چرا مناسبات ترکیه و روسیه به محلی برای مداخله آمریکا تبدیل شده است؟
نقشههای مثلث اردوغان، پوتین و بایدن
1400/05/04
2237
این مطلب را به اشتراک بگذارید
ترکیه دارد بازی خطرناکی را پیش میبرد و به قول معروف، همزمان روی دو صندلی نشسته است: از یک طرف از تعامل ژئوپلیتیک با روسیه دست برنمیدارد و از طرف دیگر، دوست دارد هر زمان که به حمایت آمریکا نیاز داشت از آن بهرهمند شود
آینده نگر/ منبع: مسکو تایمز، نیکی ایژن ریویو
این روزها سران دو کشور روسیه و ترکیه وارد یک بازی قدرت پیچیده در منطقه دریای سیاه شدهاند که میتواند تاثیر زیادی بر کل آسیای مرکزی بگذارد و البته آمریکا هم هر لحظه منتظر فرصتی است که بتواند منافع خودش را در این بازی دنبال کند.
یکی از نقاط تلاقی منافع دو کشور روسیه و ترکیه که ریسک زیادی را نیز به همراه دارد، اوکراین است. از یک سو ولادیمیر پوتین مشغول اعزام نیرو و تجهیزات نظامی در مرز با اوکراین است و از سوی دیگر، رجب طیب اردوغان دارد تجهیزات شناسایی و نظامی از جمله هواپیماهای بدون سرنشین با قدرت پرتاب موشک را در اختیار اوکراین قرار میدهد. لازم نیست تخصص عجیبی داشته باشیم تا بفهمیم اینجا چه خبر است. اما طرفین سعی دارند اهدافشان را از تمرکز روی اوکراین منحرف کنند. مثلا روسیه گفته که ۸۰ هزار نیروی نظامی که به منطقه حساس دونباس فرستاده، فقط برای مانور نظامی به آنجا رفتهاند. اما به نظر میرسد که پوتین خواسته به این طریق یک اهرم فشار موثر روی آمریکا و متحدش اوکراین داشته باشد.
از آن طرف هم رجب طیب اردوغان نهایت تلاش خودش را برای ناراحتکردن روسیه و ایجاد نگرانی برای کرملین استفاده کرده است: او وولودیمیر زلنسکی رئیس جمهور اوکراین را به ترکیه دعوت کرده تا به قول خودش، شراکت استراتژیک طرفین تقویت شود. اما واقعیت قضیه این است که اردوغان با این کارها میخواهد اطمینان حاصل کند که روسیه نفوذ خود را در منطقه دریای سیاه گسترش نخواهد داد. این در حالی است که بعد از بحران کریمه در سال ۲۰۱۴، مسکو ناوگان زمینی و زیردریایی در این منطقه دارد و حتی موشکهای زمین به هوای اس-۴۰۰ را هم آنجا مستقر کرده است.
اوکراین این روزها به اندازه قبل در صدر اخبار نیست؛ اما به هر حال روسیه هرگز چشم از آن برنمیدارد و از هر فرصتی استفاده میکند برای آن که جلوی نزدیکشدن اوکراین و پیوستن آن به نهادهایی مثل ناتو را بگیرد. درواقع مسئله ناتو برای روسیه اهمیت زیادی دارد. اما نکته خندهدار قضیه اینجاست که متحدان ترکیه در ناتو این روزها اصلا با اردوغان میانه خوبی ندارند؛ چون خود او هم سیستم موشکی اس-۴۰۰ را از روسیه خریده است و خودش را از این بابت در معرض تحریمهای غرب قرار داده است. موضع اخیر بایدن در مورد به رسمیت شناختن کشتار ارمنیان توسط ترکهای عثمانی نیز نشانهای از بد بودنِ مناسبات ترکیه با مهمترین متحد غربیاش بود. با این وجود، به نظر میرسد که فصل مشترک ترکیه و آمریکا، تقابل با روسیه بر سر مسئله اوکراین است و این وضع همچنان پایدار خواهد ماند.
در این میان، اردوغان همین سال گذشته نشان داد که وقتی پای مناقشات نظامی منطقهای در میان باشد، از حمایت از یکی از طرفین هیچ ابایی ندارد. در جریان مناقشه قرهباغ، ترکیه هواپیماهای بدون سرنشین جنگی خود با نام بیرقدار تیبیتو را در اختیار آذربایجان قرار داد که باعث شد قدرت آذربایجان در جنگ کاملا بیشتر شود. این در حالی بود که روسیه به رغم حمایتش از ارمنستان، به صورت نظامی وارد مهلکه قرهباغ نشد. نتیجه هم که به سود آذربایجان بود.
