گذشته اقتصاد آمریکای لاتین چطور آینده‌اش را روشن می‌کند؟

سرنوشتی از مس، نفت و آهن

...

اگر فرازونشیب‌های مقطعی را کنار بگذاریم، به این نتیجه می‌رسیم که مواد اولیه ظاهرا در حال ورود به یک سوپرسیکل (ابَردوره) از افزایش قیمت هستند‏. ‏‏‏کشورهای آمریکای لاتین که صادرکنندگان بزرگ موادی مثل فلزات سبز (از جمله مس) هستند قطعا از این وضع سود خواهند برد.

آینده نگر/ منبع: فایننشال تایمز

*روچیر شارما/ استراتژیست مدیریت سرمایه‌گذاری در مورگان استنلی

 جنگ‌های داخلی و طبقاتی، استعمار و فساد سال‌ها و بلکه قرن‌هاست که آمریکای لاتین را درنوردیده و آن را تحت تاثیر خود قرار داده است‏. ‏‏‏اما تاریخ ثابت کرده که سرنوشت اقتصادی این منطقه با یک مسئله‏‏‏‏ واضح گره خورده: قیمت نفت، سنگ آهن، مس و سایر مواد اولیه.

واقعیت این است که قیمت مواد اولیه در جهان مدتی رو به کاهش داشت اما از اوایل سال میلادی گذشته دوباره رو به صعود گذاشت‏. ‏‏‏این در حالی است که وضع اقتصادی کشورهای آمریکای لاتین رو به بهبود نگذاشته است‏. ‏‏‏در شرایطی که اقتصاد جهانی در سه‏ماهه جاری قرار است پنج درصد رشد کند، اقتصادهای آمریکای لاتین با انقباض یک‏درصدی دست و پنجه نرم می‌کنند‏. ‏‏‏قیمت مواد اولیه را در کنار رشد تولید ناخالص داخلی کشورهای آمریکای لاتین بگذارید و می‌بینید که این خطوط که چندین دهه همراه با یکدیگر حرکت می‌کردند حالا ناگهان از یکدیگر جدا شده‌اند‏. ‏‏‏علتش چیست؟ پاسخ این است: همه‌گیری کرونا و پوپولیسم‏. ‏‏‏

نرخ مرگ و میر در آمریکای لاتین بر اثر کرونا بسیار بالا بوده است‏. ‏‏‏این وضع باعث شده که حمایت از سیاستمداران ضد هیئت حاکمه بالا برود؛ آن هم در زمانی که تراکم انتخابات در کشورهای آمریکای لاتین بسیار بالاست‏. ‏‏‏فقط در سال جاری میلادی، یازده کشور در این منطقه انتخابات برگزار می‌کنند‏. ‏‏‏سال بعد هم برزیل و کلمبیا قرار است انتخابات داشته باشند‏. ‏‏‏در موارد زیادی، به هنگام بروز بحران کرونا سیاستمداران دست راستی بر سر قدرت بودند‏. ‏‏‏بنابراین در این کشورها نارضایتی عمومی ناشی از بحران کرونا می‌تواند به سود سیاستمداران مخالف آن‏ها ‏تمام شود‏. ‏‏‏در آینده نزدیک در پرو و شیلی احتمالا سیاستمداران چپ‌گرا روی کار خواهند آمد و در کلمبیا هم تظاهرات علیه دولت دست راستی به بهبود محبوبیت احزاب چپ منجر شده است‏. ‏‏‏در برزیل نیز نارضایتی شدید عمومی از ژائیر بولسونارو دست راستی باعث شده که ایناسیو لولا داسیلوا که چپ است دوباره محبوبیت خوبی به دست بیاورد‏. ‏‏‏

