چهار سال آینده برای کدام کشورها آسان‌تر شد، برای کدام‌ها‌ دشوارتر؟

برندگان و بازندگان بُرد بایدن

...

رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهور ترکیه امسال فقط همین باخت ترامپ را کم داشت. کرونا باعث شده اقتصاد رو به زوال ترکیه، تحت فشار کمرشکنی قرار بگیرد و این محبوبیت اردوغان را کاهش داده است. واکنش اردوغان چه بوده؟ او در خارج از خاک ترکیه رویکرد تهاجمی در پیش گرفته تا احساسات ملی‌گرایانه مردم به جوش آید و محبوبیتش دوباره بالا برود

آینده نگر/ یان برمر، بنیان‏گذار گروه اوراسیا، موسسه مشاوره‌‌ای در حوزه ریسک سیاسی

 

ترامپ شاید دو ماه طول داد تا شکست را پذیرفت، اما رهبران جهان همان شب انتخابات می‌دانستند که انتخابات آمریکا را برده‌اند یا آن را باخته‌اند. می‌گویند سیاست خارجی آمریکا اصولا با رفتن و آمدن دولت‌های تازه تغییر خاصی نمی‌کند اما ترامپ آنچنان هنجارشکنی کرد که بدون تردید بود و نبودش برای دنیا فرق خواهد کرد. کدام کشورها بیشترین صدمه را از باخت ترامپ خوردند؟ کدام‌ها از پیروزی بایدن سود خواهند کرد؟ این گزارش سعی کرده به این دو سوال پاسخ بدهد.

 

بزرگ‌ترین برنده‌ها

کانادا

دلیلی دارد که جاستین ترودو، نخست‌وزیر کانادا جزو اولین رهبران جهان بود که پیروزی را به جو بایدن و کاملا هریس تبریک گفت. بایدن هم مثل ترودو از مدافعان سرسخت سیستم چندجانبه‌گرایی است که کارش را با ائتلاف‌های بین‌المللی پیش می‌برد. حالا ترودو با کسی همسایه شده که می‌تواند به کمکش سازمان‌های غربی را که در دوران ترامپ ضعیف شده بودند به حالت سابق برگرداند. بخصوص در حوزه گرم‌شدن زمین باید منتظر رابطه گرم دولت‌های بایدن و ترودو باشیم. به علاوه دولت بایدن - برخلاف ترامپ - احتمالا دیگر با کانادا بر سر آلومینیوم جنگ‌های تجاری راه نخواهد انداخت. پیروزی بایدن احتمالا بزرگ‌ترین آرزوی کانادا بود.

 

فرانسه

امانوئل ماکرون، رئیس‌جمهور فرانسه وضعیتی شبیه ترودو دارد. او هم از حامیان نظم چندجانبه‌گرای غربی است که در دوران اوباما در بهترین وضعیتش قرار داشت. همین که ترامپ تک‌رو از کاخ سفید رفته برای فرانسه پیروزی بزرگی به حساب می‌آید، اما فرانسوی‌ها مشتاقانه در آرزوی روزهایی‌اند که در کاخ سفید از آنها با روی خوش استقبال می‌شد. حالا بایدن اروپا را به عنوان متحد سنتی هشتاد سال اخیر ‌آمریکا می‌بیند، نه مثل ترامپ دشمن تجاری.

نکته اینجاست که ماکرون قصد دارد بعد از خداحافظی مرکل از صحنه سیاست، رهبری اروپا را در دست بگیرد و چنین انتقال قدرتی برای او آسان‌تر خواهد بود وقتی که رئیس‌جمهور آمریکا هم مثل رئیس‌جمهور فرانسه کشورهای روسیه و ترکیه را تهدید جدی‌تری فرض کند.

 

آلمان

آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان در دوران ترامپ وظیفه‌اش را انجام داد و عملا به عنوان رهبر جهان غرب عمل کرد و تلاش کرد اقدامات ترامپ را - تا حدی که یک کشور ضعیف‌تر می‌تواند - خنثی کند. حالا که آمریکا یک رهبر سنتی‌تر و قابل پیش‌بینی‌تر را انتخاب کرده مرکل می‌تواند همان‌طور که قولش را داده از سیاست خداحافظی کند. او تلاشش را در این دوران سخت کرد و حالا آلمان بالاخره باید برای دوران پسامرکل آماده شود.

