نحوه جهش جمعیت به زیر خط فقر در تاریخ بیش از صدساله کشور بیسابقه بوده و این امر نیازمند آن است که از دهها زاویه به آن نگاه شود، سطح آگاهی عمومی و نظام آموزشی و تربیتی کشور باید به موضوعاتِ کماهمیت، پشت کند و در مقابل به مسائل مبتلابه و حیاتی در جامعه بنگرد.
فرشاد مؤمنی/اقتصاددان/آینده نگر
1- در کتاب «مرزهای دانش توسعه» مسیری که اندیشه توسعه طی کرده، بررسی شده است؛ در این کتاب هفت نشانه مطالعه شده که وجه اجتماعی حیات جمعی در قرن بیستویکم هستند. یکی از این شاخصها «منزلت» است، مهمترین عامل بقای ظهور و سقوط حکومتها که بیش از هرچیزی، تابع میزان و کیفیت توجه و تلاشی است که در هر دوره به امور اجتماعی میشود. تمام مطالعات آیندهشناختی که در زمینه توسعه انجام شده بر روی مسائل اجتماعی تمرکز و تاکید دارد. اما متاسفانه، ما شاهد آشفتگیها و بیهنجاریهایی در کشور هستیم. آن چیزی که نگرانکننده است، آشوب غیرمتعارفی است که اکنون در زمینه فهم واقعیتهای موجود وجود دارد. فرض کنید در حیطه اجتماعی در ماههای اخیر یک فردی با ژست بسیار افراطی آمده که ریشه نئولیبرالیسم را خشک کند، در مسند کار قرار گرفته است، آن وقت در حیاتیترین و اجتماعیترین معاونت زیرمجموعه خود، فردی را میگمارد که به افراطیترین وفادار به آموزه نئولیبرالیسم دستگاه قبلی که شاغل بود مشهور است. بنابراین ترسیم کردن یک تحلیل بامبنا در این شرایط بسیار سخت است. زمانی که ابزارها و جهتگیریهای سیاسی را رهگیری میکنیم، میبینیم نقطه مقابل آن چیزی که مطرح میشود عمل میکنند؛ اگر میدانند و عمل میکنند یک حکم غمانگیز جاری میشود و اگر ندانسته عمل میکنند وضعیت بسیار بغرنج خواهد بود. 2- نتایج برخی مطالعات انجامشده در زمینه فقر که از سوی موسسه عالی پژوهش تأمین اجتماعی انجام شده نشان میدهد اکنون بیسابقهترین سطوح فقر اندیشهای را درباره فقر شاهد هستیم؛ متاسفانه مسئله فقر امنیتی شده و گفتوگو در فضای امنیتی امکانپذیر نیست. در این پژوهش آمده که جمعیت زیر خط فقر در روستاها بیش از جمعیت زیر خط فقر شهری است. گفته میشود هر سیاست فقرزایی که در دستور کار قرار میگیرد، با اینکه ممکن است ابتدا به ساکن و در ظاهر بر جامعه روستایی بیتأثیر باشد، اما نتایج آن نشان میدهد که آسیبپذیری جامعه روستایی از این سیاستها بیشتر است. در سال ۱۳۸۳ بانک جهانی در مورد شوک قیمت بنزین مطالعهای انجام داده و کتابی با عنوان «اقتصاد ایران از نگاه بانک جهانی» نیز منتشر کرده است؛ در این کتاب، آنها اظهار شگفتی میکنند چرا که تصور اولیهشان این بوده که تورمزایی قیمت بنزین بر روی خانوارهای روستایی کمترین تأثیر را میتواند داشته باشد، اما پس از انجام محاسبات به این نتیجه رسیدهاند که زیان رفاهی خانوارهای روستایی از این بابت دو برابر خانوادههای شهری است. البته این مسئله جدیدی نیست و تمام مطالعات قبلی هم بر این موضوع تاکید دارند اما موضوعات تکاندهنده در حال رخ دادن است که نظام پایش ما دچار فلج مغزی شده و شاید بدیهیترین چیزها را نمیبیند. 