حرکت به سمت جهان عاری از سوختهای فسیلی بازی قدرت را به شکلی غیرقابلانتظار تغییر میدهد
آنچه درباره ژئوپلیتیک نفت میدانید اشتباه است
1399/10/09
3442
این مطلب را به اشتراک بگذارید
مسکو مانند پکن جزو بازیگران اصلی تکنولوژی برق اتمی است و در جهان بدون سوختهای فسیلی، نیروگاههای اتمی بخش مهمی از تولید برق را برعهده خواهند داشت. برای مثال چین اعلام کرده تا سال ۲۰۶۰ تولید برق اتمیاش را چهار برابر خواهد کرد
آینده نگر/ منبع: فارن پالسی
*جیسون بورداف، استاد دانشگاه کلمبیا و مشاور سابق اوباما در حوزه انرژی
اگر نشانهها را جدی بگیریم به نظر میرسد تحول در بخش انرژی در حال سرعتگیری است. بریتیش پترولیوم، از بزرگترین شرکتهای تولیدکننده نفت جهان اخیراً پیشبینی کرده که میزان تقاضای نفت تقریباً از این بیشتر نخواهد شد. فرماندار کالیفرنیا اخیراً فرمانی اجرایی را امضا کرده که بر اساس آن فروش خودروهای جدید بنزینی تا سال ۲۰۳۵ ممنوع خواهد شد. چین که بیش از یکچهارم کل دیاکسید کربن دنیا را تولید میکند بهطور ناگهانی اعلام کرده تا سال ۲۰۶۰ انتشار کربن خود را به صفر میرساند. و نظرسنجیها هم نشان میدهد که مردم آمریکا پس از آتشسوزیهای اخیر کالیفرنیا و تندبادهای دریایی ویرانگر پیاپی در خلیج مکزیک کمکم متوجه خطرات گرمایش زمین شدهاند.
اما تغییر و تحول یک صنعت که دنیای مدرن را شکل داده تاثیرات عمیقی بر نظم جهانی میگذارد. عقل سلیم میگوید که با کنار گذاشتن نفت، چین اوج میگیرد و کشورهای نفتی سقوط میکنند. اما در واقعیت تبعات عمیق ژئوپلیتیک حرکت به سمت انرژیهای پاک پیچیدهتر و ظریفتر از چیزی است که فکر میکنید. بسیاری از پیشبینیهای امروز احتمالاً اشتباه از کار درخواهند آمد یا دههها طول خواهد کشید که ببینیم نتیجه چه میشود. نکته اینجاست که ما ناگهان وارد دوران انرژیهای پاک نمیشویم و روندی شلوغ و پرهرج و مرج را تا آن زمان تجربه خواهیم کرد. اگر سیاستگذاران درک صحیحی از تبعات ژئوپلیتیکی کنار گذاشتن نفت نداشته باشند نمیتوانند عصر آینده را بخصوص در حوزه سیاست خارجی مدیریت کنند.
مثلاً چین را در نظر بگیریم. اکونومیست پیشبینی کرده «قدرتهای برقی» جایگزین «قدرتهای نفتی» امروز میشوند و چین از با تسلط بر بازارهای رو به رشد برای محصولات انرژیهای پاک بیشتر از بقیه سود خواهد بود. اما حتی اگر چین هم بر بازار تولید پنلهای خورشیدی، باتری خودروهای برقی و دیگر تکنولوژیها سلطه پیدا کند آن شکل از نفوذ ژئوپلیتیکی کشورهای نفتی خاورمیانه را نخواهد داشت. اهرم ژئوپلیتیکی این دو انرژی کاملاً متفاوت است: چین شاید با تولید ارزان، روی بازار تازه تجهیزات انرژیهای پاک سلطه پیدا کند، اما اگر بخواهد به دلایل سیاسی فروش به یک کشور را متوقف کند باعث رفتن برق در آن کشور نمیشود. جلوگیری از ارسال محمولههای باتری شاید باعث افزایش قیمتها و تأخیر در فروش خودروهای برقی جدید شود، اما بر حمل و نقل مردم تأثیر جدی نخواهد گذاشت. این به شدت با وضعیت نفت متفاوت است: اگر امروز صادرات نفت و گاز قطع شود مردم در نقاط مختلف جهان خانهنشین خواهند شد چون خودروها حرکت نخواهند کرد و خانهها سرد خواهند شد چون گرمکردن خانه با الکتریسیته در نقاط مختلفی از جهان بهصرفه نیست.