 

ژاپن

نوامبر ۲۰۱۶ را یادتان هست که شینزو آبه، نخست‌وزیر ژاپن با حداکثر سرعت خودش را به آمریکا رساند تا اولین رهبر خارجی باشد که حضورا پیروزی ترامپ را به او تبریک می‌گوید؟ ترامپ در آن زمان هنوز وارد کاخ سفید هم نشده بود و این نشان می‌دهد که برای ژاپنی‌ها روابط توکیو-واشنگتن چه اهمیتی دارد و بخصوص چه تضمین امنیتی‌ای برای آنها به ارمغان می‌آورد. اما آبه نتوانست دل ترامپ را کاملا به دست آورد: ترامپ از اینکه روابط دوجانبه دو کشور سود کافی برای آمریکا نداشته ابراز نارضایتی کرد و خواستار تغییر در ساختار این رابطه شد. حالا که ترامپ کاخ سفید را ترک می‌کند، سوگا یوشیهیده (که در سپتامبر جانشین آبه شد) می‌تواند انتظار رابطه‌ای آرام‌تر و سنتی‌تر را با آمریکا داشته باشد. بایدن طی یک تماس تلفنی به سوگا اطمینان داده که در صورت حمله‌ای از جانب چین یا متحدانش به جزایر سنکاکو (که تحت کنترل ژاپن است اما چین آن را مال خود می‌داند) آمریکا حتما به کمک ژاپن خواهد رفت.

 

عمدتا برنده‌ها

ایران

یک دوره دیگر ترامپ به معنای چهار سال دیگر فشار اقتصادی سنگین بر تهران بود و حالا ترامپ رفته است. اما بازگشت جو بایدن به واشنگتن تضمینی برای بازگشت آمریکا به برجام نیست و حتی این تضمین هم وجود ندارد که آمریکا هیچ تحریم اقتصادی معنی‌داری را لغو کند.  به علاوه هیچ تضمینی وجود ندارد که ایران هم با علاقه به وضعیت برجام اولیه برگردد: بعد از آنکه ترامپ آنگونه برجام را پاره کرد ایران حتما قبل از بازگشت خواستار تعهدات تازه‌ خواهد شد. (بخصوص اگر تندروها در انتخابات ریاست‌جمهوری پیش رو برنده شوند.) همه اینها به کنار، نبودن ترامپ در کل به نفع رابطه ایران-آمریکاست.

 

مکزیک

در سال ۲۰۱۶ اکثر تحلیل‏گران انتظار داشتند با ورود آمریکا به عصر دونالد ترامپ، مکزیک دچار سختی‌های فراوانی شود چون ترامپ در طول مبارزات انتخاباتی‌اش به شدت به آنها حمله کرده بود. اما واقعیت چهار سال گذشته چیز دیگری بوده است و علت اصلی آن عمگرایی شدید رهبران سیاسی مکزیک بوده است: آنها پذیرفتند که آمریکا به طرز غیرقابل مقایسه‌ای از آنها قدرتمندتر است و بهتر است سیاست عدم مواجهه در پیش بگیرند. تا لحظه نوشتن این گزارش آندرس مانوئل لوپز اوبرادور (آملو) رئیس‌جمهور مکزیک پیروزی جو بایدن را تبریک نگفته اما اقدام او دو دلیل منطقی دارد: اول اینکه او خود سابقه حضور در انتخابات مناقشه‌برانگیز ریاست‌جمهوری را دراد و دوم اینکه او نمی‌خواهد تا لحظه قسم خوردن بایدن به عنوان رئیس‌جمهور درگیر هیچ جنگی با ترامپ شود.

دولت بایدن این را درک می‌کند و آنها همسایه قابل‌پیش‌بینی‌تری برای مکزیک خواهند بود و به احتمال زیاد با استفاده از مسائل مهاجرتی، بحران سیاسی ایجاد نخواهند کرد. البته دولت بایدن احتمالا بیشتر از تیم ترامپ به مکزیکی‌ها در حوزه استانداردهای کارگری و محیط‌زیستی سخت‌گیری خواهد کرد. این احتمال هم وجود دارد که سیاست‌های دولت‌محور آملو باعث تنش میان شرکت‌های انرژی آمریکایی و دولت مکزیک شود. با این وجود، تغییرات اخیر به نفع مکزیک خواهد بود... به علاوه آنها دیگر قرار نیست خرج دیوار خیالی ترامپ در مرز با مکزیک را بدهند.