3- در ۱۰ سال گذشته بیش از پنج بار شاهد سبقت شاخصCPI روستایی نسبت به شهری بودهایم. در هرکجای دنیا این مسئله رخ میداد آنها دچار نگرانی میشدند چراکه این شاخص بر پنج مورد دلالت دارد که اساس امنیت ملی را متزلزل میکند و توسعه را ناممکن میسازد. باب اندیشهورزی مسئلهمحور و باکیفیت تا حد زیادی مسدود شده است. کشور در ده زمینه آسیبپذیر شده که یکی از آنها، حاشیهنشینی است؛ در حال حاضر میزان جمعیت حاشیهنشین از ۲۵ درصد کل جمعیت کشور در حال عبور است، این مسئله نشاندهنده آن است که در آن دوره، به اعتبار اینکه بر روی ارتقای بنیه تولید فناورانه در بخش کشاورزی کار بایستهای انجام نشده بود و بخش اصلی اهتمام به خدمات عمرانی و زیرساختی فیزیکی اختصاص یافت، زمانی که اولین شوک از طریق سیاستگذاریهای غلط وارد شد، به هیچوجه آن خدمات در آن ابعاد بزرگی که ارائه شده بود، نگهدارنده جمعیت روستایی نبود و اکنون تعداد روستاهای خالی از سکنه ابعاد نگرانکنندهای پیدا کرده است. در موج اصلاحات ارضی میبینیم که فقط جمعیت نیروی فعال مهاجرت میکرده و پیوند و همدلی آنها با روستا از بین نمیرفته، اما اکنون با پدیده تخلیه روستاها به طور کامل مواجه هستیم و به نظر میرسد بهتر است در سال تدوین برنامه هفتم توسعه اهتمام ویژه در بحث حمایت اجتماعی به ویژه در مناطق روستایی داشته باشیم و به این نکات کلیدی توجه کنیم. 4- نتایج پژوهشها به ویژه مطالعه موسسه عالی پژوهش اجتماعی نشان میدهد که در دوره سهساله ۹۶ تا 99، جمعیت زیر خط فقر بیش از دو برابر شده و این نیازمند گفتوگوهای جدی است و باید بررسی شود که چه عواملی موجبات ایجاد این شوک را فراهم کرده است؟ ما اکنون نیازمند گفتوگوهای ملی هستیم. متاسفانه در برخی سطوح حتی نگاه به مسائل اجتماعی و اقتصادی حالت امنیتی پیدا کرده و این موجب میشود واکنشها خاموش بمانند و زمانی که اوضاع شکننده شد دیگر آن موقع، اعتراضات و واکنشها قابل پیشبینی و قابل جمع کردن نخواهد بود. این نحوه جهش جمعیت به زیر خط فقر در تاریخ بیش از صدساله کشور بیسابقه بوده و این امر نیازمند آن است که از دهها زاویه به آن نگاه شود، سطح آگاهی عمومی و نظام آموزشی و تربیتی کشور باید به موضوعاتِ کماهمیت، پشت کند و در مقابل به مسائل مبتلابه و حیاتی در جامعه بنگرد. 5- رفاه را نمیتوان مستقل از تحولات فناورانه دید، چراکه جزو حیاتیترین مسائل این است که آثار بنیه تولید ملی در مسائل سطح کلان دیده شود در حالی که اکنون به کلی نادیده گرفته میشود. از طرفی فهم نظری از مسائل بسیار تعیینکننده است و در هدفگذاری برنامههای توسعه باید به آن توجه کرد. تمام اهداف توسعه از سال ۱۳۲۷ تا برنامه ششم توسعه و اکنون در برنامه هفتم توسعه نیز تکرار میشود و این به معنی آن است که به فهم نظری دیر رسیدهایم و حتی یکی از اهداف کلیدی برنامه توسعه تاکنون محقق نشده است. امیدوارم همه ما در شرایط کنونی و حساس کشور، نگاهی غیرسیاستزده و ملی به مسائل اجتماعی جامعه خود از فقر شهر و روستایی تا ناهنجاریهایی که در نتیجه مشکلات اقتصادی ایجاد میشود، داشته باشیم.
نظر خود را بنویسید