هيچ گونه اقدامي براي ثبات يا كاهش قيمت‏ ها‏‏‏ از سوي دولت جديد مشاهده نشده است

همه‏ چیز به بازار ارز بستگی دارد

...

اگر سرنخ‏ ها‏‏‏ را در تمام بازارهای رایج موجود دنبال كنید در نهایت شما را به بازار ارز خواهد رساند.‏‏‏ بنابراین تا بانك مركزی سیستم مشخصی برای تعیین نرخ ارز نداشته باشد و برای ارز هدف‏گذاری نكند كماكان گرفتار نوسان در مابقی بازارها خواهیم بود.‏‏‏ تغییر دولت‏ ها‏‏‏ نیز تاثیر چندانی در روند اتفاقات موجود در بازارها نخواهد گذشت و نوسانات در دو ماه گذشته مهر تاییدی بر این ادعاست و موید آن است.‏‏‏

آینده نگر/ آلبرت بغزيان، اقتصاددان

همه بازارهاي رايج تحت تاثير بازار ارز هستند و با بالا و پايين شدن نرخ ارز دچار نوسان مي ‏شوند.‏‏‏ نمونه بارز آن بازار مسكن است كه تورم در اين بخش نشئت‏ گرفته از گراني مصالح ساختماني مانند سيمان و ريشه اصلي افزايش نرخ ارز است.‏‏‏ در بازار خودرو نيز وضع همين است و بهانه گراني‏ ها‏‏‏ به قيمت خودروهاي خارجي، تهيه گران مواد اوليه و گران تمام شدن هزينه توليد گره زده مي‏ شود.‏‏‏ بازار طلا نيز به طور مستقيم به نرخ بازار ارز وابسته است.‏‏‏ شايد فقط در خصوص بورس نتوان خيلي به طور مستقيم تقصيرها را بر گردن بازار ارز انداخت چون اين بخش بازيگران خود را دارد اما به طور غيرمستقيم مي ‏توان به بازار ارز رسيد.‏‏‏

اگر سرنخ‏ ها‏‏‏ را در تمام بازارهاي رايج موجود دنبال كنيد در نهايت شما را به بازار ارز خواهد رساند.‏‏‏ بنابراين تا بانك مركزي سيستم مشخصي براي تعيين نرخ ارز نداشته باشد و براي ارز هدف‏گذاري نكند كماكان گرفتار نوسان در مابقي بازارها خواهيم بود.‏‏‏ تغيير دولت‏ ها‏‏‏ نيز تاثير چنداني در روند اتفاقات موجود در بازارها نخواهد گذشت و نوسانات در دو ماه گذشته مهر تاييدي بر اين ادعاست و مويد آن است.‏‏‏ در همه دوره ها‏‏‏ با افزايش نرخ ارز مابقي بازارها افزايشي مي ‏شود و با كاهش نرخ ارز بازارها در حالت ركود و انتظار به سر مي‏ برند و وضعيت كنوني نيز در دولت جديد همين روال را در پيش گرفته است.‏‏‏ پاشنه آشيل اقتصاد بيمار ما ارز است و بهانه ارز خيلي بيشتر از مثلا قطع برق است.‏‏‏ چون يكي از دلايل گراني ها‏‏‏ را به قطع برق گره زدند.‏‏‏ به عنوان مثال گفتند علت گراني سيمان ناشي از قطع برق بوده اما جاي سوال است که چرا يك كارخانه به اندازه دو هفته نبايد موجودي سيمان داشته باشد تا بتواند بازار را تامين كند. اما حقيقت امر اين است كه سيمان از سوي سلاطين در بورس سيمان به شكل عمده خريداري و انبار شد تا موجب كمبود در بازار و با نرخ ارز منافع سودجويان تامين شود.‏‏‏ لذا بايد سياست‏گذاري ارزي در نظام پولي ما درست تدوين شود.‏‏‏

براي داشتن چشم‏ اندازي روشن بايد ديد انتصاب صالح‌آبادی به عنوان رئیس کل بانک مرکزی دولت جديد را در بحث نرخ ارز به چه سمت و سويي مي‏ كشاند چرا كه ديدگاه ایشان اقتصادي نيست اما ممكن است در كنار معاونان و مشاوران خود اتفاقات مثبتي در خصوص سياست‏ ها‏‏‏ي ارزي در كشور رخ دهد و اظهار نظر هنوز زود است.‏‏‏ در مسير اصلاح نظام پولي كشور تصميمات شوراي فقهي بانك مركزي هم مهم است و اينكه بتواند روي ابزارهاي تامين پولي و ارزي كشور كار كند نياز به گذشت زمان دارد. ولي آنچه روشن است اين است كه در قسمت ارزي هر كسي كار را دست بگيرد در ابتدا بايد تكليف نرخ ارز را مشخص كند.‏‏‏ البته هميشه عده اي ذي‏نفع بازار در بازار متشكل ارزي حضور دارند كه تبعات افزايش نرخ ارز را روي اقتصاد نمي‏ بينند.‏‏‏ جاي تاسف است كه بسيار خوب مي‏ دانند كه تصميمشان چه اتفاقات اقتصادي‌ای به بار مي‏ آورد اما شوربختانه، آگاهانه دست به ‏‏‏عمل مي ‏زنند و با توجه به ملاحظاتي و با فشار و ملاحظات دولت اين نرخ تغيير مي‏ كند كه معمولا هم به ضرر مردم تمام مي‏ شود.‏‏‏