 

کره جنوبی

مون جه-این رئیس‌جمهور کره جنوبی به گرم‌تر شدن روابط کره جنوبی علاقه‏مند است. او بخصوص می‌خواهد این رابطه کمتر از قبل دچار غافلگیری شود. اما این هدف کوچکی نیست و ترامپ کارها را سخت‌تر کرد: او بدون هماهنگی با کره جنوبی چندین بار تلاش کرد با کره شمالی به صلح برسد و از آن بهره‌برداری سیاسی کند که البته ماجرا به این سادگی‌ها نبود و اوضاع پیچیده‌تر شد. حالا سئول شریکی در کاخ سفید دارد که در مواجهه با چالش اتمی کره شمالی با آنها هماهنگ است. به علاوه بایدن اهمیت ژئواستراتژیک حضور سربازان آمریکایی در کره جنوبی را درک می‌کند و سئول را تهدید نمی‌کند که در صورت ندادن بودجه بیشتر برای آنها، سربازان خود را از خاک کره خارج خواهد کرد. 

البته ماجرا برای کره جنوبی به این آسانی‌ها هم نیست. مون نباید فرض کند که بایدن حامی سفت و سخت برنامه‌های همکاری‌های اقتصادی و غیراقتصادی او با کره شمالی است. بایدن حتما موقع طراحی استراتژی در برابر کره شمالی، از کره جنوبی راهنمایی خواهد گرفت، اما بایدن بر خلاف ترامپ قرار نیست به کیم هدیه بدهد و در ازای آن چیزی نخواهد.

 

نه برنده و نه بازنده

چین

یکی از دلایل اصلی موفقیت چین طی سال‌های اخیر این بوده که آنها رویکرد استراتژیک جامعی در امور بین‌المللی در پیش گرفته‌اند. به همین خاطر پیروزی بایدن هم از لنز استراتژیک این رویکرد دیده خواهد شد: در کوتاه مدت، ریاست‌جمهوری بایدن به نفع چین خواهد بود چرا که فشار کوتاه مدت را از روابط پکن-واشنگتن برمی‌دارد (اگر چه به طور بنیادین مسیر آن را بهبود نمی‌بخشد.) به علاوه ورود بایدن به کاخ سفید باعث افزایش پیش‌بینی‌پذیری اقتصاد دنیا می‌شود و چین برای افزایش رشد و گسترش نفوذ اقتصادی‌اش به این نیاز دارد. ثبات ریاست جمهوری بایدن به علاوه به چین وقت خواهد داد تا انعطاف‌پذیری‌اش را تقویت کند و برای رقابت سخت آینده در حوزه‌های تجارت و تکنولوژی با آمریکا آماده شود. از طرف دیگر، اگر ترامپ برای بار دوم در انتخابات برنده می‌شد مردم دنیا راحت‌تر قانع می‌شدند که آنچه جهان نیاز دارد رهبری جهانی چین است، نه تداوم حاکمیت آمریکا.

 

برنده‌ها، که در صورت برد ترامپ هم برنده بودند

هند

نارندرا مودی، نخست‌وزیر هند در میان رهبران جهان یکی از بهترین روابط را با ترامپ داشت: این هم به شکل سیاست‌ورزی شخصی مودی مربوط است و هم اهمیت ژئواستراتژیک هند برای دولت آمریکا که بدش نمی‌آید هند را به جان چین بیندازد. البته بایدن کمتر از ترامپ به سیاست‌های ناسیونالیسم افراطی هندوی مودی علاقه دارد، هند بخش کلیدی تمرکز استراتژیک بایدن روی هند-آرام (منطقه‌ای بین اقیانوس‌های هند و آرام) به حساب می‌آید. به همین خاطر هند محبوب وزرای خارجه دموکرات و جمهوری‏خواه آمریکا خواهد ماند. و البته فراموش نکنید که کاملا هریس اولین فرد با ریشه‌های هندی است که به سمت معاونت رئیس جمهوری در آمریکا می‌رسد.

