مهران کامروا در گفت‌وگو با آینده‌نگر، از آینده برجام و روابط ایران و آمریکا می‌گوید

در دوره دموکرات‌ها برجام زنده می‌ماند

...

برجام ممکن است هرچه زودتر عملیاتی شود، آینده آن چه خواهد بود و آیا ممکن است بار دیگر جمهوری‌خواهان چون گذشته با آن رفتار کنند؟ این مصاحبه را بخوانید

گفت وگو از لیلا ابراهیمیان/آینده نگر

هر کشوری برای تکاپو به دشمنی نیاز دارد و جو عمومی در میان سیاستمداران آمریکایی، دشمنی با ایران است. این دشمنی در دکترین روسای‌جمهوری آمریکا هم نمود دارد. مهران کامروا، استاد و مدیر مرکز مطالعات بین‏المللی و منطقه‏ای ‏(CIRS) در دانشگاه جورج تاون قطر می‌گوید: جو عمومی غالب در آمریکا‏ علیه ایران اجازه نمی‌دهد سرمایه‌گذار آمریکایی در ایران سرمایه‌گذاری کند. از طرفی جمهوری‌خواهان تلاش می‌کنند در دوره بعدی قدرت را در دست گیرند و ممکن است بار دیگر، برای برجام مشکلاتی به وجود بیاورند. او معتقد است باید مشکلات ایران و آمریکا‏ به صورت ریشه‌ای حل شود. این مصاحبه را بخوانید.

 

*برخی معتقدند که سیاست بایدن ادامه سیاست ترامپ است و تعلل آمریکا در مذاکرات وین تحت‌تاثیر این سیاست بوده است.

آمریکا می‌خواهد ساختار امنیتی منطقه خلیج‌فارس و خاورمیانه را تعیین کند. این ساختار امنیتی در شرایطی اتفاق می‌افتد که در خاورمیانه برخی کشورها قدرت‌های مختلفی دارند. در واقع اگر از لحاظ امنیتی و نظامی به خاورمیانه نگاه کنیم، تقریباً یک مثلث قدرت می‌بینیم که در رأس این مثلث چند تا قدرت قرار دارند؛ ایران و ترکیه در یک سمت، عربستان و اسرائیل در سمت دیگر. پایین این چهار قدرت، یک سری قدرت‌های میانه‌ای قرار گرفته‌اند، یعنی قدرت‌های رده دوم. کشوری همانند مصر که زمانی در راس هرم قدرت بود، حالا پایین آمده و کشورهای دیگری مانند قطر، کویت، بحرین، امارات، الجزایر، اردن و... پایین این مثلث هستند. کشورهایی مانند لیبی، سوریه، یمن، عراق و لبنان دولت مرکزی توانایی ندارند که در سراسر مناطق مرزی و ارضی کشور حکومت کنند. این کشورها منطقه اصلی کشاکش و محل رقابت کشورهای بالا هستند. کشورهای بالای قدرت منطقه به دو سطح تقسیم شده‌اند. یک سری طرفدار آمریکا هستند و یک سری هم می‌خواهند مستقل باشند. نمی‌گوییم ضدآمریکایی‌اند. ایران و ترکیه می‌گویند ساختار امنیتی منطقه باید به دست ما تعیین شود نه به دست آمریکا و کشورهای رده دوم، یعنی مصر، قطر، کویت و... باید کج ‌دار و مریز با این کشورها رابطه برقرار کنند. این کشورها با همدیگر یا رابطه‌شان خصومتی است و یا رابطه آنها سرد است؛ مصر و ایران یا بحرین و ایران رابطه مستحکمی با هم ندارند و یا کشوری مثل قطر که سعی می‌کند با تمام این بازیگران رابطه برقرار کند؛ بنا بر این توضیح، رابطه ایران و آمریکا یک مشکل ساختاری و اساسی دارد. بستگی به ایدئولوژی یا این‏که چه‏کسی روی کار بیاید، تغییر معناداری نخواهد کرد. چه بایدن رئیس‌جمهور باشد، چه رئیسی، چه ترامپ در راس قدرت باشد، چه روحانی، هیچ کدام از این‌ها بر ریشه رابطه ایران و آمریکا اثر اصلی ندارد. فقط ممکن است از لحاظ دیپلماتیک و ضوابط دیپلماتیک مانند روسیه و آمریکا رفتار مناسب‌تری انجام دهند. این نوع رفتارها در سطح منطقه‌ای اثرگذار است نه در سطح جهانی. اما اگر یک سری فاکتورها و نکته‌هایی که یا حاشیه‌ای هستند یا این‏که مرکزیت بیشتری دارند، مثل مسئله هسته‌ای، حل شود، تنش‌ها کمتر می‌شود، اما ریشۀ اصلی اینکه در جوامع بین‌المللی با هم رقابت کنند، با دشمنان هم دوستی کنند، از بین نمی‌رود. به نظر من مشکل ایران و آمریکا ساختاری است؛ یعنی آمریکا می‌خواهد نظام امنیتی منطقه را به کشورها تحمیل کند؛ برخی از کشورها مثل عربستان با این مسئله مشکلی ندارند ولی ایران چنین هژمونی و تحمیلی را قبول نمی‌کند.