حالا اردوغان به اوکراین وعده داده که همان هواپیماهای بدون سرنشین (که برگ برنده آذربایجان بودند) را در اختیارش قرار خواهد داد. نیروهای حامی روسیه در اوکراین از چنین تکنولوژی پیشرفتهای برخوردار نیستند و بنابراین تعادل قدرت نظامی بار دیگر با مداخله ترکیه در این مناقشه به هم خواهد ریخت. ترکیه حتی قرارداد فروش چهار ناو به اوکراین را هم امضا کرده است تا قدرت این کشور در دریای سیاه تقویت شود.
کرملین طبعا از این وضع بسیار ناخشنود است. اما ماجرای افزایش نفوذ طرفین در دریای سیاه تنها یکی از موضوعات چالشبرانگیز بین ترکیه و روسیه است. آنکارا به وضوح تلاش دارد نفوذ خود در عرصه سیاست خارجی را بالا ببرد؛ مثلا در منطقه آسیای مرکزی و به خصوص در جمهوریهای ترکزبان در این منطقه نفوذ کند و روسیه که این جمهوریها را حیاط خلوت خود میداند نیز حاضر به دست برداشتن از منافع خود در آنجا نیست. ترکیه و روسیه در سوریه و لیبی هم در جناحهای مخالف هم قرار دارند. در همین حال، گفته میشود ترکیه در حال تاسیس بیست دفتر جدید نمایندگی و کنسولگری در آسیا است و حتی مثلا تلاش دارد بعد از خروج نیروهای ناتو از افغانستان نیز نیروهای نظامی خودش را در این کشور نگه دارد.
در این میان، نباید واقعیت وضعیت ترکیه را فراموش کرد: اینکه قرار گرفتن در مقابل روسیه هزینههای زیادی دارد. درست است که ترکیه بعد از آمریکا صاحب بزرگترین ارتش در میان اعضای ناتو است، اما به هر حال روسیه در مورد مسائلی مانند اوکراین و آمریکا اصلا با ترکیه شوخی ندارد. جالب اینجاست که در جریان کودتای سال ۲۰۱۶ علیه دولت اردوغان، روسیه طرف دولت او را گرفت؛ در حالی که کشورهای غربی چنین موضعی نداشتند. در عین حال، در سالهای اخیر موضع روسیه و ترکیه در مسائلی مانند سوریه، لیبی و قرهباغ کاملا مخالف هم بوده است. این نشاندهنده فراز و نشیبهای متعدد در مناسبات دو کشور است.
موضوع دیگری که بین روسیه و ترکیه حساسیتبرانگیز شده است، برنامه اردوغان برای ساخت کانال زیردریایی در بُسفُر استانبول است. ظاهرا اردوغان که یکی از برنامههای اصلیاش شکلدادن به تاریخ ترکیه بوده، حالا به دنبال تغییر در جغرافیای این کشور هم هست. او میخواهد این کار را با ساختن یک آلترناتیو برای تنگه بسفر انجام دهد؛ و البته برنامهاش مخالفان داخلی و خارجی زیادی دارد. میتوانید حدس بزنید که یکی از مخالفان، روسیه است.
منتقدان داخلی اردوغان میگویند ساخت کانال استانبول به عنوان مسیری جایگزین برای بسفر، باعث ساخت و سازهای غیرضروری در استانبول میشود و بدهیهای سنگین برای دولت به بار میآورد. حامیان محیط زیست هم طبعا با این کار مخالفند. اما علت اینکه کرملین هم روی خوشی به پروژه نشان نداده؛ این است که کانال استانبول به ترکیه امکان جدیدی برای کنترل مسیر بین دریاهای مدیترانه و سیاه را میدهد. این نگرانی بیاساس هم نیست، چون با ساخت این کانال، اردوغان فرصت آن را خواهد داشت که در صورت بروز تنشهای احتمالی غرب با روسیه، یک راه بیدردسر را برای عبور ناوهای ناتو در اختیار آنها قرار دهد. بر اساس برآوردهایی که در سال ۲۰۱۹ انجام شد، ساخت کانال ۴۵ کیلومتری استانبول بیش از ۱۳ میلیارد دلار هزینه برمیدارد ولی ظاهرا اردوغان به این نتیجه رسیده که این هزینهکردن، برایش میارزد.
