فرستادن توپهای 155 میلیمتری با استاندارد ناتو، مشکل را اندکی سبکتر کردهاست، به این خاطر که کشورها حجم زیادی از این نوع توپ دارند. البته نباید فراموش کرد، از آنجایی که کشورهای غربی برای مدتی طولانی بر آسمان حاکم بودهاند، در زمینه تولید موشکهای دوربردتر زمین به هوا پیشرفت خاصی نکردهاند.
از سوی دیگر هم نباید فراموش کرد که صنایع دفاعی هم مانند بسیاری از صنایع دیگر، آسیب زیادی از همهگیری کووید-19 دیدهاند، زیرا بازار کار فشردهتر شد و در سطح جهان با کمبود پردازندههای کامپیوتری روبهرو شدیم. در یکی از گزارشهای اخیر شورای ملی صنایع دفاعی آمریکا آمدهاست که پایگاه صنایع دفاعی این کشور به شدت دچار افت شدهاست. بزرگترین مشکل این صنعت، کمبود نیروی کار ماهر و قطعات یدکی قلمداد شدهاست. تقریبا 30 درصد از بنگاههایی که در این گزارش مورد پیمایش قرار گرفتهاند، عنوان کردهاند که آنها تنها تامینکننده یک محصول خاص برای پنتاگون هستند.
جنگ در اوکراین، برای آمریکا هنوز هم نقش یک تعهد محدود را دارد. اما اگر صنعت نظامی این کشور در حال حاضر تحت فشار است، آیا در صورت وقوع یک جنگ بزرگتر در مقابل چین (بر سر تایوان) توانایی رقابت لازم را دارد؟ به گفته خود آمریکاییها یکی از دلایلی که این کشور توانست در جنگ جهانی دوم با سرعت تولیدات خود را افزایش دهد این بود که آمریکا حجم زیادی ظرفیت صنعتی داشت که به دلیل بحران اقتصادی مورد استفاده قرار نمیگرفتند، اما وضعیت زرادخانه دموکراسی در حال حاضر چنین نیست.
نظر خود را بنویسید