دنگ پس از رسیدن به قدرت برای مقابله با وضعیت چین برنامهای به اسم «بولوان فانژنگ» را آغاز کرد. بولوان فانژنگ به صورت تحتالفظی یعنی «از بین بردن آشوب و بازگشت به شرایط عادی»
دنگ شیائوپینگ نامی است که امروز همه دنیا به عنوان معمار اقتصاد نوین چین میشناسند. این چهره انقلابی، فرمانده نظامی و سیاستمدار چینی پس از مرگ مائو، از سال 1978 تا 1989 رهبری چین را بر عهده داشت. دنگ پس از مرگ مائو با در دست گرفتن بالاترین سطح قدرت، دورهای از اصلاحات اقتصادی عمیق و گسترده را در چین آغاز کرد که همین مسئله باعث میشود او را امروز با لقب «معمار چین مدرن» بشناسیم. این اصلاحات در نهایت منجر شدند به اینکه چین در سال 2014 به لحاظ قدرت خرید، بزرگترین اقتصاد جهان به شمار بیاید. دنگ در دهه 20 میلادی به منظور تحصیل و کار به فرانسه رفت و در این کشور به مارکسیسم-لنینیسم تمایل پیدا کرد و در سال 1924 به حزب کمونیست چین پیوست. در اوایل سال 1926 بود که به مسکو رفت تا آموزههای کمونیستی را فرابگیرد و به عنوان کمیساری سیاسی از سوی ارتش سرخ، وارد چین شود. او در نبردهای نظامی انقلابی ابتدا به دلیل حمایت از مائو مطرود شد، اما پس از مدتی دوباره توانست جایگاه خود را پیدا کند. دنگ نقشی مهم در «راهپیمایی طولانی»، دومین جنگ ژاپن و چین و جنگ داخلی چین بازی کرد. پس از انقلاب چین در سال 1949، دنگ در مناطقی چون تبت و جنوب شرق چین فعالیت کرد تا بتواند قدرت حزب کمونیست چین را در این مناطق تحکیم کند و در سال 1952 به پکن برگشت تا در دولت مرکزی به فعالیتهای خود ادامه دهد. دنگ که در دهه 50 میلادی هم در حزب مقام دبیری داشت و هم معاون نخست وزیر بود، نقش بزرگی در کارزارهای ضدراستگرایانه مائو داشت، هم در بازسازی اقتصادی چین، پس از نتایج فاجعهبار «جهش بزرگ به جلو» مهرهای کلیدی بود. با اینحال، مواضع سیاسی و اقتصادی متمایل به راست دنگ نهایتاً باعث ایجاد شکاف بین او و مائو شد و همین مسئله باعث شد طی انقلاب فرهنگی، دو بار از حزب اخراج شود. پس از مرگ مائو، دنگ توانست هوا گوفنگ را در مسیر جانشینی شکست دهد و به مقام رهبری چین برسد. حالا او مانده بود و کشوری که به لحاظ نهادی بینظمی عمیقی داشت و جنبشهای سیاسی آشوبآفرین دوران مائو هنوز باقی مانده بودند. در ادامه، اقدامات اصلاحاتی دنگ را در دل پروژه بازسازی اقتصادی و سیاسی چین با هم میخوانیم.
