نه مسکو و نه پکن به حضور یک دولت بنیادگرا در همسایگیشان علاقهای ندارند اما...
روسیه، چین، ایران و آینده افغانستان
1400/08/09
1714
این مطلب را به اشتراک بگذارید
چین از سال ۲۰۰۷ به دنبال راههایی بوده تا ذخایر عظیم معدنی افغانستان را استخراج کند که این نیازمند تامین امنیت و زیرساختهای قدرتمند حمل و نقل است. هیچکدام از اینها بدون حضور دولت پرثبات در افغانستان امکانپذیر نیست
منبع: شورای آتلانتیک
با اعلام خبر خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان، سرعت تحولات در این کشور بالا گرفته است. طبق اعلام بایدن قرار است تمام سربازان آمریکایی تا ۱۱ سپتامبر ۲۰۲۱ (۲۰ شهریور 1400) از افغانستان خارج شوند. طالبان به سرعت در حال پیشروی است و شهرها یکی پس از دیگری سقوط میکنند. در این میان تلاش همسایگان -به خصوص اسلامآباد، پکن، مسکو و تهران- برای درک سریع شرایط جدید و تاثیرگذاری بر آن تشدید شده است و دیدارهایی با سران دولت افغانستان و سران طالبان انجام شده است.
کشورهای منطقه هرکدام منافع خاص خود را در افغانستان دارند اما سه کشور روسیه، چین و ایران چیزهای زیادی برای از دست دادن -و به دست آوردن- دارند. طی سالهای گذشته آنها به صورت مستقیم در صحنه سیاسی افغانستان حضور داشتهاند: چه به صورت رسمی و از طریق روابط دیپلماتیک و چه به صورت غیررسمی و از طریق حمایت از گروههای مختلف سیاسی. از زمان آغاز روند صلح در افغانستان در سال ۲۰۱۸ (که امکان مذاکره دولت با طالبان را فراهم کرد) دو کشور روسیه و ایران به بازیگران فعالتری تبدیل شدند. به علاوه شراکت چین با اینسه کشور بدون شک بر آینده افغانستان تاثیر خواهد گذاشت.
روسیه و چین: شرکا و رقبای هژمونیک
در حوزه سیاستِ قدرتهای بزرگ، روسیه به طور دائمی در حال گسترش نفوذ خود در آسیای مرکزی است. عقبنشینی نیروهای آمریکایی، روسیه را بیش از گذشته به گسترش حضور نظامیاش در منطقه ترغیب میکند. حضور روسیه در روند صلح افغانستان البته بیشتر به خاطر مقابله با تهدیداتی است که مسکو از ناامنی، افراطگرایی و تولید و قاچاق مواد مخدر در افغانستان احساس میکند. در مرحله کنونی، نگرانی اصلی روسیه و دیگر کشورهای آسیای مرکزی امنیت خودشان است. این کشورها میخواهند مطمئن شوند که شورشها یا بیثباتی سیاسی افغانستان پس از عقبنشینی آمریکا وارد مرزهای آنها نخواهد شد. روسیه احتمالا راههایی را پیدا میکند تا بتواند با طالبان به زبان مشترک برسد چرا که اکثر تحلیلگران انتظار دارند طالبان بر افغانستان جدید حکمرانی کند.
عقبنشینی آمریکا و خلأ قدرت احتمالی ناشی از آن در منطقه به روسیه این اجازه را خواهد داد که جای پای ژئوپلیتیک خود را در منطقه محکم کند. روسیه برای رسیدن به چنین هدفی همین حالا در حال تلاش برای ایجاد رابطه با دستههای سیاسی مختلف در افغانستان است. روسیه در حال حاضر خود را به عنوان نیروی مسلط در منطقه میبیند و برای گسترش قدرتش به ایجاد اتحادهای تازه بهخصوص با چین نیاز دارد.
مهمترین منافع چین در افغانستان اقتصادی است: چین قصد دارد از موقعیت افغانستان به عنوان متصلکننده منطقهای در پروژههای راه ابریشم جدید یا کریدور اقتصادی چین و پاکستان استفاده کند. به علاوه از سال ۲۰۰۷ چین به دنبال راههایی بوده تا ذخایر عظیم معدنی افغانستان را استخراج کند که این نیازمند تامین امنیت و زیرساختهای حمل و نقل است. هیچکدام از اینها بدون حضور دولت پرثبات در افغانستان امکانپذیر نیست.
هم پکن و هم مسکو به اصل «دشمنِ دشمن من، دوست من است» پایبندند و علاقه دارند که واشنگتن را تضعیف کنند. مواضع چین و روسیه این روزها بیشتر از اواسط دهه ۱۹۵۰ همگرایی دارد و این را در سیاستهای آینده آنها در قبال افغانستان خواهیم دید.
نه مسکو و نه پکن به حضور یک دولت بنیادگرا در همسایگیشان علاقهای ندارند اما اگر چنین دولتی منافعشان را تامین کند حضورش را خواهند پذیرفت. این نیازمند حفظ رابطه با طالبان است.
ایران: بازیکن قدرتی
ایران، مثل روسیه، یکی از پرنفوذترین بازیگران منطقهای در افغانستان است و این کشور را، هم تهدیدی برای امنیتش میبیند و هم فرصتی برای گسترش تجارتش به بازارهای افغانستان و آسیای مرکزی. ایران هیچگاه خواستار حضور بلندمدت واشنگتن در افغانستان نبود و طی این سالها نیروهای آمریکایی را با قدرت نرم و سخت خود هدف قرار داد. ایران مخالف توافقنامه دوجانبه امنیتی میان افغانستان و آمریکا بود و از مقاومت ضدآمریکایی در این کشور حمایت میکرد. تهران منافع امنیتی مهمی در افغانستان دارد و از طریق تیپ فاطمیون (نیروهای شیعه افغان وابسته به سپاه قدس) با داعش در افغانستان جنگیده است. پس از خروج آمریکا، ایران برای دسترسی به بازار افغانستان و همچنین مقابله با تهدیدات امنیتی ناشی از دوران گذار در این کشور (مثل گسترش قاچاق مواد مخدر و شبهنظامیگری در مرزها) تلاش خواهد کرد (البته با وجود دیدگاه مشترک مسکو-تهران علیه واشنگتن، روسیه علاقهای به حضور قدرتمند ایران در منطقه نفوذ خودش ندارد).
احتمال اینکه سه کشور ایران، روسیه و چین بخواهند در مورد افغانستان اتحادی منطقهای ایجاد کنند کم نیست. به خصوص اینکه چین اخیرا با هردو کشور قرارداد سرمایهگذاری گستردهای امضا کرده است (براساس قرارداد پکن-تهران قرار است چین حدود ۴۰۰ میلیارد دلار در ایران سرمایهگذاری کند). اگرچه روابط چین و ایران رو به گسترش است، پکن حواسش خواهد بود که این شراکت به روابطش با کشورهای نفتخیز عرب حاشیه خلیج فارس ضربه وارد نکند.
به هر حال با خروج آمریکا از افغانستان، روابط سه کشور چین، روسیه و ایران میتواند معماری امنیتی منطقه را تغییر دهد. این سه کشور احتمالا هیچگاه به دنبال اشغال افغانستان نیستند اما از آن به عنوان میدان رقابت استراتژیک با آمریکا استفاده خواهند کرد.
نظر خود را بنویسید