صدراعظم احتمالی بعدی آلمان چگونه به ملغمه ماکرون و مرکل تبدیل میشود؟
آلمانِ آینده با آرمین
1400/07/21
1015
این مطلب را به اشتراک بگذارید
ماکرون طرفدار ایده ادغام بیشتر اروپایی (از جمله ایده بودجه مشترک برای حوزه یورو) بود ولی با عدم تمایل مرکل مواجه شد؛ چون صدراعظم آلمان از این هراس داشت که مالیاتدهندگان آلمانی مجبور شوند بار بیپولی کشورهای دیگر اتحادیه اروپا را به دوش بکشند
آینده نگر/ منبع: فایننشال تایمز/ فیلیپ استیونز،دبیر سیاسی فایننشال تایمز
سالها پیش وقتی فرانسیس فوکویاما نظریهپرداز آمریکایی این ایده را مطرح کرد که پایان جنگ سرد به معنی پیروزی قطعی لیبرال دموکراسی بوده، خیلیها آن را دربست پذیرفتند. حالا که سه دهه از آن زمان میگذرد، ظاهرا فقط آلمان است که همچنان به نظریه او درباره تاریخ وفادار مانده است. اما کنار رفتن آنگلا مرکل از قدرت در آلمان میتواند فرصتی باشد تا برلین موفق شود امیدهای گذشتهاش را از حقایق سخت امروزی جدا کند. نشانههای موجود البته چندان امیدوارکننده نیستند.
حالا میدانیم که آرمین لاشت احتمالا از ماه سپتامبر جای مرکل را به عنوان صدراعظم آلمان خواهد گرفت و آینده جدیدی در انتظار آلمان خواهد بود. اما شاید این آینده خیلی هم با حال تفاوت نداشته باشد. لاشت فعلا در صحبتهایش به این نکته اشاره کرده که قصد ندارد از رویکرد محافظهکارانه مرکل فاصله زیادی بگیرد یا کار عجیبی انجام دهد. او وقتی با پرسشهای مختلف درباره انگیزههای قدرتطلبانه چین یا بازی روسیه در دوران پسا جنگ سرد مواجه میشود کاملا همین موضع غیررادیکال را به نمایش میگذارد و مثلا تاکید میکند که اروپا با برخی از سیاستهای چین یا روسیه موافق نیست، اما قصد هم ندارد خودش را به دشمن جدیدی برای آنها تبدیل کند و بنابراین در آینده هم به حفظ رابطهای منطقی با آنها ادامه خواهد داد. حرفهای او غیرمنطقی نیست؛ به خصوص اگر به یاد بیاوریم که مرکل و امانوئل ماکرون رئیس جمهور فرانسه پیشتر هم از لزوم گسترش مناسبات اتحادیه اروپا با روسیه حرف میزدند و یا مرکل بارها بر اولویتداشتن تجارت با چین برای آلمان تاکید کرده است.
ممکن است بدبینها از این مواضع آرمین لاشت خوششان نیاید و او را پیرو سیاستهای مشابه مرکل بدانند که بر مبنایش، هر سیاستی باید با حفظ منافع اروپا همراه باشد. مخالفان او ممکن است با پروژه خط لوله نوردستریم دو و همکاری نزدیک و مستقیم آلمان با روسیه به منظور تامین نیازهای انرژی آلمان ایراد بگیرند یا این ایده را که «آلمان باید چین را به عنوان ارزشمندترین بازار صادرات خود حفظ کند» زیر سوال ببرند. اما یک سناریوی مهربانانهتر این است که اوضاع کنونی را به عنوان راهی برای حفظ تعادل قدرت در عرصه جهانی قلمداد کنیم؛ چیزی که به گوش سیاستمداران رادیکال در واشینگتن خوش نمیآید. واقعیت این است که هیچ منطقی در جهان امروز ناظر بر دشمنتراشی و راهانداختن جنگ سرد جدید بین غرب و شرق نیست و نباید انتظاری هم در این خصوص وجود داشته باشد.
به نظر میرسد که مواضع صدراعظم آینده آلمان بازتابی از مواضع احتمالی آینده اتحادیه اروپا هم باشد. بر این اساس، اهمیتدادن به کسب و کار و حفظ خویشتنداری در کنار آن، میتواند تامینکننده بیشترین منافع برای اروپا باشد.
اجازه دهید باز به آغاز بحث گریزی بزنیم. آلمان کشوری بود که پس از وقایع مختلفی مثل جنگهای جهانی و جنگ سرد بالاخره حس میکرد در اروپای متحد و در کنار کشورهای دوست، برای خود جایی پیدا کرده است. به نظر میرسد آلمانیها قصد دارند در آینده نیز همین شرایط را برای خود محفوظ نگه دارند. این مسئله در صحبتهایی نیز که از لاشت در رسانهها منتشر شد مشخص است. مثلا اینکه او اعلام کرده که عناصری را از شیوه رهبری رهبران فرانسه و آلمان وام گرفته است؛ چیزی بین میانهرویهای مرکل و هیجان ماکرون در امور اروپایی.
جالب اینجاست که رهبران فرانسه و آلمان اتفاقا در امور مالی اتحادیه اروپا اختلافاتی با هم داشتهاند. ماکرون طرفدار ایده ادغام بیشتر اروپایی (از جمله ایده بودجه مشترک برای حوزه یورو) بود ولی با عدم تمایل مرکل مواجه شد؛ چون صدراعظم آلمان از این هراس داشت که مالیاتدهندگان آلمانی مجبور شوند بار بیپولی کشورهای دیگر اتحادیه اروپا را به دوش بکشند. اما درنهایت، بعد از آغاز بحران کرونا شرایط به سمتی رفت که صندوق ۷۵۰ میلیارد یورویی مشترک اروپایی تشکیل شد تا راهی برای ادغام بیشتر اقتصادی در دوران کرونا باشد. لاشت نیز جرو طرفداران تشکیل این صندوق بود اما معتقد است که با پایان بحران کرونا باید به فکر راهحلهای جدید در اروپا بود.
لاشت در یکی از مصاحبههای اخیرش حتی سیگنالی در خصوص اولویتهایش در حکومت آینده آلمان و نسبت آن با اتحادیه اروپا نیز نشان داده و گفته است: «اگر صدراعظم آلمان را ساعت چهار صبح بیدار کنند و بحرانی شکل گرفته باشد، اولین پرسشی که در ذهن او مطرح میشود باید این باشد که این بحران را در سطح اروپایی چطور میتوان حل کرد؟ درواقع مدیریت تکروانه قرار نیست در کار باشد.» احتمالش زیاد است که این تصویری واقعی از آینده آلمان باشد. حداقلش این است که رایدهندگان آلمانی یا رهبران اروپایی میدانند در اوایل حکومت صدراعظم آینده، قرار است چه شرایطی بر کشور حکمفرما باشد.
نظر خود را بنویسید