عربستان که در اوپک دست بالا را داشت، معمولا امارات را در کنار خود میدید. اما استراتژی عربستان به تدریج در اوپک به سمتی رفت که حتی خودش را هم قربانی میکرد
آینده نگر/منبع: فوربز
شاخ به شاخ شدن عربستان سعودی و امارات متحده عربی در گذشته زیاد اتفاق نمیافتاد، اما حالا وقوعش طبیعی شده است. یک بار درگیری آنها سر یمن و اسرائیل است و دفعه بعد سر اوپک. حالا هم بحث تجارت بین مرزی موضوع مناقشهشان است. درواقع سرعت وقوع اختلافات بین آنها دارد خیلی زیاد میشود؛ به صورتی که ناظران تحولات در منطقه خلیج فارس را به این فکر واداشته که آیا اختلافات این دو کشور میتواند به تغییر بزرگی در مناسبات منطقهای در آینده بینجامد یا نه.
واقعیت این است که اگر موضوع را با دقت بیشتری بررسی کنیم میبینیم اختلافات عربستان سعودی و امارات متحده عربی چیز جدیدی نیست؛ هر چند که این روزها جنبههایی متفاوت نسبت به گذشته پیدا کرده است. برای اینکه اوضاع را بهتر درک کنیم، باید آن را چیزی فراتر از اختلافات دیپلماتیک ببینیم. کار حتی به جایی رسیده که این دو کشور که زمانی با همدیگر محور اصلی علیه ایران در منطقه را تشکیل میدادند، حالا دیگر به آن وضوح در کنار هم قرار ندارند.
تا پیش از ولیعهدی محمد بن سلمان در سال ۲۰۱۵ میلادی در عربستان و قرار گرفتن او در کنار محمد بن زاید حاکم ابوظبی، مناسبات بین عربستان سعودی و امارات متحده عربی خیلی گرم نبود. از دهه ۱۹۷۰ میلادی و به دنبال طرح ادعاهای مرزی امارات، دو کشور دورانهایی از اختلاف را سپری کرده بودند و وقتی هم که مناقشه بر سر میدان نفتی بزرگ شیبه با واگذاری این میدان به عربستان خاتمه یافت، این اختلاف همچنان باقی ماند. حتی در سال ۲۰۰۶ هم دولت امارات ادعاهایی را نسبت به مناطق شرقی عربستان مطرح کرد.
امسال و با تشدید اختلاف دو کشور بر سر مسائل تجاری، خاطره اختلافات گذشته آنها هم زنده شد. عربستان سعودی بر کالاهایی که ساخت مناطق آزاد هستند یا در اسراییل تولید شدهاند تعرفه جدیدی بسته و این به خصوص برای دوبی ضربه سنگینی بوده است.
عربستان سعودی و امارات متحده عربی در سال ۲۰۰۹ میلادی هم اختلاف شدیدی را تجربه کرده بودند و آن زمانی بود که امارات اعلام کرد در پروژه واحد پول مشترک خلیج فارس (که قرار بود در سال ۲۰۱۰ معرفی شود) شرکت نمیکند. ابوظبی حتی کمپینی برای میزبانی بانک مرکزی خلیج فارس هم داشت اما عرصه را به عربستان سعودی واگذار کرد.
بنابراین تمام اختلافات تجاری و مرزی بین دو کشور سرجایشان بود تا اینکه تحولات سیاسی منطقه باعث نزدیکی عربستان و امارات شد. شورشهای بهار عربی باعث شد آنها تصمیم به اتحاد با یکدیگر بگیرند. در سال ۲۰۱۵ و با ورود محمد بن سلمان به صحنه، این نزدیکی بیشتر شد. ریاست جمهوری دونالد ترامپ و جنگهای منطقهای نیز دلیلی دیگر برای نزدیکی عربستان و امارات بود. کار حتی چنان به جاهای باریک کشید که هر دو کشور در سال ۲۰۱۶ قطر را تحت محاصره اقتصادی قرار دادند.
حالا که آن شرایط سپری شده و دو کشور دوباره اختلافات زیادی را بین خود میبینند، به نظر میرسد که بیاطمینانی نسبت به آنچه در راه است بیشتر شده باشد. واضحترین نمونه این افق تیره و تار را نیز میتوان در اختلافات دو کشور در اوپک (سازمان کشورهای صادرکننده نفت) مشاهده کرد. عربستان که در اوپک دست بالا را داشت، معمولا امارات را در کنار خود میدید. اما استراتژی عربستان به تدریج در اوپک به سمتی رفت که حتی خودش را هم قربانی میکرد.
ولی امارات متحده عربی تمایلی به همراهی با این موضع عربستان نداشت و میخواست تولید خود را افزایش بدهد و این برنامههای عربستان سعودی را دشوار کرد. تقاضاهای امارات مبتنی بر برنامههایی بود که این کشور در افق آینده برای خود در نظر گرفته است. امارات نمیخواهد بیشترین دلار را روی هر بشکه نفت به دست بیاورد، بلکه میخواهد تولید و نیز سهم خود از بازار را افزایش بدهد. علتش هم این است که امارات میداند محدودیت در خصوص استفاده از سوختهای فسیلی (به دلیل برنامههای مقابله با تغییرات اقلیمی) در راه است و خریداران بزرگی مثل چین و اتحادیه اروپا از آن تاثیر خواهند پذیرفت. در اینکه قیمت نفت در آینده هم کاهش خواهد یافت تردیدی نیست. حتی پیشبینی شده که قیمت نفت تا سال ۲۰۵۰ میلادی به بشکهای ۲۵ دلار برسد. اما امارات نمیخواهد آینده نفتیاش اینطور باشد.
از آنجا که ابوظبی برنامههای تنوعبخشی به اقتصاد را نیز دنبال کرده و به خصوص در پنجاه سال اخیر در دوبی موفق عمل کرده است، میتواند با قیمت پایینتر اما فروش بیشتر نفت کنار بیاید. اما برای عربستان که تولیدکننده بسیار بزرگی است و همه بودجه دولتیاش به قیمت نفت وابسته است، فروش آن به قیمت پایینتر قابل قبول نیست.
با تمام این اختلاف نظرها، بعید نیست که امیدی به کاهش اختلافات سیاسی دو کشور وجود داشته باشد؛ چون آنها منافع سیاسی مشترک زیادی دارند. مثلا اینکه هردوی آنها خواهان مذاکره با ایران هستند و نسبت به لغو تحریم قطر هم نظرات مشابهی دارند. اما در باب مسائل تجاری بعید است اختلافات آنها به این زودیها قابل حل باشد.
نظر خود را بنویسید