اقتصادهای بازار نوظهور دو سالِ کرونایی را پشت گذاشتند، اما سختیها هنوز تمام نشده است
سال بیشانس و پردردسر
1401/01/30
403
این مطلب را به اشتراک بگذارید
داراییها در بازارهای نوظهور به صورت سنتی بازده بیشتری نسبت به داراییها در کشورهای ثروتمند به دست میدهند. دلیل اولش رشد سریعتر اقتصادهای بازار نوظهور است ودلیل دوم هم بالاتر بودنِ ریسک آنهاست.
آینده نگر/ منبع: فایننشال تایمز
امسال یکی از آن سالهایی است که تفاوت بین سرعت رشد در اقتصادهای در حال توسعه و اقتصادهای توسعهیافته احتمالاً به کمترین سطح خود خواهد رسید. برای اقتصادهای بازار نوظهور که به دنبال جذب سرمایهگذار هستند، این مشکل بزرگی است. اصولاً هدف از سرمایهگذاری در اقتصادهای در حال توسعه چیست؟ سرمایهگذار انتظار دارد که در اقتصاد در حال توسعه شاهد رشد سریع اقتصاد باشد و سود پرسرعتتر و بیشتری از این بابت نصیبش شود.حالا اگر این وضع محقق نشود، واقعاً چه توجیهی برای سرمایهگذاری وجود خواهد داشت؟
اصولاًداراییها در بازارهای نوظهور به صورت سنتی بازده بیشتری نسبت به داراییها در کشورهای ثروتمند به دست میدهند. دو علت را میتوان برایش در نظر گرفت. اولی واضح است: اینکه اقتصادهای بازار نوظهور رشد سریعتری دارند. دلیل دوم هم این است که ریسکشان بالاتر است.
دیوید لوبین رئیس بخش اقتصادهای بازار نوظهور در بانک آمریکاییِسیتی در این خصوص میگوید: «اگر رشد در کار نباشد، تنها چیزی که باقی میماند ریسک است.»
واقعیت این است که توجیهات برای سرمایهگذاری در سهام و اوراق بازارهای نوظهور هیچ وقت اینطور ضعیف به نظر نمیرسید. اما حتی دادههای صندوق بینالمللی پول در خصوص نرخ رشد نیز به این وضعیت ضعیف اذعان دارد. همهگیری کرونا همچنان ادامه دارد و به خصوص در کشورها و مناطقی که نرخ واکسیناسیون پایین بوده، کرونا قصد عقبنشینی ندارد. این وضع باعث شده که اقتصادها زیر بار همان بدهیهایی خم شوند که طی این دو سال برای نجات و حفظ مردم و کسب و کارهایشان در دوران پاندمی به کار آمده بود.
در همین میان، آمریکا و تاثیر تغییر در نرخ بهرهاش را نباید فراموش کرد. افزایش نرخ بهره در آمریکا و افزایش ارزش دلار کاملاً در افق آینده قابل مشاهده است و همین هم باعث خواهد شد قصور در پرداخت بدهیها بیشتر شود. در بسیاری از بخشهای جهانِ در حال توسعه، تورم به شکل نگرانکنندهای بالا رفته است و سیاستگذاران را واداشته که نرخ بهره را به شدت بالا ببرند تا مانعی بر سر راه ظهوراَبَرتورم(که بسیاری از کشورها را در گذشته گرفتار کرده) باشد. اما اگر این موضوع را در کنار کاهش قابل توجه تجارت جهانی قرار دهیم و بررسی کنیم، تصویری تیره و تار از آینده ترسیم میشود.
شاید فوریترین و بزرگترین نمونه از چنین ریسکهایی را بتوان در سریلانکا مشاهده کرد. سریلانکا در دوران همهگیری کرونا متحمل صدمه شدیدی به بخش گردشگریاش شد و امسال با پرداخت بهره و بدهی تقریباً هفت میلیارد دلاری مواجه است؛ اما فقط سه میلیارد دلار ذخایر خارجی دارد.
دولت سریلانکا باور دارد که اگر گردشگران به این کشور برگردند و صادرات دوباره جان بگیرد، حتماً توان تحمل بحران پیدا خواهد شد. سریلانکا همچنین از کشورهای وامدهنده مثل هند و چین تقاضای کمک کرده است. (این کشورها هزینه پروژههای زیرساختی مثل بندر هامبانتوتا و بندر کلمبو را تامین کرده بودند.) با این حال، بسیاری از صاحبان اوراق قرضه معتقدند که قصور در پرداخت بدهیِ سریلانکا حتمی و اجتنابناپذیر است.
