در حالی به روز خبرنگار رسیدهایم که در صورت برگزاری مراسمی به مناسبت فرارسیدن چنین روزی، جز بیان محرومیتها و مشکلاتی که فرا راه زندگی و عرصه فعالیت مطبوعاتی این قلمزنان صبور و صدیق مطبوعات، روزنه امیدبخشی در جهت تامین معاش و رفع دغدغههای اجتماعی و تامین خواستههای بحق این قشر صبور به رویشان گشوده به چشم نمیآمد.
محمد بلوری
در حالی به روز خبرنگار رسیدهایم که در صورت برگزاری مراسمی به مناسبت فرارسیدن چنین روزی، جز بیان محرومیتها و مشکلاتی که فرا راه زندگی و عرصه فعالیت مطبوعاتی این قلمزنان صبور و صدیق مطبوعات، روزنه امیدبخشی در جهت تامین معاش و رفع دغدغههای اجتماعی و تامین خواستههای بحق این قشر صبور به رویشان گشوده به چشم نمیآمد.
بخشی از محرومیتها و دغدغههای فکری روزنامهنگاران ناشی از مشکلاتی است که دامنگیر مطبوعات شده و قلمبهدستان زحمتکش و صبور را در چنبره زندگی و تامین معاششان گرفتار کرده است.در صورتی که منصفانه به وضع مطبوعات توجه کنیم بسیاری از نشریات با توجه به نظرگاههای جناحی و سیاسی مدیران در نشر خبر و گزارش در یک دایره خاص چنین نظرگاههایی منتشر میشوند و در حقیقت به شکل ارگان احزاب و یا جمعیتهای سیاسی انتشار مییابند که بالطبع دایره مخاطبان چنین نشریاتی تنگتر بوده و نتوانستهاند به تیراژ بالایی برسند و به همین خاطر نتوانستهاند با کسب تیراژ بالا و جذب مخاطب به جلب آگهیهای تجاری بپردازند و بنیان مالی خود را تقویت کنند چراکه جذب آگهی بیشتر، تزریق خون بیشتر به بدنه نشریه است و در چنین نشریاتی که با گرایشهای جناحی- سیاسی انتشار مییابند از چاپ آگهی محروم میشوند چراکه صاحبان کالا یا خدمات، تبلیغات محصولات خود را برای چاپ به روزنامهها یا آژانسهای اینترنتی میدهند که مخاطبان بیشتری دارند به همین خاطر است که به طور کلی تولیدکنندگان کالا و خدمات برای تبلیغات بیشتر به سایتها و آژانسهای مجازی روی میآورند و از این نظر، توجهی به روزنامهها و مجلاتی با تیراژ اندک ندارند.امروزه مطبوعات با فقر تیراژ و آگهی روبهرو است که تاثیر نامطلوب آن بیش از همه متوجه زندگی خبرنگاران، این قلمزنان صادق روزنامههاست که با حقوق ماهانه اندک، قلم میزنند و در بسیاری از واحدهای مطبوعاتی این قلمبهدستان دستمزدی دریافت میکنند که با تاسف بسیار کمتر از اجرت روزانه در قبال یک روز برای خانهتکانی یا کاهگل کردن در ساختمانسازی است.حداکثر حقوق ماهانهای که برای خبرنگاران باسابقه و دبیران سرویسهای خبری تعیین شده سه یا چهار میلیون بوده که با گذشت چند سال در بسیاری از واحدهای مطبوعاتی افزایش نیافته و با توجه به گرانتر شدن کاغذ و سایر ملزومات، بسیاری از این مدیران عنوان میکنند که قادر به افزایش دستمزد نیستند در حالی که با کاهش ارزش پول و گرانتر شدن مایحتاج عمومی و ارزاق، فشار اقتصادی سنگینی بر این قلمبهدستان زحمتکش صادق وارد میآید در حالی که بسیاری از خبرنگاران سرپرست خانوادههایی هستند. با این همه بسیاری از روزنامهنگاران نگران این هستند که با افزایش تدریجی قیمت کاغذ و زینک و سایر ملزومات چاپ، مدیرانی برای جبران بخشی از زیانهای ناشی از این گرانی تدریجی ملزومات، ممکن است اقدام به تعطیلی انتشار نشریه کنند و یا برای جبران بخشی از زیان ناشی از هزینههای سنگین چاپ و انتشار، دست به تعدیل نیرو بزنند و تاکنون مدیران روزنامههایی که به کاهش نیرو اقدام کردهاند، نام تعدادی از خبرنگاران را از لیست حقوقبگیران خود خط زدهاند بیآنکه در چنین فضای کرونازده و وضع اقتصادی نامطلوب و افزایش بیکاریها، مأمن و پناهی مادی داشته باشند تا دلهرههای ناشی از بیکاری را برطرف کنند. *روزنامهنگار پیشکسوت مصائب خبرنگاران اما گزارش امسال «جهانصنعت» برخلاف سایر گزارشها در خصوص روز خبرنگار نشستن پای درددل همکاران است تا صدای خود را به گوش مسوولان برسانند.