چالش‌های پیش روی جامعه بین‌المللی چطور جهانی‌شدن را نجات می‌دهد؟

جاده دراز است و راه تقریبا باز

...

آنچه امروز در سطح جهان شاهدش هستیم، مجموعه‌ای از پروژه‌های سیاسی است که کشورها برای تامین منافع خودشان طرح کرده‌اند و درواقع ربطی به تصمیمات و اراده جمعی و جهانی ندارد‏ ‏‏‏

آینده نگر

*ژان پیسانی فری، اقتصاددان فرانسوی و عضو ارشد انستیتو پیترسن در امور اقتصاد بین‌الملل در واشینگتن

از نظر خیلی‌ها جهانی‌شدن به مدت چندین دهه مترادف با آزادسازی فرامرزی بوده است‏. ‏‏‏دولت‌ها از دهه ۱۹۸۰ میلادی اجازه حرکت کالاها، خدمات، سرمایه و داده‌ها را به شکل فرامرزی صادر کردند و تنها کنترل‌های محدودی را بر جا باقی گذاشتند‏. ‏‏‏سرمایه‌داری بازار پیروز شد و قواعد اقتصادی‌اش به تمام جهان تعمیم پیدا کرد‏. ‏‏‏

البته جنبه‌های دیگری از جهانی‌شدن هم وجود داشت که ارتباط چندانی به سرمایه‌داری بازار پیدا نمی‌کرد‏. ‏‏‏جهانی‌شدن علم و اطلاعات باعث شد دسترسی به علم به شکلی بی‌سابقه گسترش پیدا کند‏. ‏‏‏فعالان در حوزه‌های مختلف به شکل جهانی با هم مرتبط شدند و به نظر می‌رسید که همه چیز جهانی باقی خواهد ماند‏. ‏‏‏با این حال، از همان ابتدا هم بسیاری از کارشناسان تاکید کردند که فقط جهانی‌شدنِ سیاست‌گذاری‌هاست که می‌تواند در حرکتِ رو به جلوی بازارها تعادل ایجاد کند‏. ‏‏‏اما درنهایت، این جنبه‌های دیگر از جهانی‌شدن هرگز به پای بعد اقتصادی نرسیدند‏. ‏‏‏حتی می‌توان گفت که جهانی‌شدنِ سیاست‌گذاری‌ها نیز بسیار ناامیدکننده و کم بود‏. ‏‏‏

آنچه امروز شاهدش هستیم، به پایان‌رسیدنِ این مرحله از جهانی‌شدن است و دو علت را نیز می‌توان برایش در نظر گرفت‏. ‏‏‏اولی به عظمت چالش‌هایی مربوط می‌شود که جامعه بین‌المللی باید آن‏ها ‏را از سر بگذراند‏. ‏‏‏از جمله آن‏ها ‏می‌توان به بحران سلامت جهانی (کرونا) و نیز بحران گرمایش زمین اشاره کرد‏. ‏‏‏اینکه مسئولیت مواجهه با این معضلات باید به صورت جهانی و مشترک پذیرفته شود جای تردیدی ندارد‏. ‏‏‏دستاوردهایی که تاکنون در این خصوص محقق شده چندان زیاد نبوده است اما امید به همکاری و حاکمیت مشترک در این خصوص وجود دارد.

دومین علت هم سیاسی است‏. ‏‏‏در بسیاری از کشورهای جهان شاهد شورش به‌حاشیه‌رانده‌شدگان هستیم‏. ‏‏‏از برگزیت (رای به خروج انگلیس از اتحادیه اروپا) گرفته تا انتخاب دونالد ترامپ و شورش جلیقه‌زردها در فرانسه، این موضوع در جهان توسعه‌یافته هم به وضوح دیده شد‏. ‏‏‏گروه‌های مختلف اجتماعی نارضایتی‌های خود را به شکل‌های مختلف نشان داده‌اند و حالا یک مسئله‏‏‏‏ خیلی واضح است: جهان به بهشت طبقه متوسط رو به بالا و ثروتمند بدل شده است؛ جایی که فقط فرزندان افراد موفق می‌توانند موفق شوند‏. ‏‏‏درنتیجه، مردم متعلق به طبقات پایین‌تر وارد اردوگاه حامیان سیاست‌های بومی‌گرای افراطی می‌شوند و این‏جاست که ثبات سیاسی که در گذشته توسط جهانی‌شدن تامین می‌شد، کاملا از بین می‌رود و حتی توجیهی هم برایش باقی نمی‌ماند.

