انگیزه و هدف عباس آخوندی برای اینکه پس از خداحافظی با کابینه دوازدهم هنوز در صحنه سیاست و به ویژه در دنیای سخن گفتن و نوشتن و بودن فعال در نشستها و همایشها در سطوح گوناگون حضور دارد، برای شهروندان شاید به اندازه حرفهایی که میزند اهمیت ندارد.
محمدصادق جنانصفت
انگیزه و هدف عباس آخوندی برای اینکه پس از خداحافظی با کابینه دوازدهم هنوز در صحنه سیاست و به ویژه در دنیای سخن گفتن و نوشتن و بودن فعال در نشستها و همایشها در سطوح گوناگون حضور دارد، برای شهروندان شاید به اندازه حرفهایی که میزند اهمیت ندارد.
همچنین سابقه و کارنامه او در همه سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی به میزان سخنانی که در این دو سال زندگی بدون مسوولیت بالای دولتی گفته است، اهمیت کمتری دارد. واقعیت این است که نوشتهها و سخنان منتشرشده عباس آخوندی وزیر سابق راهوشهرسازی دولت روحانی از جنس روشنگری و تحلیلی است و با توجه به میزان اطلاعاتی که در اختیار دارد برای شهروندان ایرانی به ویژه علاقهمندان اقتصاد سیاسی ایران مفید و روشنکننده برخی زاویهها و گوشههای تاریک است. همین سخنان وی در دانشگاه شریف که روزنامه «جهانصنعت» آن را منتشر کرد، یک تحلیل ژرف و تکاندهنده از پشت پرده احتمالی ماندن ایران در تحریم و سودی است که نصیب ذینفعان در سطح فراملی میشود یا اینکه چرا در یک دوره کوتاه وضعیت بهگونهای شد که ایرانی که با دوراندیشی هرگز تا دوره ریاست جمهوری احمدینژاد تحت تحریم سازمان ملل قرار نگرفته بود، ناگهان با سرسختی و لجبازی دولت وقت تحت رژیم تحریمهای سازمان ملل متحد رفت را باید جدی فرض کرد. نوشتهها و سخنان آخوندی درباره ضرورت پیوستن ایران به سازمان تجارت جهانی و نیز FATF و رفتن به سوی تجارت آزاد به جای هر اقدام دیگر از مهمترین مسائلی است که یک مقام سابق دولت با صراحت بر زبان میآورد و از ناسزا شنیدن و از افشاگری و تهدید و تحدید هراس ندارد. به نظر میرسد برخی از اعضای دولتهای سازندگی، اصلاحات و نیز همین دولت فعلی که به هر دلیل از دولت رفتهاند نیز میتوانند و باید برای نجات اقتصاد کشور تحلیل و تفسیر و اطلاعات خود را به اطلاع افکار عمومی برسانند و تابوشکنی اتفاق افتاده از سوی آقای آخوندی را ادامه دهند. تردید نکنیم این سخنان و اینگونه روشنگریها اگر از حالت تکصدایی بیرون آید و به جنبش مدیران ارشد دولتها تبدیل شود و روشنگری به ویژه درباره اقتصاد کلان رخ دهد آثار و پیامدهای خود را بر جا میگذارد و احتمال اینکه تندروها بتوانند راه را ببندند کمتر میکند. واقعیت اقتصاد ایران امروز تلخ و ناراحتکننده است و شهروندان ایرانی بنا به اعتراف منتقدان دولت که میگویند همهاش تقصیر این دولت است، این تلخی را با پوست و گوشت و استخوان میفهمند. یکی از تلخترین بخشهای اقتصاد ایران بدون تردید رژیم تحریمهاست که راه صادرات نفت خام را بسته و درآمد دستکم ۵۰ میلیارد دلاری سالانه ایران را از دست دولت بیرون آورده و هیچ نهادی هم راهی برای این میزان درآمد ازدسترفته پیشنهاد نمیکند. عباس آخوندی با صراحت میگوید یک گروه فراملی از این تحریم سود نامشروع میبرند و همان گروه اجازه نمیدهند تحریمها برداشته شود. کاش به شمار کسانی چون آقای آخوندی اضافه میشد.
نظر خود را بنویسید