در ادامه، گزارش مهدیه بهارمست خبرنگار اجتماعی ما را بخوانید: عدم امنیت شغلی در همین راستا آرزو فرشید، روزنامهنگار درخصوص مصائب حرفه خبرنگاری به «جهانصنعت» گفت: به نظرم مهمترین دغدغه هر خبرنگاری نبود امنیت شغلی است. ما در رسانههای مختلفی کار میکنیم اما هیچ تضمینی وجود ندارد که روزنامه یا سایت و خبرگزاری که در آن فعال هستیم توقیف نشود. یا مدیرمسوول آن به دلیل مسائلی مالی و… تصمیم به تعطیلی یا تعدیل نیرو نگیرد. مسائل دیگری هم امنیت شغلی ما را تحت تاثیر قرار میدهد. به اضافه اینکه در حرفه ما هم مثل خیلی از شغلهای دیگر روابط بر ضوابط غالب است و موارد بسیاری را شاهدیم که افراد با توانایی و سابقه کار کمتر در جایگاههایی به مراتب قابل توجهتر قرار میگیرند. وی افزود: دومین دغدغه همیشگی خبرنگاران مسائل مالی است. این شغل اگرچه از جمله مشاغل سخت و پراسترس در دنیا به حساب میآید، در کشور ما کمترین درآمد را دارد. حداقل حقوق کارگری و بیمه آن چیزی است که طبق قانون باید نصیب یک خبرنگار شود و متاسفانه همین هم بعضا نمیشود. این روزنامهنگار در ادامه اظهار کرد: نبود یک نهاد صنفی موثر و کارآمد اما از دیگر مسائل و کمبودهای قابل توجه در این حرفه است. بارها و بارها خلاء حاصل از نبود یک نهاد صنفی حامی را تجربه کرده و عملکرد ضعیف نهادهای اصطلاحا صنفی استانی و عملا تحت تاثیر دولت و بیشتر همراه با کارفرما را دیدهایم. فرشید تاکید کرد: از دیگر مصائب خبرنگاری در ایران آن است که به خاطر ضعف در نظام حزبی و نهادهای مدنی شاهدیم که روزنامهنگاران و خبرنگاران خود را در جایگاه فعالان مدنی و سیاسی قرار میدهند و این موضوع اگرچه در شرایط فعلی جامعه ما از جهاتی سودمند است، اما باعث دور شدن آنان از کار حرفهای و صرفا ژورنالیستی میشود. رویهای که شاید بتوان آن را از جمله دلایل افزایش بیاعتمادی به رسانه دانست. مهمتر از همه موارد گفته شده اما اتهامات امنیتی است که بعضا به خبرنگاران زده و ضمن زیر سوال بردن اصل آزادی بیان و رسانه، امنیت آنان را به عنوان یک شهروند نیز به خطر میاندازد. پاسکاری مسوولان نسترن فرخه خبرنگار ایلنا نیز با تاکید بر استرس و فشارهای کاری به «جهانصنعت» گفت: در کنار تمام استرس و فشارهایی که در حرفهی خبرنگاری متحمل میشویم، به نظرم درد دیگری وجود دارد که هر روز پررنگتر از قبل میشود و آن تضاد صحبتهای مسوولان با شرایط موجود است، روزهایی که خبر نبود تخت خالی بیمارستان برای بیماران بدحال کرونایی به گوش میرسید و گاه حتی خودت از نزدیک لمسش میکنی، اما وزیر از پشت میکروفن از تلاشهای تیمش میگوید که هیچ مریضی پشت در بیمارستانهای کشور نمانده است. وی افزود: بسیار تلخ است که جملات و کلماتی را کنار هم ردیف میکنی و بعد منتشر میکنی که تفاوتهای زیادی با واقعیت دارد و هر روز به شفافی جدایی بیشتر مرز اعتماد مردم از رسانهها به چشم میخورد و این تنها بخشی از فشارهای روانی برخی خبرنگارها در این روزهای پراضطراب است، اما باز هم با وجود تمام مصیبتهایی که بر سر راه میبینم، سعی دارم محکمتر از قبل در این مسیر قدم بردارم. حقوقهای پایین اما علی افشار- خبرنگار- درخصوص فشارهای مالی این حرفه به «جهانصنعت» میگوید: به عنوان یک خبرنگار در چند سال گذشته با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم کردهام، مهمترین مشکلی که شاید یک خبرنگار در ایران با آن مواجه میشود، حقوق پایین، بیمه نشدن