رسانههای بزرگ امروزی چندین برنامه صوتی مخصوص مخاطبان متنوع خود میسازند
دنیای رسانههای امروز دنیای چیست؟ متن، صوت، عکس، ویدیو یا گرافیک؟ قرنها بود که دنیای رسانهها دنیای متن بود، یعنی ردیفکردن کلمات پشت سر هم. هزاران سال مردمی که پس از اختراع خط میزیستند، بهواسطه زبان مکتوب معانی را منتقل میکردند. بعد از دوران گوتنبرگ که ماشین چاپ را اختراع کرد، تکثیر مکانیکی متن با سرعت خیلی بیشتری توانست به رسانههای متنی اثر و عمق بیشتری بدهد. وقتی مطبوعات در قرن هفدهم میلادی رواج عمومی پیدا کردند، همچنان متن در دنیای رسانه دست بالا را داشت. اما با آمدن عکاسی و سینما در قرن نوزدهم میلادی و ظهور رادیو و تلویزیون در اوایل قرن بیستم بود که از سلطه متن تا حدی کاسته شد. البته این را هم باید در نظر گرفت که متن همچنان در رادیو و تلویزیون و سایر رسانهها حضور پررنگی داشت چرا که اغلب برنامهها پیشاپیش نوشته میشد و سپس مجری یا سازنده برنامه از آن در محصولات صوتی و تصویری خود بهره میگرفت. ولی به هر حال، یک عکس یا ویدیو یا موسیقی چیزی بود که در رادیو و تلویزیون و عکاسی و سینما به کار گرفته میشد و به متن ارتباطی پیدا نمیکرد.
در دهه 1980 که اینترنت وارد جامعه نخبگان شد و در دهه 1990 که در میان مردم رواج یافت، سلطه همچنان با متن بود. سالهای ابتدایی اینترنت سالهای انتقال متن بود که با کدهای دودویی (باینری) میشد حروف خط را با ظرفیت ناچیز انتقال اطلاعات آن سالها جابهجا کرد. بعدها، هرچه سرعت اینترنت افزایش یافت و انتقال اطلاعات با حجم بالاتری میسر شد، عکس و صوت و ویدیو توانست راحتتر منتقل شود تا جایی که تسلط متن یکسره از دست رفت و این سؤال که ابتدای این نوشته پرسیده شد، پیش آمد: دنیای رسانههای امروز دنیای چیست؟ متن، صوت، عکس، ویدیو یا گرافیک؟ البته گاهی نیز گفته میشود دنیای کنونی رسانهها دنیای «چندرسانهای» است، یعنی ترکیبی از این قالبهای محتوا و البته بهاضافه امکان تعاملیبودن و شخصیشدن محتواها. بهعبارت دیگر، در جهان امروز رسانه، قالبهای متنی و عکسی و صوتی و ویدیویی و گرافیکی در یک مطلب در کنار یکدیگر میآیند و مخاطب میتواند با آنها تعامل کند، به این معنی که واکنشی به مطلب نشان دهد و بر این اساس، نرمافزارهای پشت مطلب اطلاعاتی را متناسب با واکنش فرد به او نشان دهند. همچنین مخاطب میتواند تصمیم بگیرد که مطالبی خاص یا قالبهایی خاص به او نشان داده شوند که این کار را اصطلاحاً «شخصیسازی» میگویند که مطالب مخصوص همین مخاطب دستچین و ارائه میشود.
در چنین اوضاع و احوالی که امروز رسانههای جهان پیدا کردهاند، از چند سال پیش برخی صاحبنظران گفته بودند که گذشته از همه محتواهای چندرسانهای و دشواری تفکیک قالبهای مشخص رسانهای در محتواهای ترکیبی رسانههای امروز، میتوان تا حدی مشخص کرد که کدام قالب رسانهای دست بالا را دارد. بیشتر حدسها و پیشبینیها میگفتند که رسانههای آینده رسانههایی برپایه حس بصری خواهند بود، یعنی عکس یا ویدیو. و با توجه به اینکه سرعت اینترنت و سهولت انتقال اطلاعات دایماً در حال افزایش است، بنابراین بهاحتمال زیاد رایجترین و مسلطترین قالب رسانهای آینده ویدیو خواهد بود. رفتن بسیاری از رسانههای جهان بهسوی ساختن ویدیو و آمدن پلتفرمهایی همچون «تیکتاک» هم به این پیشبینی قوت بخشیده بود و محققان و آیندهپژوهان با اطمینان بیشتری بر سلطه ویدیو در فضای رسانهای آینده تأکید میکردند.
