استارتاپ ها هوم کا به تازگی موفق به جذب سرمایه شده است. احمد طاهرخانی، موسس هوم کا در گفت وگو با آینده نگر درباره فرایند جذب سرمایه، سرمایه گذار خوب وسرمایه گذار بد گفته است. به گفته طاهرخانی، پول همه چیز نیست بلکه بینش و رویکردهای سرمایه گذار هم برای استارتاپ ها اهمیت دارد. او هم چنین در این گفت وگو به فقر دانش و تخصص در حوزه منتورشیپی استارتاپ ها اشاره می کند.
گفت وگو از زینب کوهیار/ آینده نگر
*هوم کا از اردی بهشت ماه سال 99 کارش را آغاز کرده است. در آبان ماه امسال نخستین جذب سرمایه پس از سرمایه بذری در هوم کا از گروه سرمایه گذاری لیان و سرمایه گذاری مکث انجام شده است. فکر می کنم به طور تقریبی 18 ماه پس از جذب سرمای بذری از شتاب دهنده هلثیو از گروه های سرمایه گذاری سرمایه گرفتید. به عنوان پرسش نخست کمی درباره هوم کا و مسیری که طی کرده برایمان بگویید و اینکه در این بازه زمانی، یعنی فاصله چند ماه بین جذب سرمایه بذری و سرمایه دور اول، هوم کا چه مسیری را پشت سر گذاشت؟
ایده اولیه هومکا، به گردشگری سلامت مربوط بود. پس از اتفاق هایی که در سال 98 رخ داد و محدودیت ورود گردشگران خارجی به کشور، شانس ما برای جذب سرمایه به صفر رسید. حتی همین امروز هم استارتاپ های گردشگری شرایط سختی دارند، چه برسد به آن روزها که سطح ابهام آینده بر روند مذاکرات جذب سرمایه اثر می گذاشت. باتوجه به این شرایط ما برنامه دوم را پیاده کردیم که همان مراقبت از سالمندان در منزل بود، اما همزمان حوزه سلامت را هم رصد می کردیم. در نهایت از خدمات مراقبت از سالمندان فاصله گرفتیم و به خدمات بیماری کرونا نزدیک شدیم. در اردی بهشت ماه سال 99 هم سرمایه جذب بذری جذب کردیم.
*جذب سرمایه بذری برای هوم کا با توجه به شرایط خاصی که در آن زمان کشور داشت، آسان انجام شد؟ یعنی به دلیل همه گیری کرونا و نیاز خاص جامعه به خدمات استارتاپی مثل شما، هوم کا خیلی مورد استقبال بود؟
ببینید، به طور کلی جذب سرمایه چالش برانگیز است و حتی در مرحله بذری هم راحت نیست. سرمایه گذار به جوانب مختلف کار و پیشینه گروه نگاه می کند و موضوعات بسیاری مورد توجه قرار می گیرد. ما در مرحله بذری 300 میلیون تومان سرمایه گرفتیم درحالیکه تا آن زمان تنها برای بالا آمدن سایت هوم کا 70 میلیون تومان هزینه کرده بودیم. در این مسیر فقط به رقم زدن اتفاق های خوب امید داشتیم و اینکه بالاخره سرمایه بهتری و بیشتری می گیریم. همه فکر ما این بود که با توجه به استراتژی که انتخاب کردیم روی خدمات ویژه کرونا که نیاز جامعه است، تمرکز کنیم. ما همه انرژی مان را در همین بخش گذاشتیم و باعث شد نسبت به رقبا برتری پیدا کنیم.
