از زمان اضمحلال اتحاد شوروی، روسیه تلاش زیادی کرده تا از طریق نهادهای اقتصادی و نظامی مثل اتحادیه اقتصادی اوراسیا، دوباره موقعیت خود را در آسیای مرکزی تثبیت کند. اما همه اینها تا وقتی بود که چین وارد میدان آسیای مرکزی نشده بود
آینده نگر/ منبع: دیپلمات
از قدیم گفتهاند بهترین دوستان میتوانند به بدترین دشمنان تبدیل شوند. آیا احتمالش هست دو رفیق قدیمی آسیا یعنی روسیه و چین در مسیر مشابهی قرار گرفته باشند؟
اگر بخواهیم بر اساس شرایط امروزی قضاوت کنیم، به نظر میرسد که ایجاد خصومت بین این دو کشور مثل یک احتمال دوردست میماند. یادمان نرفته که رهبران این دو کشور در زمانهای مختلف از همدیگر تعریف و تمجید کردهاند. با این وجود و به رغم اظهارنظرها و مواضع همدلانه بین دو کشور، نمیتوان موضع تنشآمیزی که اخیرا از سوی نخبگان روس علیه پکن ابراز میشود را نادیده گرفت.
برای بررسی موضوع بد نیست به نظرات الکساندر لوکین مراجعه کنیم که هم در وزارت خارجه شوروی و هم در سفارت شوروی در چین پُست داشته و حالا به نوشتن کتاب درباره مناسبات حال حاضر روسیه و چین و همینطور تدریس در دانشگاه ژجیانگ روی آورده است.
از نظر او، اینکه فقط روی مناسبات جداگانه چین و روسیه با آمریکا متمرکز شویم کار اشتباهی است؛ چون مناسبات خود روسیه و چین هم در حال حاضر در موقعیت حساسی قرار دارد. از نظر او، همدلی و همراهی امروزی در مواضع چین و روسیه حالتی ظاهری دارد و در پشت قضیه، نگرانی شدید نخبگان روسیه از مناسبات با چین را میتوان مشاهده کرد. مهمترین علت این نگرانی هم نفوذ فزاینده چین در کشورهای آسیای مرکزی است که زمان درازی حیاط خلوت روسیه بودهاند.
تجارت و سرمایهگذاری روسیه در منطقه آسیای مرکزی حالا با چین اصلا قابل مقایسه نیست. هر دو کشور معتقدند که هر چه در آسیای مرکزی پیشرفتهای اقتصادی بهتری صورت بگیرد، احتمال افراطگرایی و تروریسم کاهش پیدا میکند. با این حال، مسکو تصورش را هم نمیکرد که با این سرعت از چین جا بماند. از زمان اضمحلال اتحاد شوروی، روسیه تلاش زیادی کرده تا از طریق نهادهای اقتصادی و نظامی، دوباره موقعیت خود را در آسیای مرکزی تثبیت کند. یکی از این نهادها اتحادیه اقتصادی اوراسیا بود.
اما همه اینها تا وقتی بود که چین وارد میدان آسیای مرکزی نشده بود. با آغاز پروژه جاده ابریشم جدید چین (یک کمربند، یک جاده) پیشبینیهای روسیه مختل شد و جاده ابریشم جدید بر هر موضوع دیگری در منطقه سایه افکند. توافقهایی بین دو کشور برای وصلکردن اتحادیه اقتصادی اوراسیا و پروژه یک کمربند، یک جاده صورت گرفت. اما شکی نبود که کشورهای آسیای مرکزی و چین ترجیح میدادند مذاکرات تجاری خود را بر پایهای دوجانبه انجام بدهند و اینجا بود که نقش روسیه به شدت کمرنگ شد.
روسیه با آن پروژههای سیاسیشده، بسته و پروتکشنیستی حالا در برابر قدرت اقتصادی چین قرار گرفته بود که حجم عظیمی از سرمایه را وارد پروژههای زیرساختی در جاده ابریشم جدید میکرد. شکی نبود که روسیه حس میکرد دارد از بازی جا میماند.
نکته مهم دیگر هم این بود که این فرضیه عمومی مبنی بر اینکه مسکو مسئولیت عمومی تامین امنیت در آسیای مرکزی را به عهده دارد، به تدریج رنگ باخت. چین در حال حاضر به کشورهای آسیای مرکزی تعلیم نظامی میدهد، به آنها سلاح میفروشد و حتی در صورت لزوم ارتش چین را نیز به آنجا خواهد فرستاد. مثلا پایگاه نظامی ساخت چین در تاجیکستان قرار است از منافع ملی چین در سینجیانگ حفاظت کند و در ظاهر قرار نیست روی نفوذ روسیه در منطقه تاثیری داشته باشد؛ با این حال ماجرا ابعاد بیشتری دارد. پکن و دوشنبه هیچکدامشان در مورد این پایگاه با روسیه مشورتی نکردند و این در حالی بود که تاجیکستان متحد نظامی روسیه از سال ۱۹۹۲ بوده است و همکاریهای امنیتی زیادی با روسیه داشته است.
آنچه روسیه در ادامه در پیش گرفت این بود که وضعیت را بپذیرد و در برابر نقشآفرینی پکن در آسیای مرکزی واکنش خاصی نداشته باشد. هنوز هم نقش امنیتی که روسیه در این منطقه بازی میکند بسیار بیشتر از پکن است، اما دیگر نمیتوان گفت که روسیه قدرت غالب امنیتی به شمار میآید. از سوی دیگر، قدرت نرم روسیه نیز که برای سالیان دراز در منطقه آسیای مرکزی غالب بود دارد کاهش پیدا میکند. کشورهای منطقه به لحاظ تاریخی و زبانی اشتراکات زیادی با روسیه دارند و محصولات فرهنگی روسیه از جمله موسیقی و سریال در این منطقه طرفدار زیادی دارد و بخش زیادی از تحصیلات نوجوانان و جوانان هم به زبان روسی انجام میگیرد. با این حال، چین موفق شده با دیپلماسی آموزشمحور خود جلو بیاید و احتمالش هست که در آینده در این زمینه نفوذ زیادی پیدا کند.
با تمام این اوصاف، به نظر میرسد که روسیه هنوز چنان با آمریکا و اروپا شاخ به شاخ است که بعید است اولویت سیاست خارجی خود را تغییر دهد و روی مسئله چین متمرکز شود. اگر چین در آینده به قدرتی بزرگتر از آمریکا بدل شود، روسیه قصد مقابله با آن را نخواهد داشت و این شاید توجیهی برای مماشات فعلی با پکن باشد؛ هر چند در پیشبینیناپذیری اقدامات دولت روسیه شکی نداریم و ممکن است هر لحظه این وضع را تغییریافته ببینیم.
نظر خود را بنویسید