*آرامبخش دنگ پس از رسیدن به قدرت برای مقابله با وضعیت چین برنامهای به اسم «بولوان فانژنگ» را آغاز کرد. بولوان فانژنگ به صورت تحتالفظی یعنی «از بین بردن آشوب و بازگشت به شرایط عادی». هدف اصلی این برنامه از بین بردن آثار مخرب انقلاب فرهنگی مائو بود. این برنامه به تدریج سیاستهای مائوئیستی را که قالب انقلاب فرهنگی به خود گرفته بودند، از بین برد و به میلیونها نفر که در دوران آن انقلاب مورد پیگرد قانونی قرار گرفتهبودند، کمک کرد. در دل این برنامه اصلاحات سیاسی-اجتماعی گوناگونی به راه افتاد و در نتیجه کشور در قالب نظمی نظاممند درآمد. پس از اینکه انقلاب فرهنگی در سال 1976 به پایان رسید، یک سال طول کشید که دنگ ایده «بولوان فانژنگ» خود را در سپتامبر 1977 مطرح کند. او با کمک متحدانی چون هو یائوبانگ، که بعدها به مقام دبیر کلی حزب کمونیست چین رسید، توانست این برنامه را به راه بیندازد و خود را به رهبر اصلی چین در سال 1978 تبدیل کند. این دوره تقریباً تا اوایل دهه 80 دوام پیدا کرد و پس از آن تمرکز اصلی حزب کمونیست چین از «نبرد طبقاتی» به «بازسازی اقتصادی» و «مدرن شدن» تغییر کرد. گرچه دوره «بولوان فانژنگ» جنجالهای فراوانی را به خود دید: بسیاری از افراد هنوز به اندیشههای مائو وفادار بودند، چهار اصل مهم به قانون اساسی این کشور اضافه شد تا چین به شکل یک کشور تکحزبی دوام پیدا کند، و شاید از همه جالبتر اینکه طرفداران و فعالان دوره انقلاب فرهنگی مورد برخورد قانونی خاصی قرار نگرفتند. حزب کمونیست چین هنوز هم اسناد مربوط به انقلاب فرهنگی را در اختیار عموم قرار ندادهاست و مانع از مطالعات آکادمیک و مباحثه عمومی درباره این انقلاب در جامعه چین میشود. علاوه بر این، پس از اینکه شی جینپینگ در سال 2012 به دبیر کلی حزب کمونیست رسید، بعضی از اصلاحات مربوط به دوره «بولوان فانژنگ» روندی معکوس به خود گرفتند و همین مسئله افراد زیادی را بابت احتمال وقوع «یک انقلاب فرهنگی دیگر» نگران کرد. با همه این حرفها، بسیاری از تحلیلگران این دوره را گذاری مهم در تاریخ چین میدانند، زیرا این دوره تبدیل به سنگ بستری شد که روی آن دوره «اصلاحات و گشودگی» اقتصادی و سیاسی چین در دسامبر 1978 آغاز شد که در ادامه با این اصلاحات بیشتر آشنا میشویم.
*بازگشایی دنگ در سال 1979 روی هدف «مدرنسازی چهاروجهی» تاکید کرد و پس از آن ایده جامعه «شیائوکانگ» یا همان «جامعه نسبتاً ثروتمند» را مطرح کرد. دستاوردهای سیاستمداری چون لی کوان یو در سنگاپور که باعث شدهبود این کشور به یک ابرقدرت اقتصادی تبدیل شود، تاثیری ژرف بر رهبری حزب کمونیست در چین گذاشت. رهبران چین هم به طور ویژه تحت نظارت دنگ شیائوپینگ به دنبال این رفتند که سیاستهای او برای رشد اقتصادی و پرورش منش کارآفرینی را به کار ببندند. برای درک میزان تاثیر سنگاپور بر چین، کافی است بدانید بیش از 22 هزار مسئول چینی تاکنون برای مطالعه روشهای اقتصادی سنگاپور به این کشور فرستاده شدهاند. اولین موج اصلاحات دنگ در کشاورزی آغاز شد، یعنی بخشی که برای مدتهای طولانی تحت سوءمدیریت حزب کمونیست چین قرار داشت. تا اواخر دهه 70 میلادی، عرضه و تولید مواد غذایی به حدی کم شدهبود که مسئولان چینی هشدار تکرار «فاجعه 1959» را میدادند. در سال 1959 به دلیل برنامه اشتباه «جهش بزرگ به جلو»ی مائو، دهها میلیون چینی در اثر قحطی جان باختند. واکنش دنگ به این وضعیت، اشتراکیزدایی از مالکیت کشاورزی و تاکید بر نظام مبتنی بر «مسئولیت خانوار» بود. طی این برنامه، زمینهایی که در اختیار کمونهای