استقبال ایرانیان از محتوای صوتی
در ایران با اینکه سابقه شنیدن رادیو به اواخر دهه 1310 میرسد و تاریخ درخشانی از تولیدات رادیویی در این کشور ثبت شده، اما در سالهای اخیر، تلویزیونهای ماهوارهای و رسانههای اجتماعی گوی سبقت را از رادیو ربودهاند. تا چندی پیش میشد گفت که محتواهای صوتی در میان ایرانیان طرفدار زیادی ندارد و سرمایهگذاریها و توجهات اندکی هم که از سوی نهادهای متولی رسانهای به رادیو میشد نشاندهنده این افول بود. بنابراین در ایران هم تخمینها با پیشبینیهای کشورهای از لحاظ فناوری پیشرفته چندان فرقی نمیکرد. سالهای بود که رسانههای سنتی ما در حصار قالبهای خود فرو رفته بودند و از امکانات فضای مجازی و دنیای فناوریهای ارتباطی بیخبر و بیبهره بودند. اما وقتی که ضربههای واردآمده به بازار آنها مهلک شد و دیدند که مخاطبان مثل برگ خزان در حال ریختن و رفتن بهسراغ رسانههای جدیدتر و پلتفرمهای فناورانهتر هستند، تلنگری به برخی از آنها زده شد و چند سالی است که آنها نیز بهسوی قالبهای جدید رسانهای حرکت کردهاند. اما آنها هم ویدیو را بر صدا ترجیح دادهاند. بر همین اساس است که روزنامههای بزرگ ایران علاقه پیدا کردهاند که استودیوهای فیلمبرداری درست کنند و با دوربین و تجهیزات تصویربرداری آنها را تجهیز کنند و خبرگزاریها هم بخشهای تولید ویدیوژورنال و ویدیوهای خبری و تحلیلی و میزگرد راه انداختهاند.
اما همانطور که نباید از تسلط قالب ویدیویی در رسانههای امروز غافل ماند، نشانههایی در دست است که میگوید صوت و صدا هم آرام و بیهیاهو در حال پیشروی بوده است و اکنون نوک کوه یخ این قالب هم بهتدریج در حال بیرونزدن از آب اقیانوس رسانههاست. رواج پادکستهای فارسی در سه سال اخیر، یکی از نشانههای اقبال مخاطبان به رسانههای صوتی است. البته پادکستها در اواسط دهه 1380 به جامعه فارسیزبان معرفی شدند اما در آن زمان از آنها استقبال نشد، تا اینکه اواسط دهه 1390 چند پادکست فارسی با محتواهای سرگرمکننده مخاطب زیادی پیدا کرد و بعدتر به شمار پادکستسازان ایرانی اضافه شد و حالا بیش از هزار پادکست فارسی شروع به کار کردهاند و که برخی از آنها بهطور مرتب در حال تولید قسمتهای جدید هستند. علاوه بر پادکستها، بهطور همزمان، استقبال از کتابهای صوتی و برآمدن چند مؤسسه ساخت کتابهای صوتی هم از دیگر نشانههایی است که میگوید اگر تولیدات صوتی خوبی خلق شود راه خود را بهسوی مخاطبان باز خواهد کرد.