*در این تغییر ساختار امنیتی منطقه، چه نقش یا جایگاهی برای ایران وجود دارد؟

 آمریکا برای ایران جایگاهی نمی‌بیند. بازیگران اصلی عربستان و اسرائیل و امارات است. آمریکا در زمان نیکسون یک سیاست خارجی داشت که دو رکن اصلی داشت، که به آن ستون دوقلو می‌گفتند: یک ستون امنیتی-نظامی آمریکا کشور ایران بود و ستون امنیتی دیگر آمریکا عربستان بود که از لحاظ نفت و منابع مالی اهمیت داشت.

*دونالد ترامپ هم همان سیاست را در منطقه پیگیری می‌کرد.

بله، وقتی ترامپ آمد همان سیاست را پیاده کرد. او هم از ستون دوقلو می‌گفت: عربستان و اسرائیل؛ اما الان ساختار دکترین بایدن کمی فرق می‌کند؛ اگرچه هنوز هم می‌گویند که ایران یکی از مهره‌های اصلی ناامنی منطقه است. این خیلی مهم است.

*اصول دکترین بایدن در منطقه خاورمیانه چه مشخصه‌ای دارد و چه نگاهی به ایران دارد؟

اگر اجازه بدهید، من خیلی مختصر دکترین بایدن را توضیح بدهم. همان‏طور که گفتم، دکترین ترامپ دو ستون اصلی داشت، اسرائیل و عربستان که این بار می‌گفتند این دو ستون، ستون‌های امنیتی و نظامی منطقه هستند. یعنی وجهه عربستان برای آمریکا تا حدی فرق کرده بود؛ ولی دکترین بایدن شش محور اصلی دارد:

محور اول این است که ما از نیروی نظامی آمریکا نمی‌توانیم بدون هدف استفاده کنیم؛ این استفاده باید هدفمند باشد؛ یعنی جاهایی که ضرر می‌بینیم، باید نیرو‌های نظامی آمریکا را از آنجا خارج کنیم و به کشورها و مناطقی ببریم که برایمان مهم است. برای همین آمریکایی‌ها از عربستان بیرون آمدند؛ یعنی محور اول دکترین بایدن این است که از نیروی نظامی آمریکا به طور محدودتر و عمیق‌تر استفاده کند نه این‏که هرجا بفرستند.

محور دوم این است که می‌گویند چین رقیب اصلی آمریکا است. الان رقیب اصلی آمریکا هم از لحاظ نظامی و عمدتاً از لحاظ اقتصادی و فناوری، چین است.

 محور سوم این است که می‌گویند روسیه نیروی مخربی در ساختارهای بین‌المللی است. رقیب نیست ولی نیروی مخرب است. الان در اوکراین و بلاروس یا قفقاز جنوبی این وضعیت را می‌بینیم. یا مثلاً روسیه که می‌خواهد اسلحه به عربستان و امارات بفروشد، نمی‌تواند با آمریکا رقابت کند، ولی می‌خواهد ضوابط آمریکا را به هم بریزد.