و ناامنی شغلی است. البته به جز چند رسانهی خاص که حقوق قابل قبولی دارند، بقیه پا در هوا هستند. مسالهی بعدی از نظر من آزادی در نوشتن است، آنقدر در نوشتن خودمان را سانسور کردهایم که به نوعی در درون ما نهادینه شده و نبودن یک اتحادیه و انجمن درست و حسابی که بتواند خبرنگاران را دور هم جمع کند تا مطالبات خود را پیگیری کنند، از دیگر مشکلات است. تغییر دغدغه خبرنگاران خبرنگار ایرنا با تاکید بر تغییر دغدغه خبرنگاران در دوران کرونایی به «جهان صنعت» گفت: دغدغههای خبرنگاران و فعالان رسانهای پس از انتشار ویروس کرونا به کلی دستخوش تغییر شده است. تا همین چند ماه پیش نداشتن بیمه، پایین بودن درآمد و سپری شدن همه وقت شبانهروز، دغدغههای خبرنگاران بود اما این روزها احتمال ابتلا به بیماری کرونا و با توجه به وضعیت ضعیف مالی بیشتر خبرنگاران تامین هزینههای بیماری از نگرانیهای آنان محسوب میشود. وی با اشاره به اینکه بیشتر خبرنگاران خودرو ندارند، گفت: این قشر زحمتکش به دلیل نیاز به رفت و آمد بیشتر با استفاده از ناوگان حملونقل عمومی در معرض ابتلا به بیماری کرونا هستند. وی با یادآوری دردسرها و شرایط سخت بیمه تکمیلی و بیمه اجتماعی خبرنگاران عنوان کرد: شناسایی فعالان حوزه رسانه و خبر برای اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی کار سادهای است. ایجاد شرایط ساده برای قرار گرفتن خبرنگار زیر پوشش بیمه اجتماعی و بیمه تکمیلی حداقل مطالبه این قشر است که سالها از مسوولان درخواست میشود. خبرنگار انسان است! یکی دیگر از خبرنگاران حوزه اجتماعی درخصوص مصائب این شغل به «جهانصنعت» گفت: حدود ۱۵ سالی میشود که در حوزه خبر کار میکنم و متوجه شدهام هنوز مدیریت رسانه به این بلوغ فکری نرسیده که خبرنگار انسان است نه ابزار دست. به نظر من نگاهی که برخی از دبیران و سردبیران یا مدیران رسانهها به خبرنگار دارند مثل نگاهی است که به سیستم یا خودکارشان دارند که اگر اراده کنند باید در خدمتشان باشند. به همین دلیل هم هر ساعتی از روز، در تعطیلات، سفر و حتی جشن عروسی و عزا به خودشان اجازه میدهند با خبرنگار تماس بگیرند یا این جسارت را داشته باشند که مصاحبهها یا گزارشهای خبرنگار را با توجیه اینکه سوژه را با دبیر مربوطه چک نکردی، منتشر نکنند. در همه این سالها فکر کردم اگر مرد بودم خیلی موفقتر میشدم. با وجود اینکه رسانهها ادعا میکنند افراد فرهیختهای در آن کار میکنند اما واقعیت چیز دیگری است و متاسفانه هنوز هم تفکرات جنسیتزده مانند اینکه مردان بهتر از زنان کار میکنند، مانع پیشرفت یک مجموعه میشود. وی افزود: به همین دلیل هم بسیاری از موقعیتهای تجربی از زنان خبرنگار گرفته میشود. در تمام سالهای کاریام برنامههای مختلف از بازدید سرزده فلان مسوول در ساعت ۵ صبح یا طرح فلان نهاد در ساعت ۱۲ شب را پوشش دادهام اما حالا به این فکر میکنم که چرا باید این کارها را انجام میدادم؟ چرا به جای خبرنگاری که نمیتوانسته کار خودش را بکند، من داوطلب میشدم؟ شاید اگر رسانهای که در آن کار میکردم من را به عنوان یک خبرنگار زن میپذیرفت، هیچ وقت برای ثابتکردن اینکه من هم توانایی انجام ماموریتهای خبرنگاران مرد را دارم، روح و روانم را آزار نمیدادم. جالبتر اینکه وقتی همه تلاشم را برای نشاندادن توانایی زنانهام میکردم، از سوی همکاران دیگر به خودشیرینی متهم میشدم و حالا بعد از ۱۲ سال کار به جایی رسیدهام که میگویم بعد از انجام آن کارها، در حال حاضر چه جایگاه ویژهای نسبت به یک خبرنگار تازهوارد در مقابل سردبیرم دارم؟ این خبرنگار اظهار کرد: زمانی که خبرنگاری را شروع کردم، وقتی برای تهیه گزارش میرفتم با افتخار خودم را خبرنگار معرفی میکردم و مردم هم دوست داشتند از مشکلاتشان بگویند اما حالا خجالت میکشم خودم را به عنوان خبرنگار معرفی کنم چون دچار روزمرگی شدهام و احساس میکنم قلمم دیگر تاثیری ندارد و میبینم که مردم هم امید کمتری نسبت به قبل دارند. حالا هم برای انجام کارم مقاومت میکنم چون به آینده اندکامیدی دارم. از طرفی منِ خبرنگار آیندهام را با دفترچه قسطهای متفاوت پیشفروش کردهام و انگیزهام برای ادامه کار علاوه بر اینکه یک شغل دارم، این است که آخر ماه حقوق ناچیزی میگیرم. خبرنگاران؛ صدای بیصدایان زاوش محمدی خبرنگار حوزه ورزشی با تاکید بر رسالت حرفه خبرنگاری به «جهانصنعت» گفت: شاید اگر خبرنگارها نبودند، امروز کسی از وضعیت دریاچه ارومیه، جنگلهای زاگرس، رودخانههای خشکشده خوزستان و حتی کرونا خبری نداشت. خبرنگارها در طول سال به صورت ۲۴ساعته در حال پوشش خبر هستند و کسی هم حواسش به آنها نیست که تمام جان و زندگیشان را پای این شغل گذاشتهاند. در این راه تهدید میشوند، توهین میشنوند و حتی جانشان را هم از دست میدهند. هنوز داغ درگذشت دو همکارمان در ایسنا و ایرنا بر دلمان تازه است. اما تا اینکه ۱۷ مرداد میرسد همه به یکباره با خبرنگارها مهربان میشوند. همان مدیران و مسوولانی که جواب تلفنهایمان را نمیدهند، پیام تبریک میفرستند و حرفهای قشنگ میزنند. وی افزود: بیشتر خبرنگاران پای صحبت مردم و مسوولان مینشینند اما کمتر کسی پای صحبت آنها مینشیند. در حالی که درددلهای زیادی دارند اما همه حرفهایشان گفتنی نیست. بیشتر آنها درد مشترک دارند و از تجربیات یکسان در روزنامهها و خبرگزاریهایی که در آن کار میکردند یا همچنان کار میکنند، میگویند اما دوست ندارند نامی از رسانه یا خودشان بیاید چون معتقدند امنیت شغلی ندارند. خیلیها از ما میپرسند چرا این کار؟ چرا وقتی با توجه به کاری که انجام میدهید، حقوق کمی دریافت میکنید، به دنبال شغل دیگری نمیروید؟ اینجاست که باید بگوییم عشق به این کار چشمان ما را کور کرد که بیخیال همه امکانات و امتیازاتی بشویم که سایر مشاغل به کارکنانش میدهد. محمدی اظهار کرد: نزدیک ۱۰ سال است در حوزه خبر کار میکنم و هیچوقت هم با علاقه واردش نشدم. از روی اجبار بود اما عشق و علاقه به این کار چنان روزبهروز در من ایجاد شد که اگر دوباره به عقب برگردم این شغل را انتخاب خواهم کرد. اما در این وضعیت کرونایی، خبرنگاران از جمله اقشاری هستند که باید جهت اطلاعرسانی در قلب جامعه حضور داشته باشند و این حضور اغلب در مکانها و فضاهای پرریسک اتفاق میافتد. خبرنگار وظیفه خود میداند که همچون پزشکان و پرستاران که متعهدانه و فداکارانه در حفظ سلامت جامعه و شکست کرونا میکوشند در سنگر خود که اطلاعرسانی شفاف است، به یاری جامعه و کشور خود بشتابد. این خبرنگار در آخر بیان کرد: حضور خبرنگاران و اصحاب رسانه همواره در همه حوادث و رخدادها پررنگ بوده، اما این مرتبه نابودی دشمنی مرموز و نامریی به نام ویروس کرونا بدون حضور خبرنگار و اطلاعرسانی میسر نمیشود چراکه خبر درست و اطلاعرسانی به جامعه مانند درمان این بیماری اهمیت دارد. مناسبت نامگذاری روز خبرنگار هفدهم مرداد ماه سال ۱۳۷۷ «محمود صارمی» خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی به همراه هشت نفر از اعضای کنسولگری ایران در مزار شریف افغانستان به دست گروهک طالبان به شهادت رسید. به مناسبت شهادت این خبرنگار وظیفهشناس، شورای فرهنگ عمومی، ۱۷ مردادماه را به عنوان «روز خبرنگار» نامگذاری کرد و همه ساله در این روز مراسم مختلفی در راستای تجلیل از خبرنگاران برگزار میشود.
نظر خود را بنویسید