برخی اقتصادهای نوظهورِبزرگترظاهراً با خطر غیرفوریتری مواجه هستند. اما ادپارکر رئیس مرکز تحقیقات مستقل جهانی در موسسه رتبهدهی فیچ میگوید صفی طولانی از بازارهای ضعیف و آسیبپذیر وجود دارند که ریسک زیادی را به نمایش میگذارند.
سرمایهگذاران به خصوص درباره کشورهایی مثل غنا، السالوادور، تانزانیا و اوکراین (در صورت وقوع جنگ) دچار نگرانی هستند. پارکرمیگوید: «این یک موضوع انتزاعی نیست. در دوران همهگیری کرونا، بسیاری از این کشورها توانایی خود برای تحمل شوکهای احتمالی را که ممکن است امسال بر آنها وارد شود از دست دادهاند.» شش کشور از زمان آغاز بحران کرونا تاکنون دچار قصور در پرداخت بدهی شدهاند که عبارتند از: آرژانتین، بلیز، اکوادور، لبنان، سورینام (دو بار) و زامبیا.
به رغم آنکه کشورهای بزرگتر در معرض ریسک قصور در پرداخت بدهی نبودهاند، باز هم بسیاری از آنها در زمینه اعتباری وضع بدتری نسبت به قبل پیدا کردند. موسسه رتبهدهی فیچ در اقدامی بیسابقه در سال ۲۰۲۰ میلادی ۴۵ مورد کاهش رتبه را در نظر گرفت که تعداد ۲۷ کشور از اقتصادهای بازار نوظهور از جمله مکزیک و آفریقای جنوبی و ترکیه را دربر میگرفت.
این خبر بدی است، اما نه فقط برای سرمایهگذاران. واقعیت این است که سرریز شدنِ سرمایه خارجی به سمت بازارهای نوظهور از دهه ۱۹۸۰ تاکنون باعث کاهش قابل توجه فقر و افزایش رشد طبقه متوسط جهانی شده است. اگر این سرمایهگذاریها همچنان کاهش پیدا کنند، کشورهایی که پتانسیل رشد بیشتری داشتهاند بیشتر ضربه خواهند خورد.
ربکاگرینسپن دبیر کل کنفرانس تجارت و توسعه سازمان ملل متحد در این خصوص میگوید: «دو سال از همهگیری کرونا میگذرد و مشکلات این دوران، به خصوص بدهی، تورم و کاهش رشد حتماً ادامه خواهد داشت و حتی افزایش نشان خواهد داد.»
با این حال، صاحبنظرانی هم هستند که در همین شرایط نیز دنبال نقاط مثبت میگردند و معتقدند که تصویرِ پیش رو آنقدرها هم تیره و تار نیست. بسیاری از اقتصادهای نوظهور امروزه نسبت به قبل، وضع بهتری در تحمل دشواریها دارند. قبلاً شاید تداوم و عمق کسری حسابهای جاری باعث میشد که کشورها در برابر شوکهای خارجی آسیبپذیری بیشتری نشان بدهند و به کمک مالی خارجی نیز وابستگی بیشتری داشته باشند.
حالا به صورت کلی به نظر میرسد که بازارهای نوظهور دارای مازاد حساب جاری هستند. بسیاری از آنها از جمله برزیل، آفریقای جنوبی و هند، ذخایر قابل توجهی از ارز خارجی دارند و بازارهای سرمایه داخلیشان هم عمق زیادی دارد. این یعنی در برابر فراز و فرودهای نرخ تبادل ارز محافظت میشوند و میزان ریسکپذیری سرمایهگذاران خارجی هم به این ترتیب ممکن است بیشتر باشد.
در مورد صادرکنندگان مواد خام (کامودیتی) و سایر کالاها میشود گفت که مسیر حرکت قیمتهای بینالمللی به سود آنها بوده است. کشورهای بزرگ-از هند گرفته تا برزیل- به شدت در دوران همهگیری کرونا آسیب دیدهاند اما برخی کشورهای کوچکتر-به خصوص در آفریقای جنوب صحرا- در زمینه بهداشت عمومی و تبعات اقتصادی ناشی از بحران کرونا مقاومت بهتر از تصوری از خود نشان دادهاند. بنابراین، بسیاری از سرمایهگذاران خارجی عملاً پول خود را از بازار سهام و اوراق اقتصادهای بازار نوظهور بیرون کشیدهاند و احتمال فروش ناگزیر پایین آمده است و قیمتها هم آنقدر سقوط کردهاند که عدهای دیگر را به بازگشت ترغیب کنند. برخی از افرادی که شغلشان مدیریت دارایی است حتی پیشبینی کردهاند که سالی پر از فراوانی و بازگشت به بازار در پیش باشد.
