از این روست که وقتی اقتصادی با تورم بسیار بالا روبه‌رو است، نخستین توصیه اقتصاددانان تقلیل سطح تورم و برگرداندن ثبات به اقتصاد است. اما چگونه؟ تورم‌های شدید افسارگسیخته یک«پدیده بودجه‌ای» هستند؛ به این معنا که علت اصلی به وجود آمدن آنها کسری بودجه است. درنتیجه یک سیاست بودجه‌ای در جهت توازن‌بخشی درآمدها و هزینه‌ها و مدیریت معقول بدهی می‌تواند یک سیاست ضدتورمی ثبات‌ساز کمک‌کننده به رشد اقتصادی تعبیر شود.

وقتی بخش قابل توجهی از هزینه دولت با درآمدهای در نظر گرفته‌شده پوشش داده نشود و دولت برای گذران امور به منابع بانک مرکزی نیاز پیدا کند، اصولا سلطه بودجه‌ای (Fiscal Dominance) به سطحی می‌رسد که سیاست پولی قدرت اثر‌گذاری بر تورم را از طریق مدیریت کل‌های پولی یا نرخ سیاستی مطلوب نخواهد داشت. در این حالت تفکیک سیاست پولی و سیاست بودجه‌ای غیرممکن خواهد بود. بگذریم که رابطه میان بانک مرکزی و دولت به‌دلیل ریالی کردن درآمدهای نفتی حتی در شرایط غیربحرانی نیز موجب سلطه بودجه‌ای می‌شود. در این صورت همه نگاه‌ها به تعقل و درک سیاستگذار بودجه، برمی‌گردد. اگر نگاه بوروکراتیک غالب باشد و هدف تنها صاف کردن حساب‌های کارمندان و موسسات مختلفی باشد که به دولت متکی هستند، آن هم به زور تبصره و راه‌های در رویی که به ذهن کسی نمی‌رسد و در نهایت استفاده از قدرت خلق پول، در بر همان پاشنه تورم بالاتر خواهد چرخید. اما اگر اراده‌ای برای تقلیل کاهش هزینه و پایداری بدهی با استفاده از ابزار اوراق باشد، می‌توان به بهبود امید داشت.

 

منبع : روزنامه دنیای اقتصاد