3 دیدگاه درباره تعادل بین کار و زندگی

کار کردن مانع خوب زندگی کردن نیست

...

3 دیدگاه مثبت، منفی و نوظهور درباره رابطه کار و زندگی وجود دارد. در دیدگاه های نوظهور مسئله اصلی ارزش های فردی است و اینکه کار به توسعه زندگی شما کمک کند.

درباره کار و زندگی غیرکاری، سه دیدگاه اصلی وجود دارد. دیدگاه مثبت، دیدگاه منفی و دیدگاه یکپارچگی کار و زندگی.

 مفاهیم موجود در این سه دیدگاه و حتی سنجش ابعاد این سه حوزه تفاوت قابل ملاحظه ای با یکدیگر دارند. در دیدگاه منفی به تضاد کار و زندگی توجه می شود. در دیدگاه مثبت، مسئله غنی سازی کار و زندگی  و تسهیل کار و زندگی در میان است و دیدگاه های نوظهور مسئله تعادل کار و زندگی و تناسب و سازگاری آن را مطرح می کنند.

دیدگاه منفی و تضاد کار و زندگی، بر اساس نظریه کمیابی مارکس شکل گرفته است. نظریه ای که می گوید انسان باید چند نقش را بپذیرد درحالیکه انرژی آن محدود است. براساس نظریه کمیابی، منابع انرژی و زمان موجود محدود بوده و پاسخگویی به چند نقش در این شرایط، به تحلیل رفتن این منابع کمیاب می انجامد. به همین دلیل افراد باید منابع محدود خود را به گونه ای به نقش های موجود اختصاص دهند که فشار نقش تنها در حد قابل تحملی ایجاد شود.

در دیدگاه های مثبت به مناسبات کار و زندگی، مفاهیمی مثل سرریز مثبت، غنی سازی و تسهیل کار مطرح می شود. در این دیدگاه فرض بر این است که انرژی یا مهارت های ایجاد شده یا توسعه یافته در حوزه کاری می تواند عملکرد فرد در حوزه های غیرکاری را هم بهبود دهد. به عبارت دیگر، برخلاف نظریه کمیابی، در اینجا فرض اصلی بر این است که داشتن چند نقش می تواند منابع و فرصت های بیشتری برای فرد ایجاد کند که می توان از آن ها برای کمک به رشد و بهبود عملکرد در سایر حوزه های زندگی استفاده کرد.

در دیدگاه های تازه، مفهوم تعادل در کار و زندگی به میان آمده است. هم چنین از عباراتی مثل برابری، تناسب و سازگاری در پرداختن به تعادل در کار و زندگی در این دیدگاه ها استفاده می شود. در این دیدگاه ها نکته کلیدی، رضایت فرد از نقش های مختلف است  و اینکه سرمایه گذاری در این نقش ها براساس ارزش های فردی انجام می شود.

یکی از جامع ترین نگرش سنجی های انجام شده در زمینه تعادل بین کار و زندگی در سازمان های ایرانی، در سال 1396 انجام شده است. در این بررسی 201458 نفر از کارکنان 157 سازمان ایرانی، امتیاز تعادل کار و زندگی خود را 58 درصد دانستند. به عبارت دیگر نتایج این نگرش سنجی نشان داد وضعیت تعادل کار و زندگی کارکنان سازمان ها در مقایسه با امتیاز 12 نگرش مختلف دیگر،  مثل رفتار شهروندی که امتیاز آن 70 درصد بود، یا رضایت شغلی با امتیاز 63 درصد، بسیار پایین و در جایگاه یازدهم است.

یک بررسی ایرانی دیگر  نشان می دهد هشت گونه آرزو یا لنگرگاه مسیر شغلی برای کارکنان سازمان ها وجود دارد. لنگرگاه، یکی از مفاهیم کلیدی در حوزه مدیریت مسیر شغلی است و به عنوان ترکیبی از توانایی، ادراک شخصی، انگیزه ها و ارزش ها تعریف می شود. لنگرگاه مسیر شغلی غالب، ترجیحات بلندمدت افراد نسبت به کار و محیط کار را نشان می دهد. افرادی که لنگرگاه مسیر شغلی تعادل کار و زندگی را داشته باشند، واجد خصایصی نظیر رشد فردی هستند. کارکان دانشی از جمله گروه های شغلی مرتبط با این لنگرگاه شغلی هستند. به عبارت دیگر توسعه فردی از ویژگی های بارز بعضی مشاغل است و فراهم کردن شرایط آن از مقتضیات کاری آن هاست.

برای مطالعه بیشتر مقاله «ابرهای تیره و روزنه های امید، تبین الگوی مناسبات کار و زندگی در جامعه آکادمیک» را بخوانید. این مقاله در نشریه پژوهش های مدیریت منابع انسانی در زمستان سال 1400 منتشر شده است.

نظر خود را بنویسید

ارسال پیام