چرا توافق بر سر مسائل مهم جهانی را با نسخههای قدیم نمیتوان پیش برد؟
سس مخصوصی به نام چندجانبهگرایی
1401/02/12
444
این مطلب را به اشتراک بگذارید
اگر افزایش دمای زمین را نتیجه صنعتیسازی اولیهای بدانیم که کشورهای غربی (به خصوص انگلیس و آمریکا) را ثروتمند کرد، پس مسئولیت رسیدگی به گرمایش زمین را هم باید بر عهده آنها بدانیم
آینده نگر/ نویسنده: هارولد جیمز، استاد تاریخ در دانشگاه پرینستون
درس واضحی که از نشست اخیر تغییرات آب و هوایی در گلاسکو گرفتیم این بود که چندجانبهگرایی در امور جهانی را نمیتوان به این راحتیها به کار انداخت و از آن نتیجهای گرفت. همیشه تاریخ هم همینطور بوده است: بسیاری از بزرگترین نشستهای بینالمللی بی نتیجه میمانند یا اوضاع دنیا را بدتر میکنند. از کنفرانس صلح پاریس در سال ۱۹۱۹ بگیرید تا کنفرانس اقتصاد جهانی لندن در سال ۱۹۹۱ یا اصلاً هر نشست گروه هفت یا گروه بیست. البته موارد موفقیتآمیزی هم وجود دارد؛ مثل نشست گروه بیست در آوریل سال ۲۰۰۹ در لندن.
این نشست در میان آشفتگی اقتصادی جهانی برگزار شد که به دنبال سقوط لیمان برادرز در ماه سپتامبر قبلش رخ داده بود و استثنائاً نتایجی را به صورت بینالمللی به دنبال آورد. شاید درسی که از آن نشست گرفتیم این بود که وقتی موضوع فوری و فوتی مهمی در سطح جهانی رخ میدهد، حتماً مشارکتکنندگان در نشست باید اهداف خود را به صورت روشن و دقیق بیان کنند. نبود یک دیدگاه واضح یا حداقل درک اولیه از هدف، به صورت گریزناپذیری به شکست میانجامد. جان مینارد کینز هم در زمان خودش وقتی داشت درباره ناتوانی جمعی جهان در ارائه راه حل در خصوص رکود بزرگ صحبت میکرد گفت که تنها برنامه بدردبخور احتمالاً فقط از سمت یک قدرت جهانی یا گروهی از قدرتهای همفکر میتواند ارائه شود.
درس دیگری هم که مدتهاست از مناسبات جهانی گرفتهایم این است که وقتی بازی مقصر شمردن دیگران راه بیفتد همه چیز به هم میخورد. این روزها تقریباً هر مسئله جهانی که فکرش را بکنید به این سوال ختم میشود که اصلاً اولش تقصیر کی بود؟ مثلاً مسئله آوارگان و پناهندگان را در نظر بگیرید. اتحادیه اروپا دارد بلاروس و روسیه را به خاطر روانهکردن پناهندگان به سمت مرزهای اروپا مقصر میداند. روسیه معتقد است که کل ماجرا تقصیر انگلیس و آمریکاست که در سالهای مختلف (۲۰۰۳ یا ۱۹۹۱ یا حتی ۱۹۱۹) باعث به هم خوردن اوضاع در خاورمیانه شدهاند و باعث آوارگی مردم شدهاند. در موضوع کووید هم این مسئله مطرح میشد که چون ویروس کرونا اولین بار در چین دیده شده پس کل بحران تقصیر چین است و این کشور باید غرامت بپردازد. دولت ترامپ از دولتهایی بود که بیشتر از دیگران به دنبال این بازی مقصر شمردن دیگران بود.
حالا هم مسئله تغییرات آب و هوایی به موضوع بحثهای مشابهی بدل شده است. اگر افزایش دمای زمین را نتیجه صنعتیسازی اولیهای بدانیم که کشورهای غربی (به خصوص انگلیس و آمریکا) را ثروتمند کرد، پس مسئولیت رسیدگی به گرمایش زمین را هم باید بر عهده آنها بدانیم. از منظر یک تاریخنگار، این درست شبیه همان بحثهایی است که در خصوص مسئولیت بروز جنگ جهانی اول مطرح میشود و هیچ نتیجه مفیدی را به همراه نخواهد آورد.
اما مسیرهای بسیار بهتری برای بحث هم وجود دارد. به جای بحث و جدل در خصوص اینکه ماجرا تقصیر کدام کشور است، ما باید روی این متمرکز شویم که چطور باید ابعاد مشکل را سنجید. اگر مشکلی را نتوانیم به صورت محاسبهای بررسی کنیم، همواره در حد یک مسئله انتزاعی باقی خواهد ماند و راه درستی هم برای حلش پیدا نخواهد شد. داشتن اطلاعات موثق درباره هزینههای رسیدن به توافق همواره اهمیت زیادی دارد. اما در مورد مسئلهای بسیار امروزی و حساس مثل گرمایش زمین، دیگر نمیتوان به چارچوبهای قدیمی برای توافق جهانی تکیه کرد.
در پژوهشی که همین امسال یک استاد دانشگاه کمبریج به نام پارتا داسگوپتا برای دولت انگلیس انجام شد، این نتیجه به دست آمد که نیاز به داشتن تفکر متفاوت در مورد رشد، باید به یک «باید» مهم جهانی بدل شود و شاخص استفاده بیش از حد از منابع در آن لحاظ شود. مسئله دیگر هم این است که در خصوص پدیدههایی مثل جنگلزدایی، باید اطلاعات گسترده از تمام کشورهای جهان جمعآوری شود و مورد تحلیل قرار بگیرد تا بتوان تدابیری برای مقابله با آن یافت. در غیر این صورت، نمیتوان به اطلاعات پراکنده و غیرروزآمد تکیه کرد و بر اساس آنها تصمیم گرفت.
البته تمام این صحبتها درباره کارهای ضروری که باید برای مقابله با گرمایش زمین انجام دهیم، در شرایطی مطرح میشود که ما در جهانی با دغدغههای امنیتی غالب زندگی میکنیم؛ دغدغههایی که حکومتها آنها را ژئوپلیتیک مینامند و بر اساسش تصمیمات خود را توجیه میکنند. این را در هر مسئلهای- از درگیری آمریکا با چین در دریای چین جنوبی و حتی قیمت گاز در اروپا- میتوان مشاهده کرد. در چنین شرایطی، سختترین کار همین است که روی موضوع تهدیدکننده آینده بشر -یعنی همین گرمایش زمین- متمرکز باشیم. اما چارهای جز تمرکز هم نیست.
نظر خود را بنویسید