آیا رویای دستیابی به اقتصاد دانش بنیان در سال 1401 محقق می شود؟
آیینه زیر غبار
1401/03/18
424
این مطلب را به اشتراک بگذارید
هماکنون تولیدکنندگان و البته شرکتهای دانش بنیان، مشکلات خاص خود را دارند، به این معنا که شرکتهای دانش بنیان به سختی میتوانند تامین مالی صورت دهند، ضمن اینکه سودآوری آنها در شروع کسب و کار بسیار پایین است و عدم حمایت از محصولات آنها، میتواند منجر به شکست پروژههایشان شود
آینده نگر
کسب و کارها اگرچه از سال 97 به بعد که اوج تحریمهای ایالات متحده امریکا علیه اقتصاد ایران بوده، دستخوش تغییرات و تحولات بسیار شده، اما به موازات، شرایط متفاوتی را نیز به تناسب تغییرات و تحولات بسیاری که در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات حاصل شده تجربه کرده است. به همین دلیل است که برخی از فضاهای تحریمی توانستهاند با تکیه و بهکارگیری این تکنولوژیها با فشار کمتری نسبت به اقتصاد ایران روبهرو شوند و تغییرات در بخشهای مختلف اقتصادی بتوانند به نحو بهتری صورت گیرند. در این میان نقش استفاده و بهکارگیری از ظرفیت شرکتهای دانش بنیان در ایجاد تغییرات در چنین فضایی بی تاثیر نبوده و وضعیت بهتری را برای اقتصاد ایران رقم زده است. حالا هم که مقام معظم رهبری، سال جدید را به عنوان سال «تولید، دانش بنیان و اشتغالآفرین» اعلام کردهاند تا در طی 365 روز، شرایط برای تمرکز هرچه بیشتر بر روی شرکتهای دانش بنیان و رفع موانع پیش روی آنها مهیا شود. عباس آرگون، عضو هیئت نمایندگان اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی تهران، تمرکز برای دستیابی به اقتصاد دانش بنیان را که منجر به رونق تولید و اشتغالزایی شود مستلزم اعتمادسازی از سوی حاکمیت برای فعالان این عرصه از یک سو و رفع موانع و مشکلات پیش روی آنها از سوی دیگر میداند.
* همانطور که میدانید امسال از سوی مقام معظم رهبری به عنوان سال «تولید، دانش بنیان و اشتغالآفرین» نامگذاری شده و به همین دلیل، توجه بسیاری از نهادها و سازمانهای تصمیمگیر به نقشآفرینی بنگاههای دانش بنیان و ضرورت بهکارگیری توان و ظرفیت آنها معطوف شده است. هرچند مروری بر کارنامه نامگذاریهای گذشته نشان داده دستگاههای اجرایی کارنامه قابل قبولی نسبت به اولویت تعیینشده از سوی بالاترین مقام کشور ارائه نمیدهند. به نظر شما امسال شرایط به چه نحوی پیش خواهد رفت و چقدر میتوان از ظرفیت چنین شرکتها و مجموعههای دانشمحوری بهره گرفت.
به هر حال علیرغم ضرورتهایی که در جامعه نسبت به حضور شرکتهای دانش بنیان در اقتصاد تمامی کشورها وجود دارد و ایران هم از آن مستثنی نیست، اما موضوع اصلی که کمتر در حوزه تولید دانش بنیان و اشتغالزا مورد توجه قرار میگیرد، اعتماد است که در دنیای امروز دانش و فناوری، به خصوص اگر پای شرکتهای دانش بنیان به میان آید، از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است، به خصوص اینکه نیاز دهه حاضر، اعتمادورزی است و اعتماد، از تاثیرگذارترین پایههای کسب و کار در هر کشور و جامعهای به شمار میآید. به عبارت دیگر، واضح است که اعتماد و اطمینان به قوانین و مقررات و تصمیمات باید از سوی کسب و کارها و فعالان اقتصادی در هر جامعهای وجود داشته باشد که بتوان در آن جامعه نشاط و تحول را شاهد بود. درواقع، اعتماد، یک باید اجتماعی است و میتواند همه موضوعات را دگرگون کرده و بر زندگی آحاد جامعه اثرگذار باشد. اگر بر نیازهایی که اغلب فعالان اقتصادی مطرح میکنند، مروری داشته باشیم، مشخص میشود که اشتغال بر اثر اعتماد بنا میشود و موجب افزایش تعامل و سرعت بین انسانها از یک سو و کاهش هزینههای کسب و کار خواهد شد، به نحوی که باعث رشد و پیشرفت کسب و کارها در کشور خواهد شد. بر عکس آن نیز وجود دارد، به این معنا که اگر اعتماد از بین برود، کسب و کارهای موفق و شکوفا قادر به ادامه مسیر نخواهند بود و آن دسته از افرادی که به عنوان رهبران بانفوذ، کسب و کارها را مدیریت و راهبری میکنند، انگیزه خود را از دست داده و به مرور، کسب و کار و خلاقیت آنها از بین میروند. چراکه به هر حال محاسبات کاری آنها به هم میریزد و در نهایت با شکست مواجه میشوند. ضمن اینکه بازگشت این اعتماد به کسب و کارها تقریباً غیرممکن بوده یا به سختی صورت میگیرد، پس اعتمادسازی در جامعه امری زمانبر است و اعتماد و اطمینان در گذر زمان شکل میگیرد. هرچند ممکن است که یکشبه از بین برود و قطعاً هم در صورت بیتوجهی، به سادگی از بین خواهد رفت. پس کسب و کارها و اعتمادی که میان آنها وجود دارد، نیازمند مراقبت ویژه از سوی حاکمیت و تصمیمگیران است.