محور چهارم این است که می‌گویند یکی از تهدیدهای اصلی، تهدید نیرو‌های سایبری است و باید در مقابل تهدیدهای سایبری که از چین، روسیه، کره شمالی و ایران به آمریکا می‌آید، مراقب بود.

محور پنجم تروریسم است. تروریسمی که اثرات آن را در 11 سپتامبر با حمله به برج‌های دوقلو دیدیم. تروریسمی که از افغانستان منشأ گرفت و حالا از عراق و کشورهایی که دولت مرکزی قدرتمندی ندارند منشأ می‌گیرد.

 محور ششم دکترین بایدن این است که می‌گوید دو کشور ایران و کره‌شمالی از لحاظ هسته‌ای برای آمریکا تهدید بزرگی محسوب می‌شوند و اهداف هسته‌ای این دو کشور خیلی خطرناک است و باید مراقب آنها بود. یعنی دوباره در دکترین بایدن، ایران یکی از تهدیدها و محورهای اصلی تهدید آمریکا به حساب آمده است. معمولاً در سیاست خارجه آمریکا دکترین ریاست‏جمهوری‌ها، در سال پنجم و ششم ریاست‏جمهوری‏شان پیدا می‌شود. مثلاً می‌بینیم که دکترین ترامپ دو، سه ماه قبل از این‏که از دفتر کاخ سفید بیرون برود، مشخص شد. او مصاحبه‌ای کرد که عنوان مصاحبه «دکترین ترامپ» بود و در آن از جزئیات دکترین خود گفت؛ یا مثلاً دکترین کلینتون و دکترین ریگان هم در سال آخر ریاست‌جمهوری‌شان مشخص شد و... ولی بایدن شاید به دلیل سن و سالش که فکر می‌کند دوره دوم کاندیدای ریاست‌جمهوری نخواهد شد، یا شاید به دلیل اینکه وجهه آمریکا در دوره ترامپ خراب شده، دکترین خود را نمودار کرد و خیلی زود جزئیات آن را ارائه داد.

*قبل از روی کار آمدن جو بایدن خیلی‌ها فکر می‌کردند روند مذاکرات سریع‌تر پیش خواهد رفت ولی توافق برجام همچنان معطل مانده است. اگرچه بخشی از آن به ایران برمیگردد ولی طرف آمریکایی هم تعلل می‌کنند. چرا؟

همه این تعلل به همین دکترین برمی‌گردد. دموکرات‌ها یک سری معیارهای داخلی دارند و یک سری معیارهای سیاست خارجی. در داخل مثلاً می‌گویند ما باید از اقلیت‌ها حمایت کنیم، مالیات باید افزایش یابد که سرویس‌ها و خدمات دولت بیشتر شود؛ ولی برای این‏که بتوانند به رأی‌دهنده‌های آمریکا این مسائل را بقبولانند، در سیاست خارجی بسیار سخت رفتار می‌کنند. اگر سخنرانی‌های سناتورها و نمایندگان مجلس را نگاه کنید، شدیداً ضدایرانی هستند و این برمی‌گردد به جوی که الان در میان عامه آمریکا حاکم شده است. من نمی‌دانم که این مخصوص آمریکا است یا طبیعت انسان چنین است که به طور کلی به یک دشمن احتیاج دارد. الان نه‏تنها در فرهنگ سیاسی، در فرهنگ عامیانه و فیلم‌ها، شخصیت منفی، ایرانی است. مثلاً بازیگر فیلم با لهجه ترسناک می‌گوید: I will kill you؛ یعنی الان جو حاکم در آمریکا نمی‌طلبد که رابطه سیاسی و رابطه دیپلماتیک با ایران مثبت باشد. اگر گروه‌های سیاسی در ایران یا برخی از افراد در ایران فکر می‌کنند که به طور کل دموکرات‌ها نسبت به جمهوری‌خواهان نگاه مثبت‌تری به ایران دارند، اشتباه محض می‌کنند. جو الان این است که چه دموکرات باشند، چه جمهوری‌خواه و چه آزادی‌خواه، ایران برایشان یک چهره منفی و منفور دارد. البته ما خودمان هم در شکل‌گیری این تصویر و چهره منفی مقصر هستیم. مثلاً وقتی پرچم یک کشور را که سمبل و مظهر تاریخ و ملیت آن است، پایمال می‌کنیم، یا هرچقدر هم شعارها توخالی باشد، مرگ بر این و مرگ بر آن را سر می‌دهیم، به هر حال چهره ما را منفی نشان خواهد داد.

