کرونا و تبعات آن احتمال تشدید شورش، خشونت و ناآرامی سیاسی بلندمدت را در سراسر جهان بالا برده است
برای افزایش اعتراضات آماده شوید
1400/09/08
1435
این مطلب را به اشتراک بگذارید
تاریخ پر است از نمونههایی که بیماریهای همهگیر باعث ناآرامیهای اجتماعی شده است: از طاعون مرگباری که در قرن چهاردهم در اروپا و آسیا شایع شد تا آنفلوآنزای اسپانیایی اوایل قرن بیستم یا وبای عظیم پاریس که در «بینوایان» ویکتور هوگو دربارهاش خواندهایم
آینده نگر/ترجمه: کاوه شجاعی/ منبع: فارن پالسی
اگر تابستان ۲۰۲۱ را «تابستان نارضایتی» نام بگذاریم واقعیت را به شدت دستکم گرفتهایم. از کوبا تا آفریقای جنوبی و از کلمبیا تا هائیتی شهروندان خشمگین به خیابانها آمدهاند و اعتراضاتی عمدتا خشن در هر گوشهای از جهان در حال انجام است.
البته هرکدام از کشورهایی که در آنها شاهد اعتراض هستیم سابقه متفاوت و وضعیت متفاوتی دارد، به خصوص در هائیتی که سالها خشونت و فساد دولتی ماه گذشته به ترور رئیسجمهور و به همریختگی شدید کشور ختم شد. اما همه این کشورها در یک چیز مشترکاند: همه آنها گرفتار طوفانی عظیم از مشکلات عمیق و سابقهدار اجتماعی، اقتصادی و سیاسی شدهاند که کرونا توانسته بر آتش آنها بدمد و ماجرا را ناگهان بحرانیتر کند. نکته اینجاست که وضعیت کنونی حتی اوج ماجرا هم نیست و جهان به سرعت تبدیل به انبار باروتی میشود که در آن ناآرامیهای شهری و قیام علیه نابرابری و دشواریهای اقتصادی تشدید خواهد شد. کرونا وضع مالی عده زیادی از مردم زمین را بدتر کرده و شکاف طبقاتی را گسترش داده است و حالا تبعات آن را میبینیم.
حالا همهگیری کرونا را میتوان از آن بحرانهایی توصیف کرد که قرنی یک بار رخ میدهند: بحرانی که نه فقط سیستمهای درمانی کشورها را به شدت درگیر کرده، که حل تبعات آن نیازمند پاسخی اقتصادی، سیاسی و امنیتی است. تلاشها برای محدود کردن کرونا شاید آمار مرگ و میر را در کوتاهمدت پایین آورده باشد اما به طور غیرعامدانهای باعث آسیبهایی شده که نهایتا به خشونت، تنش و ناآرامیهای سیاسی در بلندمدت ختم میشود. اعتراضات اخیر زنگ خطری است برای همه رهبران دنیا.
و تاریخ پر است از نمونههای مشابه: اینکه چطور یک بیماری همهگیر به ناآرامی گسترده اجتماعی ختم شد: از طاعون مرگباری که در قرن چهاردهم در اروپا و آسیا شایع شد تا آنفلوآنزای اسپانیایی اوایل قرن بیستم یا وبای عظیم پاریس که در «بینوایان» ویکتور هوگو ابدی شده است. اساسیترین تفاوت بیماری همهگیر کنونی، معضل نابرابری است: کرونا شکافهای اقتصادی را به شدت تقویت و زندگی را برای گروههای آسیبپذیر - به خصوص زنان و دختران- دشوارتر کرده است.
کرونا به علاوه نقصهای موجود در سیستم امنیت غذایی کشورها را آشکار کرد و تعداد افرادی را که از گرسنگی مزمن رنج میبرند به شدت بالا برد. طبق برآورد سازمان ملل حدود یک دهم جمعیت جهان - چیزی بین ۷۲۰ تا ۸۱۱ میلیون نفر - سال گذشته دچار سوءتغذیه بودهاند. تاثیر گرمشدن زمین و نابودی محیط زیست باعث تشدید این وضعیت دشوار شده است.
