چین حوزههایی مثل هوش مصنوعی و روبوتیکز را که زمانی در غلبه آمریکا بودند حالا به شدت مورد توجه قرار داده و این توضیحی برای اقدامات اخیر دولت بایدن در جهت تقویت توسعه صنعتی در آمریکا و حتی خرجکردن گسترده در این حوزه است.
آینده نگر/ منبع: وال استریت جورنال
چین دههها برندی از سیاستهای اقتصادی به شیوه برنامهریزی مرکزی را دنبال میکرد که به نظر آمریکا مفرح و جالب میآمد. درواقع آمریکا مشکلی نداشت که فقط بنشیند و این شیوه را تماشا کند. اما بعد از تحول مهمی که پکن از پانزده سال پیش آغاز کرد، اوضاع تغییر کرده است. حتی کار به جایی رسیده که مدتی است واشینگتن در خصوص اهداف و تاکتیکهای پکن احساس خطر میکند و در موردشان هشدار میدهد. شاید علت را بتوان به سادگی این طور بیان کرد: چین دارد از رویکردهایی که قبلا توسط آمریکا اجرا میشدند استفاده میکند و این دردسر بزرگی برای آمریکاست.
برنامهریزی مرکزی اقتصاد به شیوه چینی زمانی روی تولید کشاورزی و کارخانهای متمرکز بود؛ یعنی درست شبیه اتحاد جماهیر شوروی. در چین معمول بود که از برنامههای پنج ساله استفاده شود. اما حالا منابع چین دارند به سمت پژوهشهای علمی پایهای که کاربردهای صنعتی دارند جریان پیدا میکنند. آمریکا حق دارد که نگران باشد.
چین حوزههایی مثل هوش مصنوعی و روبوتیکز را که زمانی در غلبه آمریکا بودند حالا به شدت مورد توجه قرار داده و این توضیحی برای اقدامات اخیر دولت بایدن در جهت تقویت توسعه صنعتی در آمریکا و حتی خرجکردن گسترده در این حوزه است تا مثلا رقابتپذیری آمریکا در عرصه تولید نیمهرساناها و سایر تکنولوژیهای مهم روز افزایش یابد. جو بایدن در سخنرانیاش در ماه ژوئن امسال به وضوح گفت: «چندین دهه بیاعتنایی و عدم سرمایهگذاری باعث شده در موقعیت پایینتری نسبت به برخی کشورها از جمله چین قرار بگیریم و از صنایع و تکنولوژیهای جدید عقب بمانیم.»
جالب اینجاست که این همان مسیری بوده که آمریکا خودش آغازش کرده بود. درواقع چین با الگوبرداری از آمریکای قرن بیستم به سرمایهگذاری و تاسیس مراکز تحقیقاتی عظیم مثل انستیتو ملی سلامت، آژانس تحقیقات پیشرفته دفاعی و نیز اداره ملی هوا و فضا پرداخت. پروفسور بری ناتون استاد دانشگاه کالیفرنیا در سندیهگو در این خصوص میگوید: «چین میخواهد اولین اقتصاد بازارِ دولتمحور در دنیا باشد.»
وقتی برنامههای پنج ساله مائو زدونگ در سال ۱۹۵۳ آغاز شد، تمرکز روی تولید اولین خودرو چین، اولین جت و اولین پل مدرن روی رودخانه یانگتسه بود. بعد از شکست فاجعهبار برنامه «گام بلند به جلو» که ناکامی در توسعه کشاورزی و فولادسازی را به نمایش گذاشت، سنت برنامهریزی اقتصاد همچنان در چین ادامه یافت و البته توانست در درازمدت چین را به مرکز تولید و جذب سرمایهگذاری تبدیل کند. درست است که سیاست صنعتی چین متمرکز بر اشتغالزایی و رشد در داخل بوده، اما در سطح بینالمللی نیز به کسبوکارهای زیادی سود رسانده است.
از نظر پروفسور ناتون، بعد از بحران مالی سال ۲۰۰۸ بود که چین اختصاص هزینه به مگاپروژههای صنعتی را بیشتر مورد توجه قرار داد. آنچه که شی جینپینگ میخواهد به جهان نشان دهد، قدرت صنعتی و تکنولوژیکی در کنار قدرت سیاسی است. کار به جایی میرسد که دولت پولش را در بخشهای جهانیشدهای مثل خودروسازی میگذارد و حتی قوانین را برای تحقق هدفش متعادل میکند. چین حالا حتی به دنبال پیشرو شدن در حوزههای آیندهمحور مثل محاسبه کوانتومی و به چالشکشیدن کشورهای غربی در این زمینه است. جفری ساکز اقتصاددان دانشگاه کلمبیا معتقد است کاری که چین دارد انجام میدهد، نباید آمریکا را برآشفته کند چون پیشبرد تکنولوژیک در اهداف هر دو کشور به صورت واضح مورد توجه قرار داشته است.
یک مثال از سودرسانی بخش دولتی به توسعه تکنولوژیک در بخش خصوصی آمریکا را میتوان در ابداعاتی جستوجو کرد که در جریان تحقیقات دولتی آمریکا در زمینه جیپیاس به دست آمد و سپس شرکت اپل در ساخت آیفون از آنها استفاده کرد. چین نیز درواقع از الگوی مشابهی استفاده کرده است.
در این میان، پروفسور ناتون معتقد است که الان زود است که در مورد جوابدادن الگوبرداری چین از آمریکا در عرصه ابداعات صنعتی قضاوت کنیم. شکی نیست که چین در مسیر قدرتگیری تکنولوژیک و اقتصادی بیشتر قرار دارد؛ اما از آنجا که ارزشها و اصول در دو جامعه آمریکا و چین تفاوت زیادی با هم دارند، باید در خصوص آنچه که در آینده پیش خواهد آمد محتاطانه صحبت کنیم.
در این میان، کریستوفر جانسون تحلیلگر مسائل اطلاعاتی در آمریکا میگوید دولت این کشور هنوز مطمئن نیست که صرف هزینههای زیاد در حوزه ابداعات تکنولوژیک صنعتی برایش میارزد یا نه. چون احتمال دارد که این تحقیقات به نتیجه خاصی نرسند. اما چینیها از قبل به این نتیجه رسیدهاند که چنین سرمایهگذاریهایی برایشان میارزد؛ و بنابراین در آینده نیز همین روش را ادامه خواهند داد.
نظر خود را بنویسید