نسبت ارزش افزوده خدمات به صنعت، کارایی وصول مالیات بر ارزش افزوده را کاهش داده است
کارایی مالیات بر ارزش افزوده
1401/04/20
390
این مطلب را به اشتراک بگذارید
هرچقدر سهم بخش کشاورزی افزایش یابد، بهدلیل کوچک بودن و متمرکز نبودن واحدهای کشاورزی و معافیتهای گسترده و معاملات تهاتری و سهم بالای فعالیتهای غیررسمی بزرگ در این بخش، درآمدهای مالیاتی نیز کاهش مییابد.
آینده نگر
مالیات بر ارزش افزوده در مراحل مختلف زنجیره واردات و تولید و توزیع و مصرف بر اساس درصدی از ارزش کالاهای فروختهشده یا خدمات ارایهشده در هر مرحله اخذ و در نهایت توسط مصرفکننده نهایی پرداخت میشود. تبدیل ساختاری بهعنوان یکی از متغیرهای اثرگذار بر کارایی وصول مالیات بر ارزش افزوده اغلب منجر به افزایش سهم خدمات در مجموع ارزش افزوده اقتصاد خواهد شد. علیاکبر عربمازار، حجت ایزدخواستی و سارا یاوری در این زمینه پژوهشی انجام دادهاند که نتایج آن در مقالهای با عنوان «بررسی اثر تبدیل ساختاری بر کارایی وصول مالیات بر ارزش افزوده در استانهای ایران» در شماره ۸۲ فصلنامه «پژوهشنامه اقتصادی» منتشر شده است. در این پژوهش به بررسی تأثیر تبدیل ساختاری بر کارایی وصول مالیات بر ارزش افزوده در ۳۰ استان در دوره زمانی ۱۳۸۷ تا ۱۳۹۵ با استفاده از الگوی دادهها پرداخته میشود. نتایج حاصل بیانگر آن است که نسبت ارزش افزوده بخش خدمات به کل ارزش افزوده اثر منفی و معناداری بر کارایی وصول مالیات بر ارزش افزوده داشته است. نسبت ارزش افزوده بخش خدمات به ارزش افزوده بخش صنعت، اثر منفی و معناداری بر کارایی وصول مالیات بر ارزش افزوده داشته است. همچنین رشد تولید ناخالص داخلی سرانه واقعی، ضریب جینی و وقفه نسبت ارزش افزوده بخش کشاورزی از کل ارزش افزوده اثر منفی بر کارایی وصول مالیات بر ارزش افزوده داشتهاند. نرخ شهرنشینی و نسبت مخارج عمرانی به کل مخارج دولت نیز اثر مثبت و معناداری بر کارایی وصول مالیات بر ارزش افزوده استانها داشتهاند. *** مالیات بر ارزش افزوده بر اساس درصدی از ارزش کالاهای فروختهشده یا خدمات ارایهشده در هر مرحله بهوسیله مصرفکننده نهایی پرداخت میشود و در بیش از ۱۶۵ کشور مورد استفاده قرار گرفته است. این نوع مالیات منجر به گسترش پایه مالیاتی و شفافسازی فعالیتهای اقتصادی و تشویق سرمایهگذاری و تولید شده است. بر اساس دادههای بانک جهانی در سال ۲۰۲۱، میانگین نسبت مالیات بر کالاها و خدمات از کل درآمدهای دولت در جهان طی دوره ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۹ برابر ۳۲.۹ درصد بوده است. این نسبت درکشورهای اتحادیه اروپا برابر ۳۳.۹ درصد، در کشورهای با درآمد متوسط برابر ۳۴.۹ درصد و در کشورهای با درآمد بالا ۳۶.۷ درصد بوده است. بر اساس آمارهای گزارششده سازمان مالیاتی کل کشور، مالیات بر کالاها و خدمات از ۷.۱ هزار میلیارد تومان در سال ۱۳۹۱ به ۵۹.۶ هزار میلیارد تومان در سال ۱۳۹۸ افزایش یافته است. کل درآمدهای مالیات بر ارزش افزوده نیز از ۱.۳ هزار میلیارد تومان در سال ۱۳۸۷ به ۴۶.۴ هزار میلیارد تومان در سال ۱۳۹۸ افزایش یافته است. نرخ و پایه مالیات بر ارزش افزوده در کشورهای مختلف دنیا متفاوت بوده است و متوسط نرخ به کار گرفته شده ۵ تا ۱۸ درصد بوده است. میانگین نرخ استاندارد مالیات بر ارزش افزوده در کشورهای سازمان همکاریهای اقتصادی و توسعه در سال ۲۰۱۹ برابر ۱۹.