چگونه قدرت می‌تواند و نمی‌تواند چین را تغییر دهد

دنیایی که چین می‌خواهد

...

چین به مهم‌ترین شریک تجاری ایران تبدیل شده و در جهان نیز دارای مقام دوم قدرت اقتصادی و سیاسی است. طبیعی است که برنامه‌های کلان این کشور برای همه مهم باشد.

رانا میتر/استاد تاریخ چین آکسفورد/آینده نگر

آیا چین می خواهد نظم جهانی را بر هم بزند تا به منافع خود برسد و تصویر خود را در آن منعکس کند؟ این شاید مهم‌ترین سؤال در جغرافیای سیاسی امروز باشد، با این حال، پاسخ به آن می‌تواند بیشتر تناقضات دنیای جدید را روشن کند تا اینکه بخواهد چیزی بگوید در این باب که آینده ابرقدرتی چین شبیه به چه وضعیتی خواهد بود. کسانی که می‌خواهد تصویری شریر و توسعه‌طلب از چین بسازند و آن را در پیش‌بینی‌های آینده جا بیندازند به شواهدی از ستیزه‌جویی‌هایی اشاره می‌کنند که امروزه پکن از خود نشان می‌دهد. کسانی که کمتر نگاه آخرالزمانی دارند جنبه‌های کالایی‌سازی سیاست چین را برجسته می‌کنند یا بر این پا می‌فشارند که چین با چالش‌های زیادی مواجه خواهد شد که آن را از تغییر شکل جهان بازخواهد داشت، حتی اگر بخواهد که چنین کاری بکند. بسیاری از ناظران یک جنگ سرد جدید در حال رشد را می‌بینند که در آن، چین نسخه قرن‌بیست‌ویکمی شوروی به حساب می‌آید.

چنین پیش‌بینی‌هایی بسیار بیش از اندازه تنگ‌نظرانه است و آ‌ن‌طور که باید و شاید به‌شکل سودمندی پیچیدگی‌های اوج‌گرفتن چین را توصیف نمی‌کند. در واقع، نه عدم قطعیت ذاتی اهداف آینده چین را نشان می‌دهد و نه عناصر اصلی‌ای را که به مقاصد این کشور شکل می‌دهند تشخیص می‌دهد. امروز قدرت چین یک نیروی متغیر و پویا است که شاکله آن را شبکه‌ای از بلندپروازی‌های اقتدارگرایانه و مصرف‌گرایانه و جهانی و نیز فناوری شکل داده‌اند. این شبکه را می‌توان با در کنار هم گذاشتن حروف اول کلمات انگلیسی این انگیزه‌ها و درست‌کردن یک نام اختصاری، مدل ACGT نامید. این مدل مثل هسته یک دی‌ان‌ای نواری از ژن‌ها را حمل می‌کند که ترکیب قدرت در چین را در خود دارد و به هویت سیاسی چین مدرن و روش برخورد این کشور با بقیه دنیا شکل می‌دهد. شرایط فعلی و چشم‌انداز آینده چین نمی‌تواند بدون در نظر گرفتن این اهداف در کنار هم درک شود.

رهبری قدرتمند چین که در دستان شی جین‌پینگ است امر مهمی برای درک چین امروز و احتمالا خط‌مشی آن به حساب می‏آید، چنانکه در واکنش این کشور به همه‌گیری کوویدـ19 نیز شاهد آن بودیم. اما نیروهای چهارگانه ACGT (اقتدارگرا، مصرف‌گرا، جهانی‌نگر، فناورانه) به‌قدری مهم هستند که از هر رهبر یا بحرانی فراتر می‌روند. آن‌ها فکر پکن را در مورد جایگاه این کشور در نظم جهانی متحول‌شده امروز شکل می‌دهند؛ نظمی که در آن، چین نقشی ممتاز را در آسیا بازی می‌کند و مدل سرمایه‌گذاری اقتصادی‌اش را که بر مبنای فکر اجتماعی توسعه است و با هنجارهای لیبرالی تفاوت دارد،‌ به دیگر نقاط جهان صادر می‌کند. چین برای اینکه به روش کار خود مشروعیت بخشد غالبا به تاریخ رجوع می‌کند و از تاریخ ماقبل مدرن خود یاری می‌جوید و مثلا دست به تفسیر دوباره اتفاقات جنگ جهانی دوم می‌زند. مسیر بیش‌ازپیش اقتدارگرایانه چین تحت لوای رهبری شی فقط یک آینده ممکن را برای این کشور در نظر می‌گیرد. ناظران برای اینکه دریابند چین به کدام جهت حرکت خواهد کرد، باید به عناصر اصلی قدرت در چین و چارچوبی که از طریق آن قدرت ابراز می‌شود و به تصویر کشیده می‌شود توجه داشته باشند.

