بازسازی اقتصاد دنیا نیازمند اجرای سیاستهای پس از جنگ است
جنگ تمامعیار دنیا با کرونا
1400/03/10
1624
این مطلب را به اشتراک بگذارید
مطالعات تاریخی نشان میدهد حتی بعد از بدترین جنگهای تاریخ بشریت هم دوباره اقتصاد شکوفا میشود و رشد اقتصادی از سر گرفته میشود
آینده نگر/ ترجمه: مونا مشهدی رجبی/ منبع: مجمع جهانی اقتصاد
دنیا هنوز به درستی نمیداند که همهگیری کرونا چه تاثیری روی اقتصاد بر جای گذاشته است. هر روز خبرهای رسانهها در مورد شمار مبتلایان و شمار قربانیان این ویروس است و در خوشبینانهترین حالت آمارهایی در مورد مشاغل ازبین رفته در کشورهای صنعتی و کمکهای مالی ارائه شده توسط دولتها منتشر میشود ولی درباره وضعیت اقتصادی کشورهای در حال توسعه، شغلهایی که در این منطقه از بین رفت و بحرانهایی که برای برطرف شدن آنها سالها زمان مورد نیاز است، اطلاعاتی وجود ندارد.
بر مبنای دادههای اقتصادی کنونی تاثیر همهگیری کرونا روی اقتصادهای صنعتی دنیا چهار برابر تاثیر بحران مالی سال ۲۰۰۸ بود. در فصل دوم سال ۲۰۲۰ ارزش تولید ناخالص داخلی امریکا با نرخ ۹.۱ درصد نسبت به فصل اول همان سال منقبض شد این در حالی است که در فصل دوم سال ۲۰۰۹ یعنی زمانی که اقتصاد این کشور درگیر بحران مالی شدیدی بود، نرخ انقباض اقتصادی در این کشور برابر با ۲ درصد بود. بررسی وضعیت اقتصادی منطقه یورو هم نشان میدهد در فصل دوم سال ۲۰۲۰ ارزش تولید ناخالص داخلی این کشورها ۱۱.۸ درصد کاهش پیدا کرد که حتی بدتر از شرایط امریکا بود. حال تصور کنید اوضاع اقتصادی کشورهای در حال توسعه یا اقتصادهای کم درآمد دنیا چگونه است. در برخی از اقتصادهای در حال توسعه دنیا بخشهایی از اقتصاد به طور کامل از بین رفتهاند و این وضعیتی است که معمولا در جریان جنگها در اقتصاد کشورهای درگیر اتفاق میافتد. به همین دلیل است که برای گذر از این دوره بحرانی اقتصادی باید برنامهریزی، سرمایهگذاری و طرحهای اصلاحاتی اقتصادی مشابه طرحهایی که کشورها بعد از پایان جنگها اجرا میکنند را مشاهده کنیم. در واقع باید اقتصاد دنیا در جریان بحران کرونا را مانند شرایط جنگی درنظر بگیریم و در پسا کرونا هم سیاستهای بعد از جنگها را در پیش بگیریم تا بتوانیم به سرعت از این بحران خارج شویم.
بودجههای حمایتی از بودجههای سال ۲۰۰۸ بیشتر بود
بسیاری از کشورهای صنعتی نیاز شدید اقتصاد برای دریافت حمایتهای مالی را درک کرده بودند و سیاستهای مرتبط با این شرایط تازه را نیز اجرا کردند. مثلا آمارهای ارائه شده توسط دولتهای گروه ۲۰ نشان میدهد که این کشورها در مجموع ۷.۶ هزار میلیارد دلار به اقتصاد کمک کردند و بانکهای مرکزی از طریق تزریق پول به اقتصاد تلاش کردند تا اقتصاد دنیا را زنده نگه دارند. فدرال رزرو امریکا برای حمایت از بازارهای مالی و کسب و کارهای آسیب دیده در جریان کرونا بالغ بر ۲.۳ هزار میلیارد دلار هزینه کرد در حالی که هزینه صرف شده توسط این ارگان اقتصادی در سال ۲۰۰۸ تنها برابر با ۷۰۰ میلیارد دلار بوده است. این بودجههای حمایتی برای شمار زیادی از مردمی که کارشان را در جریان این بحرانها از دست داده بودند یا کسب و کارهایی که تعطیل شده بودند، ضروری بود ولی مقایسه بودجه حمایتی در دو دوره ۲۰۰۸ و ۲۰۲۰ هم میتواند شدت و بزرگی بحران کنونی را در مقایسه با بحران قبلی نشان دهد.
