در دوران کرونا چه بلایی بر سر شرکتها و مدیران عاملشان آمد؟
بحرانی به نام جانشینی
1401/02/18
466
این مطلب را به اشتراک بگذارید
اینکه موفقیت شرکت را بر اساس ارزش سهام آن بسنجیم، ایده بدی نیست. اما در دنیای پرتغییر امروز، حتی معیارهای عملکرد شرکتی هم به شدت متغیر است و این دارد کار را برای صاحبان کسبوکارها دشوارتر میکند
آینده نگر/ منبع: فایننشال تایمز
بحث جانشینی این روزها موضوع داغی است و علتش هم فقط آن سریال پرطرفدار «جانشینی» (Succession) نیست. در حالی که فرزندان خاندان روی در این سریال در حال جنگیدن برای رسیدن به تاج و تخت رسانهای پدر هستند، در جهان واقعی ما مارتا ارتگا وارث برند زارا توانسته هدایت ایندیتکس (غول لباس و کیف و کفش اسپانیا) را به دست بگیرد و جک دورسی از توئیتر رفته تا در بازار رمزارزها فعالتر باشد. حتما رفتن دورسی از توئیتر آسان نبوده. اما فشارها بر او زیاد بود که چرا وقتی یک شرکت دیگر (اسکوئر که در حوزه فنآوری مالی فعال است) را تحت مدیریت دارد، بر ماندن در شرکت توئیتر اصرار کرده.
واقعیت این است که این روزها مدیرعاملبودن به خصوص در شرکتهای بزرگ بینالمللی خیلی سختتر از قبل شده. اوضاع بازارها و اقتصادهای جهان به شدت و سرعت در حال تغییر است و رهبری شرکتهای عمومی بزرگ را پیچیدهتر از قبل میکند. شاید برخی استدلال کنند که این سختیها پیش از بحران کرونا هم وجود داشته؛ اما یک فرق بزرگ بین دوران پیش و پس از کرونا قابل مشاهده است. وقتی همهگیری کرونا شروع شد، هیچ کس ترجیح نمیداد مدیرعاملها را عوض کند. همه منتظر بودند اوضاع بهتر شود و بعد دست به تغییر و تحول بزنند. اما از نیمه دوم سال ۲۰۲۰ که به نظر میرسید امیدواریهایی نسبت به پایانپذیر بودن بحران کرونا به وجود آمده، وضع تغییر کرد. از یک سو مدیران شرکتها از فشار عظیمی که در جریان بحران کرونا بر آنها وارد شده بود شکایت داشتند و برخی حتی ترجیح میدادند پست خود را ترک کنند. از سوی دیگر شرکتها چارهای نداشتند جز آن که خود را با واقعیتهای دوران پساکرونا تطبیق دهند و در این راه، اکثر آنها به رهبران جدید و رویکردهای جدید نیاز داشتند.
پیش از بحران کرونا شاهد بودیم که درصد تغییر رهبری در شرکتهای مشکلدار نسبت به شرکتهای موفق کاملا بالاتر بود. اما بعد از بحران کرونا، این فاصله خیلی کمتر شد و حاکی از عزیمت اختیاریِ بعضی از مدیرعاملان از شرکتها بود.
این اوضاع احتمالا تشدید هم خواهد شد. حتی قبل از بروز همهگیری کرونا نیز عمق و دامنه تحولات دیجیتال داشت یکی از پویاترین - و البته چالشبرانگیزترین- فضاهای کسب و کار در تاریخ را به وجود میآورد. حالا نگرانیها درباره سلامت و رفاه کارکنان، قابل اعتماد بودنِ زنجیرههای تامین، رفتار متغیر مصرفکنندگان، مشکلات نیروهای کار، تورم و همچنین تغییر سیاستهای فدرال رزرو آمریکا را هم به این معجون اضافه کنید و بعد معلوم میشود که چه سال دشواری پیش رو است.
نکته دیگر هم این است که موج جدید از ادغامهای شرکتی در راه است که احتمالا به تحولات مجدد در میان مدیران عامل شرکتهای بزرگ خواهد انجامید. تعداد شرکتهای عمومی ظرف دو دهه اخیر در حال کاهش بوده است و طبق آمار سازمان همکاری اقتصادی و توسعه، تعداد این شرکتها در حال حاضر سیهزارتا کمتر از سال ۲۰۰۵ میلادی است.
دانکن لامونت از موسسه پژوهشی و تحلیلی شرودر در این خصوص میگوید: «افزایش ادغامها مدتی است که شروع شده. اما این شاید تازه اول راه باشد. شرکتها این روزها دستشان پر پول است و به خصوص پولهایی که هنوز سرمایهگذاری نشدهاند به وفور موجودند. وامگرفتن هم که راحتتر از همیشه شده است.»
این یعنی مدیران عامل شرکتهای بزرگ که هنوز در پستشان باقی ماندهاند به شدت سرشان شلوغ خواهد بود. با این حال، وقتی بازارها در حال تغییر باشند رهبران شرکتی هم از جنبههای مختلف تحت فشار قرار خواهند گرفت. در این میان، قضاوت در مورد «موفقیت» شرکتها دارد سخت میشود و در آینده حتما سختتر هم خواهد شد. اینکه موفقیت شرکت را بر اساس ارزش سهام آن بسنجیم، ایده بدی نیست. اما در دنیای پرتغییر امروز، حتی معیارهای عملکرد شرکتی هم به شدت متغیر است و این دارد کار را برای صاحبان کسب و کارها دشوارتر میکند.
این روزها اینکه رهبران شرکتها چطور استعدادیابی میکنند، اینکه چطور ارزشهای شرکتی را پیش میبرند، اینکه چطور مشکلات شرکت در زمینه زنجیره تامین و مسائل مشابه را حل میکنند، اینکه چطور با طبقات مختلف مردم ارتباط برقرار میکنند و نکاتی از این قبیل میتواند روی آینده بقای آنها در سمتهای مدیریتی تاثیر بگذارد. این هم تایید دیگری است بر اینکه عواملی فراتر از عملکرد شرکت در بازار سهام میتواند روی ماندن یا رفتن مدیرعامل تاثیر بگذارد. بنابراین، احتمالش هست در سالهای آینده شمار بیشتری از مدیران امروزی صندلیهایشان را ترک کرده باشند.
نظر خود را بنویسید