گذشته اقتصاد آمریکای لاتین چطور آیندهاش را روشن میکند؟
سرنوشتی از مس، نفت و آهن
1400/07/19
1301
این مطلب را به اشتراک بگذارید
اگر فرازونشیبهای مقطعی را کنار بگذاریم، به این نتیجه میرسیم که مواد اولیه ظاهرا در حال ورود به یک سوپرسیکل (ابَردوره) از افزایش قیمت هستند. کشورهای آمریکای لاتین که صادرکنندگان بزرگ موادی مثل فلزات سبز (از جمله مس) هستند قطعا از این وضع سود خواهند برد.
آینده نگر/ منبع: فایننشال تایمز
*روچیر شارما/ استراتژیست مدیریت سرمایهگذاری در مورگان استنلی
جنگهای داخلی و طبقاتی، استعمار و فساد سالها و بلکه قرنهاست که آمریکای لاتین را درنوردیده و آن را تحت تاثیر خود قرار داده است. اما تاریخ ثابت کرده که سرنوشت اقتصادی این منطقه با یک مسئله واضح گره خورده: قیمت نفت، سنگ آهن، مس و سایر مواد اولیه.
واقعیت این است که قیمت مواد اولیه در جهان مدتی رو به کاهش داشت اما از اوایل سال میلادی گذشته دوباره رو به صعود گذاشت. این در حالی است که وضع اقتصادی کشورهای آمریکای لاتین رو به بهبود نگذاشته است. در شرایطی که اقتصاد جهانی در سهماهه جاری قرار است پنج درصد رشد کند، اقتصادهای آمریکای لاتین با انقباض یکدرصدی دست و پنجه نرم میکنند. قیمت مواد اولیه را در کنار رشد تولید ناخالص داخلی کشورهای آمریکای لاتین بگذارید و میبینید که این خطوط که چندین دهه همراه با یکدیگر حرکت میکردند حالا ناگهان از یکدیگر جدا شدهاند. علتش چیست؟ پاسخ این است: همهگیری کرونا و پوپولیسم.
نرخ مرگ و میر در آمریکای لاتین بر اثر کرونا بسیار بالا بوده است. این وضع باعث شده که حمایت از سیاستمداران ضد هیئت حاکمه بالا برود؛ آن هم در زمانی که تراکم انتخابات در کشورهای آمریکای لاتین بسیار بالاست. فقط در سال جاری میلادی، یازده کشور در این منطقه انتخابات برگزار میکنند. سال بعد هم برزیل و کلمبیا قرار است انتخابات داشته باشند. در موارد زیادی، به هنگام بروز بحران کرونا سیاستمداران دست راستی بر سر قدرت بودند. بنابراین در این کشورها نارضایتی عمومی ناشی از بحران کرونا میتواند به سود سیاستمداران مخالف آنها تمام شود. در آینده نزدیک در پرو و شیلی احتمالا سیاستمداران چپگرا روی کار خواهند آمد و در کلمبیا هم تظاهرات علیه دولت دست راستی به بهبود محبوبیت احزاب چپ منجر شده است. در برزیل نیز نارضایتی شدید عمومی از ژائیر بولسونارو دست راستی باعث شده که ایناسیو لولا داسیلوا که چپ است دوباره محبوبیت خوبی به دست بیاورد.
این مجموعه از تحولات سیاسی و حرکت در طیفهای چپ و راست باعث شده که برخی سرمایهگذاران درباره آینده آمریکای لاتین نامطمئن شوند و عدهای دیگر نیز این دوران را دوران آسیبپذیری شدید تلقی کردهاند. واقعیت این است که دهه ۲۰۱۰ میلادی دههای از دست رفته برای آمریکای لاتین بود. به دلیل کاهش قیمت مواد اولیه، رشد اقتصادی در کشورهای منطقه کاهش پیدا کرد. علتش هم این بود که نیمی از صادرات اقتصادهای منطقه به همان مواد اولیه مربوط میشد. در این دوران، سرمایهگذاران خارجی به تدریج از سهام و اوراق آمریکای لاتینی پرهیز کردند و هنوز هم بازنگشتهاند. بدبینی نسبت به آینده هنوز کاملا دیده میشود. واقعیت این است که در درازمدت، قیمت مواد اولیه با سرعتی بیش از تورم افزایش نمییابد و همین مسئله باعث شده کشورهای آمریکای لاتین که به شدت به منابع طبیعیشان وابستهاند شرایط خوبی نداشته باشند.
با این حال، در دهههایی که قیمت مواد اولیه رو به افزایش بود، اقتصاد آمریکای لاتین هم وضع عالی داشت و مثلا در دهههای ۱۹۷۰ و ۲۰۰۰ میلادی سرعت رشد اقتصادی در میان تعداد زیادی از کشورهای منطقه قابل توجه و بالا بود. بنابراین اگر به این ماهیت دورهای (سیکلی) توجه کنیم میتوانیم به این نتیجه برسیم که اگر آمریکای لاتین دارد دهه بدی را میگذراند، احتمالا دهه خوبی در انتظارش خواهد بود. دهه ۲۰۱۰ بد بود: سرمایهگذاری در میدانهای نفتی، معادن و سایر مراکز تولید مواد اولیه کاهش یافت و عرضه کم شد. اما در دهه پیش رو و با احیای اقتصاد جهان، تقاضا برای انواع مواد اولیه نیز افزایش پیدا خواهد کرد. مهمترین آنها هم موادی خواهد بود که در تولید خودروهای برقی و نیز احداث منازل و ساختمانها به شیوه سبزتر کاربرد دارند.
اگر فراز و نشیبهای مقطعی را کنار بگذاریم، به این نتیجه میرسیم که مواد اولیه ظاهرا در حال ورود به یک سوپرسیکل (ابَردوره) از افزایش قیمت هستند. کشورهای آمریکای لاتین که صادرکنندگان بزرگ دانه سویا، فلزات سبز و مواد اولیه دیگر هستند قطعا از این وضع سود خواهند برد. پرو و شیلی به تنهایی تامینکننده ۴۰ درصد از مس دنیا هستند. رهبرانی هم که در منطقه روی کار خواهند آمد درواقع متناسب با شرایط آینده انتخاب خواهند شد. در همین وضع کنونی نیز میتوان دید که تصمیمگیریهای رهبران منطقه چطور در نحوه مواجهه این کشورها با بحران کرونا تاثیر گذاشته است. مثلا آندرس مانوئل لوپز ابرادور رئیس جمهور مکزیک را در نظر بگیرید که در دوران کرونا از خرجکردن ابا داشت و انتقادات زیادی هم نصیبش شد. اما حالا مکزیک در قیاس با برخی اقتصادهای نوظهور دیگر زیر بار بدهیهای کمتری رفته است. بنابراین چارهای نیست جز اینکه به انتظار بنشینیم و ببینیم رهبران منطقه چه تصمیماتی در آینده نزدیک میگیرند. احتمالش هست که همین بحران کرونا باعث فروکشکردن ماجراهای دراماتیک مختلف منطقه شود و اوضاع را برای آینده شفافتر کند.
نظر خود را بنویسید