یکی دیگر از این نشانهها که در ماههای اخیر به چشم آمده، استقبال هیجانی جامعه ایرانی از اپلیکیشن صوتی «کلابهاوس» است. این اپلیکیشن امکان جمعشدن مجازی چندین نفر را در یک اتاق فراهم میکند و سپس برخی از افراد حاضر در این اتاقها میتوانند با اجازه مدیران اتاق صحبت کنند و با یکدیگر بحث کنند و سایران هم شنونده مباحث باشند. از نوروز 1400 تاکنون بسیاری از افراد به این اپلیکیشن پیوستهاند و با اینکه این پلتفرم فعلاً فقط برای کاربران گوشیهای موبایل «آیفون» در دسترس است، اما نسخههای غیررسمی آن نیز در فروشگاههای رسمی اپلیکیشن به فروش میرسد و کاربران «اندرویدی» هم به صف مخاطبان اتاقهای کلابهاوس اضافه شدهاند.
همه این اتفاقات نشانهای از این است که اگر آینده رسانهها آینده محتواها و قالبهای صوتی نباشد، دستکم میتوان گفت که قالبهای ویدیویی باید بخش عمدهای از بازار خود را با رسانههای صوتی تقسیم کنند و تصور نکنند که همه بازار مختص به آنهاست. این روند چه در داخل و چه در خارج از ایران مشابه است و امیدها به رونق محتواهای صوتی بیش از آن چیزی است که قبلاً تصور میشد.
سرمایهگذاری در محتوای صوتی
هفتهنامه اکونومیست چند ماه قبل مطلبی نوشته بود درباره اینکه پادکستها در دهه آینده با شیب زیادی رشد خواهند کرد و بسیاری از شرکتهای فعال در عرصه محتواهای صوتی، و مهمترین آنها اپلیکیشن «اسپاتیفای»، در پی سرمایهگذاریهای بیشتر برای رونقدادن به محتواهای پادکستی هستند. اکونومیست تخمین زده بود که تا پنج سال آینده میزان درآمد پادکستها از محل تبلیغات سالانه حدود 20 درصد رشد کند. شرکتهای علاقهمند به پادکستسازی از چهرههای مشهورتری استفاده خواهند کرد برای اینکه پادکستهای پرمخاطبتری بسازند و به این ترتیب، چرخ اقتصادی پادکستها را بیشازپیش به حرکت وادارند. جالب اینجاست که همهگیری ویروس کرونا هم باعث شده است که تعداد بیشتری از افراد در خانه بمانند یا انزوا و فاصلهگیری اجتماعی بیشتری را مراعات کنند که طبیعتاً برخی از آنها سعی کردهاند جای بخشی از مراودات اجتماعی خود را با گوشدادن به پادکست پر کنند. برای همین، صنعت پادکستسازی و تعداد مخاطبان پادکستها در دوران همهگیری کووید ـ 19 نهتنها کاهش نیافته بلکه بهشدت افزایش نیز داشته است.
اتفاقاً در عین اینکه میزان استقبال از پادکست در سطح جهانی و سرمایهگذاری بر آن در حال رشد است، باید گفت که تولید این نوع محتوای صوتی در مقایسه با محتوای ویدیویی بسیار کمهزینهتر است. هزینههای تولید ویدیو با توجه به تجهیزات و سازندگان و محتواهایی که باید در ساختش به کار رود میتواند سرسامآور یا برای رسانهها غیراقتصادی باشد اما هزینه ساخت پادکست که هزینه نگارش متن و ضبط صدا و تدوین و افکتگذاری برای آن را شامل میشود، بسیاری سادهتر و ارزانتر تمام میشود. همین سادگی نسبی ساخت پادکست باعث شده است که تولید برنامههای بهروزتر و گزارش صوتی رویدادهای روز در این قالب عملیتر و بهصرفهتر باشد.