با وجود اینکه این بودجههای حمایتی از مردم و کسب و کارها در کشورهای صنعتی حمایت کرده است ولی باعث شد تا شرایط مردم در کشورهای کمدرآمد و فقیر دنیا بدتر شود. حتی قبل از همهگیری کرونا، شمار زیادی از کشورهای در حال توسعه دنیا با مشکل افزایش بدهی روبرو بودند. در اغلب این کشورها نرخ پایین رشد اقتصادی، چالشهای ناشی از تغییرات جوی و سیاستهای نامناسب اقتصادی مشکلات زیادی را برای مردم ایجاد کرده بود. در این کشورها دولتها توان حمایت مالی از مردم در دورههای بحرانی را ندارند و مردم هم از منابع مالی لازم برای تامین هزینههای زندگی در شرایط بیکاری و بحران برخوردار نیستند. از طرف دیگر در دوره بحران کرونا دولتهای ثروتمند هم توان مالی لازم برای ارائه کمک مالی به کشورهای فقیر یا اجرای طرحهای تامین غذا را نداشتند و به همین دلیل بود که در این سال شرایط کشورهای در حال توسعه و مردم فقیر دنیا بدتر از قبل شد.
سیاستهای دوره همهگیری باعث کاهش ارزش پول کشورهای در حال توسعه شد
مشکل دیگری که همهگیری کرونا ایجاد کرد کاهش ارزش پول کشورهای در حال توسعه بود. کشورهای صنعتی میلیاردها دلار به اقتصاد خود تزریق کردند در حالی که تزریق به کشورهای در حال توسعه محدود بود و این تفاوت باعث شد تا ارزش پول کشورهای در حال توسعه تنزل یابد. افت ارزش پول ملی در کشورهای درحال توسعه باعث کاهش رقابتپذیری کالاهای این کشورها در بازارهای صادراتی، کاهش جذب سرمایههای خارجی، افزایش نرخ تورم و در نهایت افزایش بیثباتی در فضای اقتصادی این کشورها شد.
بخش زیادی از اقتصاد کشورهای فقیر به اقتصاد غیررسمی وابسته است. در این کشورها سهم اعظم درآمد دولت از صادرات کالاهای اساسی، صنعت توریسم و صنعت هتلداری تامین میشود و تمامی این منابع درآمدی در دوره کرونا از بین رفته است. به عنوان مثال افت شدید درآمد نفت موجب شد تا منبع اصلی درآمد کشورهای نفتخیز از بین برود و تاثیرات اقتصادی بحران کرونا روی این کشورها تشدید شود.
کشورهای صنعتی باعث افزایش قیمت مواد غذایی شدند
سیاستهای کشورهای صنعتی در دوره کرونا موجب شد تا قیمت مواد غذایی در سال ۲۰۲۰ رشد کند و تاثیر این افزایش قیمت روی مردمی که در کشورهای در حال توسعه و فقیر زندگی میکردند بیشتر بود. در شرایطی که قفسههای سوپرمارکتها در کشورهای صنعتی و ثروتمند پر از مواد غذایی مختلف بود و قیمت این محصولات غذایی نسبت به روزهای قبل از کرونا تغییر زیادی نکرده بود، در کشورهای در حال توسعه افزایش بالغ بر ۲۵ درصدی قیمت مواد غذایی تجربه شد و باعث شد تا بالغ بر ۱۳۰ میلیون نفر از ساکنان کشورهای کمدرآمد برای تامین یک وعده غذایی در روز دچار مشکل شوند که این افراد به جمعیت ۷۰۰ میلیون نفری گرسنگان دنیا قبل از همهگیری کرونا اضافه شد.
نکته دیگر در مورد تاثیر این بحران روی نیروی کار است. در تمامی دنیا از مردم خواسته شد برای ممانعت از شیوع ویروس کرونا از خانه خارج نشوند و دورکاری داشته باشند ولی در کشورهای فقیر بسیاری از نیروهای کاری امکانات، توانایی و علم لازم برای استفاده از تکنولوژی و دورکاری را نداشتند. در این کشورها بخش زیادی از مردم را افرادی تشکیل میدهند که برای انجام کارشان نیاز به مهارت زیادی ندارند و به سادگی جایگزین میشوند. اغلب آنها اعلام کردند در صورتی که از خانه خارج شوند احتمال ابتلا به ویروس را دارند و در صورتی که از خانه خارج نشوند و در محل کارشان حاضر نشوند غذایی برای خوردن ندارند. بنابراین تمامی آنها در محیط کاری بودند و همین مسئله باعث افزایش شمار مبتلایان در این کشورها شد. آمارها نشان میدهد در کشورهای در حال توسعه دنیا نرخ ابتلا به کرونا و نرخ مرگ و میر ناشی از کرونا بیشتر است و حتی در داخل این کشورها هم شمار افراد مبتلا به ویروس در میان طبقات پایینتر اقتصادی بیشتر است.
مشکل دیگری که در این سال ایجاد شد افزایش نرخ فقر بود که به گفته سازمانهای جهانی باعث از بین رفتن بالغ بر یک دهه از موفقیتهای دنیا در مبارزه با فقر و گرسنگی شد. در شش ماه اول همهگیری کرونا، بالغ بر یک دهه از پیشرفتهای دنیا در کاهش نرخ فقر و گرسنگی از بین رفت. در فاصله سالهای ۱۹۹۰تا ۲۰۱۷ تعداد افرادی که در فقر مطلق زندگی میکنند از حدود دو میلیارد نفر به ۶۸۹ میلیون نفر تنزل پیدا کرد ولی بعد از همهگیری کرونا شمار فقرا بالغ بر ۱۴۰ میلیون نفر افزایش پیدا کرد که بیشترین شمار از این افراد در کشورهای جنوب آسیا و افریقا زندگی میکنند. این اولین بار از سال ۱۹۹۸ تاکنون است که دنیا شاهد افزایش شمار فقرا و گرسنگان است.
