گفتگو با محمدرضا طلایی درباره الزامات شکل‏ گیری اقتصاد دانش‌‏بنیان

الزامات پیشرفت

...

دولت باید با تدوین یک نقشه راه دقیق و مطالعه، بررسی و الگوبرداری از کشورهای پیشرفته، موضوع اقتصاد دانش‌‏بنیان را مجدداً در کشور پایه‌‏ریزی کند

آینده نگر

 

مفهوم اقتصاد دانش‌‏بنیان همچنان در ایران با اما و اگرهای بسیار مواجه است و دولت با تعاریف و سیاست‏گذاری‌هایی که گاهی صورت می‌‏دهد، برخی فعالان اقتصادی را به بیراهه می‏‏‌کشد. حالا اما در سالی که «تولید، دانش‌‏بنیان، اشتغال‌‏آفرین» نام‏‌گذاری شده، دیگر ادامه مسیر با روش‌‏ها و سیاست‏‌های گذشته امکان‏‌پذیر نیست و اگر قرار باشد شعار سال محقق گردد، باید طرحی نو درانداخت. در واقع، این صنعت جوان و نوپا باید در همین دوران جوانی پوست‌اندازی کند و در مسیر جدیدی گام بردارد که به معنای واقعی، اقتصاد دانش‌‏بنیان را برای ایران به ارمغان آورد و سبک و سیاق تجاری، اقتصادی و حتی تعاملات فرهنگی و سیاسی را نیز دگرگون کند. محمدرضا طلایی، عضو هیئت نمایندگان اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی تهران، معتقد است که دولت باید با تدوین یک نقشه راه دقیق و مطالعه، بررسی و الگوبرداری از کشورهای پیشرفته، موضوع اقتصاد دانش‌‏بنیان را مجدداً در کشور پایه‏‌ریزی کند.

* همان‏طور که می‌دانید اقتصاد ایران در سال جاری باید تبدیل به یک اقتصاد دانش‌‏بنیان و اشتغال‌‏آفرین بر مبنای شعاری شود که مقام معظم رهبری در نام‏گذاری اولین سال قرن جدید به آن اشاره داشته‌اند. از دیدگاه شما به عنوان یک متخصص و فعال اقتصادی در حوزه فناوری اطلاعات، شکل‏گیری اقتصاد دانش‌‏بنیان چه مشخصه‏‌هایی دارد؟