در اوایل امسال، مجله «فوربز» گزارشی درباره پیشرفت تصاعدی صنعت پادکست در جهان نوشت. با اینکه آمار این مطلب بیشتر مربوط به رسانههای آمریکایی بود اما تا حدی میتوان آن را به پادکستهای انگلیسیزبان تعمیم داد. پادکستهای سایر زبانها نیز در حال جلورفتن هستند. در این گزارش آمده بود که 37 درصد از شهروندان 12 سال به بالای آمریکایی در سال 2020 دستکم ماهانه یک پادکست گوش کردهاند که از سال قبل از آن 7 درصد بیشتر بود. در دوران همهگیری ویروس کرونا در حدود 60 درصد این افراد از خانههای خود پادکست شنیدهاند. در سال 2020 حدود 100 میلیون آمریکایی ماهانه شنونده پادکست بودهاند و پیشبینی شده که تا سال 2022 این رقم به 125 میلیون نفر برسد. در سال 2014 فقط 2 درصد از زمانی را که آمریکاییها به صوت گوش میکردهاند پادکست تشکیل میداده ولی این رقم در سال گذشته میلادی به 6 درصد رسیده. همچنین حدود 30 درصد وقت آمریکاییهای 13 سال به بالا برای شنیدن صوت در پلتفرمهای صوتی میگذرد که خیلی بیشتر از وقتگذرانی آنها از طریق رادیوهای موج کوتاه و موج بلند است.
آگهیدهندههای آمریکایی در سال 2020 در حدود 800 میلیون دلار آگهی به پادکستها سفارش دادهاند که تخمین زده شده تا سال 2024 این رقم به 1.7 میلیارد دلار برسد. به همین ترتیب، تمایل کسبوکارها نیز به تبلیغات در پادکستها بیشتر شده است؛ در سال 2015 فقط 10 درصد کسبوکارها احتمال داده بودند که تا شش ماه آینده محصولات و خدمات خود را در پادکستها تبلیغ کنند ولی در سال 2020 این احتمال به 37 درصد رسید. برای اینکه یک صنعت رسانهای رشد کند یا اینکه تحول رو به پیشرفت خود را شروع کند، باید بازاریابان محصولات و خدمات به آنها علاقه پیدا کنند و دریابند که برای فروش کالای خود میتوانند از این رسانهها بهره بگیرند. در حال حاضر، این اتفاق دارد در صنعت پادکست رخ میدهد و هر سال شواهدی برای رشد آن به چشم میخورد. دلایل مختلفی برای اینکه بازاریابان به پادکست علاقهمند شدهاند وجود دارد. یکی از آنها این است که پادکست به رسانه محبوب جوانها تبدیل شده است. میانگین سنی شنوندگان پادکست در آمریکا 34 سال است، درحالیکه میانگین سنی مخاطبان رادیو در این کشور 47 سال و میانگین مخاطبان تلویزیون 57 سال است. علاوه بر این، تعداد شنوندگان آمریکایی 12 تا 34 ساله پادکست در سال 2017 بهاندازه 27 درصد و در سال 2020 در حد 49 درصد رشد کرده است.
در دسامبر سال 2020 سه مؤسسه تحقیقاتی در حوزه رسانه نتایج مطالعه خود را روی «اَبَرشنوندگان» پادکست منتشر کردند. ابرشنونده از نظر آنان کسانی بودند که در هفته 5 ساعت یا بیشتر پادکست گوش میکردند. میانگین پادکست شنیدن این گروه در هفته 10.5 ساعت بود. 49 درصد آنها موافق بودند که بهترین رسانه برای تبلیغات کالا و خدمات یک شرکت پادکست است. همچنین در بین 54 درصد از آنها پادکست شنیدن باعث میشد که احتمال خرید کالا یا خدمات یک شرکت افزایش پیدا کند. از سوی دیگر، 48 درصد این ابرشنوندگان گفته بودند که توجه آنها به آگهیهایی که در پادکستها میشنوند بیشتر از توجهشان به آگهیهای سایر رسانههاست. تعداد آگهیها در پادکستهای آمریکایی نیز افزایش پیدا کرده است. در سال 2020، میانگین آگهیها در 400 پادکست برتر آمریکایی از 2.7 آگهی در ماه آمریکا به 3.4 آگهی در ماه سپتامبر، یعنی پنج ماه بعد، افزایش یافته بود. در همان دوران، 160 برند سفارش آگهی را در این پادکستها شروع کردند. شرکتهای معتبری همچون «آمازون»، «گوگل»، «جنرال موتورز» و «دیزنی» آگهیدادن به پادکستها را شروع کردند. در سال 2020 رشد نقطهبهنقطه ارزش آگهیهای صنایع مالی در پادکستها 72 درصد رشد کرد و رشد صنعت بیمه در این مدت 83 درصد بود.