*یکی از مهم ترین گلایه های موسسان استارتاپ ها که در مسیر جذب سرمایه و مذاکره با سرمایه گذاران قرار می گیرند، تضمین ها و وثایقی است که سرمایه گذاران می خواهند. نظر شما در این باره چیست؟ نظر و البته تجربه شما؟
به هرحال هر قراردادی که بسته می شود، شرایطی دارد و محدودیت هایی در نظر گرفته می شود اما محدویت هایی که ما در برخورد با سرمایه گذاران داشتیم، محدودیت های خارج از عرف بازار کنونی و متفاوت از محدودیت های شرکت های دیگر نبود. شرط سرمایه گذاران برای ما شرط هیا مرسوم بود که به نظر ما عجیب نمی آمد. البته در مرحله جذب سرمایه بذری به موسسان استارتاپ خیلی سخت می گذرد، چراکه هیچ عایدی برای موسس ها در نظر نمی گیرند و شتاب دهنده ها مقاومت می کنند و حقوق مناسبی به موسس نمی دهند. موسس ها به این دلیل که به طور معمول پیش از سرمایه گذاری بذری از جیب خرج کردند، انتظار دارند بعد از جذب سرمایه حقوق بگیرند. اما زمانی که حقوق نمی گیرند و در تنگنای مالی قرار می گیرند، انگیزه شان کم می شود. این شرایط زمانی چالش برانگیزتر می شود که همه انرژی و وقتتان را روی کارتان بگذارید. یعنی نمی توانید یک شغل دیگر داشته باشید و بعد همزمان کارهای استارتاپ را هم پیش ببرید. اگر هیچ پشتوانه ای نداشته باشید، شرایط برای شما سخت تر خواهد شد. به طور معمول مرحله جذب سرمایه بذری از شتاب دهنده ها تا جذب سرمایه در دور بعدی یک سال طول می کشد و این یک سال، برای کسانی که پشتوانه مالی قوی ندارند، آسان نمی گذرد.
*تجربه شما در هوم کا در این زمینه چطور بود؟
ما هیچ راهی جز ادامه مسیر نداشتیم و خوشبختانه در سال نخست کار به دلیل شرایط خاص بازار به درآمد رسیدیم. تلاش کردیم بر هر خدماتی مربوط به بیماری کرونا تمرکز کنیم مثل آزمایش خون، خدمات پزشکی و ... با این ایده و البته سابقه کسب درآمد سراغ سرمایه گذاران رفتیم.
*در هوم کا برای جذب سرمایه جلسه های زیادی برگزار کردید و با سرمایه گذاران زیادی مذاکره کردید؟
برای جذب سرمایه بذری، از سرمایه گذار دوم سرمایه را گرفتیم. مبلغ پیشنهادی سرمایه گذار اول برای ما جذاب نبود. برای جذب سرمایه در دور دوم، به دلیل سابقه خوبی که داشتیم، سرمایه گذاران سراغ ما آمدند. با 3 یا 4 سرمایه گذار صحبت کردیم که همه خوب بودند و در نهایت با یکی از سرمایه گذاران که شرایط بهتری داشت، سرمایه جذب کردیم.
*وقتی از شرایط خوب سرمایه گذار برای موسس استارتاپ صحبت می کنیم یعنی به طور مشخص چه شرایطی؟ کدام سرمایه گذار خوب است و نسبت به دیگری ارجحیت دارد؟ ذهنیت من این است که بیشتر مسئله برای استارتاپ ها و موسسانشان پول است.
شاید این جمله من کلیشه ای به نظر برسد اما پول همه چیز نیست. سرمایه گذار خوب با شرایط خوب، لزوما سرمایه گذاری نیست که مبلغ بالایی را به استارتاپ ها پیشنهاد کند. مسئله دیگری هم وجود دارد که هم آورده غیرنقدی سرمایه گذار است مثل بینش سرمایه گذار، فکر و ذهنیت آن ها درباره کار و منابع انسانی و شبکه ای از ارتباطات سرمایه گذار که می تواند به خلق ارزش های بیشتر کمک کند. آورده های غیرنقدی سرمایه گذار است که زمینه بهتر دیده شدن و بیشتر شناخته شدن استارتاپ ها را فراهم می کند. هولدینگ مکث و هلثیو که ما از آن ها سرمایه جذب کردیم سابقه سرمایه گذاری در استارتاپ های حوزه سلامت و بیمه را دارند و این یعنی آن ها فضای کار ما را می فهمند و این درک مشترک اهمیت بسیاری دارد.
