زندگی و کار جیم پتیسون، مالک یکی از بزرگترین شرکتهای خصوصی کانادا
فروشنده
1400/08/22
1511
این مطلب را به اشتراک بگذارید
جیم پتیسون (Jim Pattison)، رئیس و تنها مالک هلدینگ خوشهای جیم پتیسون است، یکی از بزرگترین شرکتهای خصوصی در کانادا. او با 8.32 میلیارد دلار ثروت در رده 322 فهرست بلومبرگ قرار دارد.
زهرا چوپانکاره/ ترجمه:آینده نگر
جیم پتیسون (Jim Pattison)، رئیس و تنها مالک هلدینگ خوشهای جیم پتیسون است، یکی از بزرگترین شرکتهای خصوصی در کانادا. او با 8.32 میلیارد دلار ثروت در رده 322 فهرست بلومبرگ قرار دارد. اگر در کانادا زندگی میکنید، به خصوص در غرب کانادا، نام جیم (جیمی) پتیسون بیشک برایتان آشنا است. پدرسالار یکی از بزرگترین شرتهای خصوصی کشور (جیم پتیسون گروپ که با نام جِیپیجی شناخته میشود) که امپراتوریاش شامل معاملات ماشین، فروشگاههای زنجیرهای، ایستگاههای رادیویی، محصولات خوراکی و نوشیدنی، سرگرمی و تبلیغات میشود و اینها فقط چند نمونه هستند. این کسبوکارها نهتنها در زندگی روزمره میلیونها کانادایی نفوذ کردهاند بلکه در 545 دفتری که در کل دنیا دارد، بیش از 45 هزار نفر مشغول به کار هستند. در سال 2017 فروش کلی این هلدینگ به بیش از 10 میلیارد دلار رسید. آنچه در این صفحه میخوانید برگرفته از گزارش-مصاحبه سایت «فارمینگ فور تومارو» است در مورد یکی از قدرتمندترین مردان کانادا. تاثیری که پتیسون بر بازار دارد باز هم پررنگتر از قبل شده. او اخیرا از طریق جِیپیجی وارد صنعت تجهیزات کشاورزی شده است. ورود به این حوزه از سال 2014 و با خرید شرکت میپل فارم ایکوئیپمنت آغاز شد، این تجارت تازهنفس پتیسون تقریبا با سرعت نور در حال پیشرفت است. او در یکی از معدود مصاحبههایش توضیح میدهد: «این روزها خیلی به ساسکاچوان سر میزنیم. از طرف شدن با اهالی آنجا خوشم میآید، در کل دنیا آدمهایی به خوبی مردم ساسکاچوان پیدا نمیکنید.» «پتیسون اگریکالچر» نخستین کسب و کار او در دشتهای کانادا نیست (دشتهای کانادا به منطقهای میگویند که در غرب کانادا قرار دارد. این دشتها استانهای آلبرتا، ساسکاچوان و مانیتوبا و بخشهایی از شمال شرقی بریتیش کلمبیا را در بر گرفته است). از سال 2016 تاکنون او سه شعبه از سوپرمارکتهای «سیو آن فودز» را در رجینا، یورکتون و ساسکاتون افتتاح کرده و در سال 2015 هفت ایستگاه رادیویی را در این منطقه خریده است. برای کسی که به ظاهر اهل ونکوور است این میزان آشنایی با منطقه طبیعی است، چرا؟ او سال 1928 در لیوسلند در ساسکاچوان متولد شد. تنها یک سال قبل از رکود بزرگ بود. همین بروز نشانههای رکود بود که نقل مکان خانواده پتیسون را به پرنس آلبرت سرعت بخشید. پدر او قبلا مدیر فروش یکی از شعبههای شرکت فورد بود اما کسبوکار به خوبی پیش نمیرفت و برای همین آنها راهی ساسکاتون شدند. سال 1935 در اوج وضع خراب اقتصادی این خانواده سهنفره به وست کوست رفتند و عاقبت در ونکوور سکنا گزیدند، جایی که پدر خانواده مشغول کار فروش ماشینهای دستدوم شد. پتیسون میگوید: «از همان