پادکست در رسانههای جریان اصلی
رسانههای جریان اصلی اقتصادی جهان رفتهرفته با گسترش و رونق صنعت پادکست وارد حوزه پادکستسازی نیز شدهاند. همانطور که مطبوعات اقتصادی ریشهدار بینالمللی وارد عرصه ساختن ویدیو هستند، به ساختن پادکست پرداختهاند و افزون بر آن، ساخت پادکستهای تخصصی را شروع کردهاند که هریک به حیطهای خاص از اقتصاد میپردازد. شاید اکونومیست اولین نشریه اقتصادی باشد که برای ارزیابی وضعیت پادکستسازی در رسانههای اقتصادی باید به آن رجوع کرد. اکونومیست سالهاست که نسخه صوتی نشریه را نیز در کنار نسخه چاپی و دیجیتالی ارائه میکند و از این بابت، در تهیه محتواهای صوتی مجلات پیشرو محسوب میشود. اما این مجله در زمینههای مختلف اقتصادی نیز پادکستهای جداگانهای را تولید میکند. مؤسسه برای ساخت پادکستهای خود بخشی به نام «رادیو اکونومیست» راه انداخته است. یکی از محصولات این بخش پادکست روزانهای است با نام «اینتلیجنس» که رویدادهای روز را که دنیای ما را شکل میدهند مرور و تحلیل میکند. اکونومیست یک پادکست روزانه دیگر هم دارد که «اکونومیست دیلی بریفینگ» است که هر روز صبح نگاهی به اتفاقات جهان میاندازد. گزینهای از مقالات نسخه صوتی اکونومیست هم تحت عنوان پادکست «انتخاب سردبیر» هر هفته منتشر میشود. پادکست دیگر مؤسسه اکونومیست «بَبِیج» است که هفتگی است و در حوزه علم و فناوری منتشر میشود. پادکست هفتگی دیگر اکونومیست «مانی تاکس» است که درباره دنیای کسبوکار و مسائل اقتصادی و مالی است و خبرنگاران و دبیران اکونومیست در آن اتفاقات را تحلیل میکنند. «اکونومیست میپرسد» یک پادکست هفتگی دیگر است که چهرههای حوزههای مختلف را دعوت میکند و با آنها مصاحبههای زنده برگزار میکند. آخرین پادکستی که اکونومیست شروع کرد پادکست هفتگی «جَب» است که درباره شروع واکسیناسیون همگانی ویروس کرونا است. البته شمار پادکستهای اکونومیست به همینها ختم نمیشود. پادکست «چک و بالانس» هم یک پادکست دیگر است که البته خیلی نظم هفتگی ندارد و درباره سرمایهگذاری و کارآفرینی نسل هزاره است و مسائلی همچون امور مالی و راهاندازی کسبوکارها را برای جوانها تشریح میکند. پادکست «جهان پیش رو» پادکستی است که ماهانه منتشر میشود و پادکستی در حوزه آیندهپژوهی است که تلاش میکند سناریوهای آینده مسائل حوزههای مختلف جهانی را بررسی کند.
«بلومبرگ» رسانه عظیم اقتصادی دیگری است که چند سال است وارد حوزه پادکستسازی شده و 29 پادکست دارد. بهعبارت دقیقتر، بلومبرگ 14 پادکست دیجیتالی اصلی و 15 پادکست رادیویی و تلویزیونی دارد. منظور از پادکست رادیویی و تلویزیونی پادکستهایی است که از اول بهشکل پادکست ساخته نمیشوند، بلکه در اصل برنامههای رادیویی یا تلویزیونی هستند، اما بعد صدای این برنامهها بهشکل پادکست نیز منتشر میشود. بنابراین اگر بخواهیم به خود صنعت ساخت پادکست در رسانههای اقتصادی وفادار بمانیم، باید بگوییم که بلومبرگ 14 پادکست بهاصطلاح واقعی میسازد.