* اکنون به اعتقاد شما فضا چطور است؟ به هر حال بسیاری آمارها و گزارشها نشانگر آن است که ظرف سالهای گذشته سرمایه اجتماعی و اعتمادی که مردم به تصمیمگیران داشتهاند، خدشهدار شده است.
بله، همانطور که اشاره کردید، ظرف سنوات گذشته، اعتماد در کشور آسیب دیده است، در حالی که بالا رفتن سطح اعتماد، موجب افزایش کارآمدی، شفافیت، حرکت سریعتر و انگیزهمندی مردم شده و عاملی برای کاهش بوروکراسیها خواهد شد. این در حالی است که تصویب سریع برنامهها و حفظ انرژی نیروهای اشتغالآفرین را به دنبال خواهد داشت. نکته دیگری که باید در مورد اعتماد و ضرورت حفظ آن در جامعه صورت داد آن است که اعتمادسازی در تمامی سطوح تصمیمگیری، تصمیمسازی، مدیریتی و اجرایی باید صورت گیرد و به عنوان یکی از راهبردهای اصلی مدنظر قرار گیرد. مشکل اصلی علاوه بر این فاکتور بسیار مهم، مشکلات و موضوعاتی است که ناشی از مسائل اقتصادی در کشور است، به این معنا که اگر اقتصاد ایران را بتوان به عنوان یک عامل اصلی در پیشبرد اهداف سایر بخشهای کشور در نظر گرفت، باید به آن توجه بیشتری نمود و زمینه را به نحوی فراهم ساخت که تولید محور کار قرار گیرد. به نحوی که حمایتهای دولتی، حکومتی و قانونی از همه سو به سمت تولید متوجه شود. پس بعد از اعتمادسازی عمومی، تمرکز اصلی باید بر مسئله تولید باشد که از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. در واقع، تولید باید از جمله مزیتهای کشور باشد و البته خود تولید نیز مبتنی بر مزیتهای کشور صورت گیرد تا بتواند راه حل و کلید مشکلات اقتصادی قرار گیرد. به هر حال همگان میدانند که امروز، راه عبور از دشواریهای اقتصادی، تولید است. ضمن اینکه میتواند افزایش اشتغال، کاهش تورم و بالا رفتن سطح درآمد سرانه را نیز در پی داشته باشد که خود منجر به بهبود رفاه عمومی در سایه تولید خواهد شد. در بحث تولید البته باید به این نکته نیز توجه کرد که مقوله مزیتهای نسبی و رقابتی از اهمیت بالایی برخوردار است، چراکه در این صورت، تولیدی در کشور پا خواهد گرفت که صادراتمحور بوده و قابلیت عرضه در بازارهای جهانی هم خواهد داشت. بنابراین تولید صادراتمحور باید محور فعالیتها قرار گیرد و با توجه به بازارهای داخلی و بینالمللی، نیازمندیهای بازارها از سوی تولیدکنندگان احصا شود. به موازات این، باید توجه داشت که ما در سایه بسترسازی و افزایش سرمایهگذاری خارجی و داخلی است که میتوانیم به تولید بهینه و رقابتی برسیم، اما اینجا هم جذب سرمایهگذاران و فراهم آوردن محیطهای جذاب برای آنها، نیازمند تامین امنیت و اعتماد است. چراکه اولین اصل آن است که سرمایهگذار از امنیت لازم برخوردار باشد تا بتوان راه توسعه و پیشرفت را طی کرد. از سوی دیگر، کشور نیازمند توسعه تعاملات بینالمللی است و فعالان اقتصادی باید در پیمانهای ملی و منطقهای در دنیا با صاحبان دانش و تکنولوژی تعامل برقرار کرده و از دانش و تجربه آنها بهرهمند شوند. اگر چنین اتفاقی رخ دهد، میتوان به کاهش قیمت تمامشده کالاهای تولیدی کمک کرد. پس اگر بخواهم جمعبندیای در این حوزه انجام دهم، باید به این نکته اشاره کنم که تحقق چنین اهداف و دستیابی به دستاوردهای مناسب در این حوزه، نیازمند کار در فضای باثبات است. به هر حال شرکتهای دانش بنیان که اقتصاد نوپای دانش بنیان را هم در ایران شکل دادهاند، باید این فاکتورها را به خوبی برای خود مهیا کنند، به خصوص اینکه اغلب آنها ریسکگریز بوده و شرایط را برای پذیرش ریسک بالا ندارند. ضمن اینکه اعتماد آنها نیز راحتتر از تولیدکنندگانی که کارخانه و ریشه تولیدی در زمین دارند، از دست میرود و به راحتی میتوانند جذب سایر کشورهای دنیا شده و خدمات، دانش و فکرهای نو را به سایر کشورها عرضه کنند.
