تنها پول نیست که اهمیت دارد

شرکت ها برای حفظ نیروهای خوب باید چه کنند؟

...

اغلب بین آنچه کارکنان فکر می کنند و آنچه شرکت ها به آن باور دارند، هیچ ارتباطی وجود ندارد. شرکت ها براساس آنچه به آن باور دارند عمل می کنند، نه آنچه کارکنان می خواهند. در این شرایط عجیب است که همه چیز به خوبی پیش برود، به ویژه در بازار کار امروزی.

در سپتامبری که گذشت، 4.4 میلیون آمریکایی کار خود را رها کردند. بحث های بسیاری در این باره راه افتاده که چرا این تعداد از کارمندان در آمریکا دیگر نمی خواهند با شرکت ها کار کنند. کارشناسان به دلایل مختلفی اشاره کردند. مثل همه گیری بیماری، مراقبت از فرزندان خردسال، سالخوردگی والدین، توجه بیشتر به سلامت روان و ... ورای همه این دلایل، یک نکته مهم دیگر هم وجود دارد. کارکنان می خواهند برای مشارکت در کارها، به رسمیت شناخته شده و مورد تشویق قرار بگیرند. زمانی که چنین خواسته ای محقق نمی شوند، تعجبی ندارد که آن ها کار کردن در دیگر شرکت ها و خانه نشینی را ترجیح بدهند. اما نکته مهم این است که به رسمیت شناخته شدن و مورد تقدیر قرار گرفتن، از نظر کارکنان به طور مشخص چیست و چگونه است؟ اریکا لنس، از مدیران منابع انسانی در سایت کارآفرین می نویسد: در بعضی موارد، یا به بهتر بگوییم در بسیاری از موارد، مدیران به ویژه در بخش منابع انسانی برداشت اشتباهی از این موضوع دارند. اغلب بین آنچه کارکنان فکر می کنند و آنچه شرکت ها به آن باور دارند،  هیچ ارتباطی وجود ندارد. شرکت ها براساس آنچه به آن باور دارند عمل می کنند، نه آنچه کارکنان می خواهند. در این شرایط عجیب است که همه چیز به خوبی پیش برود، به ویژه در بازار کار امروزی.

پول همه چیز نیست

کارکنان از چک های تشویقی و مزایای درمانی و بیمه های خوب استقبال می کنند اما آنچه آن ها می خواهند تعادل بین زندگی کاری و شخصی، امتیازها و ملاحظات مربوط به خانواده و حتی حیوانات خانگی است. به ویژه در دوره همه گیری کرونا، انعطاف شرکت ها برای دورکاری اهمیت بیشتری پیدا کرد. درواقع، کارکنان می خواهند برای تصمیم گیری آزاد باشند تا اینکه اراده کارفرمایان و طیف وسیعی از سیاست ها و قوانین غیرمنطقی همه چیز را تعیین کند. آنچه در سال 2020 تجربه کردیم، بهره وری بیشتر کارکنان در شرایط دورکاری بود. آن ها می توانند در خانه کار کنند و در عین حال اهداف سازمان و خواسته هایش را دنبال کنند.

در جست وجوی معنا

مردم این روزها، بیش از همیشه به محیط زیست، سیاست و مسائل اجتماعی توجه می کنند. به همین دلیل برای آن ها مهم است کارفرمایان و سازمان ها نسبت به این موضوعات چه مواضعی دارند. شرکت ها هم نسبت به حمایت و موضع گیری در این زمینه بی تمایل نیستند. حتی استانداردهای در این باره تعریف شده که به طور خلاصه ESG نامیده می شود. ESG مخفف environmental، social و governance به معنای محیط زیست، اجتماع و حاکمیت است. این مجموعه استانداردها رویه های برخورد شرکت ها با این موضوعات را تعریف کرده است. اما راه برای شرکت ها به ESG و نحوه عملکرد تعریف شده در این مجموعه استانداردها ختم نمی شود. آن ها نباید فقط به این استانداردها بپردازند. شرکت ها باید نشان دهند، در حرف و عمل به گرفتن تصمیم هایی که به نفع محیط زیست، اجتماع و حکمرانی بهتر برای مردم عمل می کند، متعهدند.

دیدن با عینک های مشابه

چطور می توان اطمینان پیدا کرد که سازمان ها مثل کارکنانشان به موضوعات نگاه می کنند؟ سازمان ها به ویژه مدیران  منابع انسانی و رهبران آن ها باید به چند نکته توجه کنند:

*فقط دنبال ساختن یک محیط کاری متنوع نباشید. شما باید به نتیجه تنوع در محیط های کاری فکر کنید یعنی جست وجوگری، گوش دادن به دیدگاه های کارکنان با روی خوش و توجه به نظرات متفاوت و زمینه ها و پیشینه های مختلف.

*نسبت به مسائلی که به نظر غیرمنطقی با غیرکاری است، با ذهن باز رفتار کنید.

*فرهنگی در محیط کار بسازید که کارکنان برای صحبت کردن بدون سانسور و محدودیت احساس آزادی کنند.

نظر خود را بنویسید

ارسال پیام