باید از نگاه آرمانی به ماجرا دست برداشت. در تقریبا تمام کشورهایی که نیروگاههای اتمی تعطیل شدهاند، الکتریسیته پاک جای خود را به الکتریسیته ناپاک زغالی و نفتی داده است
آینده نگر/ منبع: فارن پالسی
سال های سال حامیان انرژیهای بادی و خورشیدی وعده آیندهای سبز را میدادند که ۳ ویژگی داشت: اول، برق آنقدر ارزان خواهد شد که دیگر دولتها برایتان قبض صادر نخواهند کرد؛ دوم، زیرساختهای انرژیهای نو تاثیر محیط زیستی اندکی بر زمین میگذارند؛ و سوم، تولید گاز دیاکسید کربن افت شدیدی خواهد کرد و گرمایش زمین متوقف خواهد شد. اما با وجود رشد سریع انرژیهای تجدیدپذیر، این آینده همچنان از ما به شدت دور است. و مسئله اینجاست دقیقا همان کشورهایی که از بقیه در حوزه انرژیهای پاک جلوترند، این روزها با بحران کمبود انرژی دست و پنجه نرم میکنند، بهای برق در آنها سر به فلک کشیده و میزان تولید گازهای مخرب گلخانهای در آنها یا دیگر کم نمیشود یا اصلا در حال افزایش است.
در کالیفرنیا فرماندار دستور داده که شرکتها ژنراتورهای دیزلی تهیه کنند تا زمانی که برق کم آمد نیاز به خاموشیهای گسترده پیش نیاید. در انگلیس گرانی بیسابقه گاز طبیعی نه فقط باعث ورشکستگی شرکتهای برق شده، که احتمال کمبود مواد غذایی را بالا برده است. در آلمان احتمالا با بیشترین افزایش تولید گازهای گلخانهای طی ۳۰ سال اخیر مواجهیم چون آنها برای تولید برق مجبور به استفاده از زغال سنگ شدهاند.
علت چیست؟ میگویند اقتصاد جهان در حال احیای پس از رکود کروناست و تقاضا برای گاز طبیعی به همین علت بالا رفته. اما موضوع چیز دیگری است علت اصلی مشکلات کالیفرنیا، انگلیس و آلمان این است که آنها تصمیم گرفتند در تولید برق، سوختهای فسیلی را جایگزین انرژی اتمی کنند. اولویت آنها این بود: اول نیروگاههای اتمی را تعطیل کنند و بعد کم کم از نیروگاههایی که با گاز یا زغالسنگ برق تولید میکنند فاصله بگیرند و همزمان با خود را تعطیل کردهاند و دچار مشکل جدی شدهاند.
در سال ۲۰۰۰ سهم برق اتمی از کل برق تولیدی در آلمان ۲۹.۵ درصد بود. در سال ۲۰۲۰ این رقم به ۱۱.۴ درصد رسیده و قرار است تا یک سال دیگر تمام نیروگاههای اتمی تعطیل شوند. اینکه آلمان تصمیم گرفته از سوختهای فسیلی فاصله بگیرد و همزمان نیروگاههای اتمی تولید برق خود را تعطیل میکند ضد و نقیض به نظر میرسد. مسئله چیست؟
میگویند فاجعه نیروگاه اتمی فوکوشیمای ژاپن پس از زلزله و سونامی مارس ۲۰۱۱ عامل اصلی حرکت آلمان در تعطیلی نیروگاههایش بوده است.
البته تحلیلگران میگویند اصولا افکار عمومی در آلمان از دهه ۱۹۷۰ با اتمیشدن کشور مشکل داشته و اعتراضات گسترده علیه آلمان اتمی یکی از دلایل اصلی تشکیل حزب سبز در این کشور بود. فاجعه اتمی چرنوبیل (در اوکراین کنونی) هم به هراس آلمان از خطرات نیروگاههای اتمی دامن زد و از ۱۹۸۹ به این طرف هیچ نیروگاه اتمی تجاری جدیدی در این کشور ساخته نشد.
با این حال نکته اینجاست که در حرکت به سمت انرژیهای نو اصولا فازهای اولیه آسانترند: سازندگان نیروگاههای بادی و خورشیدی در سالهای اول میتوانند بهترین جاها را دستچین کنند و دسترسی آسانتری به خطوط کنونی انتقال داشته باشند. ضمنا نیروگاههای فسیلی در این دوره تعطیل نشدهاند و میتوانند کمبودها و نقاط کور این نیروگاههای بادی و خورشیدی را جبران کنند. و چون در فازهای اولیه تعداد نیروگاههای بادی و خورشیدی بالا نیست پول زیادی از جیب مالیات دهندگان خرج آنها نمیشود.