 

رژیم اسرائیل

رابطه گرم شخصی میان بنیامین نتانیاهو نخست‌وزیر اسرائیل و ترامپ به شدت به سود تل‌آویو تمام شد: آمریکا سفارتش را به بیت‌المقدس منتقل کرد و میانجی روند عادی‌سازی روابط میان رژیم اسرائیل با بحرین، امارات و دیگران شد. بعد از رفتن ترامپ هم این رابطه گرم باقی می‌ماند. بایدن یکی از اسرائیل‌دوست‌ترین سیاستمداران واشنگتن است و قصد ندارد از سرمایه سیاسی‌اش استفاده کند تا سیاست‌های ترامپ در این حوزه را بالکل تغییر دهد، بخصوص که اینها جزو سیاست‌های بلندمدت آمریکا در خاورمیانه بوده است. خلاصه اینکه اسرائیل هرچه که می‌توانست از ترامپ سود برد و حالا چهار سال آینده را به ترمیم رابطه‌اش با حزب دموکرات آمریکا می‌گذراند. بایدن هم در این راه به یاری آنها خواهد شتافت.

 

تقریبا بازنده‌ها

بریتانیا

بورس جانسون مدت‌ها روی این مسئله فکر کرده بود که در صورتی که نتواند با بروکسل روی برگزیت به توافق برسد یک توافقنامه تجاری انگلیسی-آمریکایی به دادش خواهد رسید. اما چنین توافقی با ترامپ امکان داشت نه بایدن. و بروکسل این را می‌داند. همه اینها کار دشوار جانسون را دشوارتر کرده است: او هم در مورد کرونا بد عمل کرده، هم با مخالفت‌های جدی حامیان سفت و سخت برگزیت در دولتش روبروست و هم تا حالا نتوانسته به برگزیتی که وعده‌اش را داده بود نزدیک شود. مردم هم به طور فزاینده‌ای از اوضاع ناراضی‌اند. به علاوه بایدن به انگلیس هشدار داده که نباید دست به عملی بزند که دوباره باعث شود میان ایرلند و ایرلند شمالی مرز واقعی به وجود آید. (این برای بایدن که ریشه‌های ایرلندی دارد مسئله‌ای شخصی به حساب می‌آید.) تنها نقطه مثبت قضیه این است که برگزیت در دنیایی که بایدن در آن در کاخ سفید حضور دارد احتمالا کمتر به هرج و مرج منجر می‌شود.

 

عربستان سعودی

عربستان در دوران بایدن هم - بخاطر ثروت، نفت و اهمیت ژئواستراتژیکش - جزو سه متحد اصلی آمریکا در خاورمیانه باقی خواهد ماند (دو متحد دیگر اسرائیل و امارات‏اند) اما ریاض حتما آن امتیازات ویژه‌ای را که در دوران ترامپ داشت از دست خواهد داد. ریاض در دوران ترامپ با رئیس‌جمهوری روبرو بود که واقعا با آنها معامله می‌کرد، کاری به نقض حقوق بشر در عربستان نداشت، و به اندازه آنها با ایران زاویه داشت. عربستان در دوران بایدن مجبور است محتاطانه‌تر برخورد کند و امتیازات سیاسی بیشتری به واشنگتن بدهد.

 

امارات متحده عربی

همین نوشته بالا را بردارید و جای کلمه عربستان، امارات را بگذارید!

 

بازندگان واقعی

برزیل

آیا «ترامپ استوایی» همچنان می‌تواند بر سر قدرت باشد وقتی ترامپ اصلی دیگر کاره‌ای نیست؟ به زودی معلوم می‌شود. یک مسئله کاملا مشخص است ژائیر بولسونارو، رئیس‌جمهور برزیل با باخت ترامپ، مشخص‌ترین رهبر جهان را که با ایده‌های او موافق بود از دست می‌دهد. هردوی آنها از منکران تغییرات اقلیمی‌اند، ضد زن و ضد اقلیت‌ها عمل می‌کنند و خلق و خوی نژادپرستانه دارند. حالا با رفتن ترامپ، بولسونارو پرچمدار این شکل از سیاست خواهد بود و هنوز مشخص نیست که آیا او برای چنین نقشی آماده است یا نه. ضمنا از این به بعد بولسونارو باید با رئیس‌جمهوری در کاخ سفید سر و کله بزند که مسئله محیط زیست جزو اولویت‌های اصلی‌اش است. به نظر نمی‌رسد چند سال آینده سال‌های آسانی برای بولسونارو باشند.