 

شبکه قدرت آینده چین

رهبران چین از زمان بحران مالی جهانی در سال 2008 آشکارا نظام حکمرانی اقتدارگرای خود را به نمایش گذاشته‌اند، نظامی که در حال رسیدن به پایان خود است. اما این بدین معنی نیست که با پایان نظام اقتدارگرا، آن‌ها به‌سمت تبدیل‌شدن به یک دولت لیبرال حرکت کنند. جمهوری خلق چین اصرار دارد که یک حکومت شایسته‌سالار است: این مزیتی است که چین از خود نشان می‌دهد و می‌گوید که استفاده از رهبران حزبی کارآمد مفیدتر از انتخاب عمومی رهبران سیاسی است. دست‌کم در کوتاه‌مدت، بحران کوویدـ 19 باعث شده است که اقتدارگرایی در داخل این کشور رونق بگیرد. چین در اوایل سال 2020 توانست با اعمال سیاست‌های بالا به پایین خود و نظام حکومتی زورگویانه خود ویروس را سرکوب کند. جمهوری خلق چین اخیرا به حدی از اتکا به نفس رسیده که در حال تامل در مورد نسخه اقتدارگرایانه برای دوران بعد از حکومت شی جین‌پینگ است و به مدل‌های رهبری در دموکراسی‌هایی مثل سنگاپور نیز ـ به‌رغم دموکراسی غیرلیبرال و ناقصش ـ به‌عنوان مدل‌هایی که می‌تواند قابلیت اعمال در کشور را داشته باشد نگاه می‌کند.

رهبران چین صرفا نمی‌خواهند که حکومت خود را در داخل این کشور استحکام ببخشند. بلندپروازی آن‌ها جهانی است. این هم پدیده مطلقا جدیدی نیست: رهبر ملی‌گرای این کشور به نام چیانگ کای‌شک و همکار کمونیستش، مائو تسه‌تونگ، هردو نگاهی در دهه‌های 1940 و 1960 به چین داشتند که یک نگاه جهانی بود و این‌طور مد نظرشان بود که چین باید به‌سمتی حرکت کند که یک نقش بین‌المللی در جهان ایفا کند. با این حال، چین تحت حکومت شی ترکیب شده است از بلندپروازی‌های بین‌المللی با قدرت اقتصادی و نظامی و فناوری برای رسیدن به یک جایگاه عملی و واقعی بین‌المللی، از تاسیسات بندری در آتن گرفته تا پایگاه دریایی در جیبوتی برای اینکه فناوری اینترنت نسل پنجم را در سرتاسر جهان پیاده‌سازی کند. شی در یک سخنرانی در کنگره نوزدهم حزب کمونیست در سال 2017 اعلام کرد چین به‌سوی نزدیک‌تر شدن به «صحنه اصلی» مسائل جهانی پیش می‌رود.

چین برای رسیدن به این موقعیت به‌دنبال رونق‌بخشیدن به دادوستد کالاهای مصرفی در داخل است. جمهوری خلق چین از سال 1978 تلاش کرده به یکی از مهم‌ترین خطاهای اتحاد شوروی پاسخی درخور دهد: شکست در برآوردن نیازها و امیال مصرف‌کنندگان داخلی. در چهار دهه گذشته، انقلاب چین به انقلاب مصرف‌کننده تبدیل شده است که یک جامعه بیش‌ازپیش خالی از پول نقد را ساخته که خرید آنلاین فرصت‌هایی را برای پلتفرم‌های تجارت الکترونیک همچون «علی‌بابا» و روزهای حراج‌های داغ این شرکت مهیا می‌کند. روز حراج شرکت «علی‌بابا» در سال 2019 رکورد بزرگ‌ترین رویداد خرید جهان را شکست و کالاهایی مجموعا به ارزش 38 میلیارد دلار در این روز به فروش رسید. افزایش استانداردهای زندگی این انتظار را بالا برده که جمهوری خلق چین در جهت رسیدن به اهداف اقتصادی خود گام برمی‌دارد حتی اگر میزان مصرف در اوایل سال 2020 براثر همه‌گیری بیماری کوویدـ19 به‌شدت آسیب دیده باشد. افزایش رفاه در چین با استقبال کشورهای دیگری در آسیا و غرب هم مواجه شده چرا که باعث شده میلیون‌ها مصرف‌کننده چینی به‌قصد کالاهای لوکس، خدمات گردشگری و آموزش عالی به این مناطق بروند و پول‌های خود را آنجا خرج کنند.