در پادکست «تراول جنیوس» دو نفر از خبرنگاران بلومبرگ درباره سفر رفتن و راهنمای سفر به مکانهای مختلف صحبت میکنند. پادکست «کارهایی برای من» درباره بهرهوری و کارآمدی کسبوکارهاست که هر دفعه با یک فرد متخصص در اینباره صحبت میکند. بلومبرگ یک پادکست هفتگی محیطزیستی دارد با نام «سوییچد آن» که درباره انرژی، حملونقل، کسبوکارهای از لحاظ محیطزیستی پایدار و دیگر فعالیتهایی که به مسائل زیستمحیطی مربوط است میپردازد. پادکست «خارج از محل کار» میزبان صاحبان کسبوکار است اما خارج از دفتر کارشان و بیشتر به زندگی غیرکاری تجار و مدیران میپردازد. پادکست هفتگی دیگر بلومبرگ «چه چیزی در انتظار است» نام دارد که با صاحبان کسبوکار صحبت میکند و از آنها درباره روندهای کلیای که مسیر بازارهای جهانی را شکل میدهد میپرسد. چنانکه روشن تصویر شد، بسیاری از پادکستهای بلومبرگ مصاحبهمحور هستند و افراد مشهور و شخصیتها را میزبانی میکنند. البته گاهی خود میزبان فرد مشهوری است و خودش درباره وقایع روز صحبت میکند، مثل پادکست «استفانومیکز» که میزبانش استفان فلاندرز است که مدیر گروه اقتصاددانان بلومبرگ است. او قبلاً دبیر بخش اقتصادی بیبیسی بوده و در شعبههایی از بانک جیپی مورگان نقش مشاور داشته است. «آد لاتز» هم پادکست هفتگی دیگر بلومبرگ است که به بازار و مسائل مالی و اقتصاد میپردازد. پادکستهایی در زمینه بهداشت و درمان که بر ویروس کرونا متمرکز شده و پادکستهایی درباره فناوری نیز از سایر موضوعات پادکستهای بلومبرگ است.
روزنامه وال استریت ژورنال 9 پادکست دارد که یکی از آنهای پادکستی تبلیغاتی است؛ در واقع پادکستی است که محتوای آن را شرکتی خارج از تحریریه وال استریت ژورنال تامین میکند و البته در خود پادکست هم این نکته اعلام میشود. اما غیر از این پادکست، هشت پادکست دیگر این روزنامه مسائل مختلف اجتماعی و اقتصادی و سیاسی را پوشش میدهند. مهمترین آنها پادکست «ژورنال» است. این پادکست تولید مشترک وال استریت ژورنال و مؤسسه رسانهای «گیملت» است. گیملت تخصصش ساخت انواع پادکست است. پادکست «ژورنال» اتفاقات روز را از زاویه کسبوکار و اقتصاد و امور مالی تحلیل میکند. پادکست دیگری که در روزهای کاری منتشر میشود «چه خبر» است. این پادکست در واقع، منعکسکننده بهترین مطالب وال استریت ژورنال هر روز است. پادکست «یک دقیقه خلاصه» هم پادکستی است که مهمترین اتفاقات روز را خیلی خلاصه بیان میکند و جالب اینجاست که هر روز سه اپیزود یکیدو دقیقهای از آن منتشر میشود. یک پادکست «نظرات» هم وال استریت ژورنال دارد که ستوننویسهای ثابت روزنامه در آن حضور دارند و سه روز در هفته منتشر میشود. «خلاصه اخبار پول برای شما» و «خلاصه اخبار فناوری» هم دو پادکست خلاصه اخبار هستند که بهترتیب با موضوع امور مالی و فناوری منتشر میشوند. پادکستی درباره زنان پولدار و پادکستی هم درباره آینده چیزها دو پادکست دیگر وال استریت ژورنال هستند. چنانکه مشاهده میشود، این روزنامه نقطه مزیت پادکستهای خود را روی پادکستهای خبری روزانه و خلاصه اخبار حوزههای تخصصی گذاشته است.