 

روسیه

می‌توان با اطمینان گفت که بین روسای جمهور آمریکا طی چند نسل گذشته، ترامپ کمترین احساسات ضدروسی را داشته و نکته اینجاست که روس‌ها نتوانستند از این موقعیت نفع خاصی ببرند. مشکل کجا بود؟ خیلی ساده است، شاید رئیس‌جمهور مشکلی با پوتین نداشت اما باقی واشنگتن (جمهوری‏خواهان، دموکرات‌ها و کل دم و دستگاه امنیت ملی آمریکا) به شدت احساسات ضدروسی دارند و این را مخفی نمی‌کنند. از چنین چشم‌اندازی پایان دوران ترامپ ضربه‌ای سنگین به مسکو به حساب نمی‌آید. اما روسیه طی چهار سال گذشته از بی‌توجهی ترامپ استفاده کرد و سعی کرد نفوذ خود را در نقاط مختلف جهان افزایش دهد، حالا پیروزی بایدن که مدافع رابطه نزدیک آمریکا و اروپاست ضربه بدی به پوتین خواهد بود. ضمنا حضور ترامپ در بلندمدت باعث شکاف جدی میان مردم آمریکا می‌شد و حتما رقبای آمریکا (از جمله روسیه) از تداوم این روند استقبال می‌کردند.

 

ترکیه

رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهور ترکیه امسال فقط همین باخت ترامپ را کم داشت. کرونا باعث شده اقتصاد رو به زوال ترکیه، تحت فشار کمرشکنی قرار بگیرد و این محبوبیت اردوغان را کاهش داده است. واکنش اردوغان چه بوده؟ او در خارج از خاک ترکیه رویکرد تهاجمی در پیش گرفته تا احساسات ملی‌گرایانه مردم به جوش آید و محبوبیتش دوباره بالا برود. بخشی از دلیل حملات و شلوغ‌بازی‌های ترکیه در مدیترانه شرقی، در ناگورنو قره‌باغ، در سوریه و در لیبی همین است و نکته اینجاست که بی‌توجهی کامل ترامپ به مسائل بین‌المللی و همین‌طور رابطه گرم شخصی اردوغان با او باعث شده بود ترکیه طی این سال‌ها هر کاری که خواست بکند. حالا این روند قرار است عوض شد چرا که بایدن توجه فعالانه بیشتری به مسائل اروپا و جهان دارد. حضور بایدن در کاخ سفید اوضاع را برای اردوغان در ترکیه و خارج از ترکیه سخت‌تر خواهد کرد.

 

واقعا نمی‌دانیم!

کره شمالی

احتمالا هیچ رهبر آمریکایی طی دهه‌های گذشته به اندازه ترامپ با پیونگ‌یانگ دوستانه برخورد نکرده بود، البته ترامپ به قولش در دستیابی به توافق با کره شمالی وفادار نماند و تحریم‌ها را هم کاهش نداد. آیا دولت کیم جونگ-اون از اینکه ترامپ دارد کاخ سفید را ترک می‌کند ناراحت است؟ یا کیم ترجیح می‌دهد با رئیس‌جمهوری طرف شود که اگر چه تقاضاهایش در مذاکره بیشتر است اما می‌تواند دموکرات‌ها و جمهوری‏خواهان در واشنگتن به معامله راضی کند و شانس دستیابی به توافق را بالا ببرد؟  باید دید طی ماه‌های آینده کیم چگونه به بایدن خوشامد می‌گوید: با یک آزمایش موشکی یا در پیش گرفتن سیاست سکوت و آرامش؟ و این نشان خواهد داد که می‌توانیم به زوج کیم-بایدن امیدوار باشیم یا نه. احتمالش زیاد است که طی ماه‌های آینده کیم وسوسه ‌شود تا با انجام آزمایش یا دست کم مانوری حساس، توجه بایدن را به خود جلب کند. به هر حال هرکس که با اطمینان بگوید می‌داند بین دو کشور چه اتفاقی قرار است بیفتد، دارد به شما دروغ می‌گوید.