چین به علاوه بازار مواد اولیه باتریهای الکتریکی - مثل لیتیم و کبالت - را در اختیار دارد که در آینده این صنعت نقشی کلیدی خواهند داشت. این طبیعتاً باعث افزایش ریسک در حوزه امنیت ملی میشود بخصوص در بخش تکنولوژیهای نظامی و ارتباطی که این مواد اولیه اهمیت فراوان دارند. اما در همین بخش هم اختلال یک شبه در زنجیره تأمین باعث توقف فعالیت شرکتهای غربی نمیشود. ضمناً این عناصر کمیاب، در واقع آنچنان هم کمیاب نیستند. اگر تقاضا بالا برود اکتشاف و استخراج در مناطق جدید شدت خواهد گرفت.
یا مثلاً خاورمیانه را در نظر بگیرید. اکثر تحلیلگران بر این عقیدهاند که در دنیای پس از نفت خاورمیانه در هرج و مرج و ویرانی خواهد افتاد. طبق این پیشبینیها کشورهای عرب خلیج فارس که به خاطر تولید بیرویه نفت قدرتمند شده بودند پس از پایان عصر نفت نمیتوانند به سرعت اقتصادشان را متنوع کنند و برای آمریکا بیارزش میشوند و حمایت این کشور را از دست میدهند و تنش و اختلاف بین مردمشان و بین خود این کشورها بالا میگیرد. اما احتمالاً آینده اینقدرها هم برای کشورهای نفتخیز خاورمیانه تیره و تار نیست. به احتمال زیاد دههها طول خواهد کشید که جهان به اهداف توافقنامه پاریس برسد و کشورهای نفتی وقت دارند که برای شرایط تازه آماده شوند و در این میان با فروش نفت برای روز مبادا پول ذخیره کنند.
چرا؟ چون بعد از به اوج رسیدن تقاضای نفت و بعد افول تدریجیاش آن کشورهایی طولانیتر از بقیه نفت خواهند فروخت که نفتشان ارزانتر درمیآید - مثل کویت، عربستان و امارات. کلاً هزینه تولید نفت در کشورهای عضو اوپک ارزانتر است و با کاهش تقاضا حتی ممکن است سهم اوپک از تولید نفت جهان بالاتر رود. ضمناً تولید نفت در کشورهای عضو اوپک ضربه کمتری به محیط زیست میزند و این یعنی در جهانی که به سمت انرژیهای پاک حرکت میکند وضع اوپکیها بهتر از باقی نفتیهاست.
عقل سلیم میگوید کاهش تقاضا برای نفت و گاز به معنای کاهش قیمتهاست. یعنی حتی اگر سهم کشورهای اوپک از بازار جهانی افزایش پیدا کند، آنها همچنان با سقوط درآمد روبرو خواهند شد. اینجا هم واقعیت پیچیدهتر از این حرفهاست. با نبود سرمایهگذاری مداوم، تولید حوزههای نفتی کنونی با سرعت سالانه حدوداً ۸ درصدی کاهش خواهد یافت. اما حتی اگر کشورها به توافقنامه پاریس عمل کنند، طبق برآورد آژانس بینالمللی انرژی (IEA) تقاضا با این سرعت کاهش نخواهد یافت و این یعنی کشورهای تولیدکننده نفت باید روی حوزههای نفتی خود سرمایهگذاری کنند. اما با کاهش تقاضا سرمایه از قبل ضعیف شده است و سرمایهگذاران دیگر علاقهای ندارند روی صنعتی که مطئمنا در حال افول است خرج سنگینی کنند. در نتیجه برخلاف پیشبینیها عرضه سریعتر از تقاضا سقوط خواهد کرد و این یعنی برای مدتی درآمد کشورهای نفتخیز افزایش خواهد یافت. یکی از دلایل شرکت نفت سعودی برای سرمایهگذاری چند ده میلیارد دلاری روی افزایش ظرفیت تولید همین مسئله است.