خلق بود، به قطعات خصوصی تقسیم شد. تحت این سیاست جدید، دهقانان توانستند کنترل زمین خود را در دست بگیرند، به این شرط که طبق قرارداد بخشی از محصول خود را به دولت بفروشند. این سیاست باعث شد تولید محصولات کشاورزی در حد فاصل سالهای 1975 و 1985 رشدی 25 درصدی بکند و انگیزهای برای خصوصیسازی دیگر بخشهای اقتصاد فراهم کند. نباید فراموش کنیم که اصلاحات مد نظر دنگ سویه از پایین به بالا داشتند و بر خلاف اصلاحات پرسترویکایی بودند که در دورهای تقریباً مشابه در شوروی به راه افتادهبود. همین تفاوت به نظر بسیاری از کارشناسان باعث شد اقتصاد چین پیروز شود و اقتصاد شوروی علیرغم اصلاحات فروبپاشد. از سوی دیگر اصلاحات وارد صنایع شهری شد، تا بهرهوری در این زمینه افزایش پیدا کند. یکی از مهمترین سیاستها در این دوره ایجاد نظامی دوقیمتی بود. در این نظام، صنایع دولتی اجازه داشتند هر نوع تولیدی را بالاتر از قیمت برنامهریزی شده بفروشند. کالاها در این دوره هم به قیمت برنامهریزی شده به فروش میرسید، هم قیمت بازاری، و همین مسئله باعث شدهبود که شهروندان این کشور دیگر با کمبودهای دوران مائو روبهرو نباشند. علاوه بر این، با به کار بستن نظام مسئولیت صنعتی در دهه 80، این امکان برای افراد یا گروهها فراهم میآمد که تشکیلات اقتصادی دولتی را طی قراردادی به مدیریت خود درآورند و همین مسئله منجر به توسعه بیشتر صنایع دولتی شد. در این دوران، برای اولینبار از زمان انقلاب 1949، کسبوکارهای خصوصی اجازه فعالیت گرفتند و به مرور زمان سهم بیشتری از خروجی صنعتی را به خود اختصاص دادند. انعطافپذیری قیمتها هم افزایش پیدا کرد و این مسئله منجر به گسترش بخش خدماتی شد. مسئله دیگر تجارت بینالمللی بود. دنگ در سال 1978 «سیاست درهای باز» را مطرح کرد و به این ترتیب درها را برای کسبوکارهای خارجی باز کرد تا در صورت تمایل عملیات خود را به چین منتقل کنند. برای اولینبار از دوره حزب راستگرای کومینتانگ، درهای چین به روی سرمایهگذاری خارجی گشوده شد. دنگ مجموعهای از مناطق ویژه اقتصادی را افتتاح کرد تا سرمایههای خارجی بتوانند با روند بروکراتیک و مداخله کمتری در آنها به فعالیت بپردازند و اقتصاد را به رشد برسانند. این مناطق تبدیل به موتورهای رشد اقتصاد ملی شدند. در سال 1979، منطقه صنعتی شِکو در شنژن تاسیس شد و نقش اولین آزمایشی را بازی کرد که رهبران چین برای «گشودن» اقتصاد در ذهن داشتند. البته نباید فراموش کرد که در تمام این اصلاحات، دنگ تنها نبود. از بین همراهان او میتوان به هو یائوبانگ، دبیرکل وقت حزب کمونیست و ژائو ژیانگ، نخستوزیر چین، اشاره کرد. رهبران دیگری چون وان لی، هو کیلی و از همه جالبتر شی ژونگژون، پدر شی جینپینگ، هم در کنار دنگ حضور داشتند. *درباره اصلاحات هنوز، پس از گذشت بیش از 40 سال، افراد بسیاری از مشاهده رشد اقتصادی خیرهکننده چین سرگیجه میگیرند. گویا این اتفاق قرار نیست هرگز عادی شود و چیزی از شگفتانگیزی خود را از دست بدهد. دنگ شیائوپینگ قطعاً مهمترین چهره 40 سال اخیر کشور چین است و بدون اصلاحات او معلوم نبود چین چه سرنوشتی داشته باشد. تقریباً سیاستمدار، اقتصاددان و پژوهشگری نیست که خود را از مطالعه اندیشههای دنگ بینیاز ببیند. در این کتاب با اندیشههای او در زمینههای متنوعی، از اقتصاد و سیاست گرفته تا آموزش و علم آشنا میشویم. کتاب «درباره اصلاحات» دیدگاههای جالبی برای پژوهشگران ایجاد میکند که از خلال آنها نه تنها میتوان دنگ را بهتر شناخت، بلکه هویت چین مدرن هم بهتر درک میشود.
نظر خود را بنویسید