سرمایهگذارانِ درآمد ثابت هم دلایلی برای خوشحالی و رضایت دارند. از یک سو، خیلیها منتظرند که فدرال رزرو افزایش نرخ بهره را در ماه مارس آغاز کند تا جلوی افزایش بیشتر قیمتها گرفته شود و در همان حال، بانکهای مرکزی در بسیاری از اقتصادهای بازار نوظهور از قبل دست به کار شدهاند. روسیه، برزیل و بسیاری از کشورهای دیگر تقریباً یک سال پیش شروع به افزایش نرخ بهره کردند. آنها آنقدر آسودهخاطر نبودند که منتظر بنشینند و ببینند که افزایش قیمت مواد غذایی یا قیمت سوخت موقتی است یا درازمدت خواهد بود. سابقه تورم افسار گسیخته در بسیاری از این کشورها، سیاستگذاران را مجبور کرده بود که خیلی زود وارد عمل شوند.
مثلاً برزیل به صورت مرتب نرخ بهره را بالا برد. این نرخ در ماه مارس سال گذشته دو درصد بود و حالا ۱۰.۷۵ درصد است. انتظار میرود که نرخ بهره در برزیل حتی به ۱۲ درصد هم برسد و در انتهای سال جاری میلادی کاهش پیدا کند. تورم قیمت مصرفکننده که در حال حاضر ۱۰ درصد است هم احتمالاً در همین فاصله زمانی کاهش خواهد یافت و به ۵.۵ درصد خواهد رسید. این ترکیب نرخ بهره بالا و تورمِ نسبتاً پایین میتواند آهنربای قدرتمندی برای جذب سرمایهگذاران درآمد ثابت باشد.
اما نکته اینجاست که در یک دهه اخیر، نرخ بهره در اکثر اقتصادهای بازار نوظهور رو به کاهش داشته و ارزش واحد پول آنها هم کم شده است و درنتیجه، اوراق محلی جذابیتشان را برای سرمایهگذاران خارجی از دست دادهاند. حالا که نرخ بهره در اقتصادهای بازار نوظهور بزرگتر افزایش یافته، آن سنت قدیمی مبنی بر اینکه «وقتی نرخ بهره کم است وام بگیری و وقتی نرخ بهره بالاست سرمایهگذاری کنی» میتواند احیا شود و اوضاع اوراق قرضه محلی را بهتر کند.
یک مشکل بزرگ برای اقتصادهای بازار نوظهور، کاهش رشد اقتصادی چین است. سالها بود که رشد اقتصادی چین به عنوان موتور محرک اقتصادی برای سایر کشورهای در حال توسعه عمل میکرد. حالا تغییر اوضاع چین به این معنی است که رشد این کشورها هم در آینده کُندتر خواهد شد چون تقاضا در چین احتمالاً کاهش مییابد و به تبع آن، واردات چین از اقتصادهای نوظهور هم کاهش خواهد یافت.
مثلاً مورد برزیل را در نظر بگیرید. در سال ۲۰۰۳ که لوییسایناسیو لولا داسیلوا برای اولین بار رئیس جمهور برزیل شد، رشد اقتصادی چین خیلی زیاد بود و تاثیر مثبتی روی اقتصاد برزیل گذاشت و صدها میلیون نفر را از فقر بیرون آورد. حالا بیست سال از آن زمان گذشته و انتظار میرود که لولا جایگزین ژائیربولسونارو رئیس جمهور فعلی برزیل شود. اما اوضاع حالا خیلی فرق میکند و مشخص نیست که اقتصاد برزیل چقدر بتواند در این دوران رشد کند. اصلاً در چنین شرایطی امکان انجام اصلاحات ساختاری در اقتصاد برزیل هم کاهش مییابد و به تبع آن، جذب سرمایهگذاری و رشد اقتصادی نیز کم میشود. دیوید لوبین که خیلی به آینده اقتصادهای بازار نوظهور امیدوار نیست میگوید: «آنها در شرایط کنونی یا باید مهارت رهبری اقتصادی خیلی خاصی از خودشان نشان بدهند یا اینکه واقعاً شانس بیاورند. وگرنه سال جاری میلادی دوران خوبی برای اقتصادهای بازار نوظهور نیست.»
نظر خود را بنویسید