در دوران فرمانروایی فناوری است که چین واقعا مسیر جدیدی را به‌سوی اهداف تعامل با جهان شروع کرده است. ترکیب رشد اقتصادی و هزینه‌کردن عظیم در تحقیقات طی دو دهه گذشته یکی از نوآورترین محیط‌های روی کره زمین را ایجاد کرده است. فناوری‌های جدیدی که در چین توسعه یافته‌اند به نیروهای نظامی این کشور رونق می‌بخشد و کالاهای جدیدی را برای مصرف‌کنندگان تولید می‌کند، در عین اینکه به تثبیت یک دولت نظارت‌کننده روی کلان‌داده‌ها نیز کمک می‌کند. توان تحسین‌برانگیز چین به بیشتر ظرفیت‌ها و بخش‌های جذابی که به جهان عرضه می‌کند شکل می‌بخشد.

 

وضعیت دشوار اقتدارگرایی

اینکه چطور چین می‌تواند تعامل با کشورهای خارج از خود را افزایش دهد البته باعث نخواهد شد که آن‌ها را به مسیری هدایت کند که در مسائل داخلی چین اثر بگذارند. پکن تحت حکومت شی جین‌پینگ خیلی سخت‌تر توانسته دیگر کشورها را وادار سازد به اقتدارگرایی در قلب مدل ACGT چین بی‌اعتنا باشند. برای نمونه، در سال 2013 طرح راه ابریشم جدید یا همان طرح «یک کمربند، یک جاده» را ارائه کرد. این طرح یک طرح سرمایه‌گذاری در زیربناهای اقتصادی بیش از ۶۰ کشور جهان و توسعه دو مسیر تجاری «کمربند اقتصادی راه ابریشم» و «راه ابریشم دریایی» است که به‌پشتوانه قدرت صنعتی و اقتصاد چین و توان سرمایه‌گذاری آن انجام می‌شود. کشورهای غربی گفتند که این یک طرح مارشال چینی است. طرح مارشال موفقیت‌آمیزترین پروژه سیاست خارجی آمریکا پس از جنگ جهانی دوم بود که به بسیاری از کشورهای اروپای غربی کمک کرد تا اقتصاد خود را پس از جنگ بازسازی کنند. اما حالا هفت سال پس از اعلام این برنامه، اقتدارگرایی چین توانسته به‌لطف اقدامات و لحنی که پکن اتخاذ کرده، پیشرفت‌های خوبی داشته باشد. نمونه دیگر این است که طی اولین مرحله همه‌گیری کوویدـ19، مقامات چینی توانایی خود را در تجهیز منابع و جمع‌آوری داده بهتر از همتایان در کشورهای دموکراتیک نشان دادند و اعلام کردند که چین برای تمام جهان واکسن می‌سازد.

اما با وجود این مزایای بالقوه، اقتدارگرایی در چین به‌سادگی نمی‌تواند دل کشورهای سراسر جهان را به دست آورد. هرچقدر که طرح یک کمربند، یک جاده پیش برود، نگرانی درباره تاثیرات اقتصادی و سیاسی چین افزایش می‌یابد. چین در کشورهایی که نظام غیردموکراتیک دارند، مثل کامبوج، با مقاومت‌های کمی روبه‌رو است اما مقاومت در کشورهایی مثل کنیا و زامبیا بیشتر است که پارلمان‌ها و رسانه‌ها درباره تعامل با چین بحث می‌کنند یا در جاهایی که نگرش عمومی به چین و نظامش گوناگون یا حتی خصمانه است.

این خصومت می‌تواند وخیم‌تر هم بشود اگر جنبه‌های درگیری قدرت جهانی چین مشهودتر شود. وقتی منافع چین در آن سوی آب‌ها بیشتر می‌شود، پکن قادر نخواهد بود به بهره‌بردن از یک چتر امنیتی موجود ادامه دهد. رشد طیف منافع اقتصادی و امنیتی چین بیش‌ازپیش مستلزم این است که حضور امنیتی چین در سطح جهانی گسترش یابد. چین شاید به‌خصوص در اقیانوس هند فعالیت بیشتری داشته باشد، چرا که به‌دنبال حضور در مثلث ژئوپلیتیکی است که رئوس آن یونان، جیبوتی و پاکستان است. در واکنش به همین احتمال است که استرالیا و هند و ژاپن و آمریکا در نوامبر گذشته یک مانور مشترک نظامی را در اقیانوس هند برگزار کردند. با این حال، سرمایه‌گذاری چین در بسیاری از کشورهای جهان ادامه خواهد داشت. باید گفت چین قصد دارد نقش جهانی بیشتری در عرصه بین‌المللی بازی کند اما موانع زیادی در این مسیر در پیش خواهد داشت.

لینک کوتاه: https://news.tccim.ir/?67620

نظر خود را بنویسید

ارسال پیام