* خروج آمریکا از افغانستان نشان داد که نقشهها و تاکتیکهای آمریکا برای منطقه تغییر کرده است.

همان‏طور که گفتم یکی از محورهای اصلی دکترین بایدن این است که باید از جنگ‌های دائمی کناره گرفت. در این‏جا می‌گویند جنگ‌های دائمی، جنگ‌هایی است که تمام‏شدنی نیست. می‌گویند کشورهای منطقه خاورمیانه باید امور امنیتی و نظامی خودشان را در دست خود بگیرند. ما تا جای ممکن به آن‌ها سلاح می‌دهیم و این کاری است که می‌بینیم دارند در عربستان و امارات می‌کنند و هر سلاحی که این کشورها بخواهند تا حدی در اختیارشان می‌گذارند. به هر حال در حال حاضر ماهیت جنگ به گونه‌ای شده است که شما حتماً نباید در آن منطقه سرباز داشته باشید که بتوانید از لحاظ نظامی آن‏جا را کنترل کنید. سلاح‌هایی که الان دارند به عربستان می‌فروشند، این‏طور نیست که فقط یک سلاح باشد، بلکه سال‌ها نیروی نظامی آن کشور به آمریکا وابسته می‌شود، به این دلیل که خدمات نظامی، مشاورهای نظامی، مکانیک‌ها و کسانی که باید تعلیم ببینند، به آمریکا وابسته خواهند بود. به هر حال آمریکا الان الزاماً نباید در افغانستان باشد که بتواند بر این‌ها فشار بیاورد. الان ماهیت رقابت‌ها دارد عوض می‌شود. در یک ویدئو، یک نفر از وزارت دارایی آمریکا ادعا می‌کند که ما می‌توانیم اقتصاد ایران را خیلی آسان نابود کنیم؛ مثلاً با چاپ پول ایرانی یا راه‌های دیگر. منظورم این است که ابزار فشار فقط جنگ نیست؛ تکنولوژی در خدمت کشور مبدأ است. یا الان هم فشارهایی که از لحاظ بین‌المللی و مالی می‌آید خیلی سنگین است. به نظر من آمریکا چه به طور نظامی در منطقه حاضر باشد و چه نباشد، خیلی فرقی نمی‌کند و می‌توانند به‏نحوی سیاست‌هایشان را با شرایط جدید تطبیق بدهند.