* بنابراین باید به این نکته تاکید کرد که اقتصاد در سال 1401 و البته تمرکز بر حضور شرکتهای دانش بنیان نیازمند پوستاندازی نسبت به گذشته است و باید در بحث قوانین و مقررات و نحوه تصمیمگیریها این موارد را لحاظ کرد. اما آیا امسال شما چنین فضایی را از سمت دولت برای توجه بیشتر به شرکتهای دانش بنیان، متصور هستید؟
واقعیت این است که پوستاندازی در این حوزه بسیار سخت است و به نظر میرسد که دولتها در این مسیر نیازمند تغییر رویکردهای جدی هستند. اما متاسفانه مشاهده میشود که در چند روز اخیر، عوارض صادراتی بر برخی کالاهای کشاورزی بسته شده است و نکته بدتر آنکه، مبنا از صادرات هفته اول دیماه گذاشته شده است که به نوعی عطف بما سبق است. این کار انگیزهها را از بین خواهد برد و تولیدکنندگان را دچار آسیب بیاعتمادی خواهد کرد و قدرت برنامهریزی را از دست خواهند داد. بنابراین باید مراقبتهای لازم را انجام داد تا بتوان با دلگرمی و اعتمادی که شکل میگیرد، کار را مدیریت و هدایت کرد.
* یکی دیگر از بخشهای شعار امسال، اشتغالآفرینی است. در این حوزه چه تحولاتی را باید شاهد باشیم تا به اهداف برسیم؟
موضوع اشتغال و اشتغالزایی، موضوعی بسیار مهم است و منجر به ارتقای درآمد و رفاه ملی خواهد شد. درست برعکس آن هم امکانپذیر است، به این معنا که بیکاری، به تهدید ملی و شکاف طبقاتی منجر خواهد شد و تبعات سنگینی خواهد داشت. نکته اصلی این است که در جوامع امروز، نیروی انسانی متخصص به عنوان سرمایه اصلی کشورها نقش بیبدیلی را در توسعه پایدار، پیشرفت و تعالی جامعه ایفا میکنند. به خصوص اینکه در عصر پرشتاب اطلاعات و ارتباطات، با نقش محوری نیروی انسانی در خلق فناوریهای نوین و از بین بردن مشکلات مبتلابه میتوان تغییرات بزرگی را رقم زد. اما باید توجه داشت که در این مسیر، نیاز به آموزش و تربیت نیروی متخصص و کارآفرین داریم تا با استفاده از فناوریهای نوین از طریق اقتصاد دانشمحور بتوانند زمینهای را فراهم سازند که بهرهوری در خطوط تولیدی ارتقا یافته و بازده عوامل تولید نیز بالا رود. اگر اینطور باشد، افزایش سطح اشتغال به دنبال میآید و بیکاری ریشهکن خواهد شد. واقعیت این است که بیکاری، از عدم تعادل عرضه و تقاضای نیروی انسانی شکل میگیرد و فزونی گرفتن عرضه بر تقاضای آن است که باید مدیریت شود. نکته تاسفبار اینکه سطح بیکاری در قشرهای تحصیلکرده، بسیار بالا است و این یکی از مشکلات و مسائل اساسی به شمار میرود. حالا که امسال، سال تولید، دانش بنیان و اشتغالآفرین نامگذاری شده، مسائل مرتبط به حوزه اشتغال باید مورد توجه جدی واقع شود، چراکه نیروی انسانی در کشور، سرمایههای ملی هستند که اگر نتوانیم آنها را جذب کنیم، جذب کشورهای دیگر میشوند و این کار، برای ما هزینه بسیار گزافی خواهد داشت، چراکه هزینه تحصیل و رشد آنها را کشور پرداخته ولی در مرحله بهره برداری از آن محروم شده است. در این میان، توجه به مجموعههای دانش بنیان یکی از کارهایی است که میتواند به رشد اشتغال کمک کند. به این معنا که اگر اقتصاد ایران دانشبنیان