اعتراض‌هایی برای حقوق صنفی

آموزش در سایه کرونا

...

نهاد آموزش در ایران قدمتی به طول تاریخ دارد، نخستین طلیعه سودآموزی در جامعه ایرانی به دوران کهن بازمی‌گردد و یکی از اختراعات جامعه انسانی خط بود و بعدها نهاد آموزش در در دوره هخامنشیان، اشکانیان و ساسانیان تکمیل شد.

آینده نگر

گزارش 1400

 زنگ پاییز برای بازگشایی مدرسه‌ها نبود بلکه معلمان شاغل و بازنشسته سراسر ایران با فراخوان شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان که متشکل از چند تشکل بزرگ صنفی معلمان است، دست به تجمع و اعتراض زدند. بحرانی شدن نرخ تورم و کاهش قدرت خرید و مشکلاتی که با شیوع کرونا برای معلمان و دانش‌آموزان به‌وجود آمد، معلمان را همزمان با شروع سال تحصیلی وارد دور جدیدی از اعتراضات کرد. این تجمعات در شهرهای مختلف مقابل سازمان آموزش‌و‌پرورش و در تهران، مقابل سازمان برنامه‌و‌بودجه برگزار شد؛ تجمعی صنفی که خیلی‌ها آن را آخرین امید به نظام آموزشی عنوان کردند؛ نظامی که مدت‌ها بود منتقدان جدی‌ای داشت.

نهاد آموزش در ایران قدمتی به طول تاریخ دارد، نخستین طلیعه سودآموزی در جامعه ایرانی به دوران کهن بازمی‌گردد و یکی از اختراعات جامعه انسانی خط بود و بعدها نهاد آموزش در در دوره هخامنشیان، اشکانیان و ساسانیان تکمیل شد. در ایران پس از اسلام نظام مکتب‏خانه دایر بود و این نظام آموزشی در سده دوم قمری شکل گرفت. مکتب‏خانه‏ها ادامه داشت تا نظام سیاسی جامعه از هم گسست و آسیب‌هایی به نظام اموزش کشور وارد شد. اما آنچه در دوره قاجاریه اتفاق افتاد در کنار حیات مکتب‏خانه‏ها، اعزام گروه‌های نخست دانشجویی به خارج از کشور باعث شد که دولتمردان به فکر تربیت دولتمرد بیفتند.. بعد از آن امیرکبیر به فکر تاسیس دارالفنون افتاد و مدت‌ها بعد مدارس رونق گرفت و با اولین انقلاب قانون‌خواهی تاسیس مدارس به خرج دولت و تحصیل اجباری شد و در دوره پهلوی هم این وضعیت ادامه داشت. انقلاب اسلامی هم که به پیروزی رسید در اصل 30 قانون اساسی به اموزش رایگان تاکید شد. اما با گذشت بیش از یک قرن از شروع مدارس نوین در ایران، ما همچنان در کشور کودکان محروم از تحصیل داریم و نظام آموزش و پرورش دیگر چون گذشته عدالت‌گستر نیست. در زمان شیوع کرونا خیلی از کودکان از تحصیل بازماندند و آمارهای جهانی نشان از نظر کیفیت آموزشــی در ایران ندارد؛ هنوز بخشی از مدارس در ایران به نوسازی نیاز دارد و در خیلی از روستاها به جای مدرسه، دانش‌آموزان در کانکس تحصیل می‌کنند. با شیوع ویروسی کرونا مشکلات زیرساختی هم خود را نمایان کرد؛ هنوز معلمان و دانش‌آموزان منتظر وعده‌هایی هستند که بی‌پاسخ مانده‌اند.

 

پیش‌بینی سال 1401

خصوصی‌سازی مهارنشدنی در آموزش

 از پایان دورۀ مارگارت تاچر در انگلستان تا به امروز سهم دانش‌آموزان مدارس خصوصی به نصف رسیده است و در سال ۲۰۲۰ کمتر از ۶۵۰ هزار دانش‌آموز در مدارس خصوصی ثبت‌نام کرده‌اند. طی سه دهۀ اخیر در ایران نسبت دانش‌آموزان مدارس خصوصی به کل دانش‌آموزان بیش از ۶ برابر شده است. براساس سالنامۀ آماری آموزش و پرورش در سال تحصیلی ۹۸-۱۳۹۷ بیش از ۱ میلیون و ۸۰۰ هزار دانش‌آموز (غیر از آموزش بزرگسالان) تحت پوشش مدارس خصوصی قرار داشته‌اند. در این سال اصفهان با نزدیک به ۲۰ درصد پوشش، بالاترین سهم آموزش خصوصی را داشته است. این روند جدای از گونه‌های مختلف خصوصی‌سازی پنهان (hidden privatization) نظیر خرید خدمات آموزشی از پیمانکاران خصوصی، تعیین شهریه برای گونه‌های مختلف مدارس دولتی، و... است که طی دهۀ اخیر جریان داشته است. آموزش و پرورش ایران، فقیر است درحالی‌که کشور ایران، فقیر نیست. سال‌هاست که سهم آموزش و پرورش ما از تولید ناخالص داخلی (GDP) چیزی حدود یک درصد است که نسبت به سهم 5 درصدی بسیاری از کشورهای دیگر، ناچیز است. با آموزش و پرورش فقیر، دسترسی به توسعه پایدار ناشدنی است و این وضعیت در سال 1401 ادامه دارد.

 تحلیل

رامین کریمی‌نیا

عضو شورای مرکزی و مسئول کمیته علمی و آموزشی سازمان معلمان ایران

چیزی به پایان سال نمانده، اما لایحه رتبه‌بندی معلمان که قرار بود از فروردین 1400 اجرا شود، همچنان در پیچ‌وخم مجلس، شورای نگهبان و دولت گیر افتاده و معلمان از اجرایی شدن آن حداقل در سال ‌جاری ناامید هستند. این طرح در چند ماه اخیر آن‏قدر مسیرهای مختلفی را طی کرده و تغییر یافته که تقریباً هیچ‌کس نمی‌داند الان در چه مرحله‌ای است و به چه سرنوشتی دچار شده؟ رئیس سازمان برنامه و بودجه بارها و بارها سخنان خود را در این زمینه تغییر داده و هربار یک وعده جدید به معلمان می‌دهد و آنها را امیدوار می‌سازد، اما انصافاً کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس سر حرف خود باقی مانده و اعضای آن می‌گویند که باید دولت دیون خود به معلمان را در این زمینه پرداخت کند. پرسش ما این است که چرا آقایان میرکاظمی و لطیفی یک جلسه مشترک با فعالان تشکل‌ها و سایر نهادهای معلمی برگزار نمی‌کنند تا با صحبت و هم‌اندیشی مسئله رتبه‌بندی معلمان را که در سند تحول بنیادین بر اجرای آن تأکید شده، حل کنیم؟ مشکل کجاست که از صحبت کردن با یکدیگر می‌پرهیزیم؟ از طرف دیگر چرا شورای نگهبان به جای مهلت قانونی یک‏هفته‌ای بررسی مصوبه مجلس، آن را 21 روز بعد پاسخ داد؟ متأسفانه برداشت معلمان از رویه پیش گرفته‏شده این است که مسئولان هیچ عزمی برای اجرایی شدن این قانون ندارند و می‌خواهند با وقت‌کشی آن را به زمان نامعلومی موکول کنند.

نظر خود را بنویسید

ارسال پیام