ساخت سد بزرگ اتیوپی روی رود نیل که قرار بود ظرفیت تولید برق در این کشور را دو برابر کند، در مصر نگرانی شدیدی ایجاد کرد چون آب نیل کاهش پیدا کرد. مصر حتی برای حل این مشکل به گزینه نظامی علیه اتیوپی نیز فکر کرده است
آینده نگر/ منبع: فایننشال تایمز
«جنگهای قرن بیست و یکم به آب مربوط خواهند بود؛ مگر آنکه نحوه مدیریت منابع آب جهان را عوض کنیم.» این صحبتی است که از اسماعیل سراگلدین قائممقام بانک جهانی در سال ۲۰۰۹ نقل شده بود. هنوز مشخص نیست که جهان چگونه وارد یک جنگ آبی تمامعیار خواهد شد؛ اما واضح است که دغدغهها درباره ارتباط بین مناقشه و منابع آب در مناطق مختلف دنیا بیشمارند.
بگذارید مشکل اصلی را توضیح دهیم. جمعیت جهان در حال افزایش است و تقاضا برای آب نیز به تبع آن افزایش شدیدی داشته است. از سوی دیگر، توسعه نامتوازن اقتصادی و تغییرات اقلیمی به شدت باعث کاهش منابع آب تازه در سطح جهان شدهاند. تقریبا دوسوم از جمعیت دنیا در مناطقی زندگی میکنند که منابع آب تازه در آنها سخت به دست میآید.
مناطقی که بیش از بقیه دچار این دشواری در دسترسی به آب آشامیدنی هستند، اغلب همان مناطقیاند که رشد جمعیت قابل توجهی داشتهاند. مثلا جمعیت کشور چاد از ۳.۶ میلیون نفر در سال ۱۹۷۰ به ۱۶.۴ میلیون نفر در سال ۲۰۲۰ رسیده است. اما در همین بازه زمانی، دریاچه چاد (که با نیجریه، نیجر و کامرون نیز هممرز است) به خشکی کشیده شده است. نتیجهاش این بوده که سی میلیون نفر آدمی که برای تامین آب به این دریاچه وابسته بودند حالا دست خالی ماندهاند. زندگی کشاورزان محلی و معیشت آنها نابود شده. بسیاری از ناظران ارتباط مستقیمی بین افزایش مشکلات دسترسی به آب آشامیدنی و ظهور بوکوحرام میبینند که بخش زیادی از شمال نیجریه و مناطق اطراف را تحت سیطره خود دارد.
بیثباتی در منطقه ساحل در آفریقا که بخش زیادی از آن ناشی از کمبود آب و بیابانزایی بوده نیز به یک دردسر بزرگ امنیتی بدل شده و تبعات آن دارد حتی به اروپا نیز میرسد. وقتی زندگی روزمره به دلایل زیستمحیطی برای مردم کشوری مثل ساحل سخت شود، احتمالش هست که تصمیم به پناهندگی به اروپا بگیرند و به سمت شمال آفریقا حرکت کنند. از آنجا که کشورهای اروپایی نیز مواضع مشخصی درباب مهاجرت ندارند و در جریان انتخابات همیشه احزاب سر این موضوع با هم درگیر میشوند، رسیدگی به موضوع پناهندگان و آوارگان همچنان لاینحل باقی میماند و ضررش متوجه آفریقاییهایی میشود که با امید و آرزو به سمت اروپا (به خصوص ایتالیا، اسپانیا و فرانسه) حرکت کردهاند.
نگرانیها درباره کمبود منابع آب بین کشورهای بزرگ و پرجمعیت نیز مناقشات عظیمی ایجاد میکند. مثلا اتیوپی و مصر که هر دو جمعیتی بالای صد میلیون نفر دارند، به شدت در مورد منابع آب با هم درگیرند. ساخت سد بزرگ اتیوپی روی رود نیل که قرار بود ظرفیت تولید برق در این کشور را دو برابر کند، در مصر نگرانی شدیدی ایجاد کرد چون آب نیل کاهش پیدا کرد. مصر حتی برای حل این مشکل به گزینه نظامی علیه اتیوپی نیز فکر کرده است.
تنشهای مشابهی بین چین و هند نیز وجود دارد و سدسازی روی رودهایی که از فلات تبت و هیمالیا سرچشمه میگیرند به مشکل بزرگی بدل شده است. از یک سو هند مدعی است که چین قصد دارد با برنامههای توسعه و سدسازی در این منطقه، آب را روی هند ببندد. اما در همین حال، خود هند برنامههای مشابهی در مناطق شرقی و جنوبیاش دارد که مشکل مشابهی را برای بنگلادش ایجاد میکند.
اما جدا از کمآبی و سدسازی، معضل بالا آمدن سطح اقیانوسها و رودخانهها را نیز نباید فراموش کرد. این مسئله در منطقه جنوب آسیا به وضوح دیده میشود و احتمال زیر آبرفتن مناطقی که امروز مسکونی هستند، ظرف سی سال آینده وجود دارد. این خطر در دلتای رود مکونگ جدی است و ویتنام از این بابت با مشکل بزرگی مواجه است چون با زیر آب رفتن برخی از مناطق دلتای این رود، برنجکاری در ویتنام امکانپذیر نخواهد بود و این ضربه عظیمی در آینده به اقتصاد ویتنام خواهد زد که یکی از صادرکنندگان بزرگ برنج در جهان است.
جاکارتا پایتخت اندونزی یکی از شهرهایی در جهان است که همزمان با مشکل کمبود منابع آب آشامیدنی و احتمال زیر آبرفتن شهر مواجه است. بارانهای نامنظم و شدید در سالهای اخیر و پیشبینیهای آینده حاکی از سرنوشت محتوم جاکارتا است: این شهر تا سی سال آینده قابل زندگیکردن نخواهد بود.
اینها فقط تصاویر کوتاهی از وضعیت ناهنجاری است که در دهههای آینده به جنگهای بزرگ بر سر آب منتهی خواهد شد. هیچ کس نمیتواند به دولتها دیکته کند که در این زمینه چه کار باید بکنند؛ فقط این را میدانیم که اگر هیچ کاری نکنند حتما در جنگهای آبی غرق خواهند شد.
نظر خود را بنویسید