بحران مهاجرت؛ از خروج نخبه‌ها تا توده‌ها

روی دیگر مهاجرت

...

جمعیت مهاجران ایرانی در دنیا بر اساس آخرین آمار موجود قابل استناد در سال 2020 میلادی، 1.8 میلیون نفر است که 2.23 درصد از جمعیت ایران را تشکیل می‌دهد. جمعیت مهاجران ایرانی در دنیا در سال 1990 بالغ بر 820 هزار نفر بود

لیلا ابراهیمیان/آینده نگر

«هیچ انسان خوشبختی سرزمینش را ترک نمی‌کند.» (میلان کوندرا)
مهاجرت معضل جهانی است؛ معضلی که هم درباره آن احساسی-هیجانی صحبت شده و هم بد فهمیده شده است. بحران پناهندگی؛ قایق‌هایی مملو از پناه‏جو که به ساحل مدیترانه می‌رسند و گاه اسیر طوفان و باد می‌شوند و ساحل سلامت برای آن‏ها مرگ به ارمغان می‌آورد و این حس را تداعی می‌کند که مهاجرت تهدید غیرقابل کنترل است؛ کشورهای مبدأ نیروی جوان، نخبه و سرمایه خود را از دست می‌دهد و در آن سوی دیگر، کشورهای مهاجرپذیر برای کاهش این هجوم، اقدامی رادیکال در پیش گرفته‌اند. شاید یکی از ریشه‌های پیدایش و به پا خاستن احزاب ملی‌گرای تندرو در سراسر اروپا مسئله مهاجرت باشد و برای پاسخ به آن سیاست‌های سختگیرانه مهاجرتی تعریف می‌شود. در مقابل احزاب چپ لیبرال استدلال می‌کنند که مهاجرت برای جوامع مبدأ و مقصد سودآور است و پناهندگان باری بر دوش نیستند. در کنار باورهای راست‌گرا و چپ‌گرا، روایت‌های دیگری هم از مهاجرت وجود دارد. برخی می‌گویند ما در عصر مهاجرت‌های بی‌سابقه زندگی می‌کنیم و شاید اینجاست که خروج سرمایه و نخبه از کشورهای جهان سوم و ایران برجسته‌تر می‌شود و پرسش جوان‌ها درباره مهاجرت، بیشتر و دقیق‏تر و از طرفی گرفتن پناهندگی و البته مهاجرت به کشورهای دیگر تبدیل به صنعتی سودآور شده است. مهاجرت، همان پدیده‌ای که نتیجه رانش و کشش داخلی و بین‌المللی است. نظام‌های خودکامه تشنه قدرت‌اند و نظام سرمایه‌داری تشنه پول و ثروت؛ یکی در بهشت می‌نمایاند و دیگر مدام هستی و آرامش را به چالش می‌کشد و اساساً همین‌جاست که پدیده مهارجت رخ می‌نماید. اثبات این ادعا وضعیت کشورهای توسعه‌یافته است که نرخ مهاجرت از آنجا برای یافتن آرامش و امنیت بسیار بسیار پایین‌تر است و مهاجرت از کشورهای در حال جنگ، توسعه‏نیافته با وضعیت اقتصادی بد و نظام‌های سیاسی توتالیتر بیشتر است و اینجاست که به گفته کوندرا، رمان‌نویس چک، کسی از خوشبختی فرار نمی‌کند و اما او خود دغدغه دیگری دارد: «دغدغه هویت». کوندرا که خود آواره‌ای دور از وطن است، اکثر رمان‌هایش روایت‌گر درد، رنج و سرگشتگی انسان است و تفکراتش متأثر از شرایط زمانه و دنیایی که تجربه کرده که در آن انسان در دام تعینات دترمینیستی حکومت خودکامه و اشغالگر، آزادی و اراده‌اش سلب شده؛ هستی و هویت انسان از او زدوده شده است و اینجاست که او از مهاجرت و هویت می‌گوید و از دل مهاجرت به بحران هویت در هستی بشر اشاره می‌کند که با گردش زمانه دگرگون می‌شود؛ همان «هویت» و «من» در بلوای جهان. این‏چنین هویت و من مهاجران در بلوای جهان گرفتار است و داستان آدم‌های گرفتار چون ادیسه تکرار می‌شود. اگر نوستالژی، غم غربت، افسردگی و بیگانگی درد مشترک خیلی از مهاجران باشد، «احساس غربت در وطن» آن‌چنان که نتیجه پژوهش دکتر مقصود فراستخواه، جامعه‌شناس نشان می‌دهد، مشکلی است که جوانان را به سمت دروازه‌های خروج می‌کشاند، همان جوانانی که وقتی به وطن برمی‌گردند باید به این پرسش پاسخ دهند که چرا برگشتی؟ برای ماندن گویی دلیل محکم‌تری از رفتن نیاز است و این درد بزرگی است. حالا مهاجرت دامن خود را گسترده‌تر کرده است؛ دیگر فقط دختران و پسران جوان نیستند که رویای مهاجرت دارند؛ سونامی مهاجرت به نوجوانان رسیده و مهاجرت «توده‌وار» شده است. این بار پدران و مادران، فرزندان خود را از نوجوانی به غربت می‌فرستند، عده‌ای تلاش می‌کنند تا در کشورهای توسعه‌یافته فرزند خود را به دنیا بیاورند و دیگری با سرمایه‌گذاری خرد در ترکیه، تاجیکستان، امارات متحده عربی، کانادا و هر جای دیگر دنیا راهی برای رفتن خود هموار می‌کنند و در مقابل معاون وزیر کشور اعلام می‌کند: «سرمایه‌گذاری ۲۵۰ هزار دلاری برای دریافت اقامت پنج‌ساله جواب نداد.» چنین مقایسه‌هایی پیامی تلخ به همراه دارد؛ ایرانیانی که در ترکیه ملک می‌خرند و وعده سرمایه‌گذاری برای تابعیت ایرانی که نتیجه «هیچ» دارد.
از طرفی جمعیت مهاجران ایرانی در دنیا بر اساس آخرین آمار موجود قابل استناد در سال 2020 میلادی، 1.8 میلیون نفر است که  2.23 درصد از جمعیت ایران را تشکیل می‌دهد. جمعیت مهاجران ایرانی در دنیا در سال 1990، بالغ بر 820 هزار نفر بوده است، که این رقم در سال 2020 به 1.8 میلیون نفر رسیده است. در واقع طی 30 سال گذشته، جمعیت مهاجران ایرانی 2.2 برابر شده است. تعداد دانشجویان ایرانی در خارج از کشور نیز به مرور و هم‌راستا با افزایش کل جمعیت دانشجویان کشور و نیز افزایش جمعیت دانشجویان بین‏المللی در جهان، روند صعودی داشته و از تراز 19 هزار دانشجو در سال 2003 به 56 هزار دانشجو در سال 2018 رسیده است.
اما مهاجرت در نفس خود مذموم نیست؛ تهدید هم نیست؛ خیلی از کشورهای دنیا از چنین مهاجرت‌هایی به‌عنوان فرصتِ ساختن استفاده کرده‌اند و مهاجران ترک در کشور آلمان چنین فرصتی برای کشور خود ایجاد کرده‌اند. اما چقدر مهاجران ایرانی بلیت دوطرفه دارند؛ می‌روند و برمی‌گردند و موقع برگشت به مشکلاتی گرفتار نمی‌شوند؟ پاسخ به این پرسش اگرچه در ظاهر راحت است ولی برای اثباتش نیاز به عدد و رقم است. اما شاید یک نکته را خیلی‌ها به تجربه دانسته‌اند: جنگ، اشغالگری و نابرابری‌های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی شاید، شاید کمتر به سراغ مهاجری بیاید. شاید اگر زیست اجتماعی بر مبنای اخلاق و همدلی بود، هیچ پناهنده‌ای بی‌پناه نمی‌شد؛ امروز زیست اجتماعی انسان‌ها بحرانی است. انسان به دنبال گریزگاهی می‌گردد و اما یاد وطن را فراموش نمی‌کند؛ مثل کیمیا که پرچم ایران را بر دست می‌بندد و در دیار غربت با هم‌وطن و دوست خود مبارزه می‌کند ولی همچنان وطن برایش کیمیاست.

لینک کوتاه: https://news.tccim.ir/?70913

نظر خود را بنویسید

ارسال پیام

مطالب مرتبط