در حال حاضرهيچ گونه اقدامي براي ثبات يا كاهش قيمت‏ ها‏‏‏ از سوي دولت جديد مشاهده نشده و فعلا حرف‏ ها‏‏‏ در حد شعار است.‏‏‏ اينكه گفته مي ‏شود تورم مهار مي‏ شود سندي براي تحقق آن محسوب نمي‏ شود چون همتي، رئيس وقت بانك مركزي هم تورم 22 درصدي را هدف‏گذاري كرد و با 45 درصد تحويل داد.‏‏‏ قسمت جالب ماجرا اين است كه كسي هم بازخواستش نكرد كه چرا ادعاهايش محقق نشد.‏‏‏ در حالي كه در كشورهاي پيشرفته كه رونق اقتصادي وجود دارد ادعاها در جايگاه يك مقام و مسئول اهميت فوق‏ العاده‏ اي دارد.‏‏‏ زماني كه رئیس فدرال رزرو آمريكا يك سخنراني كوتاه، مختصر و مفيد انجام مي ‏دهد كه در سال هم چند بار بيشتر پيش نمي‏ آيد، تمام جملات و كلمه‏ ها‏‏‏يش از سوي تحليل‏گران اقتصادي و كارشناسان مورد ارزيابي قرار مي‏ گيرد.‏‏‏ معتقدم دولت جديد هم بايد به سمتي پيش برود كه گفته ها‏‏‏يش بر اساس طرح ها‏‏‏، ايده‏ ها‏‏‏ و كارهاي كارشناسي ‏شده باشد و از وعده و وعيد و شعار صرف فاصله بگيرد.‏‏‏ اگر حرف از استقلال بانك مركزي زده مي‏ شود حداقل در عمل، هماهنگي و توافق‏ ها‏‏‏ سمت و سوي اقتصادي به خود بگيرد.‏‏‏ در شرايط موجود صرفا نبايد يك بازار را ملاك قرار داد يا ارز 4200 توماني را حذف و به عنوان مثال 17 توماني جايگزين كرد فقط به اين علت كه توان تخصيص عادلانه ارز از سوي دولت وجود ندارد، اسم اين كار را نمي ‏توان سياست‏گذاري ارزي گذاشت.‏‏‏

تصميمات نادرستي مانند تك‏نرخي كردن ارز با نرخ‏ ها‏‏‏ي بالا واقعا خطرناك است.‏‏‏ بردن كالاها در بورس كالا هم درست نيست.‏‏‏ بردن خودرو در بورس كالا اقدام هوشمندانه اي نيست‏‏‏ چون در بورس كالا بايد مواد اوليه عرضه شود نه يك كالاي نهايي مانند خودرو.‏‏‏ از همين روست كه صحبت‏ ها‏‏‏يي كه گاهي در اين زمينه‏ ها‏‏‏ از سوي مسئولان مي‏ شود جاي تعجب دارد و اين طور در ذهن متبادر مي ‏شود كه اين صحبت‏ ها‏‏‏ آگاهانه و با هدف‏ ها‏‏‏ي منفعت‏ طلبانه است نه اينكه غيركارشناسانه باشد و علم به تبعات آن مشخص نباشد.‏‏‏

چشم انداز بازارهايي مانند بورس، طلا، خودرو، مسكن و.‏‏‏.‏‏‏.‏‏‏ در صورتي مي‏ تواند روشن و اميدواركننده باشد كه تصميمات مسكن موقت و هيجاني نباشد و به‏ دور از رانت و منفعت‏ طلبي‏ ها‏‏‏ي هميشگي كه در هر دوره‏ اي ريشه اقتصاد را خشکانده، گرفته شود و همه ابعاد و تبعاتي كه ممكن است ايجاد كند از قبل ديده شده باشد و كاملا كارشناسانه و علمي باشد.‏‏‏ حضور اقتصاددان خبره، با تجربه و آشنا به علم روز در بدنه دولت نيز قطعا بسيار مفيد خواهد بود كه دولت آقاي رئيسي تمايل زيادي به به ‏كارگيري اين افراد دارد كه اتفاق مباركي است.‏‏‏ البته نكته اي كه وجود دارد، حضور اين افراد بايد تصميم‏ساز باشد نه صرفا توجيه‏ كننده و براي رفع تكليف.‏‏‏ چيدمان كابينه دولت جديد طوري است كه نظرها همسو و يكدست است كه هم مي‏ تواند خطرناك باشد هم اميدواركننده؛ همسو بودن موجب مي ‏شود افراد بر خلاف عقيده يكديگر عمل نكنند، نگران‏ كننده از اين جهت است كه يك تصميم غالب از سوي يك فرد بر بقيه افراد نيز غالب شود.‏‏‏ با ادامه روند كنوني، بازارها همچنان تنش خواهند داشت و براي كاهش اين تنش‏ ها‏‏‏ بايد منابع بانكي به سمت توليد و توزيع برود تا محتكران، بازار را تشنه نگه ندارند.‏‏‏

نظر خود را بنویسید

ارسال پیام