تحلیل حسن فروزان فرد، عضو هیئت نمایندگان اتاق تهران از درج قیمت تولیدکننده روی کالاها

درج قیمت تولیدکننده تنها دردسر بیشتر برای تولیدکنندگان به همراه داد

...

تاکید مسئولان بر کنترل قیمت ها برای بلند مدت روش اشتباهی بوده است. پیش فرض مسئولان همیشه این بود که گرانی به دلیل گران فروشی بوده است، در حالی که گرانی به دلیل تورم بالاست. اگر گران فروشی ای هم رخ می دهد به دلیل همین تورم است. به این دلیل که فروشنده فکر می کند اگر بخواهد کالایی جای کالای فروخته شده اش بگذارد، باید گران تر آن را تهیه کند.

دولت به تازگی اعلام کرده است که جزئیات قیمت تولیدکننده باید روی کالا درج شود. نکته ای که ما سالیان دراز بر آن تاکید داشتیم، این بوده که درج قیمت بر روی کالا توسط تولیدکننده محصول، کاری غیرطبیعی و غیرمعمول است و حداقل تا امروز من هیچ کشوری در دنیا را نمی شناسم که چنین قاعده ای داشته باشد.

آنچه در قانون داریم، تاکید بر قیمت محصول عرضه کننده کالاست، اما حالا این را توسعه داده و تفسیر می کنند که تولید کننده هم باید وارد صحنه شود. واقعیت این است که این اقدام تولیدکننده را به دشواری می اندازد. شبکه های توزیع در ایران موازی و متعدد هستند و توزیع از یک نوع لزوما انجام نمی شود. برخی شرکت های پخش و برخی دیگر عمده فروشی ها هستند. علاوه بر این هم گردش کار آنها در مکان های خاص با هم متفاوت است. از طرفی مساحت ایران بزرگ و فاصله شهرها متفاوت است و امکان پرداخت در هرکدام از آنها هم فرق دارد. بنابراین، اینکه قیمت مصرف کننده در همه شهرها و حتی در همه قسمت های یک شهر مثل تهران یکسان باشد، بیهوده است. چرا که در همه این مکان ها، هزینه حمل متفاوت است، همچنین تعداد دفعاتی که کالا می چرخد تا به دست مصرف کننده برسد هم با هم فرق دارد.

همان طور که تاکید کردم، درج قیمت مصرف کننده روی کالا برای تولیدکننده دردسر اضافه است. تولیدکننده قیمت را براساس فاکتور و قیمت مشخص می فروشد و این توزیع کننده و ارائه دهنده نهایی کالاست که در تعامل با هم باید به قیمت مناسب برسند.

آنچه در دنیا متداول است، قیمت فروش در فروشگاه ها، متناسب با ویژگی هایی از تامین کننده کالا و وضعیت بازار و رقابت میان آنها است. در واقع درج قیمت توسط تولیدکننده خلاف این رقابت پذیری است. اما در ایران چون دولت تعاملی با اصناف و خرده فروشان و ... ندارد همواره مسئولیت خودش را به دوش تولیدکننده گذاشته و آنها را تحت فشار قرار می دهد تا آنها وحدت رویه در بازار را به وجود آورند. البته که تولیدکننده به نوبه خودش تلاش می کند که یک کالا خارج از رنج قابل قبول  فروش نرود و در محدوده جغرافیایی خاص و مشخص با قیمت مشخص فروخته شود. در واقع تولیدکننده خودش اجازه رقابت غیرسالم را نمی دهد. اما تعیین قیمت نهایی توسط آنها اشتباه است و آنها را برابر سیستم متوزیع به دردسر می اندازد.

شبکه توزیع باید این میزان قابلیت دستکاری در قیمت را داشته باشه تا با توجه به بازار هدف قیمت گذاری کند. اما اگر قرار باشد، قیمت توسط تولیدکننده تعیین شود، آنها به تولیدکننده فشار می آورند که به طور مثال برای مکان های دورتر، تولیدکننده هزینه حمل را تقبل کند تا با قیمت مصرف کننده کالاها توزیع شود.

از طرفی دلیلی ندارد کالایی در فروشگاه های شمال شهر و جنوب شهر به یک قیمت فروخته شوند. نوع فروشگاه، عرضه و مسافت در این دو مکان با هم متفاوت است. فروشگاه های جنوب شهر ممکن است هزینه سربار و سرقفلی کمتری نسبت به شمال شهر داشته باشند و قیمت در آنجا باید کمتر باشد. اما در شمال شهر که هزینه های سرباز و سرقفلی بالاتر است، نمی شود به همان قیمت، یک کالا را به فروش رساند. در واقع در این جا خدمت عرضه وجود دارد. خدمت عرضه متفاوت هم هزینه های متفاوتی خواهد داشت. البته که حتی این موضوع درباره برخی از کالاها پذیرفته شده است. اما به طور مثال در رستوران های خاص با سرویس خاص، یک وعده  غذا ممکن است سه برابر قیمت در رستورانی در مرکز شهر باشد و مشتری هم حتی از این اختلاف قیمت راضی باشد، چرا که خدمات در ازای آن دریافت کرده است.

به این ترتیب مساله ارائه خدمت همراه با فروش کالا و نوع آن به گونه ای متفاوت است که یکپارچه کردن قیمت مصرف کننده به آن آسیب زننده خواهد بود و انجام خدمات بهتر را دچار مشکل می کند. تولیدکننده وقتی می خواهد قیمت مصرف کننده تعیین کند، باید قیمت بیشترین هزینه ها را به آن اضافه کند و دیگر خبری هم از تخفیفات بیشتر و کمتر نخواهد بود، چرا که تخفیفات کمتر برای سازمان های مالیاتی در نظر گرفته نمی شود.

از طرفی اگر این روند قابل قبول بود، حداقل در یک کشور دیگر هم از آن استفاده می شد، اما می بینیم که هیچ کشوری در طول این 40 سال گذشته از این روش استفاده نکرده اند.

تاکید مسئولان بر کنترل قیمت ها برای بلند مدت روش اشتباهی بوده است. پیش فرض مسئولان همیشه این بود که گرانی به دلیل گران فروشی بوده است، در حالی که گرانی به دلیل تورم بالاست. اگر گران فروشی ای هم رخ می دهد به دلیل همین تورم است. به این دلیل که فروشنده فکر می کند اگر بخواهد کالایی جای کالای فروخته شده اش بگذارد، باید گران تر آن را تهیه کند.

درج قیمت تولیدکننده تنها دردسر بیشتر برای تولیدکنندگان به همراه داد. توزیع کنندگان نسبت به تک تک تولیدکنندگان قدرت بیشتری دارند. در کالاهای عمومی که پرمصرف هستند و تنوع تولیدکننده دارند، رقابت سنگین ایجاد می شود. شبکه توزیع این اصناف فضا را برای تولیدکننده دشوار تر می کنند. این وضعیت می تواند به تولیدکننده آسیب بزند و آن را تحت فشار هزینه های پنهان قرار دهد. در حالی که تکلیف مشخص و فروشگاه ها و اصناف برای فروش محصول براساس نرخ مشخصی از سود مناسب برای آنها و رقابتی کردن فضا است.

از طرفی در طول 3، 4 سالی که فضای تورمی کشور کنترل شده بود و تورم به زیر 10 درصد رسیده بود، بدون مکانیزم قیمت گذاری به این شکل و بدون وجود تعزیرات، خود تولیدکننده با توجه به اینکه می خواستند تولید کنند، در فضای رقابتی قیمت نهایی را کاهش دادند و تخفیفات بزرگی به راه انداختند. در واقع اگر فضا، فضای تورمی نباشد، به هیچ کدوم از این ابزارها نیاز نیست.

من و فعالان این عرصه، مخالف درج قیمت توسط تولیدکننده هستیم. تولید کننده وظیفه درج قیمت در کالا را ندارند، تولیدکننده با فاکتور رسمی قیمت را به فروش می رساند و این بازار است که باید قیمت را تعیین کند. توزیع کننده هم براساس میزان سودی که می برد، کالای مورد نظر را توزیع می کند. اینکه تولیدکننده پیشاپیش برای مصرف کننده کالا، قیمت تعیین کند، درست نیست. این بار وظیفه کنترلی دولت است که می خواهند به دوش تولیدکننده بیاندازد.

نظر خود را بنویسید

ارسال پیام