این تنش بین نیاز بی‌سابقه به اقدامات مشترک جهانی و تمایل فزاینده به بازساختن گروه‌های سیاسی در پشت مرزهای ملی حالا به چالشی تعیین‌کننده برای سیاست‌گذاران بدل شده است و اصلا مشخص نیست که چگونه چنین تناقضی حل خواهد شد.

پاسکال کانفین رئیس ‏‏‏‏کمیته امور محیط زیست، سلامت عمومی و امنیت غذایی در پارلمان اروپا چنین استدلال می‌کند که ما در عصر پیشرو جهانی‌شدن قرار داریم‏. ‏‏‏تصور او بر این است که مسائلی مانند سرمایه‌داری مسئولانه، فعالیت‌های مالی سبز، مالیات‌بستن بر شرکت‌های چندملیتی به خاطر گرمایش زمین و مسائلی از این دست نشانه‏‌های واضحی از نوع جدید و پیشرویی از جهانی‌شدن هستند.

اما بعید به نظر می‌رسد که نکات ذکرشده توسط کانفین را بتوان پیروزی‌های مهمی تلقی کرد‏. ‏‏‏درواقع راه حل‌های ارائه‌شده برای این چالش‌های بزرگ هیچ کدام به نتیجه نرسیده‌اند و بنابراین نمی‌توان اعتبار حل و فصل آن‏ها ‏را نیز به جهانی‌شدن -‏حتی از نوع پیشرو آن- نسبت داد‏. ‏‏‏آنچه که امروز در سطح جهان شاهدش هستیم، مجموعه‌ای از پروژه‌های سیاسی است که کشورها برای تامین منافع خودشان طرح کرده‌اند و درواقع ربطی به تصمیمات و اراده جمعی و جهانی ندارد‏. ‏‏‏

با این حال، امیدواری‌ها به آینده هم کم نیست‏. ‏‏‏مارتین ساندبو اقتصاددان دانشگاه پنسیلوانیا اخیرا کتابی نوشت و در آن پیشنهادهایی را برای بازیابی تعلق اقتصادی در عینِ باز نگه‌داشتن مرزها مطرح کرد‏. ‏‏‏ایده او به صورت خلاصه این است که هر کشوری باید آزاد باشد تا بازار داخلی خود را طبق اولویت‌هایش قاعده‌مند کند؛ البته به شرط اینکه تبعیضی علیه خارج وجود نداشته باشد‏. ‏‏‏مثلا اتحادیه اروپا واردات مرغ شسته‌شده با کلر را ممنوع کرده‏. ‏‏‏اما علتش تولید این مرغ در آمریکا نیست؛ بلکه عدم اطمینان به آن محصول است‏. ‏‏‏به همین ترتیب، هر کشوری می‌تواند واردات الوار به‌دست‌آمده از تخریب جنگل‌ها را ممنوع کند؛ اما همین سیاست را باید در عرصه داخلی هم به کار بگیرد‏. ‏‏‏تنها در این شرایط است که استانداردهای مشخصی می‌تواند به صورت جهانی مورد اعتماد و توجه قرار بگیرد‏. ‏‏‏

قرار است اتحادیه اروپا موضوعات مشابهی را در زمینه مالیات‌های مربوط به آزادسازی کربن نیز مورد بررسی قرار دهد و بنابراین احتمالش هست که عرصه برای آزمایش سیاست‌های جهانی و مشترک به شکلی نو در حوزه‌های دیگر هم باز شود‏. ‏‏‏نتیجه‌ای که در آینده از این تحولات خواهیم دید این است که آیا برنامه‌های دوگانه در زمینه «کسب اعتماد طبقات اجتماعی در داخل» و «مدیریت معضلات جهانی به صورت مشترک» می‌توانند به نتیجه برسند یا نه‏. ‏‏‏درست است که می‌گوییم جهانی‌شدن به شیوه قدیم مُرده است، اما جهانی‌شدن به شیوه نو ممکن است در بدو تولد باشد‏. ‏‏‏

لینک کوتاه: https://news.tccim.ir/?70276

نظر خود را بنویسید

ارسال پیام

مطالب مرتبط