امروزه بر هیچ‏کس پوشیده نیست که ساختار یک اقتصاد قوی، بر اساس فناوری اطلاعات شکل می‏‌گیرد و به وجود می‏‌آید و اگر کشورهای توسعه‏‌یافته را بررسی کنیم، مشاهده می‏‌شود آن دسته از کشورهایی که از فناوری اطلاعات و ظرفیت‌های دانش‌‏بنیان استفاده کرده‏‌اند، توانسته‌‏اند از توفیق بیشتری برخوردار شوند و یک اقتصاد مبتنی بر دانش به جود آورند. در واقع این کشورها، در تمامی بخش‏‌های خود، از عنصر فناوری اطلاعات به بهترین شکل بهره‌‏برداری کرده‏‌اند. در ایران که فناوری اطلاعات از دهه 70 رونق گرفته، پیشرفت‏‌هایی حاصل شده و اکنون بیش از 30 سال است که از عمر آن می‏‌گذرد. ولی با اینکه یک صنعت جوانی است، تاثیر خود را در بخش‏‌های مختلف اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی کشور به جای گذاشته است. از طرف دیگر، در دهه‏‌های گذشته دولت‏‌های مختلف تلاش کرده‏‌اند با به وجود آوردن و حمایت از معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری، شرکت‏‌های دانش‌‏بنیان را مورد حمایت قرار دهند و به نوعی کشور را به سمت جدا شدن از درآمدهای نفتی و حرکت به سمت اقتصاد دانش‌‏بنیان، سوق بدهند و به نوعی اقتصاد دانش‌‏بنیان را به وجود آورند و پله ‏پله به تکامل برسانند. ولی این حرکت مستلزم آن است که قوانین و مقررات کشور نیز بر اساس فناوری تدوین شده و شرایط کسب و کار در کشور بر اساس قوانین مبتنی بر دانش، به نوعی به وجود آید. نکته حائز اهمیت آن است که ما قوانین و مقررات متعددی در کشور داریم که اگر نگاهی به آنها بیندازیم، در بخش‏‌های مختلف اقتصادی و کسب و کارها، عمدتاً عمر طولانی دارند و نمی‌‏توان با این قوانین و مقررات به اهداف یک اقتصاد دانش‌‏بنیان، دست پیدا کرد، بلکه این قوانین در حوزه کسب و کارهایی است که عمدتاً فارغ از فضای دانش‌‏پایه در حال فعالیت هستند. نمونه آن در بخش پولی و بانکی است که اگر به مجموعه قوانین و مقررات بانکی کشور نگاه کنیم، می‌‏بینیم که هنوز این قوانین بر اساس قوانین دهه‏‌های خیلی دور تدوین شده است و بر اساس دانش روز دنیا مورد بازنگری قرار نگرفته است. مثال مشهود این است که ما هنوز دارایی‏‌های نامشهود شرکت‌های دانش‌‏بنیان را به رسمیت نمی‌‏شناسیم. حال آنکه این موضوع از دهه 80 در اتاق بازرگانی مطرح شده است. آن زمان می‏‌گفتیم که ارزش‏گذاری بر روی نرم‌‏افزار باید صورت گرفته و به سمت‏‌های دیگر مثل برند و مقوله‌های این‏چنینی توسعه یابد. اما هنوز دارایی‏‌های نامشهود شرکت‌های دانش‌‏بنیان به رسمیت شناخته نمی‏‌شود و به عنوان وثیقه بانکی مورد قبول قرار نمی‏‌گیرد تا برای تامین سرمایه در گردش شرکت‏‌های تولیدکننده دانش‌‏بنیان مورد تایید قرار گیرد. بنابراین ابتدا باید قوانین و مقررات، مبتنی بر فناوری و بر اساس دانش تدوین و