مثلا وضعیت جنوب صحرای کبیر آفریقا را نگاه کنید: جایی که ملغمهای از منازعات، قرنطینههای مربوط به کرونا و گرمشدن زمین باعث تشدید و گسترش دامنه ناامنی غذایی شده است. کشورهایی نظیر اتیوپی و سودان با بدترین شکل بحران انسانی دست و پنجه نرم میکنند و وضعیت گرسنگی در این کشورها به حد فاجعه رسیده است. خشکسالی و هجوم ملخها در زمان حساسی که کشاورزان آماده کاشت شدهاند آغاز شده و همین دو عامل نمیگذارد دامداران گلههایشان را به مراتع سرسبز برسانند. زمینها خشک و دامها گرسنهاند.
کمبود جهانی واکسن هم بر آتش بیثباتی میدمد. در زمینه واکسیناسیون اکثریت کشورهای آفریقایی بسیار عقبتر از باقی دنیا هستند و این یعنی در این کشورها تولید اقتصاد ملی همچنان محدود خواهند ماند و این عامل بیثباتی سیاسی خواهد شد. در آمریکای لاتین و تعداد زیادی از کشورهای آسیایی هم با وضعیتی مشابه روبه روییم: کشورها برای حفاظت از شهروندانشان در برابر کرونا واکسن کافی ندارند و مردم هر لحظه آماده اعتراضاند: هزینه زندگی در این کشورها بالا رفته و مردم نابرابری را بیشتر از گذشته حس میکنند و چیزی برای از دست دادن ندارند.
۳۷ کشور در معرض آشوب
سال گذشته موسسه برآورد ریسک «وریسک میپلکرافت» هشدار داده بود که ۳۷ کشور دنیا میتوانند با جنبشهای اعتراضی گسترده مواجه شوند و این ریسک حدود ۳ سال پابرجا خواهد بود. یک تحقیق جدید که توسط موسسه «مرسی کورپز» انجام شده پیشبینی میکند که کرونا احتمال بروز منازعههای تازه را بالا میبرد، منازعههای کنونی را عمیقتر میکند و باعث بیشتر شدن بیثباتی و ناامنی در کشورها میشود.
براساس یافتههای این گروه، کرونا باعث شده در شمار زیادی از کشورها اعتماد عمومی به دولتها کاملا از بین برود و این عامل اصلی بیثباتیهای آینده خواهد بود. مردمی که در وضعیت شکننده مالی/احساسی قرار دارند و اطمینانشان به حکومت سست شده، فکر میکنند که دولت آنها را به حال خود رها کرده چون خدمات عمومی دچار اختلال شده، قیمت مواد غذایی بالا رفته و بیکاری یا کاهش دستمزدها بیداد میکند.
علت بالارفتن قیمت مواد غذایی در دوران کرونا واضح است: زنجیرههای تامین کالا در این دوران مختل شده و شرکتها مجبور شدهاند برای تامین مواد اولیه به فروشندههای نزدیکتر به خود روی آورند: این یعنی شرکتها مانند گذشته به مواد اولیه ارزان و همچنین زیاد دسترسی نداشته باشند و نهایتا شاهد کمبود مواد غذایی و بالارفتن قیمت تمامشده شدیم.
برای اولین بار در ۲۲ سال گذشته فقر مطلق - یعنی افرادی با کمتر از ۱.۹۰ دلار در روز زندگی میکنند - در حال افزایش است. موسسه آکسفام اخیرا برآورد کرده که «ممکن است یک دهه طول بکشد که فقیرترینهای جهان بتوانند از ضربه اقتصادی کرونا سر بلند کنند.»
ضربههای ناشی از کرونا همچنین باعث فرسایش انسجام اجتماعی شده است: روابط بین گروههای جامعه را خشنتر کرده و دوقطبیشدن را تشدید کرده است. این را به خصوص در آمریکا شاهدیم که فشارهای اجتماعی و سیاسی باعث بدتر شدن بحران سلامت شد و هر دوی این فشارها به خاطر بحران سلامت بیشتر شدند.
