آنچه باید از قبل می‌دانستید اما حالا اجباری یاد گرفته‌‏اید

زنجیره تامین باید نو شود

...

جهان به شیوه قدیم خود بازگشته و دریافته که باید بعضی چیزها را خیلی بیشتر از نیازش انبار کند. انجام این کار برای شرکت‌ها خیلی سخت است و معضل عرضه هم علاوه بر انبارداری وجود دارد

آینده نگر/ منبع: فایننشال تایمز

چهار سال پیش، پیتر ناوارو که در آن زمان مشاور اقتصادی دونالد ترامپ رئیس جمهور وقت بود، عده‌ای از افراد صاحب‌‏نظر را به کاخ سفید احضار کرد تا درباره برنامه‌ تقویت مقاومت زنجیره تامین آمریکا صحبت کند. واکنش اولیه خیلی‌ها این بود که به شوخی بگویند «انگار دوباره به کارهای قدیم برگشته‌ایم». اما واقعیت این بود که ناوارو داشت روی این موضوع تاکید می‌کرد که دولت‌ها و شرکت‌ها به اندازه کافی از ریسک نهفته در زنجیره‌های تامین جهانی آگاه نیستند و نیاز به ایجاد آلترناتیوهای داخلی و محلی برای این زنجیره‌ها را دست کم گرفته‌اند. اما این نوع مداخله دولتی (و موضع ضد جهانی‌شدگی‌اش) در آن زمان به نظر خیلی‌ها جالب نمی‌آمد و آن را مغایر با سرمایه‌داری وال‌استریتی دوران بعد از جنگ سرد می‌دیدند.

اما حالا دیگر اوضاع فرق کرده است. آن جهانی‌شدگی که در سه دهه اخیر تجربه کرده‌ بودیم بعد از بحران اوکراین دیگر معنایی ندارد. بی‌جهت نبود که کاخ سفید سریع وارد عمل شده تا تامین مواد معدنی لازم در ساخت باتری مثل لیتیوم، نیکل و کبالت را از راه‌های غیرمعمول‌تری نسبت به قبل به سرانجام برساند. همچنین شرکت اینتل (چیپ‌ساز آمریکایی) دنبال این است که تولید را به جای آسیا در آلمان و ایالت اوهایو متمرکز کند.

معنی این تغییرات برای سرمایه‌گذاران چیست؟ به نظر می‌رسد که سه مسئله را در این راستا باید مورد توجه قرار داد. اولی این است که در این لحظه شرکت‌ها فعالیت‌هایشان را به مکان‌های جدید منتقل نکرده‌اند تا ضروریات جدیدی در عرصه زنجیره تامین به وجود بیاید. به همین ترتیب، جهانی‌شدگی هم برخلاف استدلال عده‌ای هنوز به پایان نرسیده است. اما این را می‌دانیم که شرکت‌ها مجبور شده‌اند رویه جدیدی را در تحلیل ریسک و موقعیت خود در پیش بگیرند. مثلا موضوع چیپ‌های کامپیوتری را در نظر بگیرید. جهان سال‏هاست که می‌داند این صنعت به طرز خطرناکی وابسته به شرکت‌های تایوانی سازنده نیمه‌رساناهاست. سهم شرکت‌های تایوانی در بازار چیپ‌های پیشرفته حتی به ۹۲ درصد هم می‌رسد. بعد از جنگ اوکراین، این هراس به وجود آمده که اگر تایوان هم درگیر جنگ شود چطور می‌توان اختلال در زنجیره تامین این چیپ‌ها را جبران کرد. و البته پاسخش این است که به این راحتی‌ها نمی‌شود!

این در حالی است که در دو سال و نیمی که از همه‌گیری کرونا می‌گذرد، بارها پیش آمد که آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها به آسیب‌پذیری‌شان از این زنجیره تامین و اختلال‌ در آن پی ببرند اما باز هم به راه‏حل کاربردی برای برون‌رفت از بحران احتمالی نرسیدند. دیوید ساکز از شورای روابط خارجی در این خصوص می‌گوید چین بعد از حمله روسیه به اوکراین موضع محتاطانه‌تری را در پیش گرفته اما باز هم جهان باید نگران وابستگی به زنجیره تامین چیپ‌ها (تایوان) باشد و راهی برای تنوع‌بخشی به منابع مورد نیاز خود پیدا کند.

مسئله دوم که باید به آن توجه نشان داد، انبار کردن کالاهای مختلف است. جهان به شیوه قدیم خود بازگشته و دریافته که باید بعضی چیزها را خیلی بیشتر از نیازش انبار کند. انجام این کار برای شرکت‌ها خیلی سخت است و معضل عرضه هم علاوه بر انبارداری وجود دارد. اطلاعات وزارت بازرگانی آمریکا نشان می‌دهد که در حال حاضر، شرکت‌ها تنها به اندازه پنج روز جلوتر، چیپ‌های مورد نیاز خود را انبار کرده‌اند. این در حالی است که در سال ۲۰۱۹ میلادی به اندازه ۴۰ روز جلوتر بودند.

مسئله سوم هم این است که شرکت‌ها و دولت‌ها حالا مجبورند برای تامین منافع خود، اطلاعات لازم را در زمینه زنجیره‌های تامین و مسائل دیگر در اختیار یکدیگر بگذارند. دولت آمریکا اسم این کار را شفافیت در زمینه زنجیره‌های تامین گذاشته و احتمالش هست که در آینده، رویه مشابهی در عرصه‌های دیگر مثل فلزات هم دنبال شود.

بی‏شک ضعف‌ها و مشکلات زیادی در این سه رویه که ذکر شد وجود دارد. مداخله دولت و بازگشت به رویه‌های قدیم فقط بعضی از این مشکلات هستند. با این حال، نکته‌ای که خیلی‌ها در دوران پس از جنگ اوکراین آموخته‌اند این است که نباید به راهکارهای احتمالی بی‌توجه بود و همواره باید همه گزینه‌ها را بررسی کرد. سرمایه‌گذاران هم حالا این را می‌دانند. اگر قرار باشد معضلات جدی در زنجیره تامین رخ دهد و آینده صنایع مختلف را تحت تاثیر قرار دهد، چاره‌ای نیست جز آن که برای چنین سناریویی آماده باشیم.

 

لینک کوتاه: https://news.tccim.ir/?73286

نظر خود را بنویسید

ارسال پیام

مطالب مرتبط