شود، توسعه اقتصادی صورت گرفته و کشور در مسیر تجاری سازی ایده ها قرار خواهد گرفت. اما تحقق آن، نیازمند فراهم سازی بسترها و حمایتهای لازم است. در واقع، باید بیشترین افتتاحها مربوط به راهاندازی خطوط تولید فکر و ایده و فناوری اطلاعاتی باشد که بر اساس علم صورت میگیرد و خروجی آن، بهرهوری بالا است. رونق و تولید بسیاری از کالاها با فناوریهای بالا باید در دستور کار و از سوی بنگاههای اقتصادی مورد توجه قرار گیرد. به این معنا که با استفاده از دانش روز و همزمان با کاهش هزینه تمامشده، تولید کالا را بتوان اقتصادی کرد. هماکنون تولیدکنندگان و البته شرکتهای دانش بنیان، مشکلات خاص خود را دارند، به این معنا که شرکتهای دانش بنیان به سختی میتوانند تامین مالی صورت دهند. ضمن اینکه سودآوری آنها در شروع کسب و کار بسیار پایین است و عدم حمایت از محصولات آنها، میتواند منجر به شکست پروژههایشان شود، چراکه نه آنها به سیاستگذاران اعتماد دارند و نه تولیدات و محصولات آنها مورد حمایت قرار میگیرد. از سوی دیگر، باید توجه داشت که زمینه قاچاق در مورد محصولات مورد نیاز ایران خیلی زیاد است و تولیدکنندگان نوپا به راحتی نمیتوانند بازار خود را به دست آوردند. به خصوص اینکه یک سری از آنها نیز نوپا هستند و توانایی لازم را در بازاریابی و تجارت ندارند. از سوی دیگر، بوروکراسی در ایجاد کسب و کارها همچنان و جود دارد که امیدواریم شعار امسال بتواند به عنوان یک راهبرد و استراتژی دنبال شود. ضمن اینکه برنامه محوری نیز در دستور کار قرار گیرد تا مسیر را بتوان به درستی تعیین کرد. البته برنامهها هم باید مبتنی بر واقعیتهای کشور باشند.
کشورهای دیگری که دانش بنیاناند، از کجا شروع کردهاند؟
زیرساختهای قوی از سوی حاکمیت برای آنها به وجود آمده است. به هر حال وظیفه فراهم سازی زیرساختها با حاکمیت است و اگر عدم قطعیت در رابطه با تصمیمات آنها در حوزه ضرورت حمایت از دانشبنیانها وجود نداشته باشد، نمیتوان انتظار بالایی داشت. نکته اصلی آن است که نااطمینانی در فضای کسب و کار را نمیتوان با هیچ معیاری ترسیم کرد، بنابراین باید این عدم قطعیتها به حداقل برسد و شاهد ثبات در قوانین و مقررات باشیم. اینکه فعالان اقتصادی بدانند که با چه قوانینی در این چهار سال مواجه هستند، نه اینکه با یک تغییر، عمر آنها از بین رفته است، اما باز هم مجبور باشند که به فعالیت خود ادامه دهند. پس قانونمحوری و برنامهمحوری باید مورد تاکید قرار گیرد.
بخشنامههای متضاد و متناقض چقدر این فضا را تنگ میکنند؟
صدور بخشنامههای متناقض و بعضاً متضاد، تعارض در قوانین و مقررات را زیاد کرده و باگهایی که در این زمینه وجود دارند باید از بین بروند. این موضوعاتی است که واقعاً بخش خصوصی و فعالان اقتصادی منتظر حذف آن هستند. به هر حال به نظر میرسد امسال زمینه بهتری برای کار و فعالیت اقتصادی نسبت به دو سال گذشته که کرونا کشور را تحت تاثیر قرار داده بود وجود دارد و این امیدواری هست که بتوان امسال را با شرایط بهتری نسبت به گذشته سپری کرد.
نظر خود را بنویسید