بازنگری شوند و به موازات آن، آن‏قدر انعطاف‏‌پذیر شوند که با سرعت بسیار زیاد، بر اساس نیازهای روز کشور تغییر پیدا کنند. نکته دیگری که باید مورد توجه قرار گیرد آن است که معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری و سایر دستگاه‌های دولتی باید بر استفاده از محصولات و خدمات دانش‌‏بنیان تمرکز کنند. ما امروز شرکت‏‌های بزرگی در صنایع غذایی، فولاد و محصولات معدنی در کشور داریم که عمدتاً دانش‌‏بنیان نیستند. اما اگر به فرآیند کاری آنها نگاه کنیم، بخش اعظمی از این شرکت‏‌ها، نتوانسته‌‏اند یا نخواسته‏‌اند به حوزه دانش‌‏بنیان ورود کنند. در حالی که اگر فرآیندها را تغییر داده و به محصولات و خدمات دانش‌‏بنیان اقبال بیشتری پیدا کنند. به راحتی می‌‏توان اهداف کلانی همچون شعار سال جاری را محقق نمود. از سوی دیگر باید به این نکته توجه داشت که کسانی که در فرآیندهای تولید از دانش استفاده می‌‏کنند، می‏‌توانند از این موضوع بهره‌‏مند شوند و محصولات مناسبی را معرفی کنند که در بخش انتخاب صادرکنندگان نمونه می‏‌توان پایه اصلی آن را گذاشت و این مدل شرکت‏‌ها را مورد ارزیابی مناسب‏‌تری قرار داد. نکته دیگری که باید به آن توجه کرد این است که اساس و زیرساخت محصولات دانش‌‏بنیان، فناوری اطلاعات است و امروز صنعت پزشکی، تجهیزات پزشکی، داروسازی، هوافضا و تمامی این بخش‏‌های بااهمیت کشور،‏ بر اساس زیرساخت‌های فناوری اطلاعات توسعه یافته‌اند و اگر امروز یک ربات جراح را می‏‌بینیم که بر اساس هوش مصنوعی که در فناوری اطلاعات رخ داده ، طراحی و توسعه یافته است، به نوعی می‏‌توان با کلام ساده گفت که بهره‏‌وری امروز از حوزه مکانیکی به حوزه دیجیتال منتقل شده است. باید به حوزه فناوری اطلاعات اهمیت بیشتری داده شود و قوانین و مقررات را بر اساس دانش، پیاده‌‏سازی و طراحی کرد. در واقع، همه قوانین گذشته باید مورد یک بازنگری دقیق قرار گرفته و قوانین زاید و دست و پاگیر حذف شود. همچنین با توجه به اینکه حوزه فناوری اطلاعات موتور محرکه اقتصاد است، باید اهمیت بیشتری برای آن قائل شویم. اینجا البته همیشه برای من یک سوال وجود داشته و آن این است که شرکت‏‌های فعال در عرصه تولید نرم‌‏افزار و یا شرکت‏‌هایی که در بخش‏‌های مختلف فناوری اطلاعات هستند، چرا به صورت اتوماتیک دانش‌‏بنیان نیستند. چه‏ کسانی که از ابزارهای فناوری اطلاعات استفاده می‌‏کنند و چه کسانی که از تکنولوژی بالا در حوزه فناوری اطلاعات بهره‏‌مند شده‏‌اند، امروز به سختی می‏‌توانند دانش‌‏بنیان شوند و تعداد این شرکت‌ها تقریباً به حدود 1000 شرکت می‏‌رسد که عمدتاً هم شرکت‏‌های کوچک و متوسط هستند و عمدتاً شرکت‏‌های بزرگ، فارغ از این گردونه فعالیت می‌‏کنند.                                                           