*غیر از گروه های سرمایه گذاری که متعلق به شرکت های بخش خصوصی اند، یک سرمایه گذار دیگر هم در اکوسیستم استارتاپی ایران نقش آفرینی می کند که همان صندوق های وابسته به نهادهای حاکمیتی اند. نقدینگی این صندوق ها هم مناسب است. شاید در جذب سرمایه شرایط را به استارتاپ ها آسان تر هم بگیرند. شما چه نظری در این باره دارید؟
سرمایه گذارانی که وابسته به نهادهای حاکمیتی اند، پول های خوبی دارند و سرمایه گذاری هایی هم انجام می دهند. در واقع پولی که آن ها وارد اکوسیستم می کنند با پول سرمایه گذاران خصوصی قابل مقایسه نیست. سرمایه گذارانی مثل حرکت اول و برکت پول های زیادی دارند و رسالتی را هم برای خودشان تعریف کردند که این پول ها را حتما در جایی سرمایه گذاری کنند. شاید این شرایط از دور برای استارتاپ ها وسوسه کننده به نظر برسد اما زمانی که شما وارد فاز همکاری با آن ها می شوید، می بینید که چه میزان لَختی در سیستم کاری شما ایجاد می کنند و از نظر انعطاف در فضای کار و چرخش هایی که لازمه حرکت استارتاپ شماست، تا چه اندازه محدود می شوید. به نظر من این بزرگترین آسیبی است که یک سرمایه گذار می تواند به یک استارتاپ وارد کند. اینکه سرعت را از کار استارتاپی بگیرد. در این شرایط تصمیم ها در طولانی ترین زمان ممکن گرفته می شود که واقعا آزاردهنده است.
*ارزیابی شما درباره سرمایه گذاران بخش خصوصی چیست؟
سرمایه گذار بخش خصوصی هم پولش را دست هر کسی نمی دهد. به طور حتم سرمایه گذار بخش خصوصی نسبت به سرمایه گذاران وابسته به بنیادها و نهادها حواسش جمع تر است اما صحبت کردن با سرمایه گذاران بخش خصوصی برای موسسان استارتاپ ها راحت تر است. به نظر من منافع سرمایه جذب از سرمایه گذاران بخش خصوصی بیشتر است با اینکه محدودیت منابع دارند و شاید نتوانند در دوره های متوالی از نظر سرمایه ای استارتاپ را حمایت کنند. سرمایه گذاران دیگر شاید مثل گاوه 9 من شیرده عمل کنند. این سرمایه گذارها به دلیل ارتباطاتی که دارند، ممکن است پول زیادی داشته باشند اما به دلیل نوع حاکمیت شرکتی، چابکی استارتاپ ها را می گیرند و کارنامه خوبی هم در انجام پروژه های خودشان ندارند. یک نمونه آن پروژه ناموفق تولید واکسن در ایران بود که سرمایه زیادی در آن سوخت و به نظر من، به نتیجه ای که باید هم نرسید.
*زمانی که برای هوم کا دنبال جذب سرمایه بودید، بیشتر به چه راه هایی برای جذب سرمایه فکر می کردید؟
در یک دوره تلاش کردم از سرمایه گذار فرشته سرمایه بگیرم، در آن زمان احساس می کردم به خدمات شتابدهی نیازی ندارم. در آن زمان تجربه کار استارتاپی داشتم و می دانستم باید در چه مسیری حرکت کنم و روی شبکه ارتباطات شخصی حساب می کردم. شتاب دهنده صرفا از نظر آورده غیرنقدی برایم جذاب است اما متاسفانه شتاب دهنده ها را به این اندازه بالغ نمی دیدم. ما چند صد شتاب دهنده در کشور داریم، شتاب دهنده هایی که ادعا می کنند استارتاپ استودیواند. ما به واقع این شتاب دهنده ها چه می کنند؟ چه چیزی را می خواهند به موسسان استارتاپ ها یاد بدهند و مهم تر اینکه رزومه آن چیست؟ شاید تعداد شتاب دهنده های ایرانی با عملکرد مناسب و روزمه خوب به کمتر از انگشتان یک دست برسد. کدام شتاب دهنده ها پنج تیم را با موفقیت به دور نسخت سرمایه گذاری رساندند؟ ما همه کارها را خودمان انجام دادیم. مسیر را خودمان رفتیم و سرمایه گذار را خودمان پیدا کردیم. دلیل هم این بود که می دانستیم شتاب دهنده ها هم در ایران کند عمل می کنند.
