نرخ سرمایهگذاری ثابت در دهه گذشته در کشور منفی بوده است
اختلال در سرمایهگذاری، محصول بیثباتی اقتصاد است
1400/06/24
1821
این مطلب را به اشتراک بگذارید
اصلیترین اقدامی که دولت جدید باید انجام دهد کاهش شدید قیمت ارز است و به تدریج باید تقویت پول ملی از طریق توجه به تولید را در دستور کار خود قرار دهد و همه اقدامات لازم برای حمایت از بخش خصوصی را انجام دهد تا سرمایهگذار بتواند بر مشکل نقدینگی برای سرمایهگذاری فائق آید.
آینده نگر/حسین راغفر، اقتصاددان
بیثباتی اقتصاد در کشور شرایط امن و مطمئن برای سرمایهگذاری را مختل کرده و احساس امنیت و اعتماد کافی را در سرمایهگذاران به مخاطره انداخته است. بیثباتی اقتصاد در کشور ما دلایل مختلفی دارد اما مهمترین آن رکود تورمی عمیق و طولانی است که همواره به خصوص نزدیک به 16 سال گذشته با آن روبرو بودهایم. اگر هم در سالهایی به لحاظ تکنیکی این رکود وجود نداشته به نظر میرسد که یا خیلی واقعی نبوده یا خیلی کوتاه بوده است. به هر صورت ما دچار یک رکود تورمی عمیق هستیم و این چرخش نزولی که در اقتصاد ما پیش آمده خیلی مزمن شده و خود همین مسئله به تداوم وضع موجود یعنی بیثباتی اقتصاد دامن زده است.
نرخ سرمایهگذاری ثابت در دهه گذشته در کشور منفی بوده به این معنا که سرمایهگذاریهای انجام شده حتی استهلاک سرمایههای موجود را جبران نکرده که بزرگترین دلیل آن افزایش قیمت ارز بوده است به نحوی که سرمایهگذاری را در کشور غیراقتصادی کرده است.
به همین دلیل باید دهه گذشته را دهه از دست رفته تلقی کرد که در اثر جهش بزرگ ارزی هزینههای بسیار کلانی بر اقتصاد کشور، بخش تولید و بیثباتسازی اقتصاد کلان و به دنبال آن بیثباتسازی اجتماعی گذاشته و پیامدهای گستردهای در حوزههای اجتماعی مثل رشد جرم و جرایم، اختلاس، فرار مغزها و فرار سرمایهها و کودک کار به دنبال داشته است. مادام که قیمت ارز به اندازه کافی پایین نیاید سرمایهگذاری و تولید امکانپذیر نخواهد بود. اگر تولید رشد نکند اشتغالی هم به وجود نخواهد آمد تا درآمد مردم افزایش پیدا کند لذا در چنین شرایطی رکود تورمی کماکان ادامه پیدا خواهد کرد.
اصلیترین اقدامی که دولت جدید باید انجام دهد کاهش شدید قیمت ارز است و به تدریج باید تقویت پول ملی از طریق توجه به تولید را در دستور کار خود قرار دهد و همه اقدامات لازم برای حمایت از بخش خصوصی را انجام دهد تا سرمایهگذار بتواند بر مشکل نقدینگی برای سرمایهگذاری فائق آید. این موضوع مستلزم این است که بالاترین میزان بازدهی سرمایه در بخش تولید به ویژه تولید صنعتی تحقق یابد. دولت باید بحث تحقق مالیاتها و پرداخت یارانه به صنعت، یارانه دستمزد و یارانه تحقیق و توسعه را به طور ویژه مورد توجه قرار دهد. باید هزینه فعالیتهای نامولد و سوداگری مانند سفتهبازی، خرید و فروش سکه و ارز که مانع تولید و رشد اقتصادی هستند را کاهش دهد و از فعالیتهای نامولد مالیات بگیرد. باید در نظام بانکی هم اصلاحات لازم صورت بگیرد به نحوی که نظام بانکی تسهیلات را به سمت تولید هدایت کند. در خصوص بحث قاچاق هم دولت باید ورود جدی کند و از حالت شعار درآید که این موضوع مستلزم عزم سیاسی حاکمیت است. مادام که این اتفاقات نیفتد وضع اقتصاد به مرور بدتر از وضع موجود خواهد شد و ما همچنان با بیثباتی اقتصادی مواجه خواهیم بود.
نظر خود را بنویسید