فایننشال تایمز یک پادکست روزانه دارد که خلاصه اخبار است و نامش هم همین است: «خلاصه اخبار فایننشال تایمز». اما پادکستهای «کلینیک پول» و «پاین پالیتیکز» و «راچمن ریویو» و «کالچر کال» و «پشت پرده پول» هم از دیگر پادکستهای این روزنامه است که بهترتیب در حوزههای مشاوره مالی و سیاست و امور بینالملل و فرهنگ و اقتصاد ساخته میشود. بیشتر این پادکستها هفتگی است و یک میزبان ثابت دارد که عمدتاً اعضای تحریریه فایننشال تایمز هستند. برای نمونه، پادکست «راچمن ریویو» به میزبانی گایدون راچمن ساخته میشود که رییس بخش ستوننویسان روابط بینالملل این روزنامه است.
مجله «فورچون» چهار پادکست دارد. البته در سالهای گذشته دو پادکست دیگر هم داشته که ساخت آنها را در سال 2017 متوقف کرده است. یکی از این چهار پادکست «فورچون 500 دیلی» است. مجله فورچون به رتبهبندی شرکتها معروف است و فهرستهای فورچون از انواع رتبهبندیهای شرکتها براساس میزان سرمایه و ارزش و تولید و دیگر شاخصها جزو مهمترین فهرستهای شرکتها در آمریکا هستند. پادکست «فورچون 500 دیلی» اخبار روزانه شرکتهای داخل فهرست 500 شرکت برتر فورچون را میگوید. «توفان فکری فورچون» پادکست دیگری است که در حوزه فناوری و خلاقیت منتشر میشود. پادکست دیگر این مجله «مدیریت آینده» نام دارد که چنانکه از نامش پیداست درباره مدیریت و رهبری کسبوکارهاست. جدیدترین پادکست این مجله «اختراع دوباره» است که از دوران همهگیری ویروس کرونا شروع شد و تعریف میکند که چطور کسبوکارها در حال بازگشتن به دوران سابق و احیای خود هستند. در مرور پادکستهای رسانههای مختلف روشن شده است که بسیاری از رسانهها در ایام همهگیری کووید ـ 19 به ساخت پادکست درباره این موضوع علاقه پیدا کردهاند.
فهرست پادکستها در رسانههای اقتصادی به همینها ختم نمیشود. تقریباً هر رسانهای که سرش به تنش بیرزد، پادکست یا پادکستهایی دارد. از جمله پادکست خود استیو فوربز، بنیانگذار مجله «فوربز»، که «چه در پیش است؟» نام دارد. برخی مجلات دیگر که کمی از خبر فاصله میگیرند و تلاش میکنند مطالب تحلیلیتری داشته باشند هم به پادکست علاقه نشان دادهاند. نمونه مهم این قسم مجلات «هاروارد بیزینس ریویو» است که 9 پادکست میسازد. سه پادکست را خود اعضای تحریریه مینویسند و میسازند که عبارتند از «آیدیا کست»، «زنان در کار» و «هاروارد بیزینس ریویوی عزیز». پادکست اصلی مجله «آیدیا کست» است که در باره رهبری و مدیریت کسبوکارهاست و هفتگی تولید میشود. اما آن دو پادکست دیگر درباره کار زنان و پیچیدگیهای محیط کار است. جز اینها، شش پادکست دیگر هم در این مجله تولید میشود که محصول مشترک اعضای تحریریه و میزبانهایی است که از بیرون برای چرخاندن برنامه میآیند. موضوعات پادکستها نیز معمولاً درباره مدیریت و روانشناسی کار و رقابت حرفهای و نظایر اینهاست.

نظر خود را بنویسید