شیوههای جمعآوری داده و اطلاعات در ایران سنتی است
استناد جهانی به آمارهای داخلی
1400/02/08
2853
این مطلب را به اشتراک بگذارید
در کشور ما، شیوههای جمع آوری داده و اطلاعات کماکان سنتی است و در تهیه و تدوین آن خطاهای بسیاری وجود دارد و این خطاهای داخلی آمارهای بینالمللی را هم دچار مشکل کرده است.
آینده نگر/آلبرت بغزیان، اقتصاددان
برآوردها از رشد اقتصادی تا پایان سال خبر میدهند اما افزایش فشارهای اقتصادی در 3 سال اخیر به گونهای بوده است که کمتر کسی پایان رشد منفی اقتصاد را باور میکند. چرا که زمانی که آمارهای منتشرشده حکایت از مثبت شدن رشد اقتصادی میکند باید نتایج این تغییر برای مردم کشور قابل لمس باشد. یعنی اگر مثلا رشد اقتصادی 6 درصد اعلام میشود، باید قدرت خرید میانگین مردم حدودا 6 درصد بهبود پیدا کند. یا زمانی که دولت اعلام میکند نرخ تورم 30 درصد شده باید دید در واقعیت آیا واقعاً سبد خانوار به نسبت سال گذشته 30 درصد افزایش پیدا کرده یا 100 درصد.
ارائه آمار از اینجا تبدیل به امری حیاتی برای کشورها میشود چرا که مبنایی برای سیاستگذاری درست قرار میگیرد. در کشور ما، شیوههای جمع آوری داده و اطلاعات کماکان سنتی است و در تهیه و تدوین آن خطاهای بسیاری وجود دارد و این خطاهای داخلی آمارهای بینالمللی را هم دچار مشکل کرده است. بسیاری متصورند که بانک جهانی یا صندوق بینالمللی پول به طور مستقل اقدام به جمعآوری داده در کشورها میکند در حالی که اساسا این روش بسیار هزینهبر است. در واقع این سازمانها آمار و ارقام را از خود کشورها میگیرند. یک نهاد بینالمللی به خودی خود نمیتواند نسبت به تهیه آمار اقدام کند. بنابراین اگر صندوق بینالمللی پول اعلام میکند رشد اقتصادی ایران منفی 4 درصد است این آمار را از ایران گرفته است. یا اینکه بگوییم بانک جهانی همان عدد را منفیتر نشان داده درست نیست و این نهادها فقط برآورد خود را در پیشبینیهای آماری دخیل میکنند و از تکنیکهای لازم استفاده میکنند. مثلا در برآوردهای بانک جهانی که بر اساس دادههای منتشرشده داخلی انجام شده برای سال 1400 رشد 1.5 درصدی برای ایران و اقتصاد ایران پیشبینی شده است.
نکته دیگری که وجود دارد این است که آمار ما به ریال جمعآوری میشود اما آمار جهانی به دلار اعلام میشود. حالا این را که بانک مرکزی با چه نرخی ریال را به دلار تبدیل میکند نمیتوان متوجه شد؛ با دلار 4200 تومانی، 26 هزار تومانی یا ارز نیمایی یا سنا یا میانگین کل سال. متاسفانه کسی هم نسبت به این موضع پاسخگو نیست. این مسئلهای که است که حتی اقتصاددانان هم از آن بیاطلاع هستند و گاهی همین موضوع موجب میشود تا آمارها با واقعیت موجود تطابق نداشته باشد و طبعاً مردم هم آن را باور نکنند. متاسفانه همه دولتها وقتی میخواهند ارقام ملیشان را از واحد پولشان به دلار اعلام کنند خیلی خوشبینانه نرخ ارزی را در نظر میگیرند که به نسبت دلار بالاتر نشان داده شود. مثلا اگر امسال 5 هزار میلیارد ریال را به دلار 25 هزار تومان تقسیم کنیم عدد کوچکتری به دست میآید تا اینکه بخواهیم به دلار 10 هزار تومانی تقسیم کنیم. البته اگر بانک مرکزی سالهای قبل هم با همین منوال اعلام کرده باشد عددها غلط است اما رشدها روی نمودار درست است.
در نهایت باید گفت که چندنرخی بودن نرخ ارز موجب شده تا آمارهای تولیدشده درباره ایران واقعی نباشد. از طرفی سیستماتیک نبودن جمعآوری دادهها بر خلاف کشورهای توسعهیافته که نظام جمعآوری اطلاعات آنها بهروزتر است، موجب شده تا آمار ما برآوردی باشد که با ملاحظات سیاسی اصلاح و تعدیل میشود. در سطح ملی هنوز مرکز آمار یا بانک مرکزیمان حسابهای ملی را به صورت برآوردی اعلام میکند و چندین بار تغییر میکند. بانک مرکزی یک نرخ از تورم و بیکاری میدهد و مرکز آمار یک نرخ دیگر در حالی که آمارهای جهانی نیازی به دستکاری ندارند چون مورد اعتراض قرار میگیرند اما در کشور ما معمولاً مردم اعتراض نمیکنند.
گفتن این نکته هم خالی از لطف نیست که در دنیا مراکز آماری نیازی ندارند آمار و ارقام را نادرست اعلام کنند و یا آمارهای ساختگی و مطلوب نشان دهند و در ارائه آن اغراق کنند چرا که بر اساس آن سیاستگذاری میکنند. آمار معمولاً با یک دوره 6ماهه یا یکساله اعلام میشود. بدین شیوه که برای همان سال برآورد و برای سال بعد قطعی میشود. اما در ایران تنها چیزی که میتوانیم به صورت هفتگی اعلام کنیم نرخ تورم و نقدینگی است.
نظر خود را بنویسید