عده زیادی که آینده خود را در کسب و کارهای فضایی میبینند امروزه در حال کسب تجربه در قطب جنوب یا تحصیل در رشتههای مرتبط یا آزمایشهای گوناگون هوایی و فضایی هستند تا در صنعت فضایی خصوصی جای بهتری برای خودشان پیدا کنند.
منبع: فایننشال تایمز/سینیاد اُسالیوان،اقتصاددان فضا و پژوهشگر ارشد انستیتو استراتژی و رقابت در دانشکده بازرگانی هاروارد
امسال وقتی آژانس فضایی اروپا برنامه انتخاب فضانورد خود را اعلام کرد، لوسی فاندرتاس مسئول استعدادیابی این آژانس با خودش حساب کرد که احتمالا دههزار تقاضا دریافت خواهد کرد. او این تخمین را بر اساس تقاضاهایی زد که دفعه قبل - یعنی در سال ۲۰۰۸- دریافت کرده بودند. اما واقعیت این است که در سیزده سالی که از آن زمان گذشته، خیلی چیزها در دنیا تغییر کرده. نتیجهاش این شد که لوسی فاندرتاس بیش از ۲۳ هزار تقاضا دریافت کرد.
در حالی که اقتصاددانهای امور فضایی مشغول محاسبه این هستند که چنین صنعتی در سالهای آینده چقدر ارزش خواهد داشت، بازار کار دارد راه دیگری را برای خودش طی میکند که خیلی واضحتر میتواند آینده این صنعت را نشان بدهد. شغلی که همیشه خیلیها در این صنعت آرزویش را داشتند -یعنی فضانوردی- حالا با شرایط جدیدی مواجه است: آنچه همواره یک بخش عمومی به شمار میآمد حالا سمت و سویش متمایل به بازار خصوصی شده است.
در سال ۲۰۰۸، کمپانی اسپیس ایکس متعلق به ایلان ماسک از لحاظ کمبود زمان و کمبود پول به مرحلهای رسیده بود که تمام امیدها برای تجاریکردن صنعت پرتاب به فضا داشت به نابودی کشیده میشد. این در حالی بود که راکت فالکون یک متعلق به اسپیس ایکس ماموریت خود را با موفقیت انجام داده بود. اما مشکل اینجا بود که فرستادن انسان به فضا بیشتر در اختیار بازیگرانی بود که حمایت دولتی را پشت خود داشته باشند. در نتیجه اسپیس ایکس در رقابت با غولهایی مثل بوئینگ، لاکهید ماریت و اتحاد یونایتد لانچ قرار گرفته بود که انحصار پرتابهای فضایی نیروی هوایی آمریکا را تشکیل میدادند. موانع خیلی زیاد بود اما اسپیس ایکس توانست راه خودش را در این صنعت دشوار باز کند و اخیرا نیز ارزش این کمپانی به بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار رسید.
واقعیت این است که انحصار شدید در سفر به فضا از یک سو برای جهان تجاری نامناسب بود و از سوی دیگر، ویژگیهای خاصی را با خود به ارمغان آورده بود. تا یک دهه پیش، فصانورد آمریکایی به عنوان نماد هوش و قدرت فیزیکی و دانشگاهی و ذهنی زیاد شناخته میشد اما وقتی صنعت فضانوردی به سمت بخش خصوصی حرکت کرد، آن ویژگیهای انحصاری که همراه با شغل فضانوردی به ذهن میآمد، جنبه عمومیتری پیدا کرد. این اتفاق در دهه ۱۹۸۰ و با گسترش صنعت هوانوردی برای خلبانها هم افتاده بود. وقتی ارزش حمل و نقلیِ سوار شدن به هواپیما مشابه اتوبوسسواری شد، شغل خلبانی دیگر به اندازه قبل جذابیت نداشت.
حالا در عرصه فضا اتفاق مشابهی افتاده است. مثلا شرکت ویرجین گالاکتیک متعلق به چارلز برانسون میلیاردر معروف میخواهد از همین دهه حاضر کار جدیدی را شروع کند و سالانه بیش از ۱۳۰۰ فضانورد خصوصی را راهی فضا کند. این یعنی تعداد فضانوردهای خصوصی از تعداد کوهنوردانی که سالانه قله اورست را فتح میکنند بیشتر خواهد شد و در نتیجه، تصورات در خصوص فضانوردی قطعا بهشدت تغییر خواهد کرد.
تغییر شرایط تامین هزینه سفرهای فضایی مهمترین نکتهای است که باید در این زمینه مورد بررسی قرار بگیرد. کسب و کارهای زیادی دارند با سرعت وارد صنعت فضا میشوند و خدمات مختلفی ارائه میدهند. استارتآپهای فعال در حوزه فضا هم به شدت در حال افزایش هستند و بازار مخصوص به خودشان را پیدا خواهند کرد. در چنین جهانی، به جای آنکه فضانوردی مثل باز آلدرین معروف شود، موسسان بیزینسهای اعزام فضانورد خصوصی مثل جف بزوس معروف خواهند شد؛ چون آنها هستند که میتوانند آرزوهای میلیونها علاقهمند به سفر به فضا و یا پولدرآوردن از فضا را محقق کنند.
نتیجه این است که عده زیادی که آینده خود را در کسب و کارهای فضایی میبینند امروزه در حال کسب تجربه در قطب جنوب یا تحصیل در رشتههای مرتبط یا آزمایشهای گوناگون هوایی و فضایی هستند تا در صنعت فضایی خصوصی جای بهتری برای خودشان پیدا کنند. نمیتوان انتظار داشت که چنین افراد نوآوری حاضر باشند برای پذیرش در شغل دولتی برای اعزام به فضا معطل بمانند. آنها از هوش خود و فرصتهای بهدستآمده در بخش خصوصی استفاده خواهند کرد تا از صنعت فضانوردی پول و تجربه زیادی به دست بیاورند. بنابراین باید در انتظار نسلی از فضانوردان بود که با ناسا و نهادهای مشابه بزرگ شدهاند اما حالا از این نهادها فراتر رفتهاند و انتظار دارند که مثل یک بیزینس از فضا پول دربیاورند. بیجهت نیست که میلیاردرهای جهان مثل جف بزوس و ایلان ماسک چشم به فضا دوختهاند. آینده پولدرآوردن آنها در زمین نیست، بلکه در فضاست. هرکس زودتر بتواند بخشهایی از فضا را در اختیار خود بگیرد، برنده این راه خواهد بود.
نظر خود را بنویسید