بحران کرونا چطور ثبات بین‌المللی را تغییر داد و حق بقا با چه کسانی است؟

دولت مدرن هم به داروینیسم وابسته است

...

هنری کیسینجر به این نکته اشاره کرد که تصویر دولت مدرن را می‌توان با تصویر شهری مقایسه کرد که پشت یک دیوار قلعه‌مانند قرار دارد. در شرایطی مثل کرونا، توسل به راه‌هایی مثل همکاری‌های بین‌المللی بی‌فایده است چون درواقع شهر درون قلعه است

آینده نگر/منبع: دیپلمات/نیکلای سیلایف، پژوهشگر مرکز مطالعات قفقاز و کارشناس مناقشات بین‌المللی

پاندمی کرونا از نگاه یک ناظر معاصر، پدیده‌ای جدید و غیرعادی به شمار می‌آید. اما اگر به این موضوع از زاویه تاریخ کلان بشر نگریسته شود، موضوعی کاملاً عادی جلوه خواهد کرد. تاریخ بشر اصولاً پر از اپیدمی‌ها و تأثیر آنها بر زندگی انسان‌هاست. هر چه که انسان پیشرفته‌تر شده، پیروزی بر اپیدمی‌ها هم به عنوان راهی برای شکوفایی و موفقیت دولت‌های مدرن تلقی شده‌اند.

علت ارتباط اپیدمی با دولت مدرن را از دو جنبه باید بررسی کرد. اول اینکه علم در جهان مدرن به سرعت در حال پیشرفت است و انتظارات از بهره‌بردن دولت مدرن از دستاوردهای علم نیز دور از ذهن نیست. نکته دوم هم این است که دولت مدرن توانایی‌های زیادی در سازمان‌دهی و برنامه‌ریزی دارد و بنابراین قاعدتاً به اپیدمی‌ها نیز باید به عنوان چالشی مشابه چالش‌های نظامی یا بوروکراتیک نگاه کند و برای آن راه حل‌های منطقی و اجرایی داشته باشد و البته تیم‌های علمی را برای مقابله با آن بسیج کند. اتفاق مشابهی در گذشته و در دولت‌هایی که مثلاً با اپیدمی طاعون مبارزه می‌کردند دیده شده است. درواقع دشمن اپیدمی را می‌توان قابلیت سازماندهی و اجرای تدابیر تعیین‌شده دانست.

در چنین شرایطی، دولت مدرن می‌تواند ناجی بشر در مقابله با یک پاندمی مثل کرونا باشد. هنری کیسینجر در بهاری که گذشت به این نکته اشاره کرد که تصویر دولت مدرن را می‌توان با تصویر شهری مقایسه کرد که پشت یک دیوار قلعه‌مانند قرار دارد. در شرایطی مثل کرونا، توسل به راه‌هایی مثل همکاری‌های بین‌المللی بی‌فایده است چون درواقع شهر درون قلعه است.

دولت مدرن درواقع یک سازمانِ همواره مشغول است که یا در حال جنگ است یا دارد خودش را برای جنگ آماده می‌کند. در چنین شرایطی، عجیب نیست اگر در شرایط پاندمی کرونا شاهد بزرگ‌شدن دولت‌ها و قدرت گرفتن آنها به شیوه‌های سنتی بشویم. این نوعی انتظارکشیدن و آماده‌شدن برای مناقشات بین‌المللی است که احتمالاً از پس پاندمی کرونا نمود پیدا خواهند کرد.

از آنجا که کشورهای مختلف، مسئله کرونا را با شکل‌های مختلف و در درجات مختلفی کنترل کرده‌اند سلسله‌بندی‌های جهانی موجود و همچنین توزیع قدرت و نفوذ در جهان بر اساس میزان موفقیت و عملکرد آنها در جریان بحران تغییر خواهد کرد. اینجاست که تصویر تاثیری که بحران کرونا روی مناقشات داخلی و خارجی گذاشته است بیشتر مشخص می‌شود. در این دوران، برخی بحران‌ها ساکت و برخی دیگر شعله‌ور شدند. قدرت‌های قاهرتر متوجه شدند که بهترین فرصت را برای شکست‌دادن بازیگران ضعیف به دست آورده‌اند. از آن سو، بحران‌های کم‌اهمیت‌تر به فراموشی سپرده شدند چون به نظر می‌رسید که در میان بحران کرونا، درگیر شدن در آنها نمی‌ارزد.

در همین میان، اکثریت جمعیت جهان حس کرده‌اند که قدرت سخت کشورشان به معنای قدرت نظامی در شرایطی مثل بحران کرونا برای نجات‌شان کافی نیست و بنابراین، انتظارات از دولت‌های خود در زمینه تأمین خدمات بهداشت و درمان عمومی یا توسعه پایدار یا مقابله با گرمایش زمین را بالا برده‌اند. اینجاست که چندجانبه‌گرایی به عنوان یکی از ویژگی‌های جهان قرن بیست و یکمی زیر سؤال رفته است، چون بحران کرونا ثابت کرد که هر کشوری در مواجهه با یک مشکل بزرگ جهانی مثل کرونا همواره تنهاست و باید راه حل‌های خودش را داشته باشد. حتی در چنین شرایطی، راه حل‌های مشابه نمی‌توانند در کشورهای مختلف به نتایج خوبی منتهی شوند؛ چون ماهیت این قضیه با سایر مشکلات انسان مدرن تفاوت دارد.

در اصل آنچه که باعث شد ضربه‌زنندگی بحران کرونا خیلی زیاد باشد، ارتباط گسترده بین مردمان و کشورها در دوران مدرن بود که اقتصادهای آنها را نیز به شدت به هم مربوط کرده بود. این شرایط باعث شد هم دولت‌های کارآمد و هم دولت‌های ناکارآمد متحمل ضربه اقتصادی ناشی از بحران کرونا بشوند. معنی‌اش این است که بازگشتن جهان به نظم پیش از بحران بسیار سخت و حتی نشدنی خواهد بود و استدلال‌آوردن برای تداوم دهکده جهانی هم دشوارتر شده است. در چنین شرایطی، ساده‌ترین موضوع‌ها به مسائل بحث‌برانگیز تبدیل می‌شوند. مسئله تجارت بین‌المللی فقط یکی از آنهاست. مثلاً اینکه سیاست حمایت‌گرایانه داخلی (پروتکشنیسم) در بسیاری از دولت‌های جهان تقویت می‌شود اما از سوی دیگر، دولت‌ها به این نتیجه می‌رسند که برای درآمدزایی و رشد اقتصادی چاره‌ای جز تقویت صادرات یا سایر ملزومات تجارت جهانی ندارند. برخی از دولت‌ها حتی از این می‌ترسند که با سیاست‌های حمایت‌گرایانه داخلی عملاً به بخش‌هایی از اقتصاد ملی خود آسیب بزنند.

در این میان، یک پاسخ واضح در واکنش به تمام پرسش‌های مربوط به دوران کرونا می‌توان ارائه داد: در این دوران هم مثل تمام دوران‌های قبلی، قوی‌ترین گونه نجات می‌یابد. این الگوی اثبات‌شده این بار هم اثبات خواهد شد. امکانش نیست که همه کشورها از بحران کرونا سربلند بیرون بیایند؛ اما بعضی‌ها سربلندتر خواهند بود. 

 

 

 

لینک کوتاه: https://news.tccim.ir/?67161

نظر خود را بنویسید

ارسال پیام

مطالب مرتبط