شهروندان هر سرزمینی در هر دورهای از تاریخ از حکمروایان میخواهند کارهایی کنند و کارهایی نکنند که برآیند آنها آسودگی خیال و ذهنیت آرامشیافته آنها برای امروز و فردای خود و فرزندانشان باشد. مردم ایران میخواهند نهادهای ادارهکننده کشور ذهنیت آنها را از تنشها و التهابهای کشنده و تنشزا دور نگه دارند.
محمدصادق جنانصفت
ایرانیان بدون آنکه از میزان ارزش داراییهای طبیعی خود مثل نفت و گاز و معادن و دریاها و جنگلها اطلاعات دقیق داشته باشند و بدون اینکه واقعا بدانند ارزش تاریخی سرمایهگذاریهای انجامشده در این چند ده سال چقدر است همه آنها را به دولت و حکومت دادهاند. علاوه بر این ایرانیان قبول کردهاند حکومت بخشی از حقوق طبیعی آنها را سلب کند و در اختیار خود قرار دهد. شهروندان ایران در برابر دادههای خود به حکومت انتظار چه ستاندهها و چیزهایی را دارند؟
شاید اگر موسسههای خصوصی نظرسنجی پرشمار و تخصصی در ایران وجود داشت با نظرسنجی علمی- کارشناسانه پاسخ به این پرسش به سادگی به دست میآمد اما حالا در این باره باید به گمانهزنیها پرداخت. بازتاب این گمانهزنیها را میتوان البته در گفتار و رفتار ادارهکنندگان کشور و نیز دیدگاه مردم و تمرکز آنها که داشتن اقتصاد نیرومندتر است فهمید. شهروندان از دولت میخواهند کسبوکار آنها را رونق دهد و آنها را در پلههای بالاتر رفاه مادی بنشاند و کارهایی نکند که وضعیت آنها هر سال بدتر از سال پیش شود.
اما همه خواستههای اقتصادی که خواسته شماره یک مردم است بدون تردید برای یک خواسته بسیار مهم و بالاتر از مساله اقتصاد است. شهروندان هر سرزمینی در هر دورهای از تاریخ از حکمروایان میخواهند کارهایی کنند و کارهایی نکنند که برآیند آنها آسودگی خیال و ذهنیت آرامشیافته آنها برای امروز و فردای خود و فرزندانشان باشد. مردم ایران میخواهند نهادهای ادارهکننده کشور ذهنیت آنها را از تنشها و التهابهای کشنده و تنشزا دور نگه دارند. اما به نظر میرسد در حال حاضر چند پدیده هست که راه را بر آسودگی خیال ایرانیان بسته و آشوب ذهنی برای ایرانیان فراهم کرده است.
ناکارآمدی فزاینده و اندوهبار بر روندها و فرآیندهای واکسیناسیون در برابر ویروس کرونا بدون تردید و در نخستین پله از خواستههای شهروندان است. عادی نبودن و ناکارآمدی روند واکسیناسیون و کشته شدن روزانه صدها ایرانی آشوب ذهنی ایجاد کرده و ایرانیان در بیم و هراس به سر میبرند.
آسودگی خیال ایرانیان درباره روند و فرآیند واکسیناسیون بسیار پایین است و دهها مساله ریز و درشت در همین موضوع آنها را در التهاب و تشویش قرار داده است. کشته شدن روزانه بیش از ۵۰۰ نفر در روز در شرایطی که برخی از کشورها توانستهاند با مدیریت کارآمد مرگومیر را به کمتر از ۱۰ نفر در روز برسانند و ناکاربلدی در مدیریت تامین واکسن آسودگی خیال شهروندان ایرانی را به هم زده است.
از سوی دیگر افزایش نرخ ارزهای معتبر و همراه شدن نسبی قیمت کالاها با قیمت دلار و کاهش قدرت خرید شهروندان و نیز رشدهای منفی سرمایهگذاری و بدتر شدن روزگار کسبوکار و معیشت شهروندان نیز خواب راحت از چشم شهروندان گرفته و آنها با دورنمایی ناروشن روبهرو هستند.
واقعیت این است که ایرانیان درست یا نادرست تصور میکنند اگر راهی برای حذف تحریمها پیدا نشود کسبوکارشان نهتنها به این زودیها به رونق نمیرسد بلکه بدتر نیز خواهد شد. راهی باید پیدا کرد تا این آشوب ذهنی ایرانیان به سوی آرامش برود و آنها را به آینده خوشبین کند.
از سوی دیگر با دستیابی طالبان به قدرت مطلقه در افغانستان و بازیهای پیچیده الکاظمی و آمریکا در عراق و نیز آشوب مالی و اقتصادی در لبنان که هر کدام با بخشی از مسائل ایران ارتباط پیدا میکند نیز ایرانیان را با تنش و آشوب ذهنی روبهرو کرده است. باید در این باره نیز با مردم حرف زد و با آنها گفتوگو کرد و تا جایی که ممکن است واقعیتها را در میان گذاشت.
آخرین پدیدهای که در این نوشته به عنوان عامل برهمزننده آشوب ذهنی ایرانیان به آن اشاره میشود افزایش نابرابریهای اقتصادی و اجتماعی و توزیع نابهینه امکانات میان استانها و گروههای درآمدی گوناگون است. هیچ چیزی بالاتر و مهمتر از این نیست که ارزش آسودگی خیال شهروندان ایرانی از سوی ادارهکنندگان جامعه درک شود و گامهای خود را در راه کاهش این آشوب ذهنی بردارند.
نظر خود را بنویسید