نگاهی به تصمیمگیریهای احتمالی کشورهای اطراف افغانستان
آنها که با طالبان تجارت خواهند کرد
1400/12/02
1099
این مطلب را به اشتراک بگذارید
برخی از کشورهای آسیای مرکزی که به افغانستان برق صادر میکردند، حالا نمیدانند با دولت طالبان که قادر به پرداخت هزینه برق صادراتی نیست چه کنند
آینده نگر/ منبع: ایست ایژا فوروم/ پل استرونسکی، عضو ارشد برنامه روسیه و اوراسیا در موسسه کارنگی
پیروزی طالبان در افغانستان به شدت روی افق منطقه تاثیر گذاشته و همسایگان افغانستان را نگران کرده است. کشورهای کوچک آسیای مرکزی که خطر بیثباتی سیاسی و هجوم آوارگان را هر لحظه حس میکنند، این وضعیت را بسیار برای آینده خود چالشانگیز میدانند. با این حال، قدرتهای بزرگتر مثل روسیه، چین، ایران و پاکستان هم دغدغههای خودشان را در خصوص اوجگیری طالبان در افغانستان دارند.
دو قدرت بزرگ منطقهای یعنی چین و روسیه تمایل زیادی دارند که نفوذ خود را در آسیای مرکزی افزایش بدهند؛ هر چند آنها اهداف کاملا مختلفی را از این افزایش نفوذ دنبال میکنند. با خروج آمریکا از معادله قدرت در افغانستان، حالا وضعیت نفوذ قدرتهای دیگر کاملا پیشبینیناپذیر شده است.
واقعیت این است که قدرتهای منطقه آسیای مرکزی از اوجگیری طالبان در افغانستان خیلی شگفتزده نشدند؛ یا حداقل به اندازه کشورهای غربی جا نخوردند. معضلات دائمی در افغانستان و ضعف دولت اشرف غنی بر همسایگان افغانستان پوشیده نبود و سهولتِ به قدرترسیدن طالبان نیز زاییده همان وضع بود. اما آنچه رهبران کشورهای آسیای مرکزی را درباره آینده این منطقه بسیار نگران کرده است این است که چطور باید بیثباتیهای ناشی از بحران افغانستان را مدیریت کنند.
کشورهای تاجیکستان، ترکمنستان و ازبکستان در پی بهقدرترسیدن طالبان سعی کردهاند مناطق مرزی خود با افغانستان را مستحکم کنند تا هم از بحران نظامی و هم از بحران آوارگان جلوگیری شود. این کشورها خودشان با نرخ بالای فقر مواجهاند و در دوران کرونا نیز وضعیت برایشان بدتر شده است. برخی از کشورهای آسیای مرکزی که به افغانستان برق صادر میکردند، حالا نمیدانند با دولت طالبان که قادر به پرداخت هزینه برق صادراتی نیست چه کنند. حتی احتمالش هست که آنها در آینده نزدیک به قطع صادرات برق به افغانستان روی بیاورند. این خودش باعث ایجاد بحران به خصوص در شهرهای افغانستان خواهد بود.
ازبکستان کشوری است که در میان کشورهای آسیای مرکزی احتمالا بیشتر از همه تمایل دارد با طالبان وارد گفتوگو شود. محصور بودن این کشور در خشکی مسلما یکی از علل اصلی تمایل ازبکستان به برقراری ارتباط با طالبان است. درواقع ازبکستان میداند که اگر این کار را نکند، دستش از رسیدن به بازارهای آسیای جنوبی به کل کوتاه خواهد شد.
از سوی دیگر، تاجیکستان همواره پناهگاهی برای جنگجویان و مردمی بوده که از طالبان میگریختند. از آنجا که افغانستان جمعیت اقلیت تاجیک نیز دارد، آینده مناسبات تاجیکستان با طالبان به نحوه رفتار دولت طالبان با این اقلیت وابسته خواهد بود و از حالا نمیتوان پیشبینی خاصی در این مورد کرد.
در سوی دیگر طیف هم روسیه قرار دارد که خودش به دنبال افزایش نفوذ در آسیای مرکزی است و مناسبات احتمالی با طالبان نیز فقط در همین راستا برای روسیه اهمیت خواهد داشت. روسیه میخواهد از عقبنشینی آمریکا از افغانستان نهایت استفاده را ببرد و به کشورهای اطراف خود ثابت کند که آمریکا متحد وفاداری نیست؛ در حالی که روسیه به تعهداتش در قبال شرکای منطقهای خود عمل میکند. مسکو برای اثبات این ادعا، خود را به عنوان مشاور امنیتی کشورهای آسیای مرکزی نیز نشان داده است و امیدوار است که بتواند در آینده این نقش را بیشتر کند.
اما یک مشکل پیش پای روسیه قرار دارد: نیروهای روسیه در مناطق مختلفی- از اوکراین گرفته تا سوریه و نیز قرهباغ- مشغول فعالیت هستند و بنابراین روسیه نمیتواند تعهدات امنیتی خیلی جدیدتری را در منطقه آسیای مرکزی بپذیرد و به آنها وفادار بماند. همچنین تمایل روسیه به مداخله در مسائل امنیتی در کشورهایی مثل قرقیزستان بالا نیست.
در این میان البته نباید فراموش کرد که آمریکا نیز به شدت در تلاش است تا به رغم خروج از افغانستان، نفوذ خود را در منطقه حفظ کند. در همین راستا، دولت بایدن از تاجیکستان و ازبکستان خواسته که اجازه دهند آمریکا از خاک آنها به عنوان پایگاه نظامی (به خصوص برای فعالیتهای پهبادی و جاسوسی) استفاده کند. بایدن حتی وندی شرمن معاون وزیر امور خارجه خود را برای بحث در همین خصوص به تاشکند فرستاد.
اما تحقق اهداف واشینگتن در آینده اصلا آسان نخواهد بود و قدرتهایی مثل روسیه و چین اصلا به تداوم حضور آمریکا در آسیای مرکزی روی خوش نشان نخواهند داد. البته قدرت چین در این منطقه به اندازه روسیه نیست؛ اما هر چه باشد چین از لحاظ تجاری توانسته نفوذ خود را زیاد کند. حالا با قدرتگیری طالبان در افغانستان، به نظر میرسد که چین هم قادر باشد در کنار ایران، هند، پاکستان و سایر کشورهای منطقه به اعمال نفوذ بیشتری بپردازد. این یعنی باید منتظر فضای چندقطبیتری نسبت به گذشته باشیم.
نظر خود را بنویسید