چگونه یاد گرفتیم در جهان کرونایی به نظم چندجانبه جهانی جدیدی برسیم
پرواز به سوی توسعه پسابحران
1400/05/16
1896
این مطلب را به اشتراک بگذارید
شاید مهمترین مانع در راه نتیجهگیری از همکاریهای جهانی این بوده که یک رهبری درست و مناسب در میان بحران کرونا وجود نداشت و ماجرا در سطوح بالاتر به رقابت قدرتهای بزرگ و تلاش آنها برای تامین منافع خود از راه کمکرسانی به کشورهای ضعیفتر منجر شد
آینده نگر
*مِلی کابالرو آنتونی، استاد روابط بینالملل و رئیس مرکز مطالعات امنیت غیرسنتی در دانشگاه نانیانگ سنگاپور
مسئله چندقطبیبودن جهان از زمان پایان جنگ سرد تا زمان آغاز بحران کرونا تا حدی موضوعیت خود را از دست داده بود. اما وقتی جامعه جهانی با مشکل بزرگ مشترکی به نام کرونا مواجه شد و سرازیرشدنِ یک بحران حوزه سلامت به سمت ابعاد اقتصادی و اجتماعی را مشاهده کرد، احتمال بروز بحرانهای سیاسی و امنیتی هم دوباره در جهان بالا رفت. کشورهای مختلف به دنبال سیاستهای ملیگرایانه افراطی و پوپولیستی افتادند تا ملت خود را از عملکردشان در زمان بحران کرونا راضی نگه دارند. به نظر میرسید این رویه قرار است تا مدتی طولانی ادامه پیدا کند؛ اما در عمل دیدیم که بحران کرونا مناسبات جهانی را تغییر داد و در عین حال به نوعی وحدت جهانی و تعمیق تلاشهای مشترک برای حل بحران هم انجامید. آهستگی این وحدت به هر حال آزاردهنده بود، اما درنهایت میتوان گفت که اوضاع بهتدریج در جهان بهتر شد و باز هم دارد بهتر میشود.
رهبران کشورهای مختلف دنیا - به خصوص در مناطقی که همکاریهای اقتصادی گسترده در کنار یکدیگر داشتهاند- در این مسیر بهتر از بقیه عمل کردهاند. درواقع همکاری منطقهای در این دوران توانست بر همکاری جهانی بچربد. شاید مهمترین مانع در راه نتیجهگیری از همکاریهای جهانی این بوده که یک رهبری درست و مناسب در میان بحران کرونا وجود نداشت و ماجرا در سطوح بالاتر به رقابت قدرتهای بزرگ و تلاش آنها برای تامین منافع خود از راه کمکرسانی به کشورهای ضعیفتر منجر شد. با این وجود، میدانیم که چنین سطحی از سوءاستفاده از بحران با فروکشکردن همهگیری کرونا کاهش خواهد یافت و نهادهای بینالمللی نیز به تدریج جای کار بیشتری در مقابله با تبعات بحران پیدا خواهند کرد. این در حال حاضر یک چالش بزرگ جهانی است.
عدم موفقیت در پیدا کردن راهحلهای موثر همکاری در مقابله با بحران بزرگی مثل کرونا درواقع نشانه بدی از ناکامی احتمالی جهان در مقابله با بحرانهای بزرگتر مثل گرمایش زمین خواهد بود. این ناکامی احتمالی به نوبه خود میتواند چالشهای امنیتی و سیاسی فرامرزی را در جهان تشدید کند. اما واقعیت این است که ما با دانش گذشته خود قادر به حل و فصل بحرانهای آینده نیستیم. هرچه ما درباره جهان دوقطبی و تبعات بازی قدرت آن در دوران جنگ سرد میدانستیم، در دنیای امروزی ناکافی به نظر میرسد. سیاست بینالمللی همچنان تحت تاثیر رقابت دو قطب شرق و غرب - که امروز آمریکا و چین هستند- قرار دارد، اما نمیتوان این مسئله را نادیده گرفت که در هر گوشه از جهان، قدرتهای دیگری در حال تاثیرگذاری بر شرایط جهانی هستند؛ از روسیه و برزیل و هند گرفته تا اتحادیه اروپا و بازیگران دیگر. اما اینکه آنها تا چه حد قادر به تاثیرگذاری روی نظم اقتصادی امروزی جهانی باشند، بیش از هرچیز به درهمتنیدگی منافع مشترک آنها وابسته است. میبینیم که اقتصادهای نوظهور (بریکز) دارند به نوبه خود برای نقشآفرینی گستردهتر در نهادی مثل صندوق بینالمللی پول تلاش میکنند و بعید هم نیست که در آینده -مثلا در زمینه بهدستآوردن حق رای بیشتر در این نهاد- به نتیجه هم برسند.
از سوی دیگر، اگر مسئله گسترش گروه هفت به گروه بیست را بررسی کنیم، میبینیم که تطابق منافع حتی در میان بازیگران بسیار متنوع جهانی هم میتواند دیده شود؛ و این راهی است به سوی معماری اقتصادی جدید جهان. این تحولات باعث شده مسئله گروه صفر هم مطرح شود؛ جهانی که در آن هیچ کشور یا بلوک خاصی دارای قدرت سیاسی یا اقتصادی برای به جلو راندنِ برنامههای بینالمللی نباشد.
در این میان نباید فراموش کرد که کشوری مثل چین توانسته نفوذ جهانی امروزی خود را در چارچوب برنامههایی مثل یک کمربند، یک جاده (جاده ابریشم جدید) گسترش بدهد و در نهادهای جدید و مهمی مثل بانک آسیایی سرمایهگذاری زیرساختها نقش ایفا کند. این دست از برنامهها و نهادها درواقع کمتر غربمحور هستند و میتوانند نقشهای جدیدی را در عرصههای مختلف منطقهای و جهانی به عهده بگیرند. البته ابعاد قضیه فقط با گذشت زمان و در آینده قابل بررسی خواهد بود.
به هر حال پیچیدگی مسائل فراملیتی امروزی در جهان آنقدر بعد از بحران کرونا زیاد شده که لزوم توجه به بههمپیوستگی منافع کشورهای مختلف آشکارتر از همیشه است. چالشهای جهانی امروز درواقع در حال شکلدهی به یک نظم چندجانبه جدید در دنیا هستند که بازیگران زیاد و متنوعی دارد و هریک از آنها مدعی نفوذ و قدرت در عرصه جهانی هستند. در چنین دنیایی، هر چه نهادهای همکاریمحور قدرتمندتر شوند، احتمالا نتایج بهتری نیز به دست میآید و روند چندجانبهگرایی در جهان تقویت میشود. راه تامین همزمان توسعه، صلح و امنیت در جهان فقط همین است.
نظر خود را بنویسید