 

*بایدن در جزیره ناشناخته

طی دهه‌های اخیر این آمریکا بود که برای نظم بین‌المللی غربی قانون وضع می‌کرد و جهان به این روند عادت داشت. اما در دوران ترامپ، آمریکا به قانون‌شکن این نظم تبدیل شد. رویکرد ترامپ اینجا خیلی ساده بود: «بگو اخیرا چه نفعی برای ما داشته‌ای؟» و اگر یک کشور منفعت بخصوص مالی برای آمریکای ترامپ نداشت ترامپ تهدید به قطع همکاری سابق می‌کرد یا بازی را به هم می‌ریخت.

نکته اینجاست که مدت‌هاست که جهان وارد دورانی شده که در آن برخلاف سال‌های پس از جنگ سرد، یک ابرقدرت وجود ندارد و آمریکا اصلا نمی‌تواند ادعای رهبری جهان را داشته باشد. هسته‌های قدرت در نقاط مختلف جهان شکل گرفته است و کمتر کشوری راضی می‌شود تحت ائتلاف عمل کند. در چنین دنیایی شاید نگاه یک‌جانبه، تاکتیکی و کوتاه‌مدت ترامپ به سیاست خارجی آنچنان هم غیرمنطقی به نظر نمی‌رسد. به همین خاطر است که در بخش سیاست خارجی، ترامپ برخلاف آنچه که منتقدانش می‌گویند، دستاوردهایی برای آمریکا یا متحدانش (بخصوص اسرائیل) داشته است. او البته در بخش چالش‌های بلندمدت آمریکا - مثل ظهور چین یا گرمایش زمین - بسیار بد عمل کرد.

بایدن کاملا نقطه مقابل اوست. او در سیاست خارجی در استفاده از زور محتاطانه عمل خواهد کرد و آدم ائتلاف است، چه در صحنه داخلی و چه خارجی. به همین خاطر احتمالش پایین است که او مثل ترامپ در حوزه سیاست‌ خارجی به پاداش‌های کوتاه‌مدتی برسد. مسئله اینجاست که در حال حاضر دستیابی به ائتلاف اصلا آسان نیست. دوران کنونی برای فردی که به چندجانبه‌گرایی پایبند است سخت‌ترین دوران بعد از جنگ جهانی دوم به حساب می‌آید.

البته همه جوانب به ضرر بایدن نیست. پس از ترامپ به قدرت رسیدن به این معناست که بایدن می‌تواند راه او را بدون مخالفت جدی ادامه دهد و تعداد سربازان آمریکایی در عراق و افغانستان را پایین بیاورد. این یعنی او می‌تواند همچنان چین را با تحریم‌های بیشتر به عقب براند و همزمان دیپلماتیک حرف بزند و متحدان آمریکا را راضی نگه دارد. آمریکای بایدن حتما به سازمان ملل، ناتو، توافقنامه پاریس و سازمان بهداشت جهانی بازخواهد گشت و تلاش خواهد کرد رهبری این نهادها و پیمان‌ها را دوباره در دست بگیرد.

اما وقتی بایدن با مسائل بزرگ بین‌المللی روبرو شود، خیلی سریع کشف خواهد کرد که او دارد با همان دنیایی سر و کله می‌زند که ترامپ می‌زد: دنیایی که علاقه‌ای به همکاری بین‌المللی ندارد. ترامپ با این دنیا مشکلی نداشت چون برای دستیابی به خواسته‌هایش به همکاری اعتقاد نداشت و استفاده از زور نظامی و اقتصادی را ترجیح می‌داد. بایدن چهار سال وقت خواهد داشت تا دریابد که آیا در دنیای جدید می‌شود دوباره باقی کشورها را همراه خود کند یا آن دنیا مدت‌هاست به پایان خود رسیده است.

لینک کوتاه: https://news.tccim.ir/?67314

نظر خود را بنویسید

ارسال پیام

مطالب مرتبط