* فکر میکنید آینده برجام چه خواهد شد؟

 من فکر می‌کنم آینده برجام مثبت خواهد بود، دست‏کم برای دو سال آینده یا سه سال آینده که بایدن سر کار است و مادام که دموکرات‌ها در مجلس سنا و مجلس عوام آمریکا اکثریت را در دست دارند، برجام زنده خواهد بود. البته اکثریتشان هم فقط با یک نفر، با یک رأی قابل تغییر است. دموکرات‌ها اکثریت خیلی کمی دارند. هنوز هیچی نشده، سناتور تد کروز گفته است تا جو بایدن از دفتر ریاست‌جمهوری بیرون برود، کنگره از برجام خارج خواهد شد. همان قولی که ترامپ داده بود که قرارداد را نقض می‌کند، هنوز مطرح می‌شود. یعنی در درازمدت آن مشکل ساختاری بر جای می‌ماند و تا زمانی که الگوی رابطه این دو کشور تغییر نکند، مشکل اصلی پابرجاست. از طرفی قدرت آمریکا نسبت به یک قرن گذشته که در اوج بود، در حال افول است. زمانی آمریکا سرنوشت ملت‌ها را تعیین می‌کرد؛ مثل کودتای 28 مرداد 1332 در ایران یا وضعیت کشورهای آمریکای لاتین. اما چند سال است که آمریکایی‌هاتلاش می‌کنند که حکومت کشور ونزوئلا را عوض کنند، ولی نمی‌توانند. قدرت آمریکا در حال افول است و به همین خاطر تا جایی که می‌توانند با کشورهایی که با آمریکا ضدیت دارند، از هر اهرمی که بتوانند استفاده می‌کنند که فشار بیاورند. این کشور فرقی نمی‌کند ایران باشد یا ونزوئلا. تحریم برای آمریکا هزینه خیلی کمی دارد. البته شما فکر نکنید که اگر فردا تحریم‌ها برداشته شد، کمپانی‌های چندملیتی آمریکا صف می‌کشند که بیایند در ایران سرمایه‌گذاری کنند. چون سرمایه‌گذاری در کشور ما بسیار دشوار است. سرمایه‌گذاری در ایران ریسک بالایی برای شرکت‌های بین‌المللی دارد. جو حاکم بر آمریکا خیلی سنگین است. شرکتی که بخواهد در ایران سرمایه‌گذاری کند، باید به سهام‏دارانش توضیح بدهد که چرا می‌خواهد در کشوری سرمایه‌گذاری کند که یکی از شعارهای اصلی‌اش مرگ بر آمریکا است. یعنی این‏طور نیست که بگوییم رابطه در درازمدت حسنه می‌شود. باراک اوباما وقتی تازه رئیس‌جمهور شده بود، گفت من می‌خواهم در یک کشور مسلمان سخنرانی کنم. من با یکی از دیپلمات‌های آمریکایی تماس گرفتم و گفتم آقای اوباما که می‌خواهد در یک کشور مسلمان سخنرانی کند و برای همین هم جایزه نوبل گرفته است، چرا نمی‌رود در ایران سخنرانی کند؟ اما اگر یادتان باشد، اوباما در مصر یک سخنرانی بزرگی داشت و آنجا گفت که ما با ملت‏های مسلمان خصومتی نداریم. قبل از او جرج بوش به عراق حمله کرده و آن کشور را داغان کرده بود.

آن دیپلمات در پاسخ به من گفت: «اوباما جرئت سخنرانی در ایران را دارد ولی احمق نیست! اگر چنین کاری بکند در داخل آمریکا او را می‌کشند!»

*شواهد نشان می‌دهد که با تلاشهایی که ترامپ و جمهوری‌خواهان برای دوره بعدی انتخابات میکنند، دوره بعدی پیروز انتخابات باشند و وعده خروجشان از برجام را بار دیگر عملی کنند.

 به نظر من این برداشت درستی است. البته ما تا انتخابات آینده ریاست‌جمهوری آمریکا دو سال و نیم، سه سال وقت داریم؛ ولی الان اگر دقت کنید، معاون رئیس جمهور آمریکا خانم کامالا هریس چهره‌ای بسیار منفی دارد. در این‏جا شایعات زیادی راجع به دعوای داخلی بین بایدن و معاون او هست. زمانی که بایدن انتخاب می‌شد، شایعه بود که این فقط برای چهار سال می‌آید و دموکرات‌ها می‌خواهند یک زن سیاه‏پوست را در کاخ سفید بیاورند و یک شایعه قوی بود که این‌ها کامالا هریس را حاضر می‌کنند که بعداً رئیس‌جمهوری آمریکا شود. به همین دلیل خود بایدن هم کامالا هریس را از تمام امور سیاسی بیرون کشانده و هیچ مسئولیتی به او نداده است. با این‏که اوباما مسئولیت‌های خیلی مهمی به بایدن می‌داد ولی او این کار را نکرد. از طرفی جمهوری‌خواهان از همین حالا خود را برای انتخابات کنگره و ریاست‌جمهوری آماده می‌کنند.