اما همچنان که سهم انرژیهای تجدیدپذیر از کل انرژی تولیدی بالا میرود - مثل وضعیت کالیفرنیا و آلمان - چالشهای تکنیکی جدی به وجود میآیند. مثلا وقتی سهم انرژیهای تجدیدپذیر از ۲۰ درصد فراتر میرود هر زمان که خورشید قویتر بتابد و باد قویتر بوزد بار اضافی وارد شبکه برق میشود و به نوعی هدر میرود. به همین خاطر گاهی اوقات مهندسان اصلا نمیتوانند نیروگاههای بادی و خورشیدی بیشتری را به شبکه برق اضافه کنند تا برق بیشتری نصیبشان شود.
دورههای طولانی نوزیدن باد یا آسمان ابری - تجربه اروپا در تابستان امسال - دردسری دیگر است که نهایتا باعث کاهش تولید الکتریسیته میشود و در این حالت شرکتها حتما باید نیروگاه فسیلی احتیاطی آماده داشته باشند تا منطقه با خاموشی مواجه نشود.
مشکلات انرژیهای تجدیدپذیر روی کاغذ حلشدنی به نظر میرسند. اساتید دانشگاه و حامیان انرژیهای سبز از کویرهایی حرف میزنند که تبدیل به مزارع خورشیدی عظیم شدهاند و جنگلهایی که در آن توربینهای بادی بیضرر شبانهروز میچرخند. و کارخانههایی که در ساعات آفتابی یا پُرباد با انرژیهای پاک سر میکنند و در ساعات دیگر از سوختهای فسیلی بهره میگیرند اما واقعیت چیز دیگری است.
مثلا در کالیفرنیا که بالاترین سهم انرژیهای تجدیدپذیر در سراسر آمریکا را دارد بهای الکتریسته جزو گرانترین هاست. ۲۳ درصد برق کالیفرنیا از انرژی خورشیدی تامین میشود و ۷ درصد آن از انرژی بادی. کالیفرنیا متعهد شده تا سال ۲۰۴۵ تمام الکتریسته خود را از منابع پاک تامین کند.
اما طی دهه گذشته سهم تولید الکتریسیته کالیفرنیا از انرژیهای پاک به سختی بالا رفته است و مشکل از آنجا جدی شد که در سال ۲۰۱۲ به خاطر مشکلات فنی، نیروگاه اتمی جنوب کالیفرنیا مجبور به تعطیلی شد. قرار است تا سال ۲۰۲۵ آخرین نیروگاه برق اتمی کالیفرنیا تعطیل شود و این یعنی کالیفرنیا هم مثل آلمان وارد چرخه معیوب استفاده بالاجبار از سوختهای فسیلی گرانتر میشود.
صدها میلیارد یورو سوبسیدی که دولت آلمان برای انرژیهای تجدیدپذیر پرداخت میکند باعث شده برق تولیدی در آلمان پرخرجترین برق سراسر اروپا به حساب آید. حالا هم که نیروگاههای اتمی این کشور تعطیل شدهاند آلمان برای قطع نشدن برق مجبور است به زغال سنگ تولیدی داخل و گاز وارداتی از روسیه وابسته باشد و این به معنای کاهش نیافتن تولید گازهای گلخانهای - و اخیرا افزایش یافتن آنهاست. آلمان قصد داشت کشور الگو در مقابله با تغییرات اقلیمی باشد، حالا نه فقط نتوانسته تولید دیاکسید کربن خود را کاهش دهد، که شهروندانش با ریسک قطع برق در زمستان مواجهند و سیاستمدارانش مجبورند در برابر روسیه کوتاه بیایند.
اوضاع بقیه اروپا هم بهتر نخواهد بود. بلژیک که تحت فشار احزاب سبز خود قرار است تا سال ۲۰۲۵ نیروگاههای اتمیاش را تعطیل کند و حتی وانمود نمیکند که به دنبال انرژیهای سبز است و قرار است دولت نیروگاههای گازی بسازد.
چه کار باید کرد؟ باید از نگاه آرمانی به ماجرا دست برداشت. در تقریبا تمام کشورهایی که نیروگاههای اتمی تعطیل شدهاند، الکتریسیته پاک جای خود را به الکتریسیته ناپاک زغالی و نفتی داده است. ما از ترس خطرات نیروگاههای اتمی این واقعیت را نادیده گرفتهایم که ظرفیت تکنولوژیهای اتمی در تولید حجم عظیمی از الکتریسیته بدون تولید دیاکسید کربن چقدر بالاست.
تا زمانی که ما نتوانیم بر چالشهای تکنیکی و مالی گسترش انرژیهای تجدیدپذیر غلبه کنیم نیروگاههای برق اتمی منطقیترین راهحل به نظر میرسند. حتی اگر مردم از آنها خوششان نیاید یا از آنها بترسند.
نظر خود را بنویسید