۲ درصد بوده است. نرخ مالیات بر ارزش افزوده در ایران از ۳ درصد در سال ۱۳۸۷ به ۹ درصد در سال ۱۳۹۴ افزایش یافته است. در سالهای ۱۳۹۵ تا ۱۴۰۰ نیز نرخ مالیات بر ارزش افزوده ۹ درصد اعمال شده است. هر چند در بعضی از کشورها برخی از خدمات مثل خدمات دارویی و بیمارستانی و امنیتی و خانه و بیمهای و پستی و زیربنایی مثل آب و برق و گاز مشمول مالیات نمیشوند اما در برخی دیگر از کشورها، پایه مالیات بر ارزش افزوده وسیعتر از سایر مالیاتهای سنتی است و خدمات از قبیل خدمات تفریحی و حملونقل و قانونی و ملکی و حتی زیربنایی را نیز در بر میگیرد. در اغلب کشورها از جمله جامعه اقتصادی اروپا، ساختار نرخگذاری دوگانه اعمال میشود. این ساختار شامل یک نرخ عمومی (استاندارد) بر کالاها و خدمات و یک نرخ پایینتر از آن بر مواد غذایی و دارو و سوخت منازل و کتابها و مجلات و حملونقل عمومی اعمال میشود. یکی از عوامل مهم اثرگذار بر عملکرد مالیات بر ارزش افزوده و کارایی وصول آن، تبدیل ساختاری بهعنوان نمایندهای از تغییر در ترکیب بخشهای اقتصادی است. ترکیب بخشهای اقتصادی نیز بهسرعت در حال تغییر است؛ بهگونهای که اقتصاد بسیاری از کشورها از تولیدات اولیه کشاورزی به صنعت و از صنعت متکی بر منابع طبیعی به صنعت بر مبنای سرمایه انسانی ماهر و فناوری بالا و در نهایت خدمات پیشرفته حرکت میکند و منجر به افزایش سهم خدمات در مجموع ارزش افزوده اقتصاد میشود. در این راستا، سهم ارزش افزوده بخش خدمات از کل ارزش افزوده و سهم ارزش افزوده بخش خدمات به سهم ارزش افزوده بخش صنعت در دهه گذشته در کشورهای توسعهیافته و در حال توسعه تغییر کرده است. این روند در ایران نیز اتفاق افتاده است، موضوعی که میتواند از طرق مختلف بر میزان مالیات بر ارزش افزوده دریافتی بهوسیله دولت اثرگذار باشد. بر اساس آمارهای منتشرشده از سوی مرکز آمار ایران، سهم ارزش افزوده بخش خدمات از تولید ناخالص در دوره زمانی ۱۳۸۲ تا ۱۳۹۷ روندی صعودی داشته است و از ۴۷.۳ درصد به ۵۶.۲ درصد افزایش یافته است. میانگین نسبت ارزش افزوده بخش خدمات به کل ارزش افزوده استانها در دوره ۱۳۸۷ تا ۱۳۹۵ در حد ۵۷ درصد بوده است. همچنین میانگین نسبت ارزش افزوده بخش کشاورزی ۹ درصد، میانگین نسبت ارزش افزوده بخش خدمات به ارزش افزوده بخش صنعت ۲.۴۶ و میانگین کارایی مالیات بر ارزش افزودهه به روش تولید در استانها ۳۵ درصد بوده است. تغییرات صورتگرفته در ترکیب بخشهای مختلف اقتصادی از طریق کانالهای مختلفی بر نوع مالیاتها و ساختار حاکم بر آن اثرگذار بوده است. تبدیل ساختاری در اقتصاد منجر به افزایش سهم خدمات در مجموع ارزش افزوده اقتصاد میشود. برخی محققان تبدیل ساختاری را با تغییر در سهم اشتغال بخشهای مختلف اقتصاد تعریف کردهاند. تبدیل ساختاری ابعاد بسیاری را در بر میگیرد که ممکن است تأثیرات متفاوتی بر کارایی مالیاتی یک کشور داشته باشد. اگر تبدیل ساختاری منجر به سطح بالاتری از درآمد سرانه و توسعه نهادی بیشتر شود، این امر میتواند منجر به افزایش در درآمدهای مالیاتی شود. در یک بعد گستردهتر، تغییر در ترکیب بخشهای اقتصادی بهلحاظ نظری و کاربردی با بهرهوری و رشد و توسعه اقتصادی همراه است و باعث تغییر درآمد سرانه و در نهایت اثرگذاری بر درآمدهای مالیاتها و کارایی مالیاتی خواهد شد. بنابراین سؤال اساسی این است که تغییر در ترکیب بخشهای اقتصاد چگونه میتواند کارایی نظام مالیات بر ارزش افزوده