توفان بزرگ شروع شد؛ دنیا رو به سوی صدای برتر لوحهای فشرده (سیدی) آورد، این البته فقط یک مانع تکنولوژیک بود که باید بر آن فائق میآمدند. اولش قیمت سیدی که دو برابر صفحات موسیقی بود سود خوبی برای تاور به همراه داشت. اما خیلی زود فروشگاههای بزرگ مانند والمارت و تارگت هم به سوی تجارت سیدی هجوم آوردند و قیمت فروششان را تقریبا 50 درصد کمتر از قیمت تاور رکوردز زدند
آینده نگر
دهه 90 میلادی دیگر مشخص بود که تاور رکوردز (Tower Records) کاملا نام برازندهای را برای خود انتخاب کرده است. این فروشگاه واقعا مانند نامش به مانند برجی در صنعت موسیقی بالا رفته بود، جوری که کمکم از همه جای دنیا میشد آن را دید. نزدیک به نیم قرن این مجموعه از بازیگران کمرقیب خرید و فروش موسیقی بود، آن هم در سالهایی که عطش موسیقی راک نسل جوان آمریکا را چنان شیفته خود کرده بود که تقریبا قابل قیاس با دوران دیگری نیست. جوانان برای خریدن و حرف زدن از باندهای موسقی مورد علاقهشان لابهلای قفسههای پر از صفحات موسیقی میچرخیدند و گاهی در شعبههای تاور رکوردز جای سوزن انداختن نمیگذاشتند. از اوج این فروشگاه در آخرین سالهای دهه 90 برمیآمد که چنین نامی را توپ هم تکان نمیدهد. اما قرن که عوض شد، دنیای دیجیتال دیگر خیلی زود خودش را به عرصه عمومی رساند تا نشان دهد که هرگز نمیشود گفت که موفقیت بیاندازه تضمینی هم برای پایداری بیاندازه دارد. این داستان، داستان فروریختن تاور رکوردز است که روزی پاتوق جوانان و جمعی از مشهورترین چهرههای هالیوود و دنیای موسیقی بود. آنچه میخوانید، برگرفته و ترجمهای است از مطلبی که در سایت Korn Ferry منتشر شده است. در عصر اسپاتیفای، اپل میوزیک و یوتیوب که ترانهها فقط یک کلیک با ما فاصله دارند، تصور اینکه زمانی دسترسی به موسیقی متن زندگیهایمان نیازمند رفتن به در مغازه بود دشوار است. اما تنها یک نسل قبلتر، تاور رکوردز مترادف بود با تجربه خرید موسیقی. مشتریان وفادار به صورت مرتب و دائمی به شعبههای این فروشگاه زنجیرهای سر میزدند، گاه چند بار در هفته. این شرکت در اوجش نزدیک به 200 فروشگاه در 15 کشور داشت و در سال 1999 درآمدی بیش از 1 میلیارد دلار. در میان تمامی فروشندگان موسیقی این شرکت سنگ محک فروش بود. لوگوی ساده سرخ و طلایی شرکت برندی بود که سریع خودش را از سایرین جدا میکرد و به خریداران موسیقی علامت میداد که میتوانند از چرخیدن در میان راهروهای طولانی آن لذت ببرند. اگر چیزی بود که در تاور رکوردز پیدا نمیشد احتمالا جای دیگری هم نمیتوانستید آن را پیدا کنید. این شرکت در سال 1960 توسط راس سالومون تاسیس شد، کسب و کاری که بعدها از خردهفروشی موسیقی فراتر رفت و تبدیل به یک اجتماع شد، مقصدی برای موج عاشقان موسیقی. شعاری مانند یک مانترا بر تابلوهای فروشگاه نقش بسته بود: «بی موسیقی، زندگی نیست.» در شعبه مشهور این شرکت در بلوار سانست در وست هالیوود، خریداران ممکن بود به میک جَگر، بروس اسپرینگتین، جک نیکلسون، الا فیتزجزالد یا برایان ویلسون بربخورند که آنها هم لباس راحتی به تن در حال خرید صفحه موسیقی بودند. التون جان، هر سهشنبه ساعت 9 صبح دم فروشگاه بود و یک جعبه صفحه موسیقی میخرید. با همه اینها سال 2006، تنها هفت سال پس از آن نقطه اوج، تاور رکوردز که تا خرخره در بدهی فرو رفته بود و میدید که سونامی دیجیتال چطور تجارت موسیقی را برای همیشه تغییر میدهد، اعلام ورشکستگی کرد. پس از آخرین فروش، این فروشگاه زنجیرهای از همه جا محو شد (غیر از ژاپن). اما چه اتفاقی افتاد؟ دردسر در میزند از برخی جهات، تاور رکوردز قربانی موفقیت خودش شد. سالومون، خطشکنی که تجارت موسیقی را با آزمون و خطا آموخت، نخستین فروشگاهش را در خیابان وات در ساکرامنتو افتتاح کرد، درست در همسایگی داروخانه پدرش. او شروع به استخدام طیف مختلفی از فروشندگان جوانی کرد که هیچ کدام سابقه فروش نداشتند اما عاشق این بودند که در مورد موسیقی در حال رشد فولک کرانه غربی آمریکا و موسیقی راک حرف بزنند. به مرور زمان این گروه درب و داغان وفادار به سمتهای مدیریتی ارتقا پیدا کردند و سالومون شروع به توسعه کار کرد؛ اول در سانفرانسیسکو و بعد لسآنجلس. این جمع، تیم مرکزی مدیریت شرکت را تشکیل دادند. تیم تاور رکوردز به پشتوانه 40 سال رشد تقریبا بیوقفه کسب و کارش، سرخوشانه پیش رفت و چشم را به توسعه بینالمللی دوخت. در دهه 90 شرکت که در سراسر آمریکا شعبه داشت، مشغول افتتاح شعبه در آمریکای لاتیم، اروپا و آسیا شد. حتی خود مدیران شرکت هم اعتراف میکردند که بیشفعالی غیرمنطقیشان فاقد برنامهریزی و دقت کافی بود. اما تمامی فروشگاههای زنجیرهای شناختهشده موسیقی در حال نبرد برای رشد بیشتر بودند و برای همین افتادن در دام توسعه دیوانهوار چندان هم عجیب نبود. تاور رکوردز در سال 1998 یک وام 110 میلیون دلاری گرفت تا خرج توسعه بینالمللیاش کند، حرکتی که جرقه مشکلات را زد. به دنبال این ماجرا، توفان بزرگ شروع شد؛ دنیا رو به سوی صدای برتر لوحهای فشرده (سیدی) آورد، این البته فقط یک مانع تکنولوژیک بود که باید بر آن فائق میآمدند. اولش قیمت سیدی که دو برابر صفحات موسیقی بود سود خوبی برای تاور به همراه داشت. اما خیلی زود فروشگاههای بزرگ مانند والمارت و تارگت هم به سوی تجارت سیدی هجوم آوردند و قیمت فروششان را تقریبا 50 درصد کمتر از قیمت تاور رکوردز زدند. ناگهان آن رشد بیپایان متوقف شد و شعبههای شرکت زیر فشارهای جدی قرار گرفتند. بعد مشکل اصلی شروع شد. سروکله دستگاههای پخش MP3 که موزیک را به صورت دیجیتال پخش میکردند پیدا شد و همراهش سرویس اشتراک فایل Napster از راه رسید. سال 2001 استیو جابز و اپل محصول آیپاد را معرفی کردند که انقلابی در حوزه خرید موسیقی بود، به همراهش سرویس آیتونز آمد که مخاطبان میتوانستند به صورت قانونی هر تک آهنگ را به قیمت 99 سنت بخرند. تاور رکوردز که تا آن سال 90 میلیون دلار ضرر داده بود دیگر نمیتوانست رقابت کند. دان گاردر، رئیس دپارتمان تجارت موسیقی و مدیریت در کالج موسیقی برکلی در بوستون میگوید: «فروشگاههای زنجیرهای بزرگی مانند تاور رکوردز نمیتوانستند با آن همه فروشگاه بزرگ و تعداد زیاد کارمندانشان همچنان ساختارشان را حفظ کنند.» او میگوید با اینکه آخرین میخ تابوت هم کوبیده شده بود، ظهور سرویسهای پخش آنلاین موسیقی مانند اسپاتیفای هم دیگر خیال همه را بابت پایان گرفتن دوران تاور رکوردز راحت میکرد. سالومون که سال 2018 در سن 92 سالگی از دنیا رفت همیشه باور داشت که میتواند به استقبال موقعیتهای مختلف برود و همچنان در خط اول این صنعت بماند. او بابت اینکه میتواند با قدرت تمرکزش را تغییر دهد و همواره شرکت را از نو (با مقتضیات زمان و بازار) تنظیم کند به خودش مفتخر بود. وقتی توفان دیجیتال از راه رسید سالومون تعلل کرد چرا که معتقد بود این جریان هیجان زودگذری است که به زودی خاموش میشود. او طرفدار پروپاقرص چیزی بود که خودش «جمعکردنیها» مینامید. در مصاحبهای در سال 2017 گفت: «مردم همیشه میخواهند صاحب اشیا باشند.» اما نهایتا بدهیها و تکنولوژی بیش از اندازه توان او و شرکت شدند. او در مستندی گفت: «من بودم که گفتم آن پول کوفتی را قرض بگیریم. من هم به اندازه همه مقصرم. وقتی دست به اشتباهی میزنی عاقبت آن اشتباه دامنت را میگیرد. فکر میکنی از پسش برمیآیی اما وقتی دامنگیرت شد دیگر برای هر کاری دیر است.»
نظر خود را بنویسید