کشورها باید متوجه باشند که این بحران سلامت با بقیه بحرانها متفاوت است و نمیتوانند در خلأ آن را مدیریت کنند و باید با مجموعهای از بحرانهای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی دست و پنجه نرم کنند. کرونا را باید جزو آن دسته از شوکهای شدید در نظر آورد که میتواند نظم عمومی را به نابودی بکشاند.
زخمهایی که شوکهای سنگین بر جوامع میزنند باعث روندهایی میشوند که تا سال ها با ما خواهند ماند و کرونا هم از این قائله مستثنی نیست. فراموش نکنید که در حال حاضر وضعیت اضطراری است و بحران باعث شده نوعی همبستگی ملی علیهاش شکل بگیرد. وقتی بحران کرونا فرو نشیند تازه زخمها سر باز خواهند کرد. میتوان با اطمینان گفت تاثیرات کرونا بر جامعه سالها بعد از پایان یافتن کرونا ادامه خواهد داشت.
به همین خاطر دولتها علاوه بر واکسیناسیون، باید اهداف دیگری را هم همزمان به پیش ببرد: از تلاش برای پیشگیری از تنش در جامعه تا کمک به کسبوکارهای کوچک تا در برابر بحران انعطافپذیرتر شوند. این مسئله بیش از آنکه به اندازه بودجه دولت مربوط باشد به سیاستگذاری ارتباط دارد. مثلا حتی در کشورهای ثروتمندی مثل آمریکا با سیستم پیشرفته درمانی و منابع گسترده، مردم به شدت از کرونا صدمه دیدند. چرا که کرونا نقاط ضعف آمریکا را نمایان کرد: دولت آمریکا سرمایه سیاسی/اجتماعی آن را نداشت که بتواند واکنش مناسبی به بحران نشان بدهد و مردم هم نتوانستند به سیستم اطمینان کنند و با آن همراه شوند. جامعه به لحاظ سیاسی چند قطبی و دوپاره شده و در هر سطحی از مدیریت دولتی شاهد تضاد شدید میان دو جناح حاکم هستیم که روند تصمیمسازی را فلج کرده است. مسئله پخش عامدانه اطلاعات نادرست در اینترنت و شبکههای اجتماعی را نباید نادیده گرفت که مثل یک موج عظیم جلوی هر سیاست درستی قد علم میکند (مثلا از هر چهار آمریکایی یک نفر گفته که واکسن نخواهد زد و به آن اطمینان ندارد).
«شاخص کشورهای شکننده» که روندهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی را در ۱۷۹ کشور جهان رصد میکند در گزارش اخیر خود نوشته: «کرونا دومینوی اول در زنجیرهای از اتفاقات است که نارضایتیهای کهنه و عمیق را داغ میکند و خشم مردم را علنی خواهد کرد. آسیبپذیری کشور - چه در حوزه اجتماعی، اقتصادی سیاسی یا امنیتی- میتواند به هر سمتی کشیده شود و حتی ثروتمندترین و قدرتمندترین کشورهای دنیا هم از آن در امان نیستند. وقتی شوک به کشور وارد میشود اگر نتوانید مردمتان را کنار هم جمع کنید حتی اگر ثروتمند باشید هم به اندازه فقیرترین کشور جهان آسیبپذیرید.
مثلا آمریکا در آخرین «شاخص کشورهای شکننده» بدترین عقبگرد را داشته است: از تظاهرات گسترده علیه خشونت پلیس، تا انتخاباتی که حامیان ترامپ مشروعیتش را نپذیرفتند و همچنین واکنش ضعیف به کرونا، همه و همه باعث شده آمریکای امروز آسیبپذیرتر از آمریکای چند سال پیش باشد.
این نشان میدهد که کافی نیست که ما ارتش قدرتمندی داشته باشیم، اقتصادمان قوی باشد و بیمارستانهایمان عالی باشد. ما نیازمند آشتی ملی هستیم. کرونا تمام میشود اما شوکهای دیگری در راه هستند. و اگر کشور نتواند برای انسجام تضعیفشده اجتماعیاش کاری کند دفعه بعد دست کم به اندازه این دفعه آسیبپذیر خواهد بود، یا حتی بیشتر از حالا.
نظر خود را بنویسید