* مسئله دیگر جایگاه چین و روسیه است؛ ایران در این موازنه به چین و روسیه تکیه دارد. آیا این کشورها می‌توانند متحد استراتژیک یا متحد تاکتیکی ایران باشند؟ ایران در بازیهای منطقهای چگونه باید حاضر باشد؟

 این سؤال شما سؤال بسیار خوبی است ولی متأسفانه جواب آسانی ندارد؛ یعنی اگر به چشم‌انداز درازمدت نگاه کنیم، طبیعتاً ساختار بین‌المللی عوض می‌شود. الان چین و روسیه به رقبای جدی آمریکا تبدیل شده یا می‌شوند و جامعه بین‌المللی در زمان جنگ سرد دوقطبی بود. یک قطب طرفدار آمریکا و یک قطب هم طرفدار شوروی بودند. بعد از فروپاشی شوروی، جامعه بین‌المللی تک‏قطبی شد و الان می‌بینیم که تک‏قطبی بودن تقریباً دارد عوض می‌شود؛ یعنی ما در شروع عوض شدن، تغییر و تحول ساختارهای بین‌المللی هستیم. این‏که این نظم کدام سمت و به کجا می‌رود، خدا می‌داند. اما باید به این نکته توجه کنیم که ایران یکی از مهره‌های اصلی در تغییر سیاست‌های بین‌المللی است. یعنی کشورهایی مانند ایران و ترکیه، نمی‌گویم هم‏رده چین یا روسیه هستند، ولی در سطح و اندازه خودشان به مراتب دارند تک‏قطبی بودن ساختار نظام بین‌المللی را زیر سؤال می‌برند و این باعث می‌شود که آمریکا تا حدی که می‌تواند با این اندیشه و نگاه مقابله کند. حالا آینده‌اش چه می‌شود، شاید گفتن از آن هنوز زود باشد و ابهام‌های زیادی داشته باشد.

* آیا روسیه و چین متحدهای قابل اعتمادی برای ایران هستند یا خیر؟

 خیر! هیچ متحدی برای ایران و برای هیچ کشور دیگری قابل اعتماد مطلق و محض نیست. من در روابط بین‌الملل با مسائل خیلی واقع‌بینانه برخورد می‌کنم. در این‏جا می‌گویند اگر می‌خواهی در سیاست یک دوست دائمی داشته باشی، برو یک سگ بگیر. چون سگ از همه قابل اعتمادتر است! به هر حال نباید تمام تخم‏مرغ‌ها را در یک سبد گذاشت. من بعد از یازده سپتامبر به ایران آمده بودم و با چند نفر از کارشناسان وزارت امور خارجه صحبت می‌کردم. همان زمان بوش گفته بود که ایران محور شرارت در منطقه است. آنها معتقد بودند که ما باید رابطه‌مان را با اروپا خوب کنیم. الان دیدیم که اتحادیه اروپا هم نوچه آمریکا است؛ یعنی می‌شود با این‌ها دوستی موقت داشت. حالا برخی به میز بزرگ مذاکره ایران و روسیه اشاره می‌کنند و تحلیل می‌کنند که روسیه متحد خوبی برای ایران نیست و این دیدار اخیر رئیسی با پوتین نشان از بی‌اعتمادی روسیه به ایران دارد؛ البته روسیه این رفتار را با مکرون هم انجام داد. البته افرادی مثل مکرون و فرانسوی‌ها معتقدند که روسیه می‌خواهد به DNA روسای جمهوری کشورهای دیگر دست یابد، و تست کرونا به این دلیل در کرملین انجام می‌شود. اما آنچه مهم است اینکه ما باید دوستان، شرکا و متحدان زیادی در منطقه و دنیا داشته باشیم و روسیه و چین دوست ابدی ایران نیستند، همان‌طور که اروپا یا امریکا نیست؛ در سیاست خارجی دوستی و دشمنی ابدی معنی ندارد.

لینک کوتاه: https://news.tccim.ir/?72673

نظر خود را بنویسید

ارسال پیام