این مجموعه از تحولات سیاسی و حرکت در طیف‌های چپ و راست باعث شده که برخی سرمایه‌گذاران درباره آینده آمریکای لاتین نامطمئن شوند و عده‌ای دیگر نیز این دوران را دوران آسیب‌پذیری شدید تلقی کرده‌اند‏. ‏‏‏واقعیت این است که دهه ۲۰۱۰ میلادی دهه‌ای از دست رفته برای آمریکای لاتین بود‏. ‏‏‏به دلیل کاهش قیمت مواد اولیه، رشد اقتصادی در کشورهای منطقه کاهش پیدا کرد‏. ‏‏‏علتش هم این بود که نیمی از صادرات اقتصادهای منطقه به همان مواد اولیه مربوط می‌شد‏. ‏‏‏در این دوران، سرمایه‌گذاران خارجی به تدریج از سهام و اوراق آمریکای لاتینی پرهیز کردند و هنوز هم بازنگشته‌اند‏. ‏‏‏بدبینی نسبت به آینده هنوز کاملا دیده می‌شود‏. ‏‏‏واقعیت این است که در درازمدت، قیمت مواد اولیه با سرعتی بیش از تورم افزایش نمی‌یابد و همین مسئله‏‏‏‏ باعث شده کشورهای آمریکای لاتین که به شدت به منابع طبیعی‌شان وابسته‌اند شرایط خوبی نداشته باشند‏. ‏‏‏

با این حال، در دهه‌هایی که قیمت مواد اولیه رو به افزایش بود، اقتصاد آمریکای لاتین هم وضع عالی داشت و مثلا در دهه‌های ۱۹۷۰ و ۲۰۰۰ میلادی سرعت رشد اقتصادی در میان تعداد زیادی از کشورهای منطقه قابل توجه و بالا بود‏. ‏‏‏بنابراین اگر به این ماهیت دوره‌ای (سیکلی) توجه کنیم می‌توانیم به این نتیجه برسیم که اگر آمریکای لاتین دارد دهه بدی را می‌گذراند، احتمالا دهه خوبی در انتظارش خواهد بود‏. ‏‏‏دهه ۲۰۱۰ بد بود: سرمایه‌گذاری در میدان‌های نفتی، معادن و سایر مراکز تولید مواد اولیه کاهش یافت و عرضه کم شد‏. ‏‏‏اما در دهه پیش رو و با احیای اقتصاد جهان، تقاضا برای انواع مواد اولیه نیز افزایش پیدا خواهد کرد‏. ‏‏‏مهم‌ترین آن‏ها ‏هم موادی خواهد بود که در تولید خودروهای برقی و نیز احداث منازل و ساختمان‌ها به شیوه سبزتر کاربرد دارند.

اگر فراز و نشیب‌های مقطعی را کنار بگذاریم، به این نتیجه می‌رسیم که مواد اولیه ظاهرا در حال ورود به یک سوپرسیکل (ابَردوره) از افزایش قیمت هستند‏. ‏‏‏کشورهای آمریکای لاتین که صادرکنندگان بزرگ دانه سویا، فلزات سبز و مواد اولیه دیگر هستند قطعا از این وضع سود خواهند برد‏. ‏‏‏پرو و شیلی به تنهایی تامین‌کننده ۴۰ درصد از مس دنیا هستند‏. ‏‏‏رهبرانی هم که در منطقه روی کار خواهند آمد درواقع متناسب با شرایط آینده انتخاب خواهند شد‏. ‏‏‏در همین وضع کنونی نیز می‌توان دید که تصمیم‌گیری‌های رهبران منطقه چطور در نحوه مواجهه این کشورها با بحران کرونا تاثیر گذاشته است‏. ‏‏‏مثلا آندرس مانوئل لوپز ابرادور رئیس ‏‏‏‏جمهور مکزیک را در نظر بگیرید که در دوران کرونا از خرج‌کردن ابا داشت و انتقادات زیادی هم نصیبش شد‏. ‏‏‏اما حالا مکزیک در قیاس با برخی اقتصادهای نوظهور دیگر زیر بار بدهی‌های کم‌تری رفته است‏. ‏‏‏بنابراین چاره‌ای نیست جز اینکه به انتظار بنشینیم و ببینیم رهبران منطقه چه تصمیماتی در آینده نزدیک می‌گیرند‏. ‏‏‏احتمالش هست که همین بحران کرونا باعث فروکش‌کردن ماجراهای دراماتیک مختلف منطقه شود و اوضاع را برای آینده شفاف‌تر کند‏.

 

لینک کوتاه: https://news.tccim.ir/?70298

نظر خود را بنویسید

ارسال پیام

مطالب مرتبط