* سوال اینجا است که چطور می‏‌توان بستری را فراهم کرد که این مقاومت برای دانش‌‏بنیان شدن از بین برود و از سوی دیگر، دولت هم تمام تلاش خود را در بازنگری قوانین و مقررات زاید به کار بندد تا بتوان شرایط را به نحو بهتری پیش برد و شعار سال را محقق کرد؟

به هر حال برخی از شرکت‏‌ها همچنان بر فعالیت صادراتی به صورت خام‌‏فروشی تاکید دارند. در حالی که باید به این نکته دقت کرد که اگر 7000 شرکت دانش‌‏بنیان در کشور وجود دارد، چقدر فعال اقتصادی داریم و چه تعدادی از کارخانجات بزرگ ما، دانش‌‏بنیان شده‏‌اند. شاید امروز برخی از شرکت‌ها، فرآیند دانش‌‏بنیانی را انجام می‌‏دهند و فناوری نوین را در صنعت بسته‏ بندی یا سایر بخش‏‌های کارخان‏جات و خطوط تولیدی خود استفاده می‌‏کنند. حتی برخی از شرکت‌ها در فرآوری محصولاتی که در حوزه صنایع غذایی تولید می‏‌شوند، فعالیت دارند و محصول دانش‌‏بنیان ارائه می‌‏کنند. وقتی که ما در الگوی دنیا، تقریباً شرکت دانش‌‏بنیان نداریم و محصولات و خدمات دانش‌‏بنیان عرضه نمی‏‌کنیم، کارمان بسیار سخت است. در واقع، ما تنها کشوری هستیم که عنوان می‏‌کنیم شرکت‏‌های دانش‌‏بنیان داریم، اما در عمل این‏چنین نیست. عرض من این است که باید از شرکت‏‌هایی که از فناوری اطلاعات استفاد می‌‏کنند و از فناوری‌های نوین در افزایش بهره‏‌وری، کاهش هزینه‌های تولید و مواردی از این دست بهره‌‏برداری کرده و ارزش افزوده بیشتری را با استفاده از فناوری نوین به وجود می‏‌آورند حمایت کنیم. چراکه آنها نیز محصولات دانش‌‏بنیان تولید می‌‏کنند و نیاز نیست که فلان شرکت صنایع غذایی این فرآیند را طی کند تا دانش‌‏بنیان شود، بلکه محصول را بر این اساس در حال تولید دارد. حتی اگر یک صادرکننده از ابزارهای نوین استفاده می‏‌کند تا ظرفیت‏‌های تولیدی و صادراتی خود در بازارهای جهانی را با استفاده از ابزارهای نوین تقویت کند، آن شرکت هم به نوعی کار دانش‌‏بنیان انجام می‌‏دهد و در واقع از این ابزار بهره‌‏مند می‏‌شود تا بازارهای بیشتری را به وجود آورد و بازارسازی کند. پس آن را به سمت فناوری حرکت می‌‏دهد. باید او را هم مورد تشویق و حمایت قرار دهیم. ضمن اینکه اگر برندسازی می‏‌کند، یا از روش‌‏های جدید و مسیرهای جدید تلاش دارد تا برند خود را در ایران و خارج از ایران مطرح کند، باید کار او را ارج نهیم و آن برند را ارزش‏‌گذاری کنیم. یعنی آن را به عنوان یک دارایی محسوب کنیم. چراکه این حرکت باعث می‏‌شود که حتی شرکت‏‌های خارجی نیز تمایل پیدا کنند که در کشور، سرمایه‏‌گذاری کنند. چون مشاهده می‌‏کنند که مورد حمایت قرار می‏‌گیرند. اینجا لازم است بار دیگر بر روی نقش‌آفرینی نظام بانکی و بانک مرکزی تاکید کرد. در واقع بر روی بخش‏‌هایی همچون بانک مرکزی و قوانین بانکی باید بازنگری صورت گیرد. چراکه به نظر می‏‌رسد که مجموعه دستورالعمل‏‌ها و بخشنامه‏‌های مرتبط آنها، در ابتدای قرن گذشته باقی مانده است. سوال هم اینجا است که کدام بانک ما امروز، یک برند بزرگ صنایع غذایی را به عنوان وثیقه قبول می‏‌کند یا حتی امروز در بورس، چند درصد شرکت‏‌هایی که دارایی‏‌های نامشهود زیادی دارند، ولی ساختمان، کارخانه و ماشین‏‌آلات ندارند. در بورس پذیرفته می‏‌شوند و سهام آنها مورد معامله قرار می‏‌گیرد؟ در حالی که برند این شرکت‌ها بسیار ارزشمند است. مانند برندهای مطرح صنایع غذایی که خود برند ارزشمند است. اما همواره دارایی‌های ملموس آنها از زمین و کارخانه گرفته تا ملک و املاک مورد ارزیابی قرار می‏‌گیرد و برای برند آن، ارزشی قائل نیستند که از خدمات بانکی در ازای به وثیقه گذاشتن برند خود، تسهیلات بگیرند.

* به هر حال این خود یک اشکال است. هرچند که قرار است در سال جدید که به نام دانش‌‏بنیان نام‏گذاری شده، برخی تغییرات صورت گیرد. مثلاً سازمان توسعه تجارت ایران اعلام کرده که در فرآیند انتخاب صادرکنندگان نمونه، شرکت‏‌های دانش‌‏بنیان در اولویت قرار دارند.