اینجا یک پارادوکس جالب پیش میآید: افزایش قیمت نفت به خاطر کاهش عرضه میتواند تکنولوژیهای انرژیهای جایگزین را به لحاظ اقتصادی جذابتر کند و تولید خودروهای برقی را سرعت بخشد. با آنکه عده زیادی معتقدند کشورهای نفتخیز گذار به سمت انرژیهای جایگزین را کند میکنند، این احتمال وجود دارد که درست برعکسش رخ دهد: اینکه سود مقطعی کشورهای نفتی باعث حرکت سریعتر به سمت انرژی پاک شود.
نکته بامزه اینجاست که ممکن است بعضی از قدرتهای نفتی امروز، قدرتهای برقی فردا باشند. حالا نه آنچنان غول مثل چین، اما بتوانند انرژیهای پاک (مثل الکتریسیته) به همسایگانشان صادر کنند یا سوختهای مثل هیدروژن و آمونیاک تولید کنند که میتوان از آنها برای انرژی دادن به کارخانهها، ساختمانها و حمل و نقل استفاده کرد. مثلاً عربستان که به انرژی عظیم و ارزان خورشیدی دسترسی دارد اخیراً اعلام کرده که پروژهای ۵ میلیارد دلاری برای تبدیل انرژی تجدیدپذیر به هیدروژن را آغاز کرده و اولین محموله آمونیاک آبی جهان را به ژاپن فرستاده است. دیگر کشورهایی که به انرژیهای تجدیدپذیر ارزان دسترس دارند - مثل شیلی - هم در اقتصاد جدید هیدروژن محور، تبدیل به قدرتهای مهمی خواهند شد.
و بالاخره به روسیه میرسیم، یک کشور نفتی قدرتمند که به اعتقاد گروهی از تحلیلگران از بازندگان حرکت به سمت انرژیهای نو خواهد بود. در واقعیت، روسیه تولیدکننده اصلی گاز طبیعی مورد نیاز اروپاست، بهطور فزایندهای گاز چین را تأمین میکند و به عنوان صادرکننده جهانی گاز طبیعی مایع در حال تثبیت خود است. در دوران گذار به انرژیهای پاک روسیه میتواند گاز را جانشین نفت کند و نگذارد قدرتش به عنوان صادرکننده سوخت تضعیف شود. طبق برآورد آژانس بینالمللی انرژی طی دو دهه آینده تقاضای گاز در منطقه آسیا-اقیانوسیه افزایش خواهد داشت. در اروپا طی همین دوره تقاضا پایین میآید، اما چون روسیه کمهزینهترین گاز را به اروپا میرساند، سهمش در بازار اروپایی - به دلیل مشابه سهم اوپک در بازار نفت - احتمالاً افزایش خواهد یافت.
در واقع احتمالاً نفوذ ژئوپلیتیک روسیه در دوران انرژیهای جایگزین افزایش خواهد یافت. مسکو مانند پکن جزو بازیگران اصلی تکنولوژی انرژی اتمی است و در جهان بدون سوختهای فسیلی، نیروگاههای اتمی بخش مهمی از تولید برق را برعهده خواهند داشت. برای مثال چین در برنامه خود برای به صفر رساندن انتشار کربن تا سال ۲۰۶۰ اعلام کرده تولید برق اتمیاش را چهار برابر خواهد کرد یعنی حتی بیشتر از رشد ظرفیت خود در انرژی بادی. انتظار میرود آمریکا و آلمان در حوزه نیروگاههای اتمی جای خود را به چین و روسه بدهند. روسیه در حال حاضر بزرگترین صادرکننده رآکتورهای اتمی در دنیاست و به همین طریق نفوذ ژئوپلیتیکی خود را تقویب میکند و قوانین این حوزه را دیکته میکند. همانطور که میبینید ریسکهای جهان پس از نفت بالاست، اما قابل مقایسه با ریسک گرمشدن زمین نیست!
نظر خود را بنویسید