را تغییر دهد. نوآوری این پژوهش محاسبه کارایی وصول مالیات بر ارزش افزوده در استانهای ایران و بررسی عوامل مؤثر بر کارایی وصول مالیات بر ارزش افزوده با تأکید بر تبدیل ساختاری است که با استفاده از روشهای علمی صورت میگیرد. در زمینه گستردگی مالیات بر ارزش افزوده باید گفت که این نوع مالیات در دهههای گذشته در بیش از ۱۶۵ کشور جهان اجرا شده است. در اغلب کشورها از جمله جامعه اقتصادی اروپا، ساختار نرخگذاری دو یا چندگانه اعمال میشود. این ساختار شامل یک نرخ عمومی استاندارد بر کالاها و خدمات و یک نرخ پایینتر از آن است که بر مواد غذایی و دارو و سوخت منازل و کتابها و مجلات و حملونقل عمومی اعمال میشود. میانگین نرخ استاندارد مالیات بر ارزش افزوده در کشورهای سازمان همکاری اقتصادی و توسعه در سال ۲۰۱۹ برابر ۱۹.۲ درصد بوده است. تبیل ساختاری با تغییر ترکیب بخشهای مختلف اقتصادی و اندازه نسبی آنها در ارزش افزوده تعریف میشود. بهبیان دیگر، تبدیل ساختاری در اقتصاد منجر به افزایش سهم خدمات در مجموع ارزش افزوده اقتصاد میشود. برخی محققان تبدیل ساختاری را با تغییر در سهم اشتغال بخشهای مختلف اقتصاد تعریف کردهاند. تبدیل ساختاری ابعاد بسیاری را در بر میگیرد که ممکن است تأثیرات متفاوتی بر کارایی مالیاتی یک کشور داشته باشد. اگر تبدیل ساختاری منجر به سطح بالاتری از درآمد سرانه و توسعه نهادی بیشتر شود، این امر میتواند منجر به افزایش درآمدهای مالیاتی شود. در یک بعد گستردهتر، تغییر در ترکیب بخشهای اقتصادی بهلحاظ نظری اغلب با مفاهمی همانند رشد و توسعه اقتصادی همراه است و از منظر کاربردی نیز تغییرات ساختاری با موضوعاتی همچون تفاوتهای بهرهوری و ساعات کار و ادوار تجاری و نابرابری دستمزدها همراه بوده است.
دستاوردهای تحقیق: کاهش کارایی وصول مالیات بر ارزش افزوده بر اساس آمارهای منتشرشده از سوی مرکز آمار ایران، سهم ارزش افزوده بخش خدمات از تولید ناخالص داخلی در دوره زمانی ۱۳۸۲ تا ۱۳۹۷ روندی صعودی داشته است و از ۴۷.۳ درصد به ۵۶.۲ درصد رسیده است. میانگین نسبت ارزش افزوده بخش خدمات به کل ارزش افزوده استانها نیز در دوره ۱۳۸۷ تا ۱۳۹۵ به اندازه ۵۷ درصد بوده است. بخش خدمات در ایران از کسب وکارهای کوچکی تشکیل شده است که بهدلیل ضعف نظارتی و اطلاعاتی، فرایند مالیاتستانی در این بخش بهخوبی اجرا نشده است. همچنین با توجه به پتانسیل بالای بخش خدمات در فرار مالیاتی بهعلت عدم صدور فاکتور یا صورتحساب به مصرفکننده نهایی و معافیت مالیاتی در حوزه خدمات آموزشی و بهداشتی و مالی منجر به کاهش درآمدهای مالیاتی بر ارزش افزوده وصولشده و کاهش کارایی آن شده است. دلیل دیگر افزایش خدمات غیرمبادلهای است که باعث محدودکردن پایه مالیات بر ارزش افزوده شده است. همچنین نسبت ارزش افزوده بخش خدمات به بخش صنعت نیز کارایی وصول مالیات بر ارزش افزوده را کاهش داده است. سهم بخش کشاورزی از کل ارزش افزوده با یک وقفه نیز اثر منفی بر کارایی وصول مالیات بر ارزش افزوده داشته است. این بخش اقتصادی در اکثر کشورها از معافیتهای گسترده مالیاتی استفاده میکند. بنابراین انتظار بر این است که هر چقدر سهم بخش کشاورزی افزایش یابد بهدلیل کوچک بودن و متمرکز نبودن واحدهای کشاورزی و معافیتهای گسترده و معاملات تهاتری و سهم بالای فعالیتهای غیررسمی بزرگ در این بخش، درآمدهای مالیاتی نیز کاهش یابد.
نظر خود را بنویسید