برای حل مشکلات چه میتوان کرد
حال با توجه به وسعت و ابعاد مختلف اثرات اقتصادی همهگیری کرونا در دنیا، این سوال ایجاد میشود که برای کاهش شدت اثرات همهگیری روی اقتصاد دنیا چه میتوان کرد؟
در درجه اول باید کشورهای صنعتی که منابع مالی بیشتری در اختیار دارند اقدام به سرمایهگذاری در بخشهای زیرساختی در داخل کشور خود و در کشورهای فقیر کنند. توسعه جادهها و زیرساختهای صنعتی، توسعه زیرساختهای تکنولوژیکی و افزایش ارائه خدمات آموزشی به این افراد باعث میشود نرخ فقر و گرسنگی در دنیا کاهش یابد و افراد بیشتری به امکانات و فرصتهای اشتغال دسترسی داشته باشند. به عنوان مثال طرح سرمایهگذاری ۱۰ میلیارد دلار در هر سال به مدت یک دهه برای توسعه راهها و ایجاد امکانات نگهداری و انبار کردن مواد غذایی میتواند باعث کاهش هدررفت مواد غذایی برای ۳۴ میلیون نفر از مردم شود و سرمایهگذاری ۲۶ میلیارد دلاری میتواند امکانات لازم برای دسترسی ۳۰ میلیون نفر به امکانات تلفن همراه در مناطق روستایی را فراهم کند. در این وضعیت مردم میتوانند در این دنیای تازه راهی برای کسب درآمد به دست آورند یا کشاورزان با دریافت اطلاعات لازم در مورد قیمت محصولات در بازار و پیشبینی آب و هوا، بهترین تصمیم را در مورد زمان برداشت و نحوه عرضه محصولات خود به بازار اتخاذ کنند.
آیا کشورهای صنعتی تمایلی به سرمایهگذاری در کشورهای فقیر دارند
سرمایهگذاری کشورهای صنعتی در کشورهای در حال توسعه گزینه خوبی برای حمایت از اقتصادهای دنیا است ولی به نظر میرسد تمایل سیاسی لازم در میان سران کشورهای صنعتی وجود ندارد. امریکا در سالهای گذشته بیشترین کمکهای مالی را به کشورهای فقیر میکرد و بیشترین حجم از این منابع مالی برای توسعه خدمات بهداشتی و توسعه اقتصادی صرف میشد. نکته مهم این است که بحران کرونا به ما نشان داد که دنیا مانند حلقههای زنجیر در هم تنیده است و اگر کشورهای صنعتی برای بهبود وضعیت بهداشتی و توسعه اقتصادی در کشورهای فقیر سرمایهگذاری کنند، امکان شیوع ویروسها و بیماریهای تازه و انتقال آن به داخل مرزهای کشورهای خود را نیز از بین میبرند. این مسئله در شرایط کنونی که دنیا درگیر یک همهگیری است بیش از پیش قابل درک است.
البته باید در نظر داشت در شرایط کنونی به دلیل درگیری کشورهای صنعتی با بحران کرونا در داخل مرزهای خود نه تنها انگیزه سیاسی برای حمایت از کشورهای فقیر در میان سیاستمداران آنها وجود ندارد بلکه امکانات و توانایی مالی برای اجرای این طرحهای حمایتی هم وجود ندارد.
اقتصاد دوباره خواهد درخشید
در این روزها بارها در مورد وضعیت اقتصادی دنیا در پساکرونا صحبت میشود. دورهای که بسیاری بر این باورند که باید پساجنگ نام داشته باشد زیرا دنیا در این سال شدیدترین جنگ را علیه ویروسی تجربه کرد که به همه حمله کرده بود ولی این پایان ماجرا نیست.
مطالعات تاریخی نشان میدهد حتی بعد از بدترین جنگهای تاریخ بشریت هم دوباره اقتصاد شکوفا میشود و رشد اقتصادی از سر گرفته میشود. اما برای گذر از این روزهای سخت و تجربه بازسازی اقتصادی باید چه سیاستهایی در پیش گرفت؟ اقتصاددانان بر این باورند برای اینکه شاهد بازسازی اقتصادی باشیم باید به الگوهای احیای اقتصاد بعد از تجربه جنگهای بزرگ توجه کنیم و سیاستهایی را در پبش بگیریم که در آن شرایط استفاده میشد. در واقع باید پذیرفت که دنیا در سال ۲۰۲۰ با جنگی بزرگ علیه کرونا روبرو بود و آسیبهای اقتصادی این جنگ از تمامی جنگهای پیشین دنیا بیشتر بود. دنیا باید سطح وسیع این آسیب را بشناسد و متناسب با این آسیبها برای بازسازی اقتصاد سیاستگذاری کند در غیر این صورت نمیتواند به این زودیها روزهای خوش اقتصادی را تجربه کند.
نظر خود را بنویسید