*به نظر می رسد با کاریکاتوری از آنچه باید باشد در این بخش طرف هستیم.
بله و این به کل اکوسیستم استارتاپی صدمه می زند. پول در اقتصاد ما در بخش های خاصی مثل صنایع سنگین زیاد است اما میانگین سنی صاحبان و مدیران این صنایع بیش از 50 سال است. آن ها به راحتی با فضای اکسیوستم استارتاپی اخت نمی شوند و تا زمانی که این اکوسیستم به آن ها شناسانده نشود، سرمایه شان را در قالب صندوق های سرمایه گذاری جسورانه برای حمایت از استارتاپ ها و سرمایه گذاری در آن ها به کار نمی گیرند. در این شرایط که ما از نظر سرمایه ای ضعف جدی داریم، رویکردهایی که فضای کاریکاتوری در اکوسیستم را تقویت می کند، بین صاحبان سرمایه های بزرگ در کشور و استارتاپ ها فاصله بیشتری ایجاد می کند. برخوردهای غیر حرفه ای به اکوسیستم ضربه می زند و اعتماد صاحبان سرمایه را به این فضا سلب می کند. در صنایع سنگین، زمانی که بازدهی از حدی بالاتر برود، این تمایل وجود دارد که صاحب صنعت، فضاهای دیگر مثل اکوسیستم نوآوری و استارتاپی را تجربه کند اما آیا در کنار این صنایع متخصص به اندازه کافی داریم تا به تزریق نوآوری در این صنایع کمک کند. برای مثال اگر شرکت فولاد یک شتاب دهنده راه اندازی کند و در استارتاپ های زمینه تخصصی اش سرمایه گذاری کند، آیا متخصصی که بتواند خدمات شتاب دهی را به سرانجام برساند، وجود دارد؟ به نظر من باید به تعداد شتاب دهند هایی که در کشور داریم، کارآفرین یا منتور شیپ داشته باشیم تا از شتاب دهنده ها فقط یک اسم نبینیم بلکه کار ببینیم. زمانی که تخصص کافی در این زمینه وجود ندارد و کسی درباره خدمات شتاب دهندگی آموزش ندیده، محصول شتاب دهنده به کارهای کم کیفیت و بی سرانجام محدود می شود. وقتی هیچ درکی از مفهوم شتاب دهندگی و فعالیت استارتاپی وجود ندارد، چطور یک شتاب دهنده می خواهد به کارآفرینان و موسسان استارتاپ ها کمک کند. به نظر من ما در این بخش ضعف جدی از نظر دانش داریم. علاوه بر این، به حرکت های نمایشی و شعارگونه هم مبتلا هستیم که صاحبان سرمایه را بیشتر می ترساند و از اکوسیستم دور می کند. اکوسیستم استارتاپی ایران یعنی مجموعه استارتاپ ها، شتابدهنده ها و صندوق ها هرچه در مسیر شفافیت بیشتر حرکت کند، آینده روشن تری دارد. با طرح ادعای اینکه یک نهاد یا بنیادی شتاب دهنده یا سرمایه گذار است و در نهایت آورده ای جز پول نقد ندارد به جایی نمی رسیم. حتی در مجموعه هایی مثل صندوق نوآوری و شکوفایی که وابسته به ریاست جمهوری است هم، دیدیم که صرفا پول تقسیم می شود و البته آن هم به نوعی که جز تعداد معدودی از آن بهره مند نمی شوند. هرچند در صندوق می گویند چند میلیارد تسهیلات به استارتاپ ها داده شده اما معلووم نیست کدام استارتاپ این پول ها را گرفته است.
نظر خود را بنویسید