آیا پادشاهی متحد هم مثل بریتانیای کبیر به خط پایان رسیده است؟

تمام‌شدنی

...

سرزمین‌های اسکاتلند، ایرلند و ولز هریک هویت‌های مشخص خود را به دست آورده‌اند و حتی از لحاظ فرهنگی در سطح جهان با این هویت‌ها شناخته می‌شوند‏. ‏این نشانه‌ای است از حتمی‌بودنِ بحران هویت انگلیسی ‏

آینده نگر/ منبع: گاردین

*الکس نیوِن، استاد دانشگاه نیوکاسل و نویسنده کتاب «جزیره جدید»

جمله مشهوری از آنتونیو گرامشی نویسنده ایتالیایی نقل می‌شود که می‌گوید: «قدیمی دارد می‌میرد و جدید نمی‌تواند متولد شود‏. ‏در میانه این فترت، انواع نشانه‌های مرض آشکار می‌شود.»

استدلال او را حالا می‌توان در مورد یونایتد کینگدام یا همان پادشاهی متحد انگلیس به کار برد‏. ‏برداشت عموم از آنچه که در شرایط امروزی دیده می‌شود این است که ازهم‏پاشیدگی این اتحاد حتمی است‏. ‏اما هیچ‏کس تصوری ندارد که وقتی این رویای رو به موت به پایان برسد، چه ‏چیزی می‌تواند جایش را بگیرد‏. ‏

حالا که اکثریت استقلال‌طلب بر کرسی‌های پارلمان هالی‌رود نشسته‌اند، قعطی به نظر می‌رسد که اسکاتلند در آینده نزدیک استقلال خود را به دست بیاورد‏. ‏از آن سو هم تحولاتی مثل برگزیت و تاثیر بحران کرونا باعث شده که جایگاه ایرلند شمالی در پادشاهی متحد تغییر کند‏. ‏نظرسنجی‌ها حاکی از آن است که اکثر شهروندان ایرلند شمالی معتقدند سرزمین‌شان در ۲۵ سال آینده استقلال خود را به دست خواهد آورد‏. ‏حتی در ولز که میزان مخالفت با پادشاهی متحد در قیاس با اسکاتلند و ایرلند شمالی کم‌تر بوده، صداهای استقلال‌طلبانه و جدایی از انگلیس هر سال دارد بلند و بلندتر می‌شود‏. ‏

در مقابل، توجیه برای تداوم اتحاد و حضور این سرزمین‌ها زیر یک چتر دائم دارد بی‌پایه‌تر می‌شود‏. ‏در حالی که جنبش‌های ملی‌گرایانه در اسکاتلند، ایرلند و ولز ‌قدرت گرفته‌اند، ایده پادشاهی متحد هر روز دارد به ایده‌ای حاشیه‌ای‌تر از گذشته بدل می‌شود و باور به آن کاهش پیدا می‌کند.

بخشی از ماجرا را باید به این نسبت داد که اتحاد بریتانیا همواره موضوعی شکننده بوده است و بر پایه باورهای نامتناسب در باب «انگلیسی‌بودن» بنا شده است‏. ‏مجموعه فتوحات یا پیمان‌هایی که به تشکیل پادشاهی متحد بریتانیا در گذشته انجامید، همگی تحت رهبری خود انگلیس انجام گرفتند و آنچه که قرار بود اتحاد و شراکت برابرِ اسکاتلند و ولز را هم نشان بدهد، درواقع از نوعی موضع تظاهرآمیز فراتر نمی‌رفت‏. ‏

اما در درازمدت، نقش مبهم انگلیس در داخل این اتحاد و امپراتوری همواره در مباحث هویتی کاملا به چشم می‌آمد‏. ‏به جای آن که ملت متحدی با یک قانون اساسی مکتوب وجود داشته باشد، عملا شاهد استفاده از برنامه‌های تجاری در جهت اتحاد بودیم و همین مساله حتی توانست تا سه قرن هم امپراتوری بریتانیا را با تمام مستعمراتش و با تمام خشونت‌هایش تا حدی متحد نگه دارد‏. ‏

اما حالا که در قرن ۲۱ میلادی هستیم، امپراتوری بریتانیا محلی از اعراب ندارد و به یک خاطره بدل شده است‏. ‏هر کس بخواهد توجیهی در جهت تداوم پادشاهی متحد بیاورد مجبور خواهد شد به کلیشه‌های مبهمی از گذشته امپراتوری و لزوم حفظ سنت‌های انگلیسی اشاره کند؛ که طبعا برای شهروندان امروزی اهمیتی ندارد‏. ‏حتی تمرکز روی بحث چندفرهنگی‌بودن هم نتوانسته به اتحاد خاصی بینجامد‏. ‏

این در حالی است که سرزمین‌های اسکاتلند، ایرلند و ولز هر یک هویت‌های مشخص خود را به دست آورده‌اند و حتی از لحاظ فرهنگی در سطح جهان با این هویت‌ها شناخته می‌شوند‏. ‏این نشانه‌ای است از حتمی‌بودنِ بحران هویت انگلیسی‏. ‏

در این میان، برخی چهره‌های قدیمی‌تر سعی کرده‌اند با رویکرد دیگری وارد قضیه شوند‏. ‏مثلا گوردون براون نخست وزیر سابق انگلیس اخیرا درباره «مزایای اتحاد» حرف زد و تاکید کرد که باید قانون اساسی پادشاهی متحد تغییر کند تا بتوان سرزمین‌های اسکاتلند، ایرلند و ولز را در اتحاد نگه داشت‏. ‏این استراتژی حزب کارگر جدید است و طرفدارانش را هم می‏توان در میان چهره‌های حامی بازار آزاد دید‏. ‏اما واقعیت این است که این چهره‌ها هم در جامعه امروزی انگلیس طرفداران پرشماری ندارند.

جالب اینجاست که احزاب محافظه‌کار که قبلا اتحاد را همیشگی فرض می‌کردند، حالا به وضوح می‌دانند که باید با واقعیت سیاسی جدیدی در بریتانیا دست و پنجه نرم کنند‏. ‏کریس پاتن یکی از شناخته‌شده‌ترین چهره‌های حزب محافظه‌کارِ توری حتی اذعان کرده که محافظه‌کاران انگلیسی امروزه درواقع یک حزب ملی‌گرا هستند و تمرکز روی حفظ اتحاد با اسکاتلند، ایرلند و ولز برایشان در اولویت نیست‏. ‏

یکی از نمونه‌های واضح ناکامی ایده‌های اتحاد را در سال‌های اخیر هم شاهد بودیم: مساله برگزیت یا خروج از اتحادیه اروپا که عملا نشان داد وحدتی در میان گروه‌های مختلف در این کشور وجود ندارد‏. ‏حالا این طور به نظر می‌رسد که تصمیم‌گیرندگان سنتی در پادشاهی متحد در برابر موج فزاینده ملی‌گرایی در سرزمین‌های اسکاتلند و ایرلند و ولز برنامه خاصی ندارند و چهره‌های غیرسنتی‌تر در احزاب رادیکال حتی به وضوح پذیرفته‌اند که آینده متحدی در کار نیست‏. ‏همان طور که امپراتوری کبیر بریتانیا از اذهان محو شد، پادشاهی متحد هم در آینده همین سرنوشت را پیدا خواهد کرد‏. 

 

لینک کوتاه: https://news.tccim.ir/?69780

نظر خود را بنویسید

ارسال پیام

مطالب مرتبط