تجربه ما در حوزه فناوری اطلاعات به این شکل است که وقتی می‏‌خواهیم در نمایشگاه‌های بزرگ بین‌المللی مثل جیتکس یا نمایشگاه‌های معتبر بین‌المللی دیگر شرکت کنیم، عمدتاً باید شرکت‏‌های دانش‌‏بنیانی را پیدا کرده و از طریق آنها بتوانیم از معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری و یا صندوق نوآوری شکوفایی مورد حمایت واقع شویم. یعنی ما به واسطه حضور و قرار گرفتن کنار شرکت‏‌های دانش‌‏بنیان می‏‌توانیم از این مزایا استفاده کنیم. سوال اینجا است که چند درصد از شرکت‏‌های آی‌تی دانش‌‏بنیان هستند و چند درصد دانش‌‏بنیان‏‌ها، کالا و محصولات صادراتی دارند؟ اتفاقاً سازمان توسعه تجارت و وزارت صمت باید به سمتی بروند که شرکت‌هایی که محصولات دانش‌‏بنیان دارند، در معرض انتخاب به عنوان صادرکننده نمونه قرار گیرند، نه شرکت دانش‌‏بنیانی که وجود دارد و باید از میان این دست شرکت‏‌ها صادرکننده نمونه انتخاب شود. دولت باید با تدوین یک نقشه راه و مطالعه، بررسی و الگوبرداری از کشورهای پیشرفته این موضوع را مجدداً پایه‌‏ریزی کند. امروز زمانی که یک شرکت، بخش تحقیق و توسعه دارد و مطالعه و تحقیق می‏‌کند و یا بر اساس نیازهای بازار با استفاده از فناوری، محصولی را تولید و به 80 کشور دنیا آن را صادر می‏‌کند، اتوماتیک آن محصولات باید دانش‌‏بنیان باشند. امروز معاونت علمی و فناوری و نیز صندوق نوآوری و شکوفایی باید به این سمت بروند که برای حمایت از تولید محصولات دانش‌‏بنیان تلاش کنند و مقاومت‌های بقیه دستگاه‌های اجرایی را در حمایت از آنها بشکنند. البته شرکت‏‌های بزرگ نیز باید ترتیبی اتخاذ کنند که به نوعی ایده‏‌های جدید را برای به وجود آورند و محصولات جدید جذب نمایند. مثلاً امروز برای اینکه یک شرکت بتواند کارت بازرگانی بگیرد، باید حتماً محل دفترش، سند اداری داشته باشد. در حالی که سوال من از متولیان امر این است که آیا این روند کندکننده نیست؟ در اقتصاد دانش‌‏بنیان در تمام دنیا امروز کار به نحوی است که افراد به سمت تولید بدون کارخانه حرکت می‌‏کنند، اما ما معکوس عمل می‏‌کنیم. اتفاقاً وزارت صمت و سازمان‌های متولی امور کسب و کار باید به این نکات دقت کنند که اگر می‏‌خواهند فرمایشات مقام معظم رهبری را محقق و اقتصاد دانش‌‏بنیان را نهادینه کنند، باید از این دست مباحث دوری کنند و تلاش داشته باشند که پروسه را برای شرکت‌ها و فعالان اقتصادی دانش‌‏بنیان هموار کنند. به هر حال یک فعال اقتصادی هم دفتری برای فعایت دارد و اگر امروز می‌‏خواهد به سمت اقتصاد دانش‌‏بنیان حرکت کند، نباید به او گفته شود که اول سند دفتر اداری خود را ارائه دهد. بلکه اصولاً نباید تاکید کرد که یک فعال اقتصادی دانش‌‏بنیان، دفتر اقتصادی داشته باشد. چراکه همه ما به عنوان شخص حقیقی و حقیقی دارای شناسه ملی یا کد ملی هستیم که در ایران شناخته‌‏شده است. همان‏طور که برای باز کردن حساب بانکی کد ملی یا شناسه ملی را ارائه می‌‏دهیم. البته من در تعجبم که علی‏رغم تاکیداتی که بر ضرورت استفاده از فناوری اطلاعات و جود دارد، چرا افراد باید برای افتتاح حساب شخصاً در بانک‌ها فرم پر کنند. به هر حال حرکت به سمت یک اقتصاد دانش‌‏بنیان پیش‌شرط‌هایی نیاز دارد که باید به خوبی فراهم شوند تا بتوان نتیجه خوبی از تمرکز بر اقتصاد دانش‌‏بنیان در پایان سال، گرفت.

 

نظر خود را بنویسید

ارسال پیام