چین چقدر از پیمان جامع شراکت اقتصادی منطقهای سود میبرد؟
حاضریها و غایبیهای بزرگترین توافق تجاری دنیا
1399/12/06
1680
این مطلب را به اشتراک بگذارید
طبق معمولِ تمام حرف و حدیثهای دوران حاضر، بحث در خصوص پیمان جامع شراکت اقتصادی منطقهای نیز بهجای آنکه بیشتر روی دستاوردهای اقتصادی متمرکز باشد، روی جهتبندیهای سیاسی متمرکز شده بود
آینده نگر/ منبع: ساوت چاینا مورنینگ پست
امسال بزرگترین بلوک تجارت آزاد جهان یعنی پیمان جامع شراکت اقتصادی منطقهای در شرایطی تشکیل شد که نه سر و صدای زیادی به پا شد و نه گمانهزنیهای خاصی درباره آینده این بلوک مطرح شد. اما قاعدتاً باید سر و صدای زیادی به پا میشد و گمانهزنیهای زیادی صورت میگرفت؛ چون اعضای این پیمان مجموعاً یک سوم از جمعیت جهان و بازده اقتصادی آن را تشکیل میدهند. در مقابل، آنچه که عملاً رخ داد مجموعهای از حرفهای تکراری و خستهکننده در خصوص نقش چین و استفادهاش از این بلوک و البته جاماندن آمریکا از توافقهای مشابه بود.
طبق معمولِ تمام حرف و حدیثهای دوران حاضر، بحث در خصوص پیمان جامع شراکت اقتصادی منطقهای نیز به جای آن که بیشتر روی دستاوردهای اقتصادی متمرکز باشد، روی جهتبندیهای سیاسی متمرکز شده بود. شمار زیادی از صاحبنظران از زمان امضای این پیمان چنین استدلال کردهاند که بازتاب تغییرات ژئوپلیتیک منطقهای یا همان افزایش نفوذ چین و کاهش نفوذ آمریکا را میتوان در این پیمان مشاهده کرد. طبق دیدگاه آنها، نظم منطقهای و جهانی را بر این اساس میتوان کاملاً تغییر یافته دانست.
اما صاحبان چنین دیدگاهی این نکته را نادیده گرفتهاند که پیمان جامع شراکت اقتصادی منطقهای و تمایل اعضا به حضور در آن، بیشتر از آن که ناشی از افزایش نفوذ چین باشد، حاکی از مخالفت اعضا با رویکرد و سیاستهای دونالد ترامپ بوده است. یکی از اولین کارهایی که دونالد ترامپ به محض رسیدنش به ریاست جمهوری انجام داده بود این بود که یک فرمان اجرایی برای خروج آمریکا از پیمان همکاری ترانسپاسیفیک را صادر کند؛ آن هم در حالی که این توافق تجارت آزاد بین آمریکا و ۱۱ کشور دیگر به امضا رسیده بود. کارشکنی مشابهی در زمینه توافقها و تعهدات دیگر دولت آمریکا نیز انجام شد. باراک اوباما رئیس جمهور پیشین آمریکا به آن توافق به عنوان راهی برای نقشآفرینی آمریکا در توافقنامههای تجاری منطقهای و اعمال نفوذ در قوانین و هنجارهای آن مینگریست. بعد از لغو حضور آمریکا، سایر اعضا همان پیمان را با عنوانی اصلاحشده ادامه دادند.
حالا هم که بحث پیمان جامع شراکت اقتصادی منطقهای مطرح شده، شکاف بین دو جناح کاملاً واضح شده است: از یک سو انزواگرایی تجاری دوران دونالد ترامپ و احتمال تداوم سیاستهای مشابه در دوران جو بایدن مطرح است و از سوی دیگر نیز شاهد فعالیت کشورهایی هستیم که به چندجانبهگرایی و همکاری تجاری اهمیت زیادی میدهند. این با میراث ترامپ در تناقض است.
پیمان جامع شراکت اقتصادی منطقهای یک معنای مشخص دارد و آن هم تمایل کشورهای آسیایی به طی طریق فارغ از اعمال نفوذ آمریکاست. البته برخی از مهمترین متحدان آمریکا یعنی ژاپن، کره جنوبی، استرالیا و نیوزیلند در این پیمان حاضر هستند اما خود آمریکا غایب است.
نباید این نکته را فراموش کرد که رهبری پیمان جامع شراکت اقتصادی منطقهای را چین برعهده ندارد؛ آن هم در حالی که اقتصاد چین بزرگتر از ۱۴ اقتصاد حاضر دیگر در این پیمان است. این پیمان به نوعی شباهتهایی به سایر معاهدات تجاری دارد که آسهآن با چین، کره جنوبی، ژاپن، استرالیا و نیوزیلند امضا کرده است. همچنین اعضای پیمان جامع شراکت اقتصادی منطقهای اکثراً توافقهای دوجانبه تجارت آزاد با یکدیگر دارند.
البته در این نکته شکی نیست که پیمان جامع شراکت اقتصادی منطقهای خبر بسیار خوبی برای چین و خبر بدی برای آمریکاست. این پیمان با ایجاد یک بلوک تجاری بزرگ به دنبال آن است که تمام شکافهای تجاری در منطقه شرق آسیا را از بین ببرد. یکی از مهمترین دستاوردهای این پیمان این است که تامینکنندگان در منطقه شرق آسیا راه آسانتر و هموارتری را در زمینه تجارت منطقهای پیش رو داشته باشند. در این میان چین تمایل دارد که مرکزیت خود در نظام تجارت جهانی را نمایش بدهد، آن هم در شرایطی که آمریکا تلاش دارد اقتصاد خود را از دنیا جدا کند و متحدان خود را به یافتن زنجیرههای تأمین جدید متمایل کند.
درست است که در پیمان جامع شراکت اقتصادی منطقهای خبری از رهبری چین نیست، اما بههرحال نفوذ تجاری منطقهای چین ضامن تأثیر آن روی معماری تجارت منطقهای است. اهمیت این پیمان آن قدر زیاد است که به عنوان اولین توافق تجارت آزاد بین چین، ژاپن و کره جنوبی شناخته میشود و درواقع بلوکی است که دومین و سومین اقتصاد بزرگ دنیا نیز در آن حاضرند.
تمام صحبتها در مورد پیمان جامع شراکت اقتصادی منطقهای در شرایطی مطرح شده که چین پروژه عظیم جاده ابریشم جدید (یک کمربند، یک جاده) را نیز در سالهای اخیر در دستور کار داشته و تلاش زیادی کرده تا اقتصاد خود را با بقیه دنیا در ابعاد گستردهای همراه کند. هدف چین از مشارکتهایش در پیمانها و توافقنامههای مختلف با سایر کشورها این است که به بازارهای بیشتری دست پیدا کند و اقتصاد خود را که بعد از چند دهه رشد دورقمی، حالا رشد کندی دارد دوباره در مسیر بهتری نسبت به گذشته بیندازد. اینکه آمریکا در این مسیر چگونه رقابت خود با چین را دنبال خواهد کرد، موضوعی برای بررسی در آینده است.
نظر خود را بنویسید