به هر ترتیب، ژئوپلیتیک مدرن چیزی بسیار متفاوت از یک منو معمولی و انتخاب بین مناقشه و مصالحه است. در مورد ترکیه و روسیه هم اوضاع احتمالا همین است. تنها نکته، نقش آمریکا و همین طور اتحادیه اروپا است که این بار دوست دارند با بهکار بردنِ مهرهای مثل اردوغان، ولادیمیر پوتین را سر جایش بنشانند. این در حالی است که موضع آمریکا با گذشتهاش هم تفاوتهایی دارد. بایدن میخواهد ثابت کند که با دونالد ترامپ (که مناسبات خوبی با اردوغان یا محمد بن سلمان یا رهبران مشابه آنها داشت) فرق دارد. شاید بتوان مناسبات بین دولت اردوغان و دولت جدید آمریکا را این طور بررسی کرد: تحت حکومتداری اردوغان، مناسبات ترکیه و آمریکا که متحد یکدیگر در پیمان ناتو هستند، به حد شراکت تعاملی سقوط کرد. در عین حال، ترکیه دارد بازی خطرناکی را پیش میبرد و به قول معروف، همزمان روی دو صندلی نشسته است: از یک طرف از تعامل ژئوپلیتیک با روسیه دست برنمیدارد و از طرف دیگر، دوست دارد هر زمان که به حمایت آمریکا نیاز داشت از آن بهرهمند شود. البته این هدف ترکیه در زمانی که ترامپ بر سر کار بود تقریبا برآورده هم شده بود. حتی ماجرای خرید سیستم موشکی اس-۴۰۰ از روسیه هم باعث نشد که تحریمهای خیلی سنگینی بر ترکیه اعمال شود.
اما ظاهرا اوضاع در دولت بایدن متفاوت است. این دولت تلاش دارد بگوید که اولویت سیاست خارجیاش خاورمیانه یا دریای سیاه نیست و بنابراین به همکاری با کسی مثل رجب طیب اردوغان نیاز ندارد. حتی این طور به نظر میرسد که آمریکا ترجیح میدهد سر و کار داشتن با ترکیه را به اروپا واگذار کند. اما یک نکته را نباید در این میان نادیده گرفت: آمریکا میخواهد در صورت نیاز به ترکیه، این کشور فورا وارد عمل شود و منافع آمریکا و ناتو را حفظ کند. آنکارا این خواسته آمریکا را فهمیده و بنابراین بدش نمیآید که در مقابل نفوذ روسیه قد علم کند تا امتیازی برای خودش در چشم آمریکا کسب کرده باشد. ترکیه با این کار هم برای خودش نفوذ میخرد و هم دل آمریکا و اروپا را به دست میآورد. اردوغان این کار را پیشتر در سوریه و لیبی انجام داده است و علت مداخلهاش در ماجراهای اوکراین هم دقیقا همین است. مثلا در جریان لیبی، هواپیماهای بدون سرنشین ترک که در اختیار مخالفان خلیفه حفتر و ارتش ملی لیبی قرار گرفته بود، بخش زیادی از تجهیزات نظامی روسی را از بین برد که طبعا با استقبال آمریکا مواجه شد. درواقع ترکیه بدش نمیآید تواناییهای جدید نظامی خود را به رخ روسیه بکشد و خود را به عنوان دارنده نفوذ در مناقشات نظامی منطقه معرفی کند. افزایش مناسبات ترکیه با اوکراین نیز باید در همین راستا مورد توجه قرار بگیرد. البته در دولت بایدن هم به وضوح صحبتهایی شده مبنی بر اینکه یک شریک استراتژیک آمریکا (یعنی ترکیه) نباید موضعی نزدیک به یک رقیب استراتژیک آمریکا (یعنی روسیه) داشته باشد. این را آنتونی بلینکن وزیر امور خارجه آمریکا گفته است. با این وجود، راهها برای به دست آوردن دل غرب برای اردوغان خیلی زیاد است.
البته اگر بخواهیم دوباره موضع ترکیه و روسیه در قبال هم را بررسی کنیم میبینیم که احتمالش کم است که ترکیه بخواهد همان ریسکی را که در زمان مناقشه قرهباغ به جان خرید، دوباره در موضوع دیگری (مثل اوکراین) تکرار کند و خشم روسیه را در این مورد برانگیزد. هر چه باشد، در افق آینده اردوغان، درگیری دائم با روسیه هزینه زیادی دارد و باید دید اردوغان زیر بار چه مقدار از آن خواهد رفت.
نظر خود را بنویسید