زمان ما همینجا (ونکوور) باقی ماندیم اما والدینم تابستانها من را به یک خانه روستایی قدیمی در ساسکاپوان میفرستادند، همان زادگاه مادرم، تا به کار روی مزرعه مشغول شوم. هر دو نفرشان فکر میکردند که من باید با کشاورزی آشنا شوم. در سالهای نوجوانی تمام کارهایی را که ممکن است یک نفر در مزرعه انجام دهد انجام دادم.» زمانهایی که مشغول کار مزرعه نبود همراه کمپ تابستانی کودکان مسیحی به سراسر استان سفر میکرد و ترومپت مینواخت. در یکی از همین کمپهای کلیسا بود که او همسر آیندهاش را ملاقات کرد، آن زمان هر دو 13 ساله بودند و حالا بیش از 66 سال از ازدواجشان میگذرد. او با لبخند میگوید: «راز ازدواج موفق این است که با یکی از اهالی ساسکاچوان ازدواج کنی و بعد دیگر مشکلی نخواهی داشت!» پتیسون جوان در ونکوور وارد مشاغل بسیاری شد، در واقع خودش میگوید: «اگر این کار را نمیکردم اصلا پولی نداشتم. بحث پیچیدهای هم نبود، من خیلی زود یاد گرفتم که اگر میخواهی کاری بکنی باید چند دلاری توی جیبت باشد.» او کارش را در 7 سالگی با فروش خانه به خانه بذر برای باغچهها شروع کرد. بعد آبونمان مجلات را میفروخت، روزنامهها را تحویل میداد و در 11 سالگی اولین «کار واقعی»اش را پیدا کرد که تحویل خواروبار بود: «بزرگترین مشکلی که داشتم وقتی بود که با بسته حاوی بستنی به خانهای میرسیدم و کسی در را باز نمیکرد!» اولین تجربه او در فروش ماشینهای دستدوم در تابستان سال 1948 پیش آمد، در تعطیلات تابستانی و فراغتش از تحصیل در رشته بازرگانی دانشگاه بریتیش کلمبیا. این اتفاق تنها با پافشاری او میسر شد. پتیسون میگوید: «کار برای شرکت ریچموند موتورز بود و من برای موقعیت شغلی فروشندگی خودرو درخواست داده بودم. آنها همان موقع هم فروشنده داشتند اما کسی را لازم داشتند که ماشینها را بشوید و برای همین بهم پیشنهاد 25 دلار در هفته دادند.» پتیسون البته اجازه داشت که اگر فروشنده در محل حاضر نبود مثلا مشغول ناهار یا شام بود، کار فروش هم انجام بدهد: «رئیسم یک جفت چکمه پلاستیکی و یک شلنگ به من داد و گفت برو سر کار و من هم همین کار را کردم. در هفته اول با همان چکمههایی که پایم بود (در همان زمانِ نبودِ فروشنده) سه تا از هشت ماشین موجود را فروختم.» تابستان بعد، با تجربهای که به دست آورده بود شغلی در بوول مکلین پیدا کرد (که در آن زمان مرکز معاملات ماشینهای دستدوم در ونکوور بود). او به خاطر میآورد: «تمام تابستان آنجا کار کردم و بعد رئیسم به من ماشینی داد تا با آن به دانشگاه برگردم. بعد از آن کار فروش ماشینهای کارکرده را در دانشگاه بریتیش کلمبیا شروع کردم.» او در دانشگاه، در طول تابستان و کریسمس و تعطیلات عید پاک ماشین خرید و فروش میکرد و هزینه تحصیلات دانشگاهیاش را از همین طریق پرداخت. او فقط کمی مانده به گرفتن مدرک، دانشگاه را ترک کرد. کار و بار در بوول مکلین خیلی رونق داشت. سال 1961، پتیسونِ 32 ساله کار خودش را به عنوان نماینده فروش جنرال موتورز راه انداخت. 40 هزار دلار از رویال بانک وام گرفت و سرمایه کار را خودش گذاشت. برای این کار بیمه عمر و خانه و همه داروندارش رادر گروی بانک گذاشت. در اولین گزارشهای مالی شرکت در ماه می سال 1961 عملکردش ثبت شده است. او میگوید: «در ماه اول 25 ماشین فروختم و 13 هزار و 956 دلار ضرر کردم اما آخر سال به خوشی گذشت، توانستم 29 هزار و 922 دلار درآمد داشته باشم. آن شرکت (جیم پتیسون التیدی) همان شرکتی است که امروز با همه این زیرمجموعهها مشغول به کار است.» توسعه کار به سمت سایر حوزهها در واقع از روی ضرورت بود: «آن روزها جنرال موتورز فقط یک شرکت معاملات خودرو به تو میداد. من وقتی هزینههای اولی کامل درآمد و به سوددهی رسیدم دلم میخواست رشد کنم اما نگذاشتند شعبه دیگری هم راه بیندازم. برای همین رفتم به سمت کسب و کار رادیو.» وقتی ایستگاه رادیویی CJOR مجوزش را از دست داد، پتیسون و پنج شریک برای خرید آن اقدام کردند و موفق شدند معامله را از آن خود کنند. پتیسون به تدریج سهم باقی شرکا را خرید. امروز گروه جیم پتیسون برادکست یکی از بزرگترین ایستگاههای رادیو و تلویزیونی واقع در غرب کانادا است و 43 ایستگاه رادیویی و سه شبکه تلویزیونی را شامل میشود. همزمان، جیم پتیسون اوتو گروپ هم در 25 نقطه از غرب کانادا مشغول به کار است و محصولات 12 برند اتومبیلسازی را عرضه میکند. 22 شاخه دیگر کسب وکار او هم با موفقیت مشغول به فعالیت هستند. شاخه غذا، نوشیدنی و داروخانه او شامل این برندها است: Buy-Low Foods, Overwaitea Food Group, Save-On-Foods, Urban Fare, Canadian Fishing Company (Canfisco), Ocean Brands, SunRype Products, Quality Foods, Everything Wine and Pure Integrative Pharmacy. در حوزه سرگرمی برند زیرمجموعه او یعنی ریپلی اینترتینمنت (که در سال 1985 خریداری کرد) در حال حاضر در 90 نقطه در 10 کشور مختلف دفتر دارد. شرکت بستهبندی پتیسون 24 واحد صنعتی دارد که کار تولید بستهبندی مربوط به تمامی محصولات این شرکت را انجام میدهد؛ از مواد غذایی گرفته تا محصولات زیبایی و دارویی. حالا ورود به حوزه کشاورزی هم از نظر پتیسون یک گام کاملا منطقی است: «اول اینکه به هر حال حوزه مربوط به غذا است. ما هم چیزهایی در مورد سیستم فرانشیز میدانیم چون 57 سال است که معاملات ماشین داریم. خیلی از بخشهای این کارها هم شبیه به هم هستند، فرانشیز، کارخانهها، تولید، قطعات، سرویس و... همه اینها اساسشان شبیه به همان چیزهایی است که ما با آنها آشنایی داریم.» پتیسون که از بچگی یاد گرفت چگونه خانه به خانه برود و بذر گیاه به همسایهها بفروشد و بعد هم تمام نوجوانی و جوانیاش را به فروشندگی گذراند حالا صاحب امپراتوری عظیمی است که بر همان اساس بنا شده است. او به هر حوزهای که اطمینانش را جلب کند وارد میشود. گاه حوزههایی که شاید کمتر به فکر کسی هم برسد. سال 2008 اعلام شد که او سازمان GWR را خریده است؛ سازمان منتشرکننده کتاب رکوردهای جهانی گینس که در 100 کشور و به 37 زبان به فروش میرسد. او تقریبا میتواند هرچیزی را بخرد و بفروشد.
نظر خود را بنویسید