تحلیل حمیدرضا صالحی، عضو هیئت نمایندگان اتاق تهران از نتایج ناکارآمد شدن مولفه های اقتصادی

اقتصاد باید کارآمد شود

...

وضعیت کشور در حال حاضر مانند گذشته نیست که بتواند مدام نفت بفروشد و پولش را به اقتصاد تزریق کند. زمانی جمعیت کشور 30، 40 میلیون بود و اداره آن سخت نبود، اما الان با جمعیت 85 میلیون نفری باید اصلاحاتی در اقتصاد انجام داد. حتی تجربه کشورهای همسایه هم می تواند در این زمینه کمک کند.

نرخ ارز و تک نرخی کردن آن مهمترین اقدامی است که دولت باید انجام دهد. حالا با توجه به تقدیم لایحه بودجه، بحث حذف ارز ترجیحی به میان آمده است. اما در این میان، دولت باید نقش رگولاتوری داشته باشد و هم کمک کند تا چرخ تولید بچرخد و هم به مصرف کننده کمک کند تا بار افزایش قیمت روی دوششان سنگینی نکند.

بالاخره باید پذیرفت که در یک گذار و جراحی اقتصادی در کشور، طبیعی است که مشکلاتی رخ دهد و همچنین نیاز باشد که دهک های پایین مورد حمایت قرار بگیرند تا اقتصاد به مرحله رقابتی شدن برسد و همه اقشار جامعه بتوانند از این وضعیت بهره مند شوند و کسب و کارها ایجاد و رونق بگیرند. اما بهره وری و رونق اقتصادی در طول زمان رخ می دهد. در واقع دولت ها در همه جای جهان این مسیر را طی می کنند. در دوره ای که دهک های پایین جامعه به کمک نیاز دارند، آنها به کمک می آیند، این اقدامات حتی در کشورهای توسعه یافته و مانند امریکا که لیبرال‌ترین کشور دنیاست هم رخ می دهد. در مقاطعی از بحران، آنها با کمک های نقدی و غیرنقدی به کمک مردم می آیند.

آنچه در این میان مهم است، این است که اجازه دهیم، تصمیمات درست در زمان دقیقش گرفته شود. در واقع به تعویق انداختن تصمیمات در اقتصادی بیمار و در حالی که به شدت تحریم هستیم و دولت درآمدی ندارد، به صلاح نیست.

تمام اقتصاددانان و فعالان اقتصادی و مسئولان می دانند که چند نرخی بودن ارز، فساد آور است. حالا این نرخ چه نرخ ترجیحی و 4200 تومانی باشد، چه نیمایی. وقتی ارز تک نرخی شود، نظارت روی آن دقیق تر است و تولید هم بهتر می تواند به فعالیت خود برسد.

اما همان طور که گفتم، در این گذار شاید نیاز باشد که دهک های پایین و آسیب پذیر کمک ریالی دریافت کنند. دولت منابع ریالی دارد و می تواند در بودجه، ردیفی برای آن در نظر بگیرند و بعد به دهک های مشخص که تحت پوشش کمیته امداد یا بهزیستی هستند و قطعا در این گذار آسیب خواهند دید، کمک کند. البته که در حال حاضر هم قدرت خرید آنها به شدت پایین آمده است. دولت باید برای اقشار آسیب پذیر نگاه جبرانی داشته باشد. قشر متوسط و کم درآمد باید اقتصاد مولد آینده شوند. اصلاحات دولت در اقتصاد باعث می شود که دهک های پایین روی زانوی خود بایستند. ما باید اقتصادی تعریف کنیم که همه بتوانند در آن به رونق برسند. اما چرا اینگونه نمی شود؟ چون مسئولان طی زمان های مختلف مولفه های واقعی اقتصاد را ناکارآمد کرده اند و خروجی ندارد. اقتصاد باید کارآمد شود.

اما با این حال، نکته این است که تا دولت بخواهد اصلاحات را انجام دهد، در مقطعی از زمان تا اقتصاد رقابتی شود، این مشکلات وجود خواهند داشت. بعد از اینکه اقتصاد رقابتی شد، کیک اقتصادی بزرگ تر می شود و تولید ناخالص داخلی بالا می رود و سرانه افراد هم افزایش می یابد. به این ترتیب قدرت خرید مردم بالا می رود، ارزش پول حفظ می شود و تورم هم کنترل خواهد شد. اما باز هم تاکید می کند بازه زمانی و یکسری پیش نیازها در این میان مطرح است. به طور مثال نمی شود با ارز چند نرخی اقتصاد برتر منطقه شویم و رشد اقتصادی بالا داشته باشیم.

وضعیت کشور در حال حاضر مانند گذشته نیست که بتواند مدام نفت بفروشد و پولش را به اقتصاد تزریق کند. زمانی جمعیت کشور 30، 40 میلیون بود و اداره آن سخت نبود، اما الان با جمعیت 85 میلیون نفری باید اصلاحاتی در اقتصاد انجام داد. حتی تجربه کشورهای همسایه هم می تواند در این زمینه کمک کند. ترکیه زمانی وضع اسفباری داشته، اما همیشه ارز کشورش تک نرخی بوده است. شاید ارزش لیر بالا و پایین برود، اما همچنان یک نرخ دارد. در همین دوره ای که ارزش لیر افت کرد، صادرات ترکیه 25 درصد افزایش یافت. اما همین اتفاق در ایران باعث افزایش صادرات نشد. چرا که سیاست های چند نرخی، دستوری و دولتی و قیمت گذاری های تحمیلی به اقتصاد